تبلیغات
مخزن المعارف و اللطائف - مطالب روانشناسی و جامعه شناسی
چهارشنبه ششم بهمن 1389

تقویت عزت نفس در کودکان

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :روانشناسی و جامعه شناسی ،


همه کودکان بویژه کودکانی که پا به مرحله رشد می‌گذارند باید از آزادی و استقلال نسبی برخوردار باشند. ولی آنچه که آنان باید بدانند این است که در این جهان افرادی زندگی می‌کنند که ممکن است به آنان صدمه بزنند و آنچه که والدین انجام می‌دهند به منظور حفظ آنان از دست این افراد است. فراموش نکنید که التیام احساسات سرکوب شده دوران کودکی بویژه کودک بزهکار مشکل و سخت است.

حکمفرما کردن انضباط در خانواده کاری بس مشکل است. تنظیم قوانین منصفانه و بکار بستن آنها بطور منطقی می‌تواند مهارتهای هر پدر و مادری را آزمایش کند. مهم نیست که شما چه حد و حدودی را در مورد کودکانتان بکار می‌برید، زیرا آنان همواره در جستجوی راههایی برای شکستن این حد و حدود هستند. این امر طبیعی است، ولی کودکانی که از قوانین و حد و حدود آن تبعیت می‌کنند، احساس مهم بودن می‌کنند. مهم نیست که تا چه اندازه آنان ممکن است از خود مقاومت نشان دهند.

تقویت عزت نفس کودکان

می‌گویند کودکان بزهکار به توجه ، محبت و پذیرش بیشتری نیاز دارند. اغلب آنان احساس انزوا و جدایی می‌کنند که این امر آسیب پذیری آنان را نیز افزایش می‌دهد. به عبارت دیگر کودکانی که دارای حس خود ارزشی هستند کمتر دچار بزهکاری می‌شوند. بنابراین برای تقویت عزت نفس در کودکان چه باید کرد؟ برای انجام این مهم چهار رکن وجود دارد: محبت ، زمان ، انضباط ، پذیرش.

  • بیشتر اوقات دوست داشتن کودکان خیلی ساده و آسان است و در برخی مواقع مشکل.
  • ابراز محبت به کودکی که پیوسته بی تربیت ، ناسازگار و بدخلق است، همچون بیشتر کودکانی که دوران بلوغ را سپری می‌کنند، سخت است.
  • جالب است بدانیم در این زمان او به محبت بیشتری نیاز دارد. والدینی که هم در دوران سرکشی و ستیز کودکان و هم در دورانی که کودکان نوپا می‌باشند و از شیرینی خاصی برخوردارند به آنان توجه می‌کنند در واقع پایه عزت نفس کودکانشان را می‌سازند.

  • وقتی را که با کودکتان می‌گذرانید یکی دیگر از مواردی است که برای تقویت عزت نفس او مهم است. کودکان به زمان با کیفیت نیاز دارند. آنان به شما نیاز دارند تا در حیاط مدرسه و بازی و حتی در برخی زمانهای معمولی در کنارشان باشید. این بدین معنا نیست که شما باید کاملاً در همه احوال مراقب کودکانتان باشید. اغلب برای بیشتر کودکان فقط حضور والدین در خانواده کافی است.
  • گاهی اوقات مشغله کاری در بیرون از خانه به قدری زیاد است که مجبوریم زمان خیلی کمی را با کودکانمان بگذرانیم هیچ چیز مشکلتر از این نیست که برای بودن با کودک زمان کافی پیدا کنیم، ولی باید بدانیم که این زمان برای رشد کودک اهمیت دارد.

تقویت عزت نفس با پذیرش

  • یکی دیگر از ارکان عزت نفس در کودکان «پذیرش» است که انجام آن دشوار است. برای والدین طبیعی است که نسبت به کودکانشان امیدواری زیادی داشته باشند. همه ما دوست داریم که کودکانمان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و یا بهترین شاگرد در کلاس درس باشند.
  • ما از کودکانمان انتظارات زیادی داریم ولی آنان بیشتر انتظارات ما را برآورده نمی‌کنند. یکی از روشهای مهم تقویت عزت نفس، پذیرش کودکان در همه شرایط است.

  • هر کودکی دارای مشخصه منحصر به فرد خویش است و از نقاط ضعف و قوت برخوردار است. بطور یقین ما باید انتظار داشته باشیم که کودکانمان تا آنجا که می‌توانند تلاش کنند. در هر صورت چه آنان در کاری به راحتی موفق شوند یا به سختی در انجام آن موفق شوند، تشویق کارهایشان و تصدیق قوه خود ارزشی برای آنان بسیار ضروری است.

  • تا آنجایی که می‌توانید وقت زیادی را با کودکتان بگذرانید. اگر شما بیش از یک فرزند دارید سعی کنید طوری وقت خود را تقسیم کنید که به هر یک از فرزندانتان زمان کافی اختصاص یابد. گرچه تنظیم زمان بندی بدین شکل مشکل است، ولی این مسئله برای رشد کودک ضروری است حتی اگر لازم باشد از فعالیتهای دیگر زندگی خود صرف نظر کنید.

  • همیشه سعی کنید در لحظه‌های مهم زندگی فرزندانتان حاضر باشید. حضور در بازیهای مدرسه‌ای ، مراسم اعطای جوایز و … لحظات مهمی هستند که طبیعتاً کودکان دوست دارند با شما سهیم شوند.

آموزه‌های روان شناختی تقویت عزت نفس

  • به کودکان خود امیدوار باشید.
  • به جای نصیحت کردن آنان برای انتخابهای بد ، انتخاب خود آنان را مورد تمجید قرار دهید.
  • همه کودکان دچار اشتباه می‌شوند. به کودکان کمک کنید که از اشتباهات خود پلی برای موفقیت بسازند.

  • به احساسات کودکانتان احترام بگذارید. هرگز نسبت به تردیدها ، ترس‌ها ، عقاید و افکار آنان بی اهمیت نباشید.
  • قوانین روشنی را تنظیم کنید و آنان را اجرا کنید. سعی نکنید در اجرای آن از تنبیه‌های مختلف استفاده کنید.
  • کودکان اشتباه خواهند کرد و هیچکس همیشه از تمام قوانین پیروی نخواهد کرد. محدودیتها را استوار ولی دوستانه اجرا کنید.

  • پیشرفت کودکانتان را ارج نهید. کودکانتان باید بدانند که شما از آنان انتظار تلاش فراوان دارید ولی ظرفیت‌های آنان را نیز می‌شناسید. پیشرفتهای آنان را تمجید کنید و هرگز آنها را به خاطر اشتباهاتشان شرمسار نکنید.
  • عقاید و ارزشهای خود را با کودکانتان در میان بگذارید. با آنان صحبت کنید و به صحبتهایشان گوش فرا دهید تا بدین وسیله به آنها اعتماد به نفس بدهید.
منبع :روانشناسی و مشاوره


شنبه بیست و سوم آبان 1388

روانشناسی چت

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :روانشناسی و جامعه شناسی ،

فضای مجازی چت روم های اینترنتی به وسیله ای برای پر کردن اوقات فراغت جوانان مبدل شده که مرزهای تازه ای در شکل گیری ارزشها و هویت یابی جوانان پیش روی آنان قرار داده است.

بررسی های محققان علوم و ارتباطات اجتماعی نشان می دهد که کارکرد غالب چت برای کاربران ایرانی جنبه فراغتی و سرگرم کننده داشته که در اشکال مثبت و منفی تسهیل کننده و جبران کننده نیازهای ارتباطی آنها در دنیای واقعی است.

گرچه در فضای چت، مرزبندی های جنسیتی روز به روز ضعیف تر می شود اما با این حال در بیشتر موارد جذابیت های جنسیتی در روابط دنیای مجازی بیش از پیش حایز اهمیت است.کارشناسان معتقدند که مجاورت طولانی با فضای مجازی می تواند به فرهنگ پذیری یکطرفه و تاثیر پذیری افراطی از هنجارها و ارزشها انجامیده و با تقویت پدیده جهانی شدن تعلقات ملی و سنتی کابران را تحت تاثیر قرار دهد.

“کامران سروش صحت” کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی “چت روم ها” را میدان های چند کاربردی و از پرطرفدارترین عرصه های مراوده در فضای مجازی دانسته و معتقد است که چت، مرزهای تازه ای در شکل گیری خرده فرهنگها،ارزشها و هویت جوانان پدید آورده است.

وی با اشاره به عوامل تسهل کننده ارتباط در فضای مجازی چت می گوید: گمنامی، سرعت ارتباط و سیال بودن از جمله علل گرایش به چت است که در روابط جنیسیتی و دوست یابی جوانان پیامدهایی به دنبال دارد که محملی برای جستجو و ارضای کنجکاوی های آنان فراهم می آورد.

این کارشناس با تاکید بر اهمیت فضای چت روم ها در پر کردن اوقات فراغت اظهار می دارد: چت کردن در فضای مجازی، مشارکت عاطفی را جایگزین مشارکت سیاسی و معاشرت رو در روی اجتماعی کرده و نوعی رابطه غیر حقیقی را بر فضای مناسبات میان افراد حاکم کرده است که این امر پیامدهایی چون کاهش سرمایه های اجتماعی،انزوا و بریدگی از مشارکت های محسوس و عینی را در بر داشته است.

وی در توصیف چگونگی جایگزینی روابط عاطفی با روابط سیاسی و علمی درفضای چت تشریح می کند: چت کننده ها از برقراری چند ارتباط همزمان با دیگران به شدت لذت می برند، این افراد درگرفتن اطلاعات خاص از مخاطب خود پیشدستی کرده و از این طریق به یک شناسایی اولیه از مخاطب دست می یابند و امکان می یابند که از این طریق توصیف های مبالغه آمیز درباره خود بکار برده و با ابزار همدردی و همسویی با مخاطب، توجه او را به خود جلب کنند. این کارشناس معتقد است که ماهیت غیر رو در روی ارتباطات الکترونیکی اینترنتی، انگیزه بیشتری را در کاربران به ایجاد یک رابطه پشت صحنه ای که ریسک شرمندگی در آن کمتر است، ایجاد می کند.

دکتر”محمد ابراهیم برزگر” استاد روان شناس اجتماعی دانشگاه علامه طباطباطی با اشاه به دو فاکتور مورد علاقه در جوانان برای برقراری ارتباط با دیگران می گوید: “ناشناس ماندن” و “تنوع گرایی” شوق گرایش به ارتباط با چندنفر را بوجود آورده است.

وی می افزاید: در نمونه های تحقیقی بدست آمده از چند کافی نت مشخص شد که ۷۱ درصد از جوانان ۱۵ تا ۳۰ سال یک بار چت کردن را امتحان کرده اند.

وی در خصوص نتایج بدست آمده از گرایش سنجی جوانان در هفت موضوع مرتبط با چت کردن، اعلام می کند:نگاه به چت به عنوان بازی سرگرم کننده ۲۴ درصد، چت به عنوان تدوام زندگی واقعی ۱۷ ردصد، چت به عنوان وسیله ای برای ارتباط دوستانه ۱۸ درصد، چت به عنوان امکانی برای جستجو گری ۹ در صد، چت به عنوان ارتباطی نامطمئن و ناکارآمد ۲۰ درصد و چت به عنوان ابزاری برای سوء استفاده ۱۲ درصد بوده است. این استاد دانشگاه می افزاید: ۷۵ درصد چت کنندگان گفته اند که در چت کردن نقش های متقاوتی را بازی می کنند که سهم پسران در ارایه نقش غیرواقعی و تصویری نادرست از خود ۸۹ درصد و سهم دختران ۱۱درصد بوده است. برزگر بدبینانه ترین نظرات در گرایش چت گنندگان را مربوط به انتخاب همسر دانست و خاطر نشان می کند: به خاطر گسترده بودن فضا و امکان نقش بازی کردن و ارایه رفتارهای دوگانه بیشتر چت کنندگان معتقدند که محیط چت فضای مناسبی برای انتخاب همسر به شمار نمی آید که در این خصوص آقایان بیشترین بی اعتمادی به چت به عنوان ابزار انتخاب همسر دارند.

وی با اشاره به تمایل پسران به برقراری ارتباط دوستانه همزمان با چند فرد غیر همجنس تصریح می کند: بیشتر پسرها با آگاهی از وابستگی عاطفی در دختران تلاش می کنند که ارتباط خود با آنها را تا مرز آنچه حقیقتا به دنبال آن هستند، تعقیب کنند.این در حالی است که دخترها اغلب با وسواس و دقت بیشتری دوستی و رابطه پا برجا با یک فرد غیر همجنس را مدنظر دارند.

برزگر می افزاید: تحقیقات جامع نشان داده که نگاه دختران به چت بیشتر جنبه تفنن و بازی دارد با این حال نکته ای که در وهله نخست در تضاد با این جهت گیری قرار دارد تعهد بیشتر به استفاده صادقانه از فضای مجازی و محافظه کاری و احتیاط بیشتر دختران در برقراری ارتباط آنلاین است. “مریم رضا زاده” و” آرزو صالحی ” از محققان علوم اجتماعی در تحقیق مشترکی که در خصوص گرایش جوانان به چت های اینترنتی انجام دادند،نتایجی را که در ذیل آمده ارایه دادند: ۸۸ درصد به چت به مثابه یک بازی نگاه می کنند، ۵۳ درصد معتقدند که چت کردن فرقی با زندگی واقعی ندارد، ۴۶ درصد معتقدند که کسانی که با آنها چت می کنند خصوصیاتی مشابه با آنها دارند، ۴۰ درصد گفته اند که شخصیت شان درچت با شخصیت واقعی شان متفاوت است، ۷۶ درصد از چت کردن احساس آرامش می کنند، ۸۳ درصد شناخت شخصیت دیگران را در چت غیرممکن می دانند، ۴۴ درصد فهمیدن احساسات و نظرات واقعی افراد در چت را غیرممکن می دانند، ۷۶ درصد در چت به مخاطب خود اعتماد ندارند، ۷۳ درصد امکان انتخاب همسر از طریق چت را مناسب نمی دانند و ۴۳ درصد معتقد به وجود دردسر در دوست یابی های اینترنتی هستند. تحقیقات این دو محقق از زاویه ایی دیگر همچنین نشان می دهد که دختران درچت کردن بیشتر مایل به شیطنت و سر کار گذاشتن هستند در همین راستا پسران در چت کردن تلاش بیشتری می کنند که اعتماد دختران را بر ای تداوم رابطه جلب کنند.

“محمد سعید ذکایی” عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در بیان انگیزه اصلی از چت کردن می گوید: توجه بیشتر چت کننده ها به مسایل فراغتی و سرگرم کننده چت روم ها بوده است و انگیزه های بعدی به ترتیب شامل پیدا کردن دوست، تازگی محیط چت و مهیج بودن آن، تفاوت شخصیت در صحنه چت نسبت به زندگی حقیقی و شیطنت و ماجراجویی عنوان شده است.

این کارشناس می افزاید: در پاسخ به این سوال که با چه افرادی تمایل به چت کردن دارید، بیش از ۵۰ درصد پاسخ دهندگان گفته اند که بیشتر دوست دارند با افراد متنوع و ناشناس چت کنند و کمتر از یک سوم تمایل خود را به افراد آشنا بیان داشته اند .همچنین ۹/۹۸ درصد پاسخ دهندگان تمایل به چت کردن با افراد غیرهمجنس داشته اند و بدین ترتیب می توان گفت که فضای غالب در محیط چت روم ها گفتگوهای دوستانه جوانان غیر همجنس است که با نیت ارضای کنجکاوی، آشنایی، سرگرمی و شیطنت و ماجراجویی است. عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص مضمون گفتگوهای چت کننده ها اعلام می کند:بر اساس تحقیقات انجام شده، بیش از ۴۰ درصد چت کننده ها به دنبال مباحث غیرجدی و پیش پا افتاده و ۲۷ درصد به گفتگوهایی برای صمیمیت و نزدیکی بیشتر و کمتر از ۲۰ درصد موضوعاتی چون موسیقی فیلم و هنر را مد نظر داشته اند. ذکایی، درباره الگوهای قابل توجه در روابط میان چت کننده ها می گوید: بیشتر جوانان کم سن و سال تر به خصوص پسرهای جوان در گفتگوهای اینترنتی مایل به صمیمیت و نزدیکی بیشتر با دوستان غیر همجنس خود هستند.

همچنین پسران بیش از دختران مایل به گپ همزمان با بیش از دو یا چند فرد غیرهمجنس بوده و تبحر و مهارت پسران درچت کردن بیش از دختران است. همچنین پسرها ترس و نگرانی کمتری از کنترل ها و شناسایی های غیرمحسوس در خلال چت کردن داشته اند.

وی اولویت سایت های مورد مراجعه پاسخگویان برای چت کردن را به ترتیب ۸۵ درصد یاهو، ۷% درصد سایت های فارسی زبان مثل بدهی دات کام و روزی دات نت و ۵/۶ درصد msn دانست.

موسسه روانشناختی کاریزما مشاور (www.charismaco.com)


چهارشنبه یکم مهر 1388

عزت نفس داشته باشید!

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :روانشناسی و جامعه شناسی ،

کمبود عزت نفس یعنی توانائی‌های خود را ناچیز انگاشتن، برخورد تحقیرآمیز با خود و داشتن تصویر ذهنی منفی نسبت به خویشتن. کسانی‌که از خود بیزار هستند به‌ندرت می‌توانند روابط سالمی با دیگران برقرار کنند و ارتباط موفقی با آنها داشته باشند آنها از بودن با دیگران برقرار کنند و ارتباط موفقی با آنها داشته باشند آنها از بودن با دیگران احساس ناراحتی می‌کنند به‌خصوص وقتی‌که در یک گروه به خود نگاه می‌کنند این حس در ایشان تشدید می‌شود. از آنجائی که این افراد دید بدی نسبت به خود دارند. از ترس قرار گرفتن در معرض دیگران، عزلت اختیار می‌کنند. با ادامه این روند گرایش‌هائی در فرد شکل می‌گیرد که متناقض با علایق شخصی او است.

افرادی که دچار کمبود عزت نفس هستند، زندگی غیرمفرح و پیش پا افتاده‌ای دارند چرا که سعی دارند طوری زندگی کنند که از ترس‌ها و هیجانات به دور باشند و به همین جهت بسیاری از فرصت‌های موجود برای نیل به موفقیت و رضایت‌ خاطر در زندگی را از دست می‌دهند. تصمیمات آنها بیشتر بر مبنای حفاظت از خود و راضی نگاه داشتن دیگران است و این فرآیندی است که بدبختی‌های بیشتری برای آنها به ارمغان می‌آورد.

اگر از مبتلایان به این عارضه هستید ناامید نشوید. پیشنهادهای زیر می‌تواند کارگشا باشد:

 

۱) اعمال و رفتار خود را به دقت تحت نظر بگیرید تا متوجه شوید چه چیزی شما را برمی‌انگیزد.

اگر دچار وسواس برای جلب رضایت و تصدیق دیگران هستید و خود را تحت کنترل نیروهای خارجی قرار داده‌اید، اگر بیش از حد نسبت به نظرات دیگران و اینکه در مورد شما چه فکری می‌کنند حساس شده‌اید، اگر خیال می‌کنید هر جا می‌روید همه دارند شما را نگاه می‌کنند و وقتی در جمعی حضور ندارید همه پشت سر شما حرف می‌زنند و اگر خنده‌های دیگران را به این حساب می‌گذارید که دارند شما را دست می‌اندازند و به شما می‌خندند، زمان آن فرا رسیده که این‌ طرز تفکر غیرمنطقی را در بوته آزمایش قرار دهید و تلاشی جدی را برای در اختیار گرفتن زندگیتان آغاز نمائید. شروع به انجام کارهائی کنید که دوست دارید، تصمیمات مستقلی بگیرید که به‌نظرتان درست و در راستای علایقتان هستند. اگر لازم بود همیشه می‌توان نظر یا کمک دیگران و یا حتی تصدیق آنها را جویا شد ولی شما باید یاد بگیرید خودتان باشید و بتوانید تصمیماتی بگیرید که با شرایطتان سنخیت داشته باشد.


۲) قدر خودتان را بدانید.

احتمالاً سالیان سال آنچنان خود را دست کم گرفته‌اید که ارزش حقیقی خود را به‌عنوان عضو مهمی از خانواده، گروه یا مؤسسه‌ای که به آن تعلق دارید فراموش کرده‌اید. امروز نگاه تازه‌ای به خود بیندازید تا متوجه شوید چه چیزی شما را در این دنیا منحصربه‌فرد ساخته است. به این فکر کنید که از چه راه‌هائی در موفقیت، آسایش و نشاط دیگران مؤثر بوده‌اید. ممکن است یک خانم خانه‌دار ساده باشید و یا شغلی پیش پا افتاده داشته باشید ولی اینها نباید روی ارزشگذاری فردی شما اثر سوء داشته باشد زیرا اگر خوب دقت کنید، دارید روی زندگی دیگران تأثیر باارزشی می‌گذارید. درک این مسئله اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد زیرا انسان‌های خود کم‌بین، خود را مسئول شکست‌ها و ناکامی‌هایشان می‌دانند در صورتی‌که موفقیت‌هایشان را به دیگران و یا خوش‌شانسی در یک سری جریانات نسبت می‌دهند و حتی اگر به موفقیت بزرگی نیز دست پیدا کنند از موفقیتشان آن‌طور که باید و شاید لذت نمی‌برند چون فکر می‌کنند در واقع لیاقت آن موفقیت را نداشته‌اند.


۳) بدون قید و شرط خود را ببخشید.

اگر گذشته‌تان برایتان آزاردهنده است و اگر احساس گناه راحتتان نمی‌گذارد، لازم است خودتان را ببخشید و تنها راهش این است که خود را بدون قید و شرط دوست داشته باشید، خود را همان‌قدر که عزیزترین فرد زندگیتان را دوست دارید، دوست بدارید. به درون خود ارتباط برقرار کنید و بگذارید تمام احساسات خوب از آنجا به ضمیر ناخودآگاهتان جریان پیدا کند. اگر خود را بی‌قید و شرط دوست بدارید، اگر از صمیم قلب خود را قبول کنید و اگر قضاوت نابه‌جا در مورد خود را کنار بگذارید دیگر احساس ناراحتی نخواهی کرد. رمز و راز کار در این است که باید نگاه منفی، نق زدن‌ها، تریدها و قضاوت‌ها و انتقادات بی‌اساس در مورد خود را کنار بگذارید. اگر توانستید این‌کار را انجام دهید، قادر به پذیرش خود و کنار آمدن با گذشته و حال خود خواهید شد و به این ترتیب نقاط ضعف و قوت خود را بخشی از روند تکاملی خود به حساب می‌آورید و خود را از شر حس وابستگی که شما را ملزم به جلب تصدیق و تعریف دیگران می‌کند، رهائی می‌بخشید و از این پس تصمیمات را براساس قضاوت خود اتخاذ می‌کنید و مسئولیت تمامی اعمال و رفتار خود را پذیرا می‌شوید.


۴) با ترس‌های خود کنار بیائید.

اغلب اوقات ترس و اضطراب مانند خوره به جان آدم می‌افتند و مانع اتخاذ تصمیمات صحیح و عقلانی می‌شوند. اگر نگاه دقیقی به شرایط خود بیندازید خواهید دید بیشتر ترس‌هایتان خیالی هستندودر مورد آنها اغراق کرده‌اید. با سلاح دلیل و منطق به چنگ ترس‌هی نامعقول خود بروید آنها را با واقعیت‌های امروز یعنی همین روزی که در آن به سر می‌پرید محک بزنید. آنها را با حقایق و شهود به چالش بکشید تا بتوانید به‌تدریج بر عقاید غیرمنطقی که اینگونه ترس‌ها را تغذیه می‌کنند و آنها را زنده نگاه می‌دارند، غالب شوید. حق با شماست! کار آسانی نیست اما اگر مصمم و در پناه دلیل و منطق باشید، دغدغه‌های واقعی زندگی را از ترس‌های بی‌پایه تمیز خواهید داد و شیوه مؤثرتری برای برخورد با آنها اتخاذ خواهید کرد.


۵) آنچه را که از آن واهمه دارید انجام دهید.

لیستی از کارهائی را که به خاطر ترس از شکست یا اظهارنظرهای دیگران، در انجامشان تعلل می‌کرده‌اید تهیه کنید. از آن کارهائی که پیش از همه از انجامش می‌ترسیده‌اید شروع نمائید و برای خود دلیل بیاورید که چرا می‌توانید انجامش دهید به یاد داشته باشید مادامی که عملتان منافاتی با قانون نداشته باشد، حقوق دیگران را پایمان نکند و به خودتان با دیگران لطمه جسمی یا روانی وارد نکند، دلیلی وجود ندارد بخواهید مانع تحقق آن شوید.


۶) یاد بگیرید چگونه باید با شکست کنار آمد.

اینکه بخشی از تلاش‌های آدمی با شکست مواجه شود امری است کاملاً طبیعی. زمانی که در حال انجام کاری هستیم به‌ندرت در وهله نخست موفق می‌شویم. شکست یادآوری‌کننده این مطلب است که به‌عنوان یک انسان جز در سایه اراده راستین، استقامت و میل به یادگیری به موفقیت حقیقی دست بیازیم. شکست پل پیروزی است. راه موفقیت، از گذرگاه آزمایش و تجربه می‌گذرد و اگر شکستی وجود نداشت واژه "تجربه" بی‌معنا می‌نمود. شکست را به‌عنوان یک ابزار آموزشی بپذیرید و آن را گزاره‌ای علیه روش‌ها و راهکارهای عملی‌تان بدانید و نه علیه خود و توانائی‌هایتان.


۷) انتقادپذیر باشید.

گفته‌ها و نظرات دیگران در مورد خودتان را فرصتی برای شناخت و ارتقاء خود بدانید. دیگران تنها قسمت‌های کوچکی از شخصیت شما را می‌بینند که شما در معرض دید آنها قرار می‌دهید. بخش عمده‌ای از شخصیت شما برای عموم نامعلوم است. حتی خودتان نیز از برخی ابعاد وجودیتان بی‌خبر هستید چرا که قسمت قابل توجهی از شخصیت شما در ضمیر ناخودآگاهتان واقع شده است که برای قسمت خودآگاه وجودتان ناشناخته است. با توجه به اینکه از برخی جهات برای خود و دیگران یک راز هستید، اطلاعاتی را که از دیگران در مورد خود کسب می‌کنید، برای بسط آگاهی و درک هر چه بیشتر از خود به کار ببندید.


۸) تمرین جسارت کنید.

یاد بگیرید از نظرات، عقاید و اعمال خود دفاع کنید. می‌توانید از ارزش‌ها و علایق خود سخن برانید و پاسدار حقوق خود نیز باشید بدون آنکه پرخاشگر و گستاخ جلوه کنید. جسارت خود را به‌کار بیندازید تا از خودخواهی‌ها و خودحوری‌های دیگران در امان بمانید. اگر قرار است با کسی مذاکره داشته باشید به‌جای ترس و اضطراب ذهن خود را روی وضعیت منصفانه برد - برد متمرکز کنید. اگر لازم شد آمادگی آن را داشته باشید که مذاکرات را تا نیل به اهداف موردنظرتان به درازا بکشانید.


۹) خود را با جملات مثبت تشویق کنید.

در خلال روز گاه و بیگاه از جملات مثبت تأکیدی استفاده کنید تا به خود یادآوری کرده باشید قصد دارید به چه اهدافی دست پیدا کنید و دوست دارید چطور آدمی باشید. به یاد داشته باشید که شما همانی خواهید شد که همواره فکرش را می‌کنید و با تغییر افکار و عقاید می‌توان زندگی را برای همیشه متحول کرد. بهترین هدیه‌ای که می‌توانید در طول روز به خود بدهید یک نگرش مثبت روانی است که روحیه شما را قتویت کرده و دستاوردهای بیشتری با خود به همراه می‌آورد.


۱۰) تنها با مثبت‌اندیشی مقایسه کنید.

از مقایسه برای تعیین جایگاه خود در میدان مسابقه بهره ببرید اما در استفاده از آن عاقلانه رفتار کنید. تفاوت‌های موجود در شرایط و موقعیت‌ها را در نظر بگیرید. اگر در شرایط برابر، دیگران از شما جلوتر هستند دلیل بر بی‌کفایتی شما نیست این تنها بدین معنا است که شما باید برای رسیدن به آنها تلاش بیشتری به خرج دهید. مشکل را ریشه‌یابی و برایش راه‌حل مناسب پیدا کنید. اگر لازم بود از کسانی‌که بهتر از شما عمل می‌کنند راهنمائی و مشاوره بخواهید. آنها را در مسیر پیشرفت و ترقی همراه خود سازید و از بینش و دانش آنها بهره ببرید.


۱۱) تجسم‌سازی کنید.
 از تصور، تجسم و قدرت ناخودآگاه ذهن برای تغییر نگرش و رفتار خود استفاده کنید. موقعیت‌هائی را مجسم کنید که ناراحتتان می‌کنند، موقعیت‌های تحقیرکننده یا شرایطی که بدترین ترس‌ها را به جانتان می‌اندازند. سپس تصور کنید چگونه باید با آنها در زندگی حقیقی کنار آمد. اگر بتوانید با موفقیت تمرین تجسم‌سازی را انجام دهید، برخورد با شرابط مشابه در زندگی واقعی به مراتب آسان‌تر خواهد شد.


۱۲) آنچه را بیشتر دوست دارید انجام دهید.

دنبال رؤیاهایتان باشید، اهدافتان را بازنگری کنید تا ببینید آیا متأثر از ترس‌ها و کمبود اعتمادبه‌نفس هستند یا خیر. احتمال دارد برخی اهداف و یا حتی شغلی خاص را براساس تفکرات و تصورات نامعقول و یا برای جلب‌نظر دیگران انتخاب کرده باشید. در انتخاب‌ها به دنبال رضایت قلبی واقعی خود باشید.


۱۳) برخورد مثبت یا خشم را فرا بگیرید.

افرادی که دارای عزت‌نفس کم هستند دوست دارند رفتارهایشان خوشایند دیگران باشد و چه‌بسا در این میان بسیاری از هیجانات خود از قبیل خشم را فرو می‌خورند. این عمل ممکن است در کوتاه‌مدت نتیجه موردنظر شخص را تأمین کند ولی در درازمدت به خودی خود ناراحتی‌ها و ناکامی‌های بیشتری به بار می‌آورد. عصبانیت از هیجانات فطری بشر است و یقیناً اگر به‌صورت کنترل‌نشده و مداوم ابراز شود مضر خواهد بود لیکن فرو خوردن آن نیز به همان میزان اشتباه و مضر است. بهترین راه ممکن خارج کردن خشم از وجودتان بدون آسیب وارد کردن به خودتان یا دیگران است.


۱۴) به سلامت جسمانی خود بهاء بدهید.

اگر از وضعیت جسمانی مناسبی برخوردار بوده و بدن روی فرم و آماده‌ای داشته باشید، این امر به شما کمک می‌کند نگرش مثبتی نسبت به خود پیدا کنید ضمن اینکه فعالیت‌های ورزشی که در این راستا انجام می‌دهید نیز موجب نشاط روحی‌تان می‌شود. اگر تاکنون به ظاهر خود اهمیت نمی‌دادید پیشنهاد می‌شود در نحوه لباس پوشیدن و آرایش سر و صورت خود هم تجدیدنظر کنید و اثرات این آراستگی را با چشمان خود مشاهده کنید.

ممکن است حتی پس از اعمال بسیاری از این موارد نیز آنچنان که باید و شاید احساس رضایت نکنید، توجه داشته باشید که خاطرات تلنبار شده در ذهنتان همچنان آزاردهنده هستند و نمی‌توان توقع داشت این خاطرات و احساساتی که از یادآوریشان (ولو به‌صورت ناخودآگاه) بروز می‌کنند به یک باره از بایگانی مغزتان رخت بربندند. سعی کنید در موقعیت‌هائی که قرار می‌گیرید به ناکامی‌های گذشته رجوع نکنید و با توجه به مواردی که مطرح کردیم از موقعیت پیش آمده برای خود موفقیت بسازید. به خودتان فرصت بدهید مطمئن باشید اندک اندک خاطره دستاوردهای اخیرتان روی تجربیات تلخ گذشته را می‌پوشاند و زندگی جدیدی را برایتان رقم می‌زند.

حمیدرضا بهلولی


شنبه هفدهم مرداد 1388

هفت راز عشق با دوام

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :روانشناسی و جامعه شناسی ،

 
بسیاری از زوج های جوان پس از گذشت مدت زمانی نه چندان طولانی، احساس می کنند شریک زندگی شان دیگر مثل روزهای اول زندگی آنها را دوست ندارند و نسبت به او بی اعتنا است ، اما زوج هایی هم پیدا می شوند که همواره از در کنار هم بودن احساس لذت می کنند. این مقاله7 راز برای ادامه عشق بادوام را برای شما می گشاید.

تفاوت ها را بفهمیم

مهم ترین جنبه ی جذابیت این است که ما با هم تفاوت داریم. درست همانطور که قطب منفی و مثبت یک آهن ربا یکدیگر را جذب می کنند ، مرد با ویژگی های مردانه و زن با ویژگی های زنانه یکدیگر را جذب می کنند. تشابه و همسانی زن و مرد از لحاظ رفتار، افکار و کردار چیزی به جز کسالت آور شدن زندگی و بی علاقگی به ادامه آن را در پی نخواهد داشت.


ادامه مطلب

چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388

در جواب سوال دوستمان

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :روانشناسی و جامعه شناسی ،

دوست عزیزمان  مدیر وبلاگ "اشرف مخلوقات" سوالی در وبلاگشان مطرح کرده بودند در مورد انسان های متکدی و اصطلاحا گدا پرسیده بودند تکلیف چیست ؟ خواستم جواب ایشان را در وبلاگشان بدهم ولی چون طولانی بود ترجیح دادم در وبلاگ به عنوان یک پست جواب ایشان را بدهم.  این جواب از دیدگاه جامعه شناسانه و دین مآبانه است که راه اسلام همین است اجرای احکام دین در جامعه.                                                                     این حس و دغدغه از طرفی نشان  از حس دین مآبانه دارد و از طرفی از حس جامعه شناسانه و احساس مسئولیت در قبال تغییر فرهنگ جامعه به سوی فرهنگ سوءاستفاده گری   ناشی میشود که البته آن هم وجهه دینی دارد و خود دین ما را به رواج رفتار حسنه ومنع رفتار ناهنجار دعوت کرده است  . دین مداران صرف به این موضوع  از دیدی نگاه میکنند و آن  این است که کسی که  از کسی طلب و در خواستی  کند  سزاوار بخشش است  زیرا او عرض و آبروی خود را در عوض آنچه از شما خواسته است پرداخت کرده که این چنین تعابیری در بعضی روایات به صراحت آمده است . و از طرف دیگر جامعه شناسان صرف  دیدی دگر دارند و آن اینکه جامعه باید در مسیر صحیح خویش حرکت کند و اگر نیازی وجود دارد باید از طریق خودش  دادرسی شود و فرهنگ جامعه  از آن مهم تر است لذا منعشان در این مورد شدید است .  دیدگاه اول به درد جوامعی می خورد که دین ملاک همه چیز است و همه چیز با معیار دینی اداره میشود چرا که در چنین جامعه ای داشتن آبرو برای هر فردی به تکلیف دینی واجب است و فرد متدین چیزی از آن برتر در وجود خود نمی یابد  لذا وقتی که آبرویش را گرو می گذارد وجود خویش را عرضه کرده  در نتیجه سزاوار اکرام و انعام است همانطوری که دستورات دینی هم این را افاده می کند . و نوع دوم به درد جوامعی با دیدگاه آرمان گرایانه  سکولار می خورد که سعی در پیاده کردن قواعدی که به دست خودشان  ساخته اند دارند و در این کار اصرار دارند . نمونه دیدگاه اول جامعه امیر المومنین است جامعه ای که آنچه گفتیم در آن اهمیت داشت  و یک جامعه آرمانی است  وباید ملاحظه کرد که آن احادیث شریف در چنین محیطی صادر شده .و دیدگاه دومی را می توان امروز اروپا را مثال زد  جایی که خیلی از مشکلات ما را در این مورد ندارد . این چنین جامعه ای گر چه ازاین جهت از  جامعه ما بهتر است ولی آرمانی نیست . و بزرگترین مشکل آنها کم شدن روح عاطفه و نیز درست انجام نشدن نظریاتشان  است چون به هر حال هیچ وقت هیچ چیز کامل اجرا نمیشود . اما تا اینجا مشکل ما حل نشد . ما در جامعه ای با گرایش مذهبی ولی ناقص زندگی می کنیم که بسیاری از تفکرات سکولار در آن رخنه کرده است  حتی اگر خودمان ندانیم . در جامعه ما نه دین  قدرت تامه دارد که تعالیمش غالب افکار را پر کرده باشد و در نتیجه آبرو  برای همگان تکلیف مسلم شرعی و چیز مهمی باشد که گرو گذاشتنش اهمیت داشته باشد و نه سکولار است که ما بتوانیم تعالیم دین  را کنار بگذاریم و بر قواعدی که می فهمیم عمل کنیم در چنین  صورت تکلیف ما چیست . یک راه وجود دارد و آن دل است . چیزی که هم تعالیمی دینی بر آن تاکید دارند و هم در هر انسان سکولار منشی و لو از نوع  تنزل یافته اش وجود دارد . همانطور که در عرفان اسلامی مطرح است که قلب روزنه ای به سوی حقیقت است و درمکاتب روحانی غیر دینی هم چنین مقامی برای قلب وجود دارد . آنچه با آن مواجه میشوید به قلب رجوع کنید و آنچه در تجمیعش با عقل در یافته است را حاکم کنید  راهی جز این وجود نخواهد داشت  و کسانی که اندک وسعتی در عرفان عملی هم داشته اند  این را درک خواهند کرد که قلب را مقام حکمیت است در آنچه عقل از درکش عاجز مانده است و اشکال عارفان بر عقلا و فیلسوفان همیشه همین بوده که شما هرگز نخواهید توانست همه چیز را باعقلتان حل کنید و این مطلبی واضح است . البته آنچه گفتیم  بعد از ادراکات عقلی قرار می گیرد  زیرا عقل رسول باطنی است و تمییز دهنده حق و باطل . در واقع بحث ما در جایی منعقد است که عقل عاجز باشد . هنگامی شما به این مقاله رجوع کنید  که همه جهات عقلی را بررسی کرده باشید که اگر نتیجه گرفتید که بهتر و گرنه راه همان است که گفته شد  البته در حکمیت دل متوجه باشید که اندیشه و تفکر مذهبی و سکولار داخل در تصمیم دل نشود  که این همان اشتباهی است که همیشه مرتکب میشویم .آنچه گفتیم تعبیر جامعه شناسی دینی از هر چیزی است که در بین دو دیدگاه گیر افتاده باشد  ومخلوطی از دو ضد شده باشد و اختصاصی به مورد سوال دوستمان ندارد . غرض هم این بود که قضیه را ریشه ای بحث کنیم و به جواب همیشگی برسیم . البته همه اینها راه حل موقت است چون راه دیگری  برایمان وجود ندارد  و واضح است که بازهم نتیجه قطعا با جامعه آرمانی فاصله خواهد داشت . راه حل قطعی وجود حکومتی با شاخصه های حکومت الهی  با تمام معیار های مورد نظر آن است که قوانین بی نقصی در آن ارائه داده شده باشد ( البته اکنون قوانین را داریم وآن قوانین اسلام است) و از طرفی قدرت انجام و اجراو روح پذیرش عمومی در آن وجود داشته باشد  که  تجمیع این دو در حکومت آرمانی حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء خواهد بود    . انشاء الله


تعداد کل صفحات: 2 1 2