تبلیغات
مخزن المعارف و اللطائف - مطالب مقالات آموزشی ادبیات
شنبه هجدهم مهر 1388

سجع چیست؟

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :مقالات آموزشی ادبیات ،

- سجع چیست؟

یکسانی دو واژه در واج یا واجهای پایانی، وزن یا هر دوی آنهاست.

 

2- آرایه سجع چگونه پدید می آید؟

آرایه سجع زمانی پدید می آید که کلمات مسجع در پایان دو جمله به کار روند و آهنگ دو جمله را به هم نزدیک سازند.

 

3- «تضمین المزدوج» چیست؟

اگر سجعها در یک جمله در کنار هم به کار روند، «تضمین المزدوج» نامیده می شود.

 

 

خود آزمایی

1- در جمله های زیر، سجع را نشان دهید؟

- الهی،اگر بهشت چون چشم و چراغ است،بی دیدار تو درد و داغ  است. 

  «منسوب به خواجه عبدالله انصاری»

       

- هرچه زود برآید، دیر نپاید.

               

- ظالمی را حکایت کنند که هیزم درویشان را خریدی به حیف و توانگران را دادی به طرح.    «سعدی»

- آن که بر دینار دسترسی ندارد، در همه دنیا کس ندارد.                            «سعدی

- سرّ عشق، نهفتنی است نه گفتنی و بساط مهر، پیمودنی است نه نمودنی.

«مقامات حمیدی»

 

- تلمیذ بی ارادت، عاشق بی زر است و رونده بی معرفت، مرغ بی پر و عالِم بی عمل

 درخت بی بر و زاهد بی علم، خانه بی در.                                            «سعدی»

- طالب علم، عزیز است و طالب مال، ذلیل است.   «منسوب به خواجه عبدالله انصاری»

- نیکبخت آن که خورد و کِشت و بدبخت آن که مرد و هِشت.                       «سعدی»



سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388

انواع شعر و ساختار ترکیبی آن

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :مقالات آموزشی ادبیات ،

دراین جا انواع مختلف شعر وساختار ترکیبی آن را باذکر شاهد مثال هایی از شعرای معروف آن نوع  بیان میکنیم .                                                                                                            مسمط .                                                                                                                                                    مجموعه جدید مصراع هم قافیه (بند مسمط) و یک مصراع که قافیه آن مستقل است. (رشته مسمط یا مصراع تسمیط) و این شکل چند بار با قافیه های متفاوت تکرار می شود.

و اما مصراع های جدا با هم قافیه دارند، بدین نحو: الف—الف—الف—ی— ب—ب—ب— ی — ح— ح—ج—ی به مسمط هایی که بند مسمط و رشته مسمط آنها مجموعه سه مصراع باشد مسمط مثلث به چهار مصراع مربع و به پنج مصراعی مخمس و به شش مصرایی مسدس گویند. مسمط حداقل مثلث و حداکثر (معمولاً) مسدس است و همه مسمطات منوچهری مسدس است.





مانند:
گویی بط سپید جامه به صابون زده است --- کبک دری ساق پای در قدح خون زده است


بر گل تر دلیب، گنج فریدون زده است --- لشگر چین در بهار، خیمه به هامون زده است


لاله سوی جویبار خرگه بیرون زده است --- خیمه آن سبزگون خرگه این آتشین


باز مرا طبع شعر سخت به جوش آمده است — کم سخن عندلیب،دوش به گوش آمده است


از شغب مردمان لاله به جوش آمده است --- زیر به بانگ آمده است بم بخروش آمده است


نسترن مشکبوی، مشک فروش آمده است --- سیمش در گردن است، مشکش در آستین


مسمط معمولاً ساختمان قصیده را دارد اول آن تغزل است و بعد تخلص به مدح می پردازد. این نوع جدید مسمط است که به ابتکار منوچهری از مسمط قدیم ساخته شده است، مسمط قدیم بیتی است چند لختی که لخت های آن یک قافیه دارند (قافیه درونی) و لخت آخری آن با لخت های آخر ابیات دیگر هم قافیه است (قافیه بیرونی) او گاهی به این گونه اشعار شعر مسجع گویند و نمونه آن در اشعار مولانا زیاد است.

دیده سیرست مرا جان دلیرست مرا ----- زهره شیرست مرا، زهره تابیده شدم


شکر کند عاشق حق، کز همه بردیم سبق ---- بر زبر هفت طبق، اختر رخشنده شدم


باش چو شطرنج روان خامش و خود جمله زبان----- کز رخ آن شاه جهان فرخ و فرخنده شدم


این ابیات را می توان به شکل زیر (مسمط و مربع) نوشت:

دیده سیرت مرا ----- جان دلبراست مرا


زهره شیرست مرا ---- زهره تابنده شدم


که هر مصراع آن دو بار مفتعلن و به اصطلاح عروضی مربع است که در شعر فارسی مفعول نیست و ابیات فارسی معمولاً مسدس و یا مثمن هستند. از این رو منوچهری این پاره ها را طولانی تر کرد و به حد مصراع مفعول در شعر فارسی رساند.                                                                                                               مسمط به خاطر نوع ساختارش برای بکار بردن ارایه تضمین و وام گرفتن از شعری دیگر بسیار مناسب است ولی از جهت دیگر به علت  تنگی فضای ساختار به خاطرلزوم استفاده از قافیه هم در انتهای مصرع و هم در انتهای رشته های تسمیط کمتر مورد توجه بوده است وشاید غیر از خود منوچهری دامغانی که ترویج کننده این قالب شعری است نتوان مسمط سرای  مطرح دیگری پیدا کرد البته بعضی از شعرا  به صورت خاص  وموردی مسمط هایی دارند که از معروفترین انها میتوان به مسمط مخمس شیخ بهایی رحمه الله علیه اشاره کرد                                                                                                                                                                          
                            

تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
                                            جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
                                            یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
                                            او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
                                             مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
                                              دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آئین تو جوید
تا غنچه ی بشکفته ی این باغ که بوید
هر کس به بهائی صفت حمد تو گوید
                                              بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهایی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر "خیالی" به امید کرم توست                                                                                                                           یعنی که گنه را به از این نیست بهانه        


ادامه مطلب

یکشنبه بیست و یکم تیر 1388

شعر عارفانه

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :مقالات آموزشی ادبیات ،مباحث و مقالات معرفتی ،

  تاریخ دقیقی از شعر عارفانه و میزان استفاده از آن در محاورات عرفی وعلمی در دست نیست ولی آنچه مسلم است شعر در همه ادواری که وجود داشته ودر هر قشر و ملیتی که بوده مناسب ترین بستر برای ارائه مفاهیم معرفتی واحساسات درونی وهمچنین سلائق شخصی افراد بوده است چه اینکه شعر به خاطر نوع ساختارش متکلم را وادار به ایجاز گوئی و مختصر کردن متن سخن خود می کند و مخاطب را وادار میکند که برای فهم آن ازتخیل خود استفاده کند و مفهوم را با روح خود درک کند و واضح است که آنچه با روحانیت گفته شود با روحانیت درک خواهد شد واین در اشعار عارفانه مصداق اتم واکملی دارد . درواقع در فرهنگ های مختلف شعر ابزاری است برای انتقال سریع وغیر قابل حصر در کوتاه ترین جملات که هر مفهوم سنگینی رامیتوان در قالب شعر قرار داد وهرکس حظ وبهره خویش را از ان ببرد همانگونه که در اشعار فارسی این نکته ملموس است مثل اشعارعارفانه ای که از شعرایی مثل سعدی وحافظ ومولوی و...موجود است ودر میان مردم به صورت ضرب المثل وبیان مصداق استفاده میشود ودر متون عرفانی به عنوان شاهد مثال وبیان منزل وحتی دستورالعمل عرفانی توسط عارفان نامی مورد استفاده قرار میگیرد وهرکسی بهره خود را میبرد وبیان مقصود میکند. شاید بتوان از شعر معروف سعدی به عنوان مثال استفاده کرد که             بنی آدم اعضای یک پیکرند  . . . که در آفرینش ز یک گوهرند      که ظاهر شعر برای انتقال مفهوم تعاون وهم یاری وهم فهمی از ان استفاده میشود وحتی این مفهوم در سطح جهانی مورد توجه است وسردر سازمان ملل مزین به این شعر است و در مفاهیم عارفانه به عنوان بیان مفهوم وحدت وجود مورد استفاده قرار میگیرد که شاید شاعر هر دو مفهوم را مد نظر داشته باشد و هر کس استفاده خود را میبرد و این از خصوصیات شعر است یعنی عدم انحصار در یک معنای خاص.واشعار فارسی وعربی ودیگر زبان ها پراست از چنین نکاتی . شعر در ادیان مختلف نیز نقش پر رنگی را ایفا می کند وباعث به وجود آمدن و یا ماندگاری آنها شده است مانند ودائیسم در هند که تعالیم آن مستخرج از سروده های (ریگ ودا ) قدیمیترین  ودای  موجود است که تاریخچه آن به١۵٠٠سال قبل از میلاد میرسد و مضامین عبادی وعرفانی در قالب شعر بیان شده است و در ادیان آسیای شرقی شعر نفوذ بسیاری دارد وتعالیم آن ادیان به وسیله شعر محافظت شده . ادیان چینی تاریخی مثل دین کنفسیوس و یا لائوتسه که تعالیم ان ادیان که عمدتا عرفانی است بوسیله صاحبان ان مکاتب و یا پیروان آنها منظوم شده و کتاب (شیه جینگ) را کنفسیوس از اشعار رایج در بین مردم دست چین کرد و به عنوان تعالیم بنیادی به شاگردانش می آموخت وجمله وی که فیلسوف شهیر و سر سلسله بزرگترین دین چین باستان است در این مورد مشهور است که ((شعر))، منش انسان را مى سازد و ((آئین ))، انسان را پرورش مى دهد و ((موسیقى )) به انسان کمال مى بخشد).در شعر فارسی هم همواره شعر عرفانی پایگاه رفیعی داشته است  و در متون قبل از اسلام شاهد این موضوع هستیم چنانکه در ادیان ایران باستان مانند دین زرتشت مسائل عبادی وعرفانی وتعالیم بنیادی آن بوسیله شعر تدوین شده است  و کتاب مقدس آیین زرتشت که (اوستا) نام دارد از سروده هایی مانند (یشتها) که در توصیف(یزدان)سروده شده و(گاتها) که در توصیف(اهورامزدا)سروده شده که این دو مشهور است که از اشعار زرتشت است و همچنین سروده های دیگری که به موبدان زرتشتی منصوب است تشکیل شده و تا به امروز باقی مانده است. اما آنچه که مسلم است بعد از ظهور اسلام شعر عرفانی بسیار پررنگ تر از قبل در شعر فارسی وجود داشته است واین به خاطر ذات تعالیم اسلام است که هر حقیقتی در آن پایه ای عرفان گونه دارد وهرگز نمیتوان در آن چیزی را پیدا کرد که سنخیتی با مسائل معرفت شناختی نداشته باشد و اشعاری که از اهل بیت پیامبر علیهم السلام و اصحاب خاص ایشان و علماء بزرگ دین وهمچنین ائمه چهار گانه اهل سنت وجود دارد موید این مطلب است. واین موضوع باعث شده شعرای عرفان سرا خصوصا در سده های اولیه ظهور اسلام عموما از علما و نوادر علمی زمان خود باشند .حکیمانی مانند رودکی در قرن چهارم خواجه عبدالله انصاری در قرن پنجم انوری و خاقانی و سنایی غزنوی در قرن ششم مولوی و سعدی در قرن هفتم و حافظ در قرن هشتم همه از علما وفقیهان زمان خود بوده اند وسعی نموده اند که مسایل اعتقادی اسلامی را در قالب اشعار عرفانی خود جاودانه کنند وصرف نظر از اختلافات عقیدتی و مشی سلوکی آنها که ناشی از اختلاف مذهب و یا سلیقه عرفانی آنها بوده است همگی نقش موثری در ارائه فرهنگ عارفانه اسلام و حفظ و ثبوت مبانی اعتقادی و نشر و گسترش آن در اقصا نقاط بلاد اسلامی داشته اند. حتی در خارج از ممالک اسلامی اشعار و آرا و نظرات آنها در بین مردم نفوذ بسیاری داشته و دارد و موجب اعجاب و تحسین سایر ملل گشته است از این نمونه میتوان سعدی را مثال زد که ملاحان چینی در هنگام پارو زدن اشعار وی را همخوانی میکردند و در بسیاری از مدارس اشعار وی را تدریس می کردند و امروزه نیز آثار زبان پارسی و اشعار سعدی در آنجا وجود دارد وهمچنین میتوان به تحسین شکسپیر نویسنده و شاعر معروف انگلیسی از سعدی اشاره کرد که خود را تحت تاثیر سعدی میداند و یا امرسون نویسنده معروف امریکائی که کتاب گلستان را یکی از اناجیل و از کتب مقدس دیانتی جهان می‌داند و معتقد است که دستورهای اخلاقی آن، قوانین عمومی و بین‌المللی است . همه اینها نمایانگر عمق نفوذ و پویایی تفکر حکیمان و شاعران مسلمان ایران است که بعد از صدها سال هنوز زبان گویای تفکر ملت خویش باقی مانده اند.                                                                                                                                                                                                                    این گفتار ادامه دارد                                                                                 
                                                         مقاله از : مسعود


شنبه بیستم تیر 1388

سبک و درونمایه شعر پارسی

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :مقالات آموزشی ادبیات ،

در این قسمت به بررسی سبک های مختلف شعر پارسی ودرون مایه های انها می پردازیم

سبک شعر، یعنی مجموع کلمات و لغات و طرز ترکیب آنها، از لحاظ قواعد زبان و مفاد معنی هر کلمه در آن عصر، و طرز تخیل و ادای آن تخیلات از لحاظ حالات روحی شاعر، که وابسته به تأثیر محیط و طرز معیشت و علوم و زندگی مادی و معنوی هر دوره باشد، آنچه از این کلیات حاصل می شود آب و رنگی خاص به شعر می دهد که آن را «سبک شعر»«طرز» و گاه «طریقه» و گاه «شیوه» استعمال می کردند. می نامیم،


1سبک خراسانی یا ترکستانی

2-سبک عراقی

3-سبک هندی

4-بازگشت ادبی یا سبکهای جدید که منتهی به سبک جدید دوره مشروطه شده است.
                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               تصویر                                                                                                                                                                                                                                                              بقیه در ادامه مطلب 


ادامه مطلب

چهارشنبه هفدهم تیر 1388

در آمدی بر وزن عروضی در شعر پارسی

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :مقالات آموزشی ادبیات ،

در این قسمت در نظر داریم توضیحی بر وزن عروضی در شعر پارسی و چگونگی استخراج وزن اشعار و وزن عروضی شعر بعضی از شعرای بزرگ داشته باشیم ودر ابتدا 35وزن معروف شعر پارسی را بر می شمریم وبقیه در ادامه مطلب ذکر خواهد شد                                                                    جدول زیر شامل 35 وزن معروف شعر پارسی است که متعلق به" وبگاه آزمایش وزن عروض " میباشد
وزن معروف فارسی
کد وزن نماد وزن نام
1001UU--UU--UU--UU-فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلنرمل مثمن مخبون محذوف
1002U-U-UU--U-U-UU-مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلنمجتث مثمن محذوف
1003--U-U-UU--U-U-مفعول فاعلات مفاعیل فاعلنمضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف
1004-U---U---U---U-فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلنرمل مثمن محذوف
1005U---U---U---U---مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلنهزج مثمن سالم
1006U---U---U--مفاعیلن مفاعیلن فعولنهزج مسدس محذوف
1007--U-U----U-U--مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتنمضارع مثمن اخرب
1008--UU--UU--UU--مفعول مفاعیل مفاعیل فعولنهزج مثمن اخرب مکفوف محذوف
1009UU--U-U-UU-فعلاتن مفاعلن فعلنخفیف مخبون محذوف
1010-U---U---U-فاعلاتن فاعلاتن فاعلنرمل مسدس محذوف
1011-UU-U-U--UU-U-U-مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلنرجز مثمن مطوی مخبون
1012--UU-----UU---مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلنهزج مثمن اخرب
1013UU-U-U--UU-U-U--فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتنرمل مثمن مشکول
1014U-U-UU--U-U-UU--مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتنمجتث مثمن مخبون
1015--UU-U-U--مفعول مفاعلن فعولنهزج مسدس اخرب مقبوض محذوف
1016--U----U--فع لن فعولن فع لن فعولنمتقارب مثمن اثلم
1017-UU--U-U-UU--مفتعلن فاعلات مفتعلن فعمنسرح مثمن مطوی منحور
1018--U---U---U---U-مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلنرجز مثمن سالم
1019-UU--U--UU--U-مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلنمنسرح مثمن مطوی مکشوف
1020-U-U----U-U---فاعلات مفعولن فاعلات مفعولنمقتضب مثمن مطوی مقطوع
1021-UU--UU--U-مفتعلن مفتعلن فاعلنسریع مطوی مکشوف
1022U--U--U--U--فعولن فعولن فعولن فعولنمتقارب مثمن سالم
1023U--U--U--U-فعولن فعولن فعولن فعلمتقارب مثمن محذوف
1024-UU--UU--UU--UU-مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلنرجز مثمن مطوی
1025UU--UU--UU--UU--فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتنرمل مثمن مخبون
1026UU--UU--UU-فعلاتن فعلاتن فعلنرمل مسدس مخبون محذوف
1027U--UU--UU--UU--مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولنهزج مثمن مکفوف محذوف
1028UU--U-U-UU--U-U-فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلنخفیف مثمن مخبون
1029--UU-U-U---مفعول مفاعلن مفاعیلنهزج مسدس اخرب مقبوض
1030-U---U---U---U--فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتنرمل مثمن سالم
1031--U-UU---U-UU-مستفعلن فعلن مستفعلن فعلنبسیط مثمن مخبون          


  بقیه در 


ادامه مطلب