تبلیغات
مخزن المعارف و اللطائف - مطالب علوم قرآنی
سه شنبه بیستم بهمن 1388

مفاهیمی از آیه ملک(26 آل عمران)

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :علوم قرآنی ،

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِی الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (26)
بگو: خداوندا، اى مالك حقیقى هر مملوك، و اى حاكم مطلق بر همه حكومت‏ها، به هر كه خواهى حكومت مى‏بخشى، و از هر كه خواهى حكومت را بازمى‏گیرى، و هر كه را خواهى عزت مى‏دهى، و هر كه را خواهى خوار مى‏گردانى، (حقیقت) خیر در دست توست، حقّا كه تو بر هر چیزى توانایى (26)
سوره مباركه آل عمران


آنچه در این آیه در مورد اعطاى عزّت و ذلّت از جانب خداوند آمده، طبق قوانین و سنّت اوست وبدون جهت ودلیل خداوند كسى را عزّت نمى‏بخشد ویا ذلیل نمى‏سازد. مثلاً در روایات مى‏خوانیم: هر كس براى خداوند تواضع و فروتنى كند، خداوند او را عزیز مى‏كند وهر كس تكبّر نماید، خدا او را ذلیل مى‏گرداند.
بنابراین عزّت و ذلّت از خداست، ولى ایجاد زمینه‏هاى آن به دست خود ماست.

1- مالك واقعى تمامى حكومت‏ها خداست. مُلك براى غیر خدا، موقّتى و محدود است. «مالك الملك»

2- اكنون كه مالك اوست پس دیگران امانتدارى بیش نیستند و باید طبق رضاى مالك اصلى عمل كنند. «مالك الملك»

3- اگر انسان مالك مُلك نیست چرا از داشتن آن مغرور و با از دست دادنش مأیوس شود! «مالك الملك»

4- خداوند به هر كس كه شایسته و لایق باشد، حكومت مى‏دهد. همان گونه كه به سلیمان، یوسف، طالوت و ذوالقرنین عطا نمود. «تؤتى الملك من تشاء»

5 - حكومت و حاكمیّت، دلبستگى‏آور است. «نزع» به معناى كندن است و نشانه یك نوع دلبستگى است.

6- عزّت و ذلّت به دست خداست، از دیگران توقّع عزّت نداشته باشیم. «تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء»

7- توحید در دعا و عبادت یك ضرورت است. «بیدك الخیر»

8 - آنچه از اوست، چه دادن‏ها وگرفتن‏ها، همه خیر است، گرچه در قضاوت‏هاى عجولانه‏ى ما فلسفه‏ى آن را ندانیم. «بیدك الخیر»

9- سرچشمه‏ى بدى‏ها عجز و ناتوانى است. از كسى كه بر هر كارى قدرت دارد چیزى جز خیر سر نمى‏زند. «بیدك الخیر انك على كل شى‏ء قدیر»


سه شنبه بیست و دوم دی 1388

ولایت پذیری، ویژگی بارز حزب الله

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :علوم قرآنی ،

قرآن کریم، همه انسانها را به دو حزب و گروه تقسیم می کند: حزب الله و حزب شیطان؛ و برای هر یک از آنها ویژگی و خصوصیاتی را بیان می نماید. در سوره مجادله آیه22  و سوره مائده آیه56 ، ویژگی هایی بدین شرح برای “حزب الله” بیان شده است:
1- ایمان به خدا و روز قیامت: “یومنون بالله و الیوم الآخر”.
2- دوستی نکردن با دشمنان خدا و رسول او؛ هر چند که آن دشمنان، پدران، فرزندان، برادران و عشیره آنان باشند؛ یعنی پیوندهای عاطفی و خانوادگی حزب الله بر پایه ارزش های دینی است: “لا تجد... یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آبائهم او ابنائهم او اخوانهم او عشیرتهم”.
3- تثبیت و استقرار ایمان در قلوب حزب الله: “اولئک کتب فی قلوبهم الایمان”.
4- داخل شدن در بهشت و جاودانگی در آن: “و یدخلهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها”.
5- حزب الله به مقام رضا و خشنودی از تقدیرات الهی رسیده اند و خداوند نیز از آنان راضی و خشنود است: “رضی الله عنهم و رضوا عنه”.
6- حزب الله اهل فلاح و رستگاری اند: “الا ان حزب الله هم المفلحون”.
7- غلبه و پیروزی نهایی با حزب الله است: “ فان حزب الله هم الغالبون”.
مطابق آیه شریفه “و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون؛ و کسی که خدا و فرستاده او و کسانی را که ایمان آورده اند به ولایت و سرپرستی بپذیرد، (بداند که) بی تردید حزب خدا پیروزند”(مائده56/)؛ یکی از ویژگی های بارز “حزب الله”، تبعیت از رهبران الهی و ولایت پذیری است. علامه طباطبایی ذیل این آیه شریفه، چنین بیان می دارد: “تولی به معنای گرفتن ولی است (یعنی پذیرفتن ولایت خدا و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند) و “الذین آمنوا” افاده عهد می کند و در آن اشاره است به مومنین معهود، یعنی همان مومنینی که در آیه قبل “انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکاه و هم راکعون” ذکر شده است”(تفسیر المیزان19  6:). آیه “انما ولیکم الله ...” به تصدیق مفسرین و علمای شیعه و اهل سنت، درباره امیر المومنین علی (ع) وارد شده است، که در نماز و در حال رکوع، صدقه به فقیر داد. در تفسیر برهان از امام باقر (ع) روایت شده که درباره آیه “انما ولیکم الله ...” فرمودند: طایفه ای از یهود مسلمان شدند و خدمت رسول اکرم (ص) عرض کردند: یا نبی الله، حضرت موسی (ع) وصیت کرد به یوشع بن نون و او را جانشین خود قرار داد، وصی شما کیست یا رسول الله؟ و بعد از تو ولی و سرپرست ما کیست؟ در پاسخ این سوال، این آیه نازل شد: “انما ولیکم الله ...” آنگاه رسول خدا فرمود برخیزید، همه برخاسته و به مسجد آمدند، مردی فقیر و سائل داشت از مسجد بطرف آنها می آمد، حضرت فرمودند: ای مرد، آیا کسی به تو چیزی داده؟ عرض کرد: آری، این انگشتر را یک نفر همین اکنون به من داد، حضرت پرسید چه کسی؟ عرض کرد: آن مردی که مشغول نماز است، حضرت پرسید: در چه حالی به تو داد؟ عرض کرد در حال رکوع، حضرت تکبیر گفت. اهل مسجد همه تکبیر گفتند، حضرت رو به آن مردم کرد و فرمود: پس از من علی (ع) ولی شماست، آنان نیز گفتند: ما به خداوندی خدا و به نبوت محمد(ص) و ولایت علی (ع)، راضی و خشنودیم، آنگاه این آیه نازل شد: “و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون”(همان:21 ).  مطابق مفاد این آیه شریفه، “حزب الله” کسانی هستند که ولایت و سرپرستی خدا و پیامبر اکرم (ص) و امیر المومنین علی (ع) را پذیرفته باشند. با توجه به اینکه ویژگی های حزب الله در امیر مومنان علی (ع) و پیروان او و ویژگی های حزب شیطان در دشمنان آن حضرت جمع شده، در برخی روایات، مصداق این دو حزب اینگونه معرفی شده است: “یا علی، ... انتم حزب الله و اعدائکم حزب الشیطان”(بحارالانوار142  23:) ؛ “حزب علی حزب الله و حزب اعدائه حزب الشیطان”(همان95  38:). سلمان فارسی می گوید: “هیچگاه بر رسول خدا وارد نشدم جز آنکه با اشاره به علی (ع) فرمود: هذا و حزبه هم المفلحون؛ این مرد و حزب او رستگارند”(همان213  24:). همچنین از رسول اکرم (ص) روایت شده که: “من احب ان یرکب سفینه النجاه و یتمسک بالعروه الوثقی و یعتصم بحبل الله المتین، فلیوال علیا بعدی و لیعاد عدوه و لیاتم بالهداه من ولده، فانهم خلفائی و اوصیائی ... حزبهم حزبی و حزبی حزب الله عز و جل و حزب اعدائهم حزب الشیطان؛ هر که می خواهد سوار بر کشتی نجات گردد و به عروه الوثقی دست یابد و به ریسمان محکم الهی چنگ زند، پس بعد از من ولایت و سرپرستی علی را بپذیرد و با دشمنش دشمنی کند، و به هدایت کنندگان از فرزندانش بپیوندد و از آنها پیروی کند که آنان خلفا و جانشینان و اوصیاء من هستند... حزب آنها، حزب من و حزب من، حزب الله است و حزب دشمنانش، حزب الشیطان است”(عیون اخبار الرضا292  1:). در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: “نحن و شیعتنا حزب الله و حزب الله هم الغالبون؛ ما و شیعیانمان حزب خداییم و حزب خدا پیروز است”(میزان الحکمه1130  3:). بنابراین، اگر کسی می خواهد در زمره حزب الله قرار بگیرد، باید ولایت اوصیاء و جانشینان پیامبر را بپذیرد.
امیر المومنین علی (ع) در بیان ویژگی های حزب الله، می فرماید: “طوبی لنفس ادت الی ربها فرضها ... فی معشر اسهر عیونهم خوف معادهم، و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم، و همهمت بذکر ربهم شفاههم، و تقشعت بطول استغفارهم ذنوبهم، اولئک حزب الله، الا ان حزب الله هم المفلحون؛ خوشا نفسی که وظیفه خود را به پروردگارش ادا کرد... آنان که خوف روز رستاخیز، خواب را از دیدگانشان ربوده، و سحرگاهان برای نماز شب، بستر آسایش را رها کرده و لبهایشان به ذکر الهی، پیوسته مشغول است و از زیادی استغفار، ابرهای گناهانشان زدوده می شود، آنان حزب خدا هستند و بدانید که حزب خدا پیروز و رستگارند”(نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه45 )  همچنین فرمودند: “ا یسرک ان تکون من حزب الله الغالبین؟ اتق الله سبحانه و احسن فی کل امورک؛ فان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون؛ آیا خوش داری که از حزب پیروز خدا باشی؟ از خدای سبحان بترس و در همه کارهایت خوب عمل کن، زیرا که خداوند با تقوا پیشگان و نیکوکاران است”(میزان الحکمه1130  3:).
در قرآن کریم، “غفلت از یاد خدا” از ویژگی های “حزب شیطان” معرفی شده است: “استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکر الله اولئک حزب الشیطان الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون؛ شیطان بر آنان چیره شده است و خدا را از یادشان برده است. ایشان حزب شیطانند، آگاه باشید که حزب شیطان زیانکارانند”(مجادله19/). امیرالمومنین علی (ع) “منافقان” را در زمره حزب شیطان معرفی می کند و در وصف آنها می فرماید: “فانهم الضالون المضلون، و الزالون المزلون، یتلونون الوانا ... فهم لمه الشیطان، و حمه النیران، اولئک حزب الشیطان، الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون؛ آنها گمراه و گمراه کننده می باشند، خطاکارند و دیگران را به لغزش و اشتباه می اندازند، خود را به رنگهای گوناگون و حالات مختلفه درآورند... آنان گروه شیطان و شعله آتش جهنم، هستند. آنان دار و دسته شیطانند و بدانید که پیروان شیطان، زیانکارند”(نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه185 ، ص621).
قرآن کریم، رستگاری، غلبه و پیروزی را از آن حزب الله می داند: “الا ان حزب الله هم المفلحون”(مجادله22/)؛ “فان حزب الله هم الغالبون”(مائده56/). چنانچه برای حزب شیطان، فرجامی جز خسران و آتش نمی شمارد: “الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون”(مجادله19/)؛ “ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا انما یدعوا حزبه لیکونوا من اصحاب السعیر؛ همانا شیطان دشمن شماست، پس شما هم او را دشمن خود بگیرید، چون تنها کار او این است که حزب خود را دعوت کند به اینکه همه اهل آتش شوند”(فاطر6/). سر پیروزی حزب الله آن است که آنان بر مدار حق هستند و به تصریح قرآن کریم، حق هرگز مغلوب نمی شود: “بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه؛ حق را به روی باطل می کوبیم تا درهم بشکند باطل را، و یکباره نابودش سازد”(انبیاء18/). اما باطل، هر چند که همانند کف روی آب، همواره بالا نشین است، ولی دیر یا زود نابود می شود: “فاما الزبد فیذهب جفاء”(رعد17/)؛ خداوند در این آیه، پس از بیان فرق میان طریق حق، که همان ایمان به خدا و عمل صالح است، و طریق باطل، که عبارت از شرک و اعمال قبیح و زشت است، با تمثیل باطل به کف روی آب، آنرا از بین رونده و نابود شونده معرفی نموده است.
 از دیدگاه قرآن کریم، حزب الله همان مومنان واقعی و لشکریان الهی اند و قرآن کریم، فلاح و رستگاری را برای مومنان، قطعی می داند: “قد افلح المومنون”(مومنون1/) چنانکه غلبه و پیروزی را برای لشکریان خدا، قطعی دانسته است: “و ان جندنا لهم الغالبون ؛ و لشکر ما قطعا غالب و پیروز خواهد شد”(صافات173/). این پیروزی قطعی، از آن جهت است که سراسر عالم، سپاه تکوینی حق تعالی و برای اجرای فرمان او مهیاست: “لله جنود السماوات و الارض”(فتح4/) و در نتیجه، هیچ تخلفی در اجرای فرمان او رخ نمی دهد.
 از این رو پیش از وعده پیروزی و رستگاری حزب الله، با تکیه بر قوت و عزت الهی، غلبه خود و پیامبران را مطرح کرده است: “کتب الله لاغلبن انا و رسلی ان الله قوی عزیز؛ خدای تعالی چنین تقدیر کرده که من و رسولانم سرانجام پیروز و غالبیم، همانا خداوند قوی و عزیز است”(مجادله21/).
 سر خسارت حزب شیطان آن است که در بازار دنیا، تنها سرمایه خود را که همان عمر است، از دست می دهند و بدون آنکه چیزی آموخته و اندوخته باشند، در صحنه قیامت حضور می یابند و در نتیجه، گرفتار جهنم و از اصحاب آتش خواهند شد. “اللهم اجعلنی من جندک فان جندک هم الغالبون واجعلنی من حزبک فان حزبک هم المفلحون؛ خدایا مرا از سپاه خود قرار ده که سپاه تو همیشه فاتح و پیروز است، و مرا از حزب خود قرار ده که حزب تو رستگارند”(مفاتیح/ دعای روز سه شنبه)
منابع:
- آیت الله جوادی آملی، ادب فنای مقربان، اسراء، قم، ج3، ص80-74
- مهری، محمدجواد، در پیشگاه قرآن، انتشارات حضور، ص50-48


منبع :روزنامه رسالت


شنبه چهارم مهر 1388

بدن فرعون

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :علوم قرآنی ،

معجزه قرآن - پیشگوئی قرآن در مورد سالم ماندن بدن فرعون

وَجَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْیًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِیلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ (٩٠)آلآنَ وَقَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ (٩١)فَالْیَوْمَ نُنَجِّیكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آیَةً وَإِنَّ كَثِیرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ (٩٢)    سوره یونس

« و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم. فرعون و سپاهیان وی بیدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتی که داشت غرق میشد گفت: ایمان آوردم به اینکه خدائی غیر از خدائیکه بنی اسرائیل (فرزندان یعقوب) به او ایمان اوردند وجود ندارد و همیشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حالیکه تا پیش از این از سپردن بنی اسرائیل سرباز زدی و همیشه نیز مفسد بودی ـــ امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند».

واژه فرعون در لغت بمعنی: ساختمان باشکوه است. بعد به فرمانروایان مصر اطلاق شده، که اشاره ضمنی و تلویحی بوده به ساختمانهای بلند بالا و باشکوه آنها. تصویری که میبینیم تصویرهمان فرعونی است که در زمان موسی بوده و از سپردن بنی اسرائیل به موسی سرپیچی کرده و موسی و همراهانش را تعقیب کرده و در دریا غرق شده. او  رامسس دوم نام داشته است. پس از غرق شدن افراد باقیمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و مومیائی میکنند، و امروزه در معرض تماشای جهانیان است. چیزی که 1400 سال پیش قرآن آن را پیش بینی کرده است

صدق الله العلی العظیم


دوشنبه دوازدهم مرداد 1388

معجزات قرآن

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :اطلاعات عمومی ،علوم قرآنی ،

بیگ بنگ – بیگ كرانچ و انبساط دنیا:

سوره ی 55 (الرحمن): آیه ی 37:

"آسمان ها روزی دوباره شكاف برمی دارند و مانند گل سرخی باز می شوند!"

سوره ی 51 (الذاریات): آیه ی 47:

"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كردیم و همواره آن را وسعت می بخشیم!"

سوره ی 21 (الانبیا): آیه ی 104:

"در آن روز كه آسمان را چون طوماری در هم می پیچیم هماگونه كه آفرینش را آغاز كردیم آنرا باز می گردانیم. این وعده ای است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام می دهیم!"

 

با بیان تئوری بیگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.

مدتی بعد به كمك تحقیقات عده ای از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بیگ بنگ پدیده ای به نام بیگ كرانچ هم باید وجود داشته باشد. و همانطور كه دنیا باز شده روزی به همان نقطه ی آغاز جمع می شود.

قرآن این موضوع را در ابتدا به باز شدن یك غنچه ی گل رز تشبیه می كند و بیان می دارد كه با قدرت بی انتهای خویش در حال گسترش (انبساط) دنیا است!

و روزی همانطور كه این دنیا را باز كرد دوباره مانند طوماری آنرا در هم خواهد پیچید. (بیگ كرانچ).و این سخن حقیقت است!