مخزن المعارف و اللطائف این وبلاگ به منزله کشکولی از معارف الهیه و فنون قدیم و جدید و لطائف و ظرائف است . هدف این وبلاگ ارائه مباحث علمی و معارف الهی و زیبایی های دنیای مادی و معنویست . به علت پراکندگی پست ها شما می توانید به وسیله طبقه بندی موضوعات وبلاگ مطلب خود را آسانتر بیابید tag:http://ganjinah.mihanblog.com 2017-11-18T22:04:08+01:00 mihanblog.com شهادت امام جواد علیه السلام تسلیت باد 2012-10-15T17:36:12+01:00 2012-10-15T17:36:12+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/190 مسعود شهادت مظلومانه باب المراد جواد الائمه را  تمامی شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم . . . .. آتش زند به قلب همه، سوز داغ تو / شد در اشک اهل ولا، چلچراغ تواى یادگار فاطمه، اى حجت نهم / گیرد زلال اشک من امشب سراغ تو . . .نور نهم ز اوصیا، جلوه جان اولیاروح به پیکر رضا ، عطر گل خدا جوادبا لب تشنه وای من ، جان به لبت رسیده بودداشت حریم حجره ات ، غربت کربلا جواد . . . .. السلام علیكای باب الحوائج، یا جواد الائمه! شهادت مظلومانه باب المراد جواد الائمه را  تمامی شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم . . . .. 




آتش زند به قلب همه، سوز داغ تو / شد در اشک اهل ولا، چلچراغ تو
اى یادگار فاطمه، اى حجت نهم / گیرد زلال اشک من امشب 
سراغ تو . . .




نور نهم ز اوصیا، جلوه جان اولیا
روح به پیکر رضا ، عطر گل خدا جواد
با لب تشنه وای من ، جان به لبت رسیده بود
داشت حریم حجره ات ، غربت کربلا جواد . . . .. 





السلام علیك
ای باب الحوائج، یا جواد الائمه!
]]>
اعمال و فضیلت روز دحو الارض 2012-10-11T09:31:00+01:00 2012-10-11T09:31:00+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/189 مسعود روز بیست و پنجم روز دحو الارض است و یکی از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است و در روایتی روزه اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال آمده است و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت به سرآورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود و از برای روزه دار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است ، استغفار کنند و این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده است .درواقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایاتو تعیین اعمال خا روز بیست و پنجم روز دحو الارض است و یکی از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است و در روایتی روزه اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال آمده است و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت به سرآورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود و از برای روزه دار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است ، استغفار کنند و این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده است .
درواقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایاتو تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است
تعبیر به اینکه "در روز دحوالارض رحمت خدا منتشر گردیده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در این روز، اجربسیار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید . درباره روزه این روز آمده است :

روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است .
روزه این روز کفاره گناهان هفتاد سال است
 .

برای روزهدار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و ...
از دیگراعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس" خوانده می شود و بعد از سلام نماز بخواند :لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّالْعَظِیمِ

پس دعاکند و بخواند :
یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَامُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِیوَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِکْرَامِ .

و همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است .
میرداماد ( ره ) در رساله ی اربعه ایام خود افضل اعمال مستحب را در این روز زیارت حضرت رضا علیه السلام بیان می دارد 


از امیرالمومنین (علیه السلام ) روایت شده است که فرمودند :

« اولین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد در بیست وپنج ذی القعده بود . کسی که در این روز روزه بگیرد وشبش را به عبادت بایستد ،عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت.»

در این روز یک میلیون رحمت نازل می شود که نودونه هزار تای آن برای روزه داران این روز و عبادت کنندگان این شب خواهد بود. 

هر گروهی که در این روز برای ذکر پروردگار خویش گرد هم آیند ، پراکنده نمی شوند مگر این که خواسته آنان داده می شود . 

برای اهل مراقبت و سیر وسلوک ، طاعت وعبادت در این شب اهمیت ویژه ای دارد زیرا نسبت به دیگر ایام مشهور مورد توجه عامه مردم نیست و آنها کمتر در این ایام به طاعت خدا مشغول می گردند ، لذا دحوالارض می تواند از ایام ممتاز سال باشد زیرا توجه در زمان غفلت عموم از مراقبات مهم باعث سرعت اجابت است واعمال نزد حضرت حق بزرگتر وبه قبول نزدیکتر واجر بیشتری دارد.

باشد تا روزی که ملک الموت جانمان را به تسخیر خود می گیرد این اعمال و ترویج آن چراغی ویا آسایشی برای قیامت ومنزل ابدی ما باشد ،
آن روزی که ما به پیشگاه خدا ناله می زنیم و از ذات مقدس ربوبی طلب مهلت به اندازه لحظه ای می کنیم که ندا می رسد هرگز و ما می مانیم واعمال از پیش فرستاده شده 


دعای روز دحو الارض :


اللَّهُمَّدَاحِیَ الْکَعْبَةِ ؛ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ ؛ وَ کَاشِفَکُلِّ کُرْبَةٍ
أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَحَقَّهَا
وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا؛ وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً
وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً ؛ وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَیمُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ
فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ
فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَی کُلِّ حَقٍّ
وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِالْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ
دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ
وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غ
َیْرَمَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ
تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَالْأَوْبَةِ
یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ
یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ ؛ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ
الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ
وَأَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ
وَحَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ
إِلَی یَوْمِ الْحَشْرِوَ النَّشْرِ
وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی
وَ حُلُولِرَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی
اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِیعَلَی طُولِ الْبِلَی إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَی
وَ نَسِیَنِیَالنَّاسُونَ مِنَ الْوَرَی وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ
وَ بَوِّئْنِیمَنْزِلَ الْکَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ
وَ أَهْلِاجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ
وَ ارْزُقْنِی حُسْنَالْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ
اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ
وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا
لا أَظْمَأُ بَعْدَهُوَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ
وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَأَوْفَی مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ
اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَالْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ
وَ بِحُقُوقِ َوْلِیَائِکَالْمُسْتَأْثِرِینَ
اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْوَ عَامِلَهُمْ
وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ
وَ ضَیِّقْعَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ
اللَّهُمَّ وَعَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْبِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ
وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِیأَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا
اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَاأَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ
مُنْتَقِما لَکَ حَتَّیتَرْضَی وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ
وَ عَلَی یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَالْحَقَّ مَحْضا
وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَیجَمِیعِ آبَائِهِ
وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ
وَ ابْعَثْنَا فِیکَرَّتِهِ حَتَّی نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ
اللَّهُمَّ أَدْرِکْبِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ
وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ
وَ السَّلامُ عَلَیْهِ وَ رَحْمَةُاللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

منبع : تبیان
]]>
حکایاتی از مرحوم آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری قدّس سره 2011-04-30T21:33:19+01:00 2011-04-30T21:33:19+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/188 مسعود استخاره دقیق یکی از بزرگان و خانمهای عشایر عراق برای ازدواج پسرش با دختری که مورد علاقه پسر بود، استخاره نزد استاد گرفت و بد آمد. پسر که عاشق دختر بود ناراحت شد و کاردی زیر لباس گذاشت و آمد صحن امیرالمؤمنین علیه السلام نزد استاد، گفت: یک استخاره بگیرید. استاد استخاره گرفتند و با صدای بلند فرمود: دور شو قصد داری کعبه را خراب کنی!! جوان متوجه شد که استخاره ایشان دقیق است و از قصدش خبر دا


استخاره دقیق

یکی از بزرگان و خانمهای عشایر عراق برای ازدواج پسرش با دختری که مورد علاقه پسر بود، استخاره نزد استاد گرفت و بد آمد.
پسر که عاشق دختر بود ناراحت شد و کاردی زیر لباس گذاشت و آمد صحن امیرالمؤمنین علیه السلام نزد استاد، گفت:
یک استخاره بگیرید.

استاد استخاره گرفتند و با صدای بلند فرمود:
دور شو قصد داری کعبه را خراب کنی!!
جوان متوجه شد که استخاره ایشان دقیق است و از قصدش خبر داده، خود را معرفی کرد و گفت:
اگر استخاره خوب می آمد قصد داشتم شما را با کارد بزنم.
بعد لباس خود را کنار زد و آن را نشان داد، سپس توبه کرد و از استاد عذرخواهی نمود.


ذکر بی اثر

کسی به استاد عرض کرد ذکر می گویم اثرش را نمی بینم علتش چیست؟

ایشان بزبان عربی محلی به یکی از دوستانش که کنارش بودند فرمود:
او زمان الانش را می بیند، اما دفتر کهنه احوال و اعمال گذشته را ورق نمی زند ( که چه خرابیهائی دارد) .


وصیت خاص آیت الله سید علی قاضی – ره

از استاد سئوال شد وصیت خاص مرحوم آقای قاضی قدس سره به فرزندش مرحوم سید مهدی ( که با شما بسیار صمیمی بود) چه بود؟

استاد فرمود ، دو چیز بود:
اول : اینکه هر روز خودت را بر امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه بدار
دوم : اینکه هیچگاه درب خانه اهل دانش که مردم مراجعه می کنند ( بقصد دنیا و پول) رفت و آمد مکن.




ریاست مانع اوست !

یکی از اهل دانش که دارای منصب بود مدتی به استاد عرض می کرد چیزی بفرمائید تا شهود حقایق و معانی برایم شود و استاد بخاطر آشنائی با ایشان، ملاحظه و مدارا می کرد.

روزی خدمت ایشان عرض شد :
آقا ایشان به شما علاقمند است چرا لطف به او نمی کنید، مانعش چیست؟

فرمود: ریاست مانع اوست.
 


نمازت قضا شده !

شخصی منزل استاد آمد مانند افرادی که کم خوابیده باشند، چرت می زد، خودش گفت: دیشب کم خوابیدم!!
استاد فرمود:
دیشب توی حیاط خوابیدی و نماز صبح تو هم قضا شد !!


فرزند شما پسر است !

سید ... تاجر فرش دو دختر داشت و 18 سال دارای بچه نبود، ناراحتی قلبی هم داشت. بواسطه یکی از دوستان خدمت استاد رسید.
استاد فرمودند:
 ناراحتی قلبی شما خوب می شود...

پس از معاینه اطباء دیدند دیگر مشکل قلب ندارد.
روزی دیگر فرمودند:
 شما بچه دار می شوید و خدا یک پسر سالم به شما می دهد.

آقا سید تعجب می کند و برای کارش به آلمان می رود و بعد خانواده اش به او اطلاع می دهند که حامله است. دکترها بوسیله سونوگرافی و معاینه گفتند بچه دختر است !.
 
سید به رئیس بیمارستان تهران می گوید آقائی گفته است بچه پسر است، او در جواب می گوید: آخوندها این چیزها را نمی دانند گوش به حرف آخوندها نده!!
دو روز قبل از زایمان سید خدمت استاد می رسد و عرض می کند، دکتر متخصص زایشگاه تهران می گوید: بچه دختر است.
فرمود: پسر است اسمش را علی بگذار.

دو روز بعد خانواده اش زایمان کرد و پسر بود !
رئیس بیمارستان تعجب کرد و به سید گفت مرا پیش این آقا ببر که این چنین دقیق خبر داده است...

 


 

ترک منصب و فتوحات !

یکی از شاگردان نقل می کند :
یک نفر از اهل فضل، سمتی داشت، و بخاطر اینکه ترک منصب کند، نزد استاد برایش استخاره گرفتم.
بدون آنکه جنابش آن شخص را دیده باشد و یا موضوع گفته شود، جزئیاتی در ارتباط با آن شخص و اطرافیانش فرمود از جمله اینکه :
 ترک منصب برایش فتوحاتی خواهد داشت.
آن اهل فضل، توفیق رفتن به مکه را پیدا کرد و بعد از آن ترک منصب کرد و به حقیر گفت: تازه جزئیات و خصوصیاتی را که آقای کشمیری در استخاره فرمودند دارم درک می کنم که چقدر دقیق بود.
 



 

فاتحه برای عالم

روزی استاد به سر قبر عالمی از اهل معرفت بنام امامزاده زیدی مدفون در قبرستان نو ( شیخ عبدالکریم حائری) می رود و با فاتحه و دیگر اذکار روح او را شاد می کند.
بعداز ظهر استاد در عالم رویا می بیند که صاحب قبر عذرخواهی می کند که شما وقتی سر قبر آمدید به استقبال روحی از علما رفته بودم که تازه فوت کرده بود.


 



زیارت اهل قبور

در قم خیابان آذر ( طالقانی) قبر موسی مبرقع فرزند بلا فصل امام جواد علیه السلام است که جد استاد بوده است در کنار قبرش چهل نفر از سادات می باشند که می گویند چهل اختران.
وقتی استاد برای زیارت می آیند ایشان را به مشاهده می بیند و می فرمایند:
 توی این چهل نفر بچه شیرخوار هم هست.
 



تأسف بر برزخ اهل دانش

استاد برای اینکه دانش پژوهان و دارندگان علم از برزخ و قیامت غافلند و به علمشان عمل نمی کنند تأسف می خوردند و گاهی بعضی قضایا را که خودشان دیده بودند در رویا و مکاشفه نقل می کردند. از جمله می فرمودند:

در رویا دیدم بسیار جای گرمی است و چاهی است، پیرمردی را به موی سرش بوسیله منجنیق بسته بودند و از درون چاه بیرون می کشیدند.
پرسیدم اینجا چیست و این فرد کیست ؟
گفتند: اینجا برزخ است و محل معذبین است، این شخص یکی از علماء است که بعضی از ساعات برای تنفس او را از چاه عذاب بیرون می آوریم.

فرمود:
من آن عالم را ندیدم و لکن طبق نقل آدم بزرگی ( از نظر شهرت) بود که کارش در برزخ گیر کرده بود.
همچنین فرمودند:
یکی از اهل دانش که مردم به او اهتمام داشتند و به او رجوع می کردند را در برزخ دیدم که در کیوسک زندانی است گفتم: علت چیست؟
گفتند: ایشان حرفی زده است که در بعدها در قتل شخصی نقش داشته است.


جنازه شهید

روزی عرض شد، قریب بیست روز است که فلان شیخ برادرش که فرمانده گردانی بود مفقود الاثر شده است الان نمی داند برادرش شهید یا اسیر و یا مجروح شده است؛ نظر جنابعالی چیست؟
ایشان با انگشت مبارک روی فرش یک ضرب در کشید؛ بعد فرمود:
اخوی ایشان شهید شده است و بزودی جنازه اش را می آورند، اما به ایشان اطلاع ندهید که اذیت می شود.
بعد از چند روز جنازه شهید احمد رضا رحیمی را از جبهه های جنگ آوردند.
 


]]>
فضایل بعضی سوره های قرآن کریم به روایت مفاتیح الجنان 2011-04-19T02:37:11+01:00 2011-04-19T02:37:11+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/187 مسعود فضیلت سوره یسَّ  از مفاتیح الجنان  از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه هر كه سوره یس را بخواند بواسطه رضاى خداى ، بخشد خداى عزّوجلّ او را و میدهد به او اَجْر چنانكه گویا خوانده قرآن را دوازده نوبت و هر بیمار كه خوانده شود نزد او سوره یسَّ نازل مى شود به عدد هر حرفى از آن ده فرشته پیش او، صف مى زنند و جهت او استغفار مى كنند و در قبض روح او حاضرند و مشایعت جنازه او مى كنند و نماز بر او مى كنند و در وقت دفن او حاضرند و هر بیمارى كه بخواند این سوره را در سَكَ


فضیلت سوره یسَّ


 از مفاتیح الجنان  از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه هر كه سوره یس را بخواند بواسطه رضاى خداى ، بخشد خداى عزّوجلّ او را و میدهد به او اَجْر چنانكه گویا خوانده قرآن را دوازده نوبت و هر بیمار كه خوانده شود نزد او سوره یسَّ نازل مى شود به عدد هر حرفى از آن ده فرشته پیش او، صف مى زنند و جهت او استغفار مى كنند و در قبض روح او حاضرند و مشایعت جنازه او مى كنند و نماز بر او مى كنند و در وقت دفن او حاضرند و هر بیمارى كه بخواند این سوره را در سَكَرات مرگ یا نزد او بخوانند مى آید رضوان خازن بهشت با یك شربت از آب بهشت و به او مى دهد پس او مى آشامد و مى میرد سیراب و مبعوث مى شود سیراب و محتاج نمى شود به حوضى از حوضهاى پیغمبران تا وقتى كه داخل بهشت مى شود و او سیراب است و منقول است كه سوره یسَّ به صاحبش مى رساند خیر دنیا و آخرت را و دفع مى كند از او بلاى دنیا و هَوْلْهاى آخرت را و دفع مى كند هر شرّى را و روا مى كند جهت او هر حاجتى را و هر كه بخواند این سوره را برابر بیست حجّ است براى او و هر كه بشنود جهت او باشد هزار نور و هزار یقین و هزار بركت و هزار رحمت و از او بیرون مى آورد هر كوفتى را .

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقولست كه هر كه در قبرستان درآید و سوره یسَّ بخواند خداى عزّوجلّ عذاب اموات را تخفیف دهد و جهت او باشد به عدد ایشان حسنات و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است كه هر كه سوره یسَّ را در روز بخواند مرزوق و محفوظ است تا شب و هر كه پیش از خواب در شب بخواند موكّل سازد خداى عزّوجلّ بر او هزار فرشته كه حفظ كنند او را از شرّ هر شیطان رجیم و از هر آفتى و اگر بمیرد در آن روز خداى تعالى او را داخل بهشت سازد، الخبر.


فضیلت سوره الرّحمن


از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه فرمود مگذارید خواندن سوره الرّحمن را بدرستى كه او در دل منافقان قرار نمى گیرد و مى آید از نزد خداى عزّوجلّ در روز قیامت در صورت آدمى در بهترین صورتى و خوشترین بوئى تا آنكه مى ایستد نزد خداى تعالى در جایى كه نزدیكتر از آن نیست به خداى تعالى پس مى گوید خداى عزّوجلّ به آن كه كیست آنكه قیام مى نمود به امر تو در حیات دنیا و مداومت مى كرد در خواندن تو پس او مى گوید یا ربّ فلان و فلان پس سفید مى شود رویهاى ایشان ، پس مى گوید به ایشان كه شفاعت كنید هر كس را كه مى خواهید پس شفاعت مى كنند تا حدّى كه كسى نمى ماند كه اراده شفاعت جهت او داشته باشد كه شفاعت نكند پس خداى عزّوجلّ مى گوید به ایشان كه داخل بهشت شوید و هرجا كه مى خواهید ساكن شوید و از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هر كه بخواند سوره الرّحمن را و هر جا كه بخواند ((فَبِاَىِّ الاَّءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ)) بگوید ((لابِشَىْءٍ مِنْ الاَّئِكَ رَبِّ اُكَذِّبُ)) پس اگر در شب بخواند آنگاه بمیرد شهید مرده و اگر در روز بخواند آنگاه بمیرد شهید مرده .


فضیلت سوره واقعه


نقل است كه عثمان بن عفّان به عیادت عبداللّه بن مسعود رفت در مرضى كه به آن فوت شد به او گفت كه از چه شِكوه دارى گفت از گناهان خود گفت چه چیز میل دارى گفت رحمت پروردگار خود گفت جهت تو طبیب طلب نكنم گفت طبیب مرا بیمار كرده گفت امر نكنم كه به تو عطیّه بدهند گفت در وقتى كه احتیاج داشتم به من ندادى الحال كه مستغنیم مى دهى گفت آنچه مى دهم جهت دختران تو بوده باشد گفت ایشان را به آن حاجتى نیست جهت اینكه من ایشان را امر كردم بخواندن سوره واقعه و من شنیده ام از حضرت رسول صلى الله علیه و آله كه مى گفت هر كه بخواند سوره واقعه را در هر شب نمى رسد به او پریشانى هرگز و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقلست كه هر كه بخواند سوره واقعه را هر شب پیش از آنكه بخوابد ملاقات كند خداى عزّوجلّ را در حالتى كه روى آن شخص چون ماه باشد در وقت تمامى آن و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست كه هر كه مشتاق باشد به بهشت و به وصف بهشت سوره واقعه بخواند.


فضیلت سوره جُمعه


از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه واجبست بر هر مؤ من هرگاه شیعه ما باشد كه بخواند در نماز شب جمعه سوره جمعه وَ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الاَْعْلى و در نماز ظهر آن جمعه و منافقین و هرگاه این را به عمل آورد چنانست كه گویا عمل رسول خدا صلى الله علیه و آله را بجا آورده و ثواب و جزاى او بر خداوند عزّوجلّ بهشت است .


فضیلت سوره تبارك


از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است كه هر كه بخواند سوره تَبارَكَ الَّذى بِیَدِهِ الْمُلْكُ در مكتُوبه پیش از آنكه بخوابد پیوسته در امان خداى تعالى خواهد بود تا داخل صبح شود و در امان خداى تعالى خواهد بود روز قیامت تا داخل بهشت شود و قطب راوندى از ابن عبّاس نقل كرده كه مردى خیمه زد بر روى قبرى و ندانست كه آن قبر است پس خواند سوره تَبارَكَ الَّذى بِیَدِهِ الْمُلْكُ را پس شنید صَیحه زننده اى را كه گفت این سوره مُنْجِیَه است پس این مطلب را به حضرت رسول صلى الله علیه و آله عرض كرد آن حضرت فرمود آن سوره نجات دهنده است از عذاب قبر.


فضیلت سوره النَّبَاء


شیخ صدوق از امام جعفر صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود هر كه بخواند سوره عَمَّ یَتَسآئَلُونَ را از سال بیرون نشود كه زیارت كند بیت اللّه الحرام را هرگاه مداومت كند بر آن در هر روز و شیخ طبرسى در مجمع البیان از اُبىّ بن كعب روایت كرده كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود كه هر كه بخواند سوره عَمَّ یَتَسآئَلُونَ را سیراب فرماید حقّ تعالى او را از شراب سرد در روز قیامت و بدانكه در روایات اهل بیت علیهم السلام وارد شده كه نَباءعظیم ولایت است و آنكه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نَباء عظیم است ((هُوَ النَّبَاءُ الْعَظیمُ وَ فُلْكُ نُوحٍ * وَ بابُاللّهِ وَانْقَطَعَ الْخِطابُ)).


فضیلت سوره اعلى


شیخ صدوق از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه هر كه سوره سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الاَْعْلى را در فریضه یا نافله بخواند در روز قیامت به او گویند كه از هر درى از درهاى بهشت كه مى خواهى داخل شو.


فضیلت سوره والشّمس


در مجمع البیان از اُبىّ بن كعب از حضرت پیغمبر صلى الله علیه و آله نقل كرده كه كسى كه سوره وَالشَّمْسِ را بخواند گویا تصدّق داده هر چه كه بتابد بر آن شمس و قمر.


فضیلت سوره قدر و زلزله


از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هر كه سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ را در نماز فریضه بخواند منادى از جانب پروردگار او را ندا كند كه خدا گناهان گذشته تو را آمرزید عمل از سرگیر و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله مروى است كه هر كه چهار مرتبه اِذا زُلْزِلَ را بخواند مثل آن كسى است كه همه قرآن را خوانده .


فضیلت سوره عادیات


در خبر است كه هر كه مداومت بر خواندن آن كند با حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام محشور گردد.


فضیلت سوره كافرون و نصر و توحید و معوذتین


در احادیث بسیار وارد شده فضیلت خواندن سوره قُلْ یا اَیُّهَا الْكافِروُن در نمازهاى فریضه و نافله و آنكه خواندن آن رُبع قرآن است و سوره توحید ثلث قرآن است و خواندن سوره نصر در فرایض و نوافل سبب نصرت بر اعداء است و آنكه چون شخص از منزل خود بیرون رود معوذتین را بخواند چشم بد به او ضرر نرساند و كسى كه در خواب ترسد در وقت خواب این دو سوره را با آیة الكرسى بخواند.

تبیان ]]>
نوروز از دیدگاه معصومین علیهم السلام 2011-03-14T21:44:24+01:00 2011-03-14T21:44:24+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/186 مسعود نوروز از جشن های ملی ایرانیان به شمار می رود و از روزگار باستان در میان ملت ایران وجود داشته است.با ورود دین اسلام به این سرزمین ، این جشن رنگ و بوی مذهبی به خود گرفت و از آن پس سفره های هفت سین ایرانیان مزین به کتاب آسمانی مسلمانان «قرآن» شد و لحظه های تحویل سال با دعای «یا مقلب القلوب و الابصار»، حالتی روحانی به خود گرفت .وقتی ایران به دست مسلمانان فتح شد، اسلام که همه رنگ های قومیت را از بین برده بود، به نوروز جلای بیشتری بخشید.روایات زیادی درباره مبارکی این جشن فرخنده از پیامبر اسلام صلی ا


نوروز از جشن های ملی ایرانیان به شمار می رود و از روزگار باستان در میان ملت ایران وجود داشته است.

با ورود دین اسلام به این سرزمین ، این جشن رنگ و بوی مذهبی به خود گرفت و از آن پس سفره های هفت سین ایرانیان مزین به کتاب آسمانی مسلمانان «قرآن» شد و لحظه های تحویل سال با دعای «یا مقلب القلوب و الابصار»، حالتی روحانی به خود گرفت .

وقتی ایران به دست مسلمانان فتح شد، اسلام که همه رنگ های قومیت را از بین برده بود، به نوروز جلای بیشتری بخشید.

روایات زیادی درباره مبارکی این جشن فرخنده از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه معصوم علیهم السلام نقل شده است که در این گزارش به چند نمونه از این روایات اشاره شده است:

روایتی از عبدالصمد بن علی به نقل از جدش نقل می شود که «در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود، برای پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم  هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست ؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان است ، فرمود آری ، در این روز بود که خداوند «عسکره » را زنده کرد.

از پیامبر خدا پرسیدند عسکره چیست ؟ فرمودند، عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ، ترک دیار کردند و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند، سپس آنان را زنده کرد و ابرها را امر فرمود که به آنان ببارد، از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده است .

پیامبر پس از آن از حلوا تناول کردند و آن را میان اصحاب خود قسمت نمودند و گفتند کاش هر روزی بر ما نوروز بود. (آثار الباقیه صفحه 325 )

حدیث دیگر از معلی بن خنیس روایت شده است که گفت : «روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد علیه السلام درآمدم و ایشان فرمودند «آیا این روز را می شناسی» ؟ گفتم «فدای تو شوم ، این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه و ارمغان می دهند.»

سپس حضرت صادق فرمودند «سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو می کنم تا آن را دریابی» . پس گفت «ای معلی ، روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خدا پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند و به پیشوایان دین ایمان بیاورند.»

«همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد.»

همان روزی است که کشتی نوح علیه السلام در کوه آرام گرفت ، همان روزی است که پیامبر خدا، امیرالمؤمنین علی علیه السلام را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از کعبه به زیر افکند و بتان را خرد کند، چنان که ابراهیم علیه السلام نیز این کار را کرد .

همان روزی است که پیامبر به یاران خود فرمودند که با علی علیه السلام به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند (عید غدیرخم ).

همان روزی است که حضرت قائم عجّل الله تعالی فرجه الشریف بر دجال پیروز شود و او را در کنار کوفه بر دار کشد و هیچ روز نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم ، زیرا نوروز از روزهای ما شیعیان است .»

(بحار الانوار - علامه مجلسی جلد 14 مبحث نوروز ) ]]>
یادگار دوست (شهرام ناظری) 2011-01-27T10:10:21+01:00 2011-01-27T10:10:21+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/185 مسعود نام اثر:  یادگار دوست خواننده: شهرام ناظری آهنگساز و تنظیم برای ارکستر: کامبیز روشن روان اجرا: ارکستر سمفونیک سولیستها: محمد کیانی نژاد : نی             حمید مبتسم: تار و سه تار            مجتبی میرزاده: کمانچه گوینده:  عبدالله آقازاده بخش اول (روی الف): تراک 1 گوینده: ای دوست ! قبولم کن و جانم بستان     مستم کن و وز هر دو جهانم بست نام اثر:  یادگار دوست

خواننده: شهرام ناظری

آهنگساز و تنظیم برای ارکستر: کامبیز روشن روان

اجرا: ارکستر سمفونیک

سولیستها: محمد کیانی نژاد : نی

            حمید مبتسم: تار و سه تار

           مجتبی میرزاده: کمانچه

گوینده: 

عبدالله آقازاده

بخش اول (روی الف):

تراک 1

گوینده:

ای دوست ! قبولم کن و جانم بستان     مستم کن و وز هر دو جهانم بستان

با هرچه دلم قرار گیرد بی تو . . .      آتش به من اندر زن و آنم بستان

گوینده:

ای زندگی تن و توانم همه تو!     جانی و دلی  ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی از آنی همه من    من نیست شدم در تو  از آنم همه تو

 

شهرام ناظری:

باز آی که تا به خود نیازم بینی               بیداری شب های درازم بینی (در آمد ماهور)

نی ،نی غلطم که خود فراق تو مرا          کی زنده رها کند که بازم بینی (در آمد ماهور)

هر روز دلم در غم تو زارتر است           وز من دل بیرحم تو بیزارتر است (گشایش)

بگذاشتی ام غم تو نگذاشت مرا             حقا که غمت از تو وفادارتر است (گشایش و فرود به ماهور)

بر من در وصل بسته می دارد دوست       دل را به عنا شکسته می دارد دوست (اشاره به دلکش)

زین پس من و دلشستگی بر در او          چون دوست دل شکسته می دارد دوست (فرود به ماهور)


تصنیف: داد ، خاوران

باز آی که تا به خود نیازم بینی

بیداری شب های درازم بینی

نی ،نی غلطم که خود فراق تو مرا

کی زنده رها کند که بازم بینی

هر روز دلم در غم تو زارتر است

وز من دل بیرحم تو بیزارتر است

بگذاشتی ام غم تو نگذاشت مرا

حقا که غمت از تو وفادارتر است

بر من در وصل بسته می دارد دوست

دل را به عنا شکسته می دارد دوست

زین پس من و دلشستگی بر در او

چون دوست دل شکسته می دارد دوست

 

گوینده:

خود ممکن آن نیست که بردارم دل   آن به  که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم عشق تو نسپارم دل      دل را چه کنم؟ بهر چه میدارم دل

 

در عشق تو هر حیله که کردم، هیچ است

 هر خون جگر که بی تو خوردم،هیچ است                                           

از درد توهیچ روی درمانم نیست

درمان که کند مرا؟ که دردم هیچ است

من بودم و دوش، آن بت بنده نواز              از من همه لابه بود و از وی همه ناز

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید             شب را چه گنه ، حدیث ما بود دراز

گوینده:

دلتنگم و دیدار تو درمان من است     بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی       آن چه از غم هجران تو بر جان من است

 

گوینده:

ای نور دل و دیده و جانم !  چونی؟     و ای آرزوی هر دو جهانم! چونی؟

من بی لب لعل تو چنانم که مپرس      تو بی رخ زرد من ندانم چونی


افغان کردم،بر آن فغانم میسوخت      خاموش کردم، چو خاموشانم میسوخت

از جمله کرانها برون کرد مرا         رفتم به میان و در میانم میسوخت

 

من درد تورا زدست آسان ندهم        دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم       که آن درد به صد هزار درمان ندهم

 

شهرام ناظری:

من درد تورا زدست آسان ندهم        دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم       که آن درد به صد هزار درمان ندهم (گوشه داد – سوز و گداز)

دانلود یادگار دوست بخش اول

تراک 2

گوینده:

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد         آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد؟    جز غم،که هزار آفرین بر غم باد

 

در عشق تو ام،نصیحت و پند چه سود؟     زهراب چشیده ام مرا قند چه سود؟

گویند مرا که،بند بر پاش نهید                دیوانه دل است،پام بر بند چه سود؟

 

گوینده:

من ذره و خورشید لقایی تو مرا         بیمار غمم عین دوایی تو مرا

بی بال پر اندر پی تو میپرم             من که شده ام،چو کهربایی تو مرا


گوینده:

غم را بر او گزیده میباید کرد        وز چاه طمع بریده میباید کرد

خون دل من ریخته میخواهد یار     این کار مرا به دیده میباید کرد

 

آبی که از این دیده چو خون میریزد            خون است، بیا ببین که چون میریزد

پیداست که خون من چه برداشت کند           دل میخورد و دیده برون میریزد

عاشق همه سال مست و رسوا بادا             دیوانه و شوریده و شیدا بادا

با هوشیاری غصه هر چیز خوریم            چون مست شدیم،هرچه بادا بادا

 

شهرام ناظری:

دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد          دل را سپر تیر بلا خواهم کرد

عمری که نه در عشق تو بگذاشته ام      امروز به خون دل قضا خواهم کرد (آواز راک عبدالله)


گوینده:

از بس که برآورد غمت آه از من        ترسم که شود به کام بدخواه از من

دردا که ز هجران تو ای جان جهان!      خون شد دلم و دلت نه آگاه از من


شهرام ناظری:

از بس که برآورد غمت آه از من           ترسم که شود به کام بدخواه از من

دردا که ز هجران تو ای جان جهان!      خون شد دلم و دلت نه آگاه از من (آواز راک کشمیر)


شهرام ناظری:

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد           بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

بسیار فتاده بود اندر غم عشق           اما نه چنین زار که این بار افتاد

 

سودای تورابهانه ای بس باشد            مدهوش تو را ترانه ای بس باشد

در کشتن ما چه میزنی تیر جفا؟         ما را سر تازیانه ای بس باشد (تصنیف راک عبدالله)

شهرام ناظری

 

گوینده:

ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم               شعر غزل و دو بیتی آموخته ایم

در عشق، که او جان و دل و دیده ی ماست      جان و دل ودیده،هر سه را سوخته ایم

دانلود یادگار دوست بخش دوم

منبع : آواز ایرانی(باتشکر از کسری وحیدی)

]]>
تقویت عزت نفس در کودکان 2011-01-26T10:28:16+01:00 2011-01-26T10:28:16+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/184 مسعود همه کودکان بویژه کودکانی که پا به مرحله رشد می‌گذارند باید از آزادی و استقلال نسبی برخوردار باشند. ولی آنچه که آنان باید بدانند این است که در این جهان افرادی زندگی می‌کنند که ممکن است به آنان صدمه بزنند و آنچه که والدین انجام می‌دهند به منظور حفظ آنان از دست این افراد است. فراموش نکنید که التیام احساسات سرکوب شده دوران کودکی بویژه کودک بزهکار مشکل و سخت است.حکمفرما کردن انضباط در خانواده کاری بس مشکل است. تنظیم قوانین منصفانه و بکار بستن آنها بطور منطقی می‌تواند مهارتهای هر پدر و ماد
همه کودکان بویژه کودکانی که پا به مرحله رشد می‌گذارند باید از آزادی و استقلال نسبی برخوردار باشند. ولی آنچه که آنان باید بدانند این است که در این جهان افرادی زندگی می‌کنند که ممکن است به آنان صدمه بزنند و آنچه که والدین انجام می‌دهند به منظور حفظ آنان از دست این افراد است. فراموش نکنید که التیام احساسات سرکوب شده دوران کودکی بویژه کودک بزهکار مشکل و سخت است.

حکمفرما کردن انضباط در خانواده کاری بس مشکل است. تنظیم قوانین منصفانه و بکار بستن آنها بطور منطقی می‌تواند مهارتهای هر پدر و مادری را آزمایش کند. مهم نیست که شما چه حد و حدودی را در مورد کودکانتان بکار می‌برید، زیرا آنان همواره در جستجوی راههایی برای شکستن این حد و حدود هستند. این امر طبیعی است، ولی کودکانی که از قوانین و حد و حدود آن تبعیت می‌کنند، احساس مهم بودن می‌کنند. مهم نیست که تا چه اندازه آنان ممکن است از خود مقاومت نشان دهند.

تقویت عزت نفس کودکان

می‌گویند کودکان بزهکار به توجه ، محبت و پذیرش بیشتری نیاز دارند. اغلب آنان احساس انزوا و جدایی می‌کنند که این امر آسیب پذیری آنان را نیز افزایش می‌دهد. به عبارت دیگر کودکانی که دارای حس خود ارزشی هستند کمتر دچار بزهکاری می‌شوند. بنابراین برای تقویت عزت نفس در کودکان چه باید کرد؟ برای انجام این مهم چهار رکن وجود دارد: محبت ، زمان ، انضباط ، پذیرش.

  • بیشتر اوقات دوست داشتن کودکان خیلی ساده و آسان است و در برخی مواقع مشکل.
  • ابراز محبت به کودکی که پیوسته بی تربیت ، ناسازگار و بدخلق است، همچون بیشتر کودکانی که دوران بلوغ را سپری می‌کنند، سخت است.
  • جالب است بدانیم در این زمان او به محبت بیشتری نیاز دارد. والدینی که هم در دوران سرکشی و ستیز کودکان و هم در دورانی که کودکان نوپا می‌باشند و از شیرینی خاصی برخوردارند به آنان توجه می‌کنند در واقع پایه عزت نفس کودکانشان را می‌سازند.

  • وقتی را که با کودکتان می‌گذرانید یکی دیگر از مواردی است که برای تقویت عزت نفس او مهم است. کودکان به زمان با کیفیت نیاز دارند. آنان به شما نیاز دارند تا در حیاط مدرسه و بازی و حتی در برخی زمانهای معمولی در کنارشان باشید. این بدین معنا نیست که شما باید کاملاً در همه احوال مراقب کودکانتان باشید. اغلب برای بیشتر کودکان فقط حضور والدین در خانواده کافی است.
  • گاهی اوقات مشغله کاری در بیرون از خانه به قدری زیاد است که مجبوریم زمان خیلی کمی را با کودکانمان بگذرانیم هیچ چیز مشکلتر از این نیست که برای بودن با کودک زمان کافی پیدا کنیم، ولی باید بدانیم که این زمان برای رشد کودک اهمیت دارد.

تقویت عزت نفس با پذیرش

  • یکی دیگر از ارکان عزت نفس در کودکان «پذیرش» است که انجام آن دشوار است. برای والدین طبیعی است که نسبت به کودکانشان امیدواری زیادی داشته باشند. همه ما دوست داریم که کودکانمان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و یا بهترین شاگرد در کلاس درس باشند.
  • ما از کودکانمان انتظارات زیادی داریم ولی آنان بیشتر انتظارات ما را برآورده نمی‌کنند. یکی از روشهای مهم تقویت عزت نفس، پذیرش کودکان در همه شرایط است.

  • هر کودکی دارای مشخصه منحصر به فرد خویش است و از نقاط ضعف و قوت برخوردار است. بطور یقین ما باید انتظار داشته باشیم که کودکانمان تا آنجا که می‌توانند تلاش کنند. در هر صورت چه آنان در کاری به راحتی موفق شوند یا به سختی در انجام آن موفق شوند، تشویق کارهایشان و تصدیق قوه خود ارزشی برای آنان بسیار ضروری است.

  • تا آنجایی که می‌توانید وقت زیادی را با کودکتان بگذرانید. اگر شما بیش از یک فرزند دارید سعی کنید طوری وقت خود را تقسیم کنید که به هر یک از فرزندانتان زمان کافی اختصاص یابد. گرچه تنظیم زمان بندی بدین شکل مشکل است، ولی این مسئله برای رشد کودک ضروری است حتی اگر لازم باشد از فعالیتهای دیگر زندگی خود صرف نظر کنید.

  • همیشه سعی کنید در لحظه‌های مهم زندگی فرزندانتان حاضر باشید. حضور در بازیهای مدرسه‌ای ، مراسم اعطای جوایز و … لحظات مهمی هستند که طبیعتاً کودکان دوست دارند با شما سهیم شوند.

آموزه‌های روان شناختی تقویت عزت نفس

  • به کودکان خود امیدوار باشید.
  • به جای نصیحت کردن آنان برای انتخابهای بد ، انتخاب خود آنان را مورد تمجید قرار دهید.
  • همه کودکان دچار اشتباه می‌شوند. به کودکان کمک کنید که از اشتباهات خود پلی برای موفقیت بسازند.

  • به احساسات کودکانتان احترام بگذارید. هرگز نسبت به تردیدها ، ترس‌ها ، عقاید و افکار آنان بی اهمیت نباشید.
  • قوانین روشنی را تنظیم کنید و آنان را اجرا کنید. سعی نکنید در اجرای آن از تنبیه‌های مختلف استفاده کنید.
  • کودکان اشتباه خواهند کرد و هیچکس همیشه از تمام قوانین پیروی نخواهد کرد. محدودیتها را استوار ولی دوستانه اجرا کنید.

  • پیشرفت کودکانتان را ارج نهید. کودکانتان باید بدانند که شما از آنان انتظار تلاش فراوان دارید ولی ظرفیت‌های آنان را نیز می‌شناسید. پیشرفتهای آنان را تمجید کنید و هرگز آنها را به خاطر اشتباهاتشان شرمسار نکنید.
  • عقاید و ارزشهای خود را با کودکانتان در میان بگذارید. با آنان صحبت کنید و به صحبتهایشان گوش فرا دهید تا بدین وسیله به آنها اعتماد به نفس بدهید.
منبع :روانشناسی و مشاوره
]]>
جهت ادای دین و بدهی 2011-01-23T08:55:56+01:00 2011-01-23T08:55:56+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/183 مسعود صالح متقی، حاجی شیخ علی مکی فرمود: من به تنگی معیشت و بدهکاری های زیاد مبتلا شدم به حدی که ترسیدم طلب کارها مرا به قتل برسانند یا از تنگدستی و غصه بمیرم، ناگاه دست به جیب خود کردم دعایی در آن دیدم بدون این که خودم گذاشته باشم یا کسی که او را دیده باشم در جیبم گذاشته باشد. از مشاهدۀ آن دعا خیلی تعجب کردم و متحیر شدم! در خواب مردی را با هیئت صلحا و زهاد دیدم که به من می گوید:« فلانی، دعای مربوط به خودت را به تو دادیم، آن را بخوان تا از تنگی و شدت رها شوی!» من او را نشناختم و تعجبم زی صالح متقی، حاجی شیخ علی مکی فرمود: من به تنگی معیشت و بدهکاری های زیاد مبتلا شدم به حدی که ترسیدم طلب کارها مرا به قتل برسانند یا از تنگدستی و غصه بمیرم، ناگاه دست به جیب خود کردم دعایی در آن دیدم بدون این که خودم گذاشته باشم یا کسی که او را دیده باشم در جیبم گذاشته باشد. از مشاهدۀ آن دعا خیلی تعجب کردم و متحیر شدم! در خواب مردی را با هیئت صلحا و زهاد دیدم که به من می گوید:« فلانی، دعای مربوط به خودت را به تو دادیم، آن را بخوان تا از تنگی و شدت رها شوی!» من او را نشناختم و تعجبم زیاد شد. مرتبۀ دوم حضرت حجت(ع) را در خواب دیدم فرمودند:« آن دعایی را که به تو عطا کردیم بخوان و به هر کس که می خواهی تعلیم بده»
شیخ علی مکی می گوید: آن دعا را چند بار تجربه کردم و فرج و گشایش را به زودی مشاهده نمودم ولی پس از مدتی مفقود شد در این مدت به خاطر از دست دادن آن تأسف می خوردم و از بدی عمل خود استغفار کردم اما بعدها شخصی نزد من آمد و گفت: این دعا در فلان مکان از تو مفقود شده بود و آن را به من داد ولی من به خاطرم نیامد که به آن مکان رفته باشم.
دعا را گرفتم و سجدۀ شکر به جا آوردم، دعا این است:
بسم الله الرحمن الرحیم، ربِّ إنّی أسألُکَ مَدَدَاً رَوحانیاً تُقَّوی بِه قُویَ الکُلیّة و الجُزئیة حتی أَقهَرَ

بِمَبادِیءِ نَفسی کُلُ نَفسٍ قاهِرةٌ فَتَنقَبِض لی إشارةَ دَقائِقِها إنقِباضاً تَسقُطُ به قُواها حتی لا یَبقی فی

الکَونِ ذو روحٍ إلا و نارُ قهری قَد أحرَقَت ظُهُورُهُ یا شَدید یا شَدید یا ذَالبَطشِ الشَدید یا قَهّارُ أسألُکَ

بِما أَودَعتَهُ عِزرائیلَ مِن أَسمائِکَ القَهریةِ فَانفَعَلَت لَهُ النُفُوسُ بالقهرِ اَن تودِعَنی هذا السِّرِ فی هذهِ

السّاعَة حتی اَلینَ به کلَّ صَعبٍ و اَذلِلَ به کَّلَ مَنیعٍ بِقُوَّتِکَ یا ذاالقُوَةِ المَتین

و کیفیت آن این است که در سحر سه مرتبه - در صورت امکان - و صبح سه مرتبه و در شب هم سه مرتبه خوانده شود بعد از خواندن آن سی مرتبه بگوید: یا رحمنُ یا رحیمُ یا اَرحَمَ الرّاحِمین اَسأَلُکَ اللُطفَ بما جَرَت به المَقادیر.

برکات حضرت ولی عصر(ع)، صفحه409،ره جویان معرفت، صفحه 155
]]>
عوامل توفیق و سلب توفیق عبادت (1) 2010-12-28T19:11:15+01:00 2010-12-28T19:11:15+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/182 مسعود « و ما خلقت الجن و الإنس الا لیعبدون» (1) جن و انس را نیافریدیم جز برای عبادتمفهوم عبادت :عملی که با قصد قربت و جهت‌گیری الهی باشد، را عبادت گویند. البته منظور از قصد قربت در تعریف عبادت آن است که عمل، انگیزه و جهت الهی داشته باشد اعم از اینکه به خاطر محبت و رضای حق باشد یا امتثال امر او یا شکرگزاری به درگاه او یا دستیابی به بهشت یا فرار از عذاب و ... باشد.اصل واژه عبادت به نظر بسیاری از واژه شناسان به معنی «خضوع» یا «نهایت خضوع» است ولی کاربردهای متداول و شایع مورد اختلاف است.وق « و ما خلقت الجن و الإنس الا لیعبدون» (1)
جن و انس را نیافریدیم جز برای عبادت
مفهوم عبادت :
عملی که با قصد قربت و جهت‌گیری الهی باشد، را عبادت گویند. البته منظور از قصد قربت در تعریف عبادت آن است که عمل، انگیزه و جهت الهی داشته باشد اعم از اینکه به خاطر محبت و رضای حق باشد یا امتثال امر او یا شکرگزاری به درگاه او یا دستیابی به بهشت یا فرار از عذاب و ... باشد.
اصل واژه عبادت به نظر بسیاری از واژه شناسان به معنی «خضوع» یا «نهایت خضوع» است ولی کاربردهای متداول و شایع مورد اختلاف است.
وقتی در مفهوم و کاربردهای عبادت دقت کنیم متوجه می‌شویم که هرچند عبادت نوعی خضوع و فروتنی است اما هر خضوعی، عبادت نیست، مسلماً کسیکه در برابر شخصی تواضع و فروتنی می‌کند، نمی‌گویند: او را عبادت کرده و همینطور هر اطاعت و فرمانبرداری هم عبادت نیست.
از طرفی پیروان بسیاری از ادیان معتقدند که چون عبادت رابطه‌ی انسان با خداست، جنبه‌ی فردی و خصوصی دارد و بهتر است که در گوشه‌ی غربت و تنهایی انجام شود؛ حتی این روش در بین مسلمانان نیز تحت عنوان تصوف و صوفی‌گری، کم و بیش وجود داشته ولی از دیدگاه اسلام؛ دین و عبادت با مسائل اجتماعی عمیقاً آمیخته است و تمام ابعاد زندگی انسان را در برمی‌گیرد وحتی در بعضی احادیث وارده از معصومین علیهم السلام، انواع عبادت اینگونه شمرده شده:«1- اندیشیدن در ملکوت 2- اندیشیدن در نعمتها 3- طلب روزی حلال 4- لین کلام و افشاء سلام 5- نگاه محبت آمیز به پدر و مادر 6- خوش گمانی به خدا 7- نگریستن به علماء 8- کمک به مردان عیالوار 9- پوشاندن گناهان و ... » (2)

توفیق

توفیق از نظر لغوی « به معنای موافق گردانیدن» اسباب، موافق گردانیدن خدا اسباب را موافق خواهش بنده، کارسازی و تأیید الهی است» (3) .
توفیق می‌تواند به صورت فراهم آوردن اسباب جهت شرکت در نماز جماعت، پیداکردن دوست و مشاورۀ مناسب در امور دنیایی و اخلاقی و ...، فراهم آمدن اسباب برای خدمت به خلق و... باشد.
درآیات و روایات معصومین (علیهم السلام) هم به توفیق الهی اشاره‌ای شده است:
«و ما توفیقی الا بالله» (4) یعنی و از خدا در هر کار توفیق می‌طلبم.
«توفیق و موافق قراردادن همه اسباب و وسائل خارجی تنها از جانب خداوند متعال امکان‌پذیر است زیرا کسی را چنین نیروی فراگیر و کاملی نیست که بتواند در هر موردیکه می‌خواهد همۀ اسباب و مسائل مادی و معنوی را موافق سازد» (5)
و توفیق در روایات با تعبیرهای مختلفی آمده مانند: «عنایت، رحمت، جذبات الرّب، عنایۀ الرحمن، اول النعمۀ، قائد الصلاح، رأس النجاح، رأس السعادۀ، مفتاح الرفق و ... » (6)
در بعضی روایات به عنوان بهترین راهبر: « لاقائد کالتوفیق » (7) و با ارزشترین چیزی که از آسمان فرو می‌آید؛ (علی «علیه السلام» اجلٌ ما ینزل من السماء التوفیق» (8) تعبیر شده و حتی درروایتی از پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمده که « قلیل التوفیق خیرٌ من کثیر العقل» (9) یعنی اندکی توفیق بهتر است ازعقل بسیار
و همچنین به طلب توفیق ازخداوند متعال در بعضی روایات سفارش شده:
حضرت علی (علیه السلام): «عبادالله، ارغبوا الیه فی التوفیق، فانّه أنس وثیق» (10) یعنی این بندگان خدا ازخداوند، توفیق طلب کنید زیرا که توفیق بنیادی استوار است.
و حضرت علی (علیه السلام) درسفارش خود به امام حسن (علیه السّلام) می‌فرمایند: « ... و الرغبۀ الیه فی توفیقک...» (11) از خدا توفیق بخواه.
همان‌طور که در دعاهای وارده نیز ازخداوند، توفیق طلب شده، مثل «ارزقنی فیها التوفیق لما وفقت له محمد و آل محمد» (12) و یا « وفقنی للّتی هی أزکی ....» (13) و ...
جهان آفرین گر نه یاری کند
کجا بنده پرهیزگاری کند ؟
نخست او ارادت به دل در نهاد
پس این بنده برآستان سرنهاد
گر از حق نه توفیق خیری رسد
کی از بنده خیری به غیری رسد
چه اندیشی از خود که فعلم نکوست
از آن در نگه کن که توفیق اوست
عوامل توفیق :

1- تقوا :

عامل مهمی که سبب توفیق عبادت خواهد شد تقوا و ترک معصیت است که در آیات و روایات بسیاری به آن اشاره شده است.
«لو انّ اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الارض ...» (14)
و چنانچه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند همانا ما، در های برکات آسمان و زمین را برروی آنها می‌گشودیم.
«برکات به موهبتهای ثابت و پایدار گفته می‌شود و در مقابل چیزهای گذرا است. در معنای برکات کثرت خیر و افزایش وجود دارد و شامل برکتهای مادی و معنوی می‌شود» (15)
بله اگر مردم همه اهل تقوا می‌شدند نه تنها برکات مادی مثل باران و گیاه و خوراک و ... بلکه برکات معنوی نیز به آنها داده می‌‌شود که برکات معنوی می‌تواند، توفیقات مردم، عبادات و ترک معاصی باشد، بعضی مفسرین برکت را اینگونه معنا کرده‌اند« هرچیزی که زندگی بشر را تکامل می‌بخشد و به درجات بالاتر ارتقاء می‌دهد» (16)
و بعضی «توجهات معنوی و رحمتهای روحانی که سبب گشایش و خوشی روحی و وسعت قلبی و نورانیت باطنی و استفاضه ازفیوضات الهی می‌شود» معنا کرده‌اند(17).
درواقع این آیه یک نوع تلازم وجودی و بین ترک تقوا و قطع رحمت و برکات الهی، تلازم عدمی برقرار است.
« و من یتّق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یتحسب» (18)
«هرکس تقوا پیشه کند خداوند راه بیرون شدن را براو می‌گشاید و ازجائی ندارد به او روزی عطا کند»
رزق در لغت« ما ینتفع به» معنا شده و الرزق «العطاء» (19)
و توضیح داده‌اند که الا رزاق نوعان: ظاهرۀ للأبدان کا لاقوات و باطنۀ للقلوب و النفوس کلمعارف و العلوم» یعنی رزق دو نوع است. رزق ظاهری برای بدنها مثل خوراک و رزق باطنی برای قلوب و نفوس مثل معارف و علوم.
رزق در این آیه می‌تواند هر دو معنای رزق راشامل شود همانطور که در تفسیر نمونه نیز آمده است (20) روزی تنها به مواهب مادی نیست. روزی معنای وسیعی دارد که روزیهای معنوی را نیز در برمی‌گیرد بلکه رزق اصلی، همین رزق و روزی معنوی است.دردعا نیز تعبیر رزق در مورد روزیهای معنوی بسیار به کار رفته مانند: «اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام و یا «اللهم ارزقنی توفیق الطاعۀ و بعد المعصیۀ...»
آیات زیاد دیگری هست که می‌توان همین معنا را از آنها گرفت مانند (آیه 29 انفال، 5 طلاق، 76 آل عمران، 47 توبه و ...) و همچنین در روایات نیز این مضمون تأکید شده است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله): « من أعرض عن محرّم ابدله الله به عبادۀ تسرّه» (21) یعنی هرکه ازکاری حرام روی گرداند، خداوند به جای آن، عبادتی شاد کننده عطایش فرماید.
و پیامبر(صلی الله علیه و آله) درحدیثی دیگرمی‌فرمایند. «إتّق المحارم تکن اعبد الناس ...» (22) یعنی از حرام بپرهیز تا ازهمه عابدتر باشی.
بنابراین اولین عامل کسب توفیق، اطاعت از اوامر الهی و دوری ازمعصیت اوست.

2- علم :

«... قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون...» (23)
«بگو ای رسول آنانکه اهل علمند با مردم جاهل یکسانند؟...»
علم در این آیه و آیات دیگر قرآن، به معنی دانستن یک مشت اصطلاحات یا روابط عادی در میان اشیاء و به اصطلاح علوم رسمی نیست. بلکه منظور از آن معرفت و آگاهی خاص است که انسان را به قنوت یعنی اطاعت پروردگار و ترس ازدادگاه و امید به رحمت خدا دعوت می‌کند(24).
پس مسلماً کسانی که چنین علمی دارند، با آنها که ندارند مساوی نیستند و چنین علمی، خضوع و خشوع افراد رابیشترمی‌کند، در نتیجه میل آنها به طاعت و عبادت پروردگار بیشتر و توفیق بیشتری خواهند یافت.
هر علمی درمرتبه خود، هرگاه مقدمه‌ باشد. برای صفای باطن و قلب آدمی را مهیا گرداند. برای پذیرفتن نور معرفت و محبت الهی و او را به جاده سعادت رهبری گرداند، نافع خواهد بود. زیرا که علم، نوری است که ازمبدأ فیاض به قلب مصفی ازصفات حیوانی افاضه می‌گردد (25).
بله داشتن علم و آگاهی نسبت به عمل و فوائد و عواقب آن سبب انجام و یا ترک عمل می‌شود مثلاً اگر به بیماری که به خوردن دارویش اهمیتی نمی‌دهد و سستی می‌کند، آگاهی بدهیم و نسبت به دارو و اثر آن علم پیدا کند، مسلماً ارادۀ او رادراستفادۀ از دارو قویتر خواهد شد و این تفاوت در عمل و آن سستی قبلی و تحرک بعدی همه نتیجۀ همان، آگاهی و شناخت است که به او داده ایم.
حضرت علی «علیه السلام»: ثمرۀ العلم العبادۀ» (26) میوۀ دانش، عبادت است.
علم وآگاهی ، بستراصلی عبودیت است. زیرا روح اصلی عبادت و عبودیت خضوع است و خضوع زمانی تحقق می‌یابد که انسان عظمت و بزرگی معبود را درک کند و بشناسد«انما یخشی الله من عباده العلماء...» (27) یعنی از میان بندگان فقط مردمان عالم ودانا مطیع و خدا ترسند ...»
این علماء هستند که با علم و معرفتی که دارند، پروردگار خود راشناخته و از روی میل او را عبادت خواهند کرد و با کسب علم و معرفت، توفیق بیشتری برای عبادت خداوند، خواهند یافت همان‌طور که دردعای کمیل هم می خوانیم. «... علی ضمائر حوت من العلم بک حتی صارت خاشعۀ...» یعنی برنهاد هائیکه علم و معرفت تو آنها راگرفته تا به جائیکه دربرابرت خاشع گشته» و شاید عبادت دائمی ملائک نیز به دلیل همین آگاهی مستمر آنها از عظمت خداوند باشد.
و ازطرف دیگر ، می‌توان گفت، علم دیگری که برای گرایش به عبادت ؛ لازم است. علم به نقش اساسی عبادت و عبودیت در تکامل و خوشبختی انسان‌هاست که هرچه انسان بیشتر به این امر واقف شود وبداند که بدون عبادت و عبودیت به تکامل حقیقی نخواهد رسید. بیشتر گرایش به عبودیت پیدا می‌کند.
بنابراین می‌توان گفت، گرایش به عبودیت و عبادت ازدو علم و معرفت سرچشمه می‌گیرد، 1- خداشناسی 2- خودشناسی.

3- توبه و استغفار :

« و أن استغفروا ربکم ثم توبواالیه یمتعکم متاعاً حسناً الی اجل مسمی و یؤت کل ذی فضل فضله...» (28) و اینکه از پروردگار خویش آمرزش طلبید، سپس به سوی او بازگردید تا شما را تامدت معینی به خوبی بهره‌مند سازد و به هر صاحب فضیلتی به مقدار فضیلتش ببخشد...
در تفسیر «متاعاً حسناً» که در آیه آمده:«المنافع المتتابعه الدینیۀ و المالیۀ» (29) تعبیر شده یعنی منافع دینی و مالی، هر دو را در برمی‌گیرد و در تفسیر هدایت (30) به رزق نیکو تفسیرکرده اند، یعنی خداوند، در مقابل توبه و طلب آمرزش، آنها را از رزق نیکو بهره‌مند می‌سازد و رزق را همان‌طور که در توضیح آیه 2 طلاق آوردیم. رزق مادی و معنوی می‌دانند و از نظر لغت، هر دو را شامل می‌شود. که یکی از رزقهای معنوی می‌تواند، توفیق عبادت باشد.
مرحومه بانو امین اصفهانی در تفسیر این آیه فرموده اند که: «اگر مقصود از متاع نیکو که خدای جلیل به توبه‌کنندگان وعده داده که تا آخر عمرشان ازآن بهره‌مند می‌گردند. جهات طبیعی ازصحت مال و باقی جهات طبیعی مثل شهرت وامثال آن باشد، معلوم است که به طور کلی نسبت به مؤمنین باتقوی صادق نیست زیرا به عیان می‌بینیم که بسیاری ازاشخاص مؤمن باتقوا گرفتار فقر بلکه مرض هستند و در شکنجه ظالمین گرفتارند. پس از اینجا معلوم می‌شود که شاید مقصود ازبهره‌ نیکو که به توبه کنندگان عنایت می‌گردد بهره روحانی است نه جسمانی» (31)
«و یا قوم استغفروا ربکم ثم توبوا الیه، یرسل السماء علیکم مدراراً» (32)
«ای قوم ازخدا آمرزش طلبید و به درگاه او توبه کنیدتا از آسمان به شما رحمت فراوان نازل گرداند.»
دراین آیه نیز رحمت آسمانی را به توبه کنندگان می‌بخشد و این خاصیت استغفار است که سبب آبادانی و رفاه و جلب روزی و دفع بلا می‌شود (33). و تا پرونده انسان آلوده به خطا و جرم و جنایت و عصیان است. نمی‌تواند توفیق توجه و تقرب به خدا پیدا کند، پس استغفار تنها وسیله موفقیت و آمادگی برای این سیر معنوی است. و این معنی در همه موارد و دربارۀ همۀ افرادیکه قصد سیر روحی دارند، مورد لزوم و توجه می‌باشد (34). و احادیثی با این مضمون از حضرت علی «علیه السلام» وارد شده است که به آنها اشاره‌ای می‌نمائیم.
«التوبه تستنزل الرحمۀ» (35) توبه رحمت را فرود می‌آورد.
«الاستغفار یزید فی الرزق» (36) استغفار، روزی را می‌افزاید.
«إستغفر، ترزق» (37) استغقار کن تا روزی داده شوی.

4- تلاش و پشتکار :

« و الذین جاهدوا فینالنهدینّهم سبلنا...» (38)
«آنانکه در راه ما جهد و کوشش کردند محققاً آنها را به راه خویش هدایت کنیم.»
جهاد در اینجا الزاماً به معنی جهاد مسلحانه با دشمن نیست بلکه همان معنی اصلی لغوی خود را دارد که هرگونه تلاش و کوشش را برای حفظ ایمان و تقوی و تحمل انواع شدائد و ... را شامل می‌شود(39).
و «لنهدینهم سبلنا» در تفاسیر اینگونه تفسیر شده. «لنزیدنهم هدایۀ الی السبل الموصلۀ الی ثوابنا و توفیقاً»(40) یعنی هدایت به راه‌های خیر و توفیق را برآنها می‌افزاییم. و نیز در تفسیر دیگری آورده: « لنزیدنهم هدایۀ الی السبیل الموصلۀ الی ثوابنا و توفیقاً لازدیاد الطاعات الموجبۀ لرضانا»(41) یعنی هدایت به راه ثواب و توفیق ازدیاد طاعاتی که موجب رضای ماست را به آنها می‌دهیم»
به هر حال نهادینه کردن روح عبودیت، مانند دیگر فضائل نیاز به تمرین و تلاش دارد، زیرا همان‌طور که عواملی مثل فطرت و عقل، انسان را به سوی عبادت و تکامل سوق می‌دهند، عوامل متعددی از شهوت و هوای نفس و ... انسان را از عبادت و عبودیت باز می‌دارند. این اراده و تلاش و پشتکار است که می‌تواند عوامل منفی را خنثی کندو انسان را در طریق عبودیت قرار دهد.
امام رضا«علیه السلام» می‌فرمایند، « من سأل الله التوفیق و لم یجتهد فقد استهز، بنفسه..»(42)
هرکس از خدا توفیق مسألت کند، در حالیکه کوشا و تلاشگر نیست، خود را به استهزاء گرفته است.
و نیز احادیثی درمورد تلاش کردن و رسیدن به خواسته داریم:
پیامبر(صلی الله علیه و آله) : « من ید من قرع الباب یلج»(43) یعنی هرکه پیوسته دری را بکوبد، سرانجام وارد شود.»
علی «علیه السلام» : « من بذل جهد طاقته بلغ کنه ارادته»(44) یعنی هرکس تمام توان خود را به کارگیرد به تمام خواستۀ خود برسد.
علی «علیه السلام» : « من طلب شیئاً ناله او بعضه»(45) یعنی هرکه جویندۀ چیزی باشد به آن یا بخشی از آن برسد.»

5- احسان و حسن خلق :

« ... للذین أحسنوا فی هذه الدنیا حسنۀ...» (46)
«هرکس متقی و نیکوکار است، دردنیا هم نصیبش نیکوئی و خوشی است...»
«احسان یک عامل حرکت آفرین است، که مجموعاً «ترک گناه» و « انجام فرائض و مستحبات، را باعث می‌شود» (47) و « حسنه در دنیا عبارت است از سهولت و آسانی راه و پیمودن آن راه و لذت بردن از آن (48) .
اگر راه‌های طاعت و عبادت سهل و آسان شود، همان توفیق الهی است که شامل حال شخص شده و اما درمورد خود احسان نیز توضیح داده‌اند که « احسان گاهی به نفس است(اشتغال به عبادت و اطاعت و تحصیل علم و تزکیه اخلاق) و گاهی به غیر است چه در امر دین مثل ارشاد و هدایت و امربه معروف و نهی از منکر باشد و چه در امور دنیوی از بذل مال و دستگیری از ضعفا و غیر این‌ها» (49)
پس احسان، عملی عام است و همۀ این موارد را در برمی‌گیرد واینکه خداوند می‌فرماید، در این دنیا هم حسنه و جزای نیک دارد چه بسا برای متقی و نیکوکار، همان توفیق الهی، بهترین پاداش برای او باشد.
«إن الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون» (50)
«محققاً همانا خدا یار و یاور متقیان و نیکوکاران عالم است.»
«معیت خداوند نگهبانی و عنایت و تفضل است و الا خداوند با تمام ماسوی الله معیت دارد یعنی خبیر و بصیر و سمیع است.» (51)
از تفسیری که برای معیّت در این آیه شده، معلوم می‌شود که احسان، وسیله‌ای برای جلب توجه و تفضّل خاص الهی است و برای توفیق داشتن همین توجه خاص لازم است تا انسان، غفلت نکند و متوجه خداوند متعال باشد.درروایات معصومین «علیهم السلام» نیز در مورد اینکه احسان و حسن خلق داشتن سبب توجه خاص خداوند می‌شود، بسیار آمده است که به چند نمونه در اینجا اشاره می‌کنیم:
علی «علیه السلام»: «رحمۀ الضعفاء تستنزل الرحمۀ»(52) یعنی ترحم به ضعیفان موجب نزول رحمت است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) : «وجدت المسنۀ نوراً فی القلب و زیناً فی الوجه و قوۀ فی العمل ...» (53)
نیکی را نور دل و آرایۀ رخسار و نیروی در عمل یافتم.
قال الصادق «علیه السلام»: « حسن الخلق من الدین و هو یزید فی الرزق» (54) یعنی خوشخوئی از ایمان است و مایۀ افزایش رزق و روزی است.
علی «علیه السلام»: «سعۀ الاخلاق کیمیاء الا رزاق» (55) یعنی رعایت اخلاق نیک موجب جلب روزی است. گذشت که رزق عام است و شامل امور مادی و معنوی می‌شود.

6- نیت خوب :

«قل کلٌ یعمل علی شاکلته...» (56) بگو، هرکس به حسب ساختار خود عمل می‌کند...
از امام صادق (علیه السّلام) در اصول کافی چنین نقل شده: (نیت افضل از عمل است. اصلاً نیت همان عمل است سپس آیۀ «قل کل یعمل علی شاکلته» را قرائت فرمود و اضافه کرد، منظور از شاکلته نیت است) (57)
انسان باید نیت خدائی داشته باشد و در حال حرکت به سوی او باشد، تا خداوند اسباب لازم برای توفیق او را که خود به آن آگاه‌تر است، فراهم ‌نماید.
علی (علیه السّلام): «من حسنت نیته أمّده التوفیق»(58) یعنی هرکه نیتش خوب باشد، توفیق یار او شود.
امام صادق (علیه السّلام): «انّما قدر الله عون العباد علی قدرنیاتهم، فمن صحت نیته تمّ عون الله له و من قصرت نیته عند العون بقدر الذّی قصر» (59) یعنی در حقیقت خداوند یاری خود به بندگان را به اندازۀ نیتهای آنان قرار داده است. پس هرکس نیتش درست باشد، یاری خدا به او کامل و هرکه نیتش کاستی داشته باشد یاری خدا نیز به همان اندازۀ کاستی نیت او، از وی کاسته شود.

7- همنشین خوب :

« یا ولیلتا لیتنی لم أتخذ فلاناً خلیلاً لقد أضلنی عن الذکر...» (60)
وای برمن، ای کاش که فلانی را دوست نمی‌گرفتم، رفاقت او از پیروی قرآن و رسول حق مرا محروم ساخت. همان‌طور که در آیه هم اشاره شده، همنشینی و مجالست با افراد به انسان تأثیر می‌گذارد تا جائیکه ممکن است او را از پیروی و اطاعت قرآن و پیامبر محروم سازد و برعکس نیز همنشینی با خوبان می‌تواند انسان را به یاد خدا اندازد و از گناهان دور سازد آیت الله میانجی از علماء اخلاق می‌فرمایند: « گاهی مجالست با اهل حال، انسان را به طراوت روحی می‌رساند، کما اینکه وقتی به منزل عالمی که اهل تحقیق و مطالعه است. می‌رویم از مطالعات آن‌ها متأثر و قهراً تشویق می‌شویم تا خودمان نیز مطالعه کنیم. انسان اگر با افراد اهل عبادت، رفاقت و مجالست داشته باشد تأثیر می‌پذیرد.»(61)
امام سجاد(علیه السّلام): «مجالس الصالحین داعیۀ ألی الصلاح»(62)
(مجالس پاکان، فراخوان به سوی صلاح وپاکی است)
همنشین تو از تو به باید
تا تو را عقل و دین بیفزاید
تا توانی می‌گریز از یار بد
یار بد ، بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند
یار بد برجان و بر ایمان زند

8- اخلاص :

«قال فبغزّتک لأغوینهم اجمعین إلا عبادک منهم المخلصین»(63)
(شیطان گفت: به عزت و جلال تو که خلق را تمام گمراه خواهم کرد، مگر خاصان از بندگانت که دل از غیر بریدند و برای تو خالص شدند).
«اخلاص در عبودیت، شرط مصونت از دامهای ابلیس است. و بزرگانی که از تمام پیوندهای مادی و شرک آمیز خالصانه برای خدا گسسته‌اند، شیطان را برآنان راهی نیست.» (64)
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند، خدای عزوجل فرمود:« لا أطّلع علی قلب عبدٍ فأعلم منه حبّ الاخلاص لطاعتی لوجهتی و ابتغاء مرضاتی الا تولیت تقویمه و سیاسته» (65) یعنی هرگاه دل بنده‌ام را بنگرم و دریابیم که از روی اخلاص و برای خشنودی من طاعتم را به جا می‌آورد، راستگردانی و تدبیر او را خود به عهده گیرم.
چه چیزی از این بهتر که تدبیر امور زندگی ما را خدا به عهده گیرد! اگر امور را خود تدبیر کنیم شاید موفق به طاعت و عبادت او نشویم. همان‌طور که گاهی تصمیم به کاری می‌گیریم ولی موفق به انجامش نمی‌شویم ولی وقتی تدبیر امورمان برعهدۀ او باشد، توفیق برعبادت را نیز می‌توانیم داشته باشیم.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌فرمایند:« من أصعد إلی الله خالص عبادته أهبط الله الیه افضل مصلحته» (66) یعنی (هرکه عبادت خالصش را به سوی خدا بالا فرستد. خداوند متعال، برترین مصلحت را به سوی او فرود خواهد فرستاد).
نشانۀ قبولی طاعت آن است که بنده توفیق عبادت بعدی را پیدا کند، این از رحمت خداوند است که بنده‌اش را گرامی می‌دارد که اگر کار نیکی انجام دهد و آن را خالص گرداند، او نیز دروازۀ عمل نیک دیگری به سوی او می‌گشاید تا بتواند بیشتر و بیشتر به او نزدیک شود.
و حضرت علی (علیه السّلام) می‌فرمایند: « فی اخلاص النّیات نجاح الأمور» (67) یعنی موفقیت‌های کارها به خالص کردن نیتهاست.

9- دعا :

«رب اجعلنی مقیم الصلاۀ و من ذریتی ربّنا و تقبل دعاء» (68) پروردگارا، من و ذریۀ مرا نمازگزارگردان و بارالها دعای ما را اجابت فرما. « از آیات 35 تا 41 سورۀ ابراهیم علیه السلام ، تقاضاهای هفتگانه‌ای از خداوند دارد که همچنین آن‌ها تقاضای توفیق برای به پاداشتن نماز است که بزرگ‌ترین پیوند انسان با خداست، نه تنها برای خودش بلکه برای فرزندانش نیز همین تقاضا را می‌کند»
اینکه، انسان هرآنچه می‌خواهد حتی توفیق عبادت را باید از خودش بطلبد، امری است مسلّم، همان‌طور که حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند:« علیک بالاستعانۀ بالهک و الرغبۀ الیه فی توفیقک»(69) یعنی برتوست که از خدایت کمک بگیری و توفیق را از او طلب کنی.
بله، خداوند، آفرینندۀ جهان و مبدأ همۀ خیرات و برکات است و هموست که خواهش و نیایش بندگان را با مهربانی می‌شوند و بدان پاسخ می‌دهد. توفیق عبادت و عبودیت که نعمت بزرگ خداوندی است را نیز باید از خود او خواست. علاوه براینکه خود دعا کردن و طلب از خدا نیز از عبادات است. و « أحبّ الاعمال إلی الله عزوجل فی الارض الدّعا » (70) یعنی محبوب‌ترین کار نزد خدای عزوجل در روی زمین دعاست.
در دعاها نیز، سنت معصومین (علیهم السلام) براین است که توفیق عبادت را از خداوند متعال مسئلت می‌کنند، مثلاً در دعای روز بیست و سوم رمضان است: « وفقنی فیه لموجبات مرضاتک» یعنی خدایا مرا در آنچه که رضای توست، توفیق بده». که اگر ابتدا، دعا در حق دیگران کنی، بسیار مطلوب است و باعث مستجاب شدن دعا در حق خودمان خواهد شد، قال الصادق «علیه السلام»: « من دعا لأخیه المؤمن دفع الله عند البلاء و درّ علیه الرزّق»(71) یعنی کسیکه در حق برادر مؤمن خود دعا کند، خدا بلا را از او دفع و رزق او را مهیا می‌سازد.
و از جمله دعاهای مستجاب دعای پدر در حق فرزند است: امام صادق (علیه السّلام) می‌فرمایند:«‌ثلاث دعوات لا یحجبن عن الله تعالی: دعاء الوالد لولده اذا برّه ... »(72) سه دعاست که ازخدای تعالی پوشیده نمی‌ماند: یکی دعای پدر در حق فرزندش هرگاه نسبت به او نیکوکار و فرمانبردار باشد... » بنابراین یکی از راه‌های توفیق داشتن، کسب رضایت پدر و مادر است، چرا که دعای آن‌ها موجب توفیق خواهد شد. همان‌طور که بسیاری از علماء به این اذعان دارند و اقرار می‌کنند، که از دعای پدر و مادر توفیقاتی را کسب کرده‌اند.

10- صبر :

« ... و اصبروا أنّ الله مع الصابرین» (73) ... همه باید یک دل، پایدار و صبور باشید که خدا همیشه با صابران است. معیّت و امداد الهی برای صابران است، اگر صبور باشی و به قول حضرت علی «علیه السلام» صبر را مرکب نجات خود قرار دهی(74) موفق خواهی شد. [ واجعل الصبر مطیّۀ نجاتۀ]
یکی از موارد صبر، صبر در عبادت است: « اصطبر لعبادته...»(75) یعنی نفس خود را به صبر و شکیبایی عادت بده تا بتوانی پروردگارت را عبادت کنی و امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند: آدمی عابد نمی‌باشد مگر آنکه بردبار باشد. [لا یکون الرجل عابداً حتی یکون حلیماً].
و پیامبر (صلی الله علیه و آله)، یکی از محصولات بردباری را میل و رغبت به خیر می‌دانند و می‌فرمایند: « فأما الحلم فمنه رکوب الجمیل و ... و تشتهّی الخیر» (76) یعنی حاصل بردباری است؛ آراسته شدن به خوبیها، همنشینی با نیکان ... و رغبت به خیر و نیکی.


پی نوشت ها :

1 - سورۀ ذاریات، آیه 56
2 - میزان الحکمۀ ؛ ج 7، ص 3417.
3 - معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، ج2، ص1168.
4 - سوره هود؛ آیه 88
5 - مصطفوی، تفسیرروشن؛ ج11. ص285.
6 - میزان الحکمه، ج14، ص6950.
7 - نهج‌البلاغه، کلمات قصار«113»
8 - میزان الحکمۀ، ج14، ص6950 ، ج22228 و نهج الفصاحۀ،ابراهیم احمدیان، ح2097
9 - همان
10 - همان، ح 22238
11 - میزان الحکمۀ، ج14، ص6952 ، ج22246
12 - قمی، عباس؛ مفاتیح الجنان، دعای شب بیست و دوم رمضان
13 - همان، دعای مکارم الاخلاق
14 - سوره اعراف، آیه 96.
15 - قرائتی، محسن، تفسیرنور، ج4، ص126.
16 - مترجمان، تفسیر هدایت، ج3، ص337
17 - مصطفوی، حسن؛ تفسیر روشن، ج9 ص71.
18 - سوره طلاق، آیه 2و 3
19 -لسان العرب، ج 10، ص115
20 -مکارم شیرازی و دیگران، تفسیرنمونه؛ ج 20، ص374.
21 - میزان الحکمۀ، ج4، ص1914،ج6706
22 - نهج الفصاحه؛ ابراهیم احمدیان، ج42
23 - سوره زمر، آیه 9
24 -تفسیر نمونه، ج19، ص396
25 -بانو امین اصفهانی، نصرت؛ مخزن العرفان فی تفسیرالقرآن،ج7، ص185
26 - آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الحکم، 64 مادۀ علم به نقل از سایت«hazah.net»
27 - سورۀ فاطر، آیه 28
28 - سوره هود، آیه 3
29 - کاشانی، فتح الله، زبدۀ التفاسیر؛ ج3، ص253.
30 - مترجمان، تفسیرهدایت: ج 5، ص14
31 - بانو امین اصفهانی، مخزن العرفان فی تفسیر القرآن: ج2، ص222.
32 - سوره هود، آیه 52.
33 - جعفری، یعقوب، تفسیرکوثر، ج5، ص250.
34 - مصطفوی، حسن: تفسیر روشن، ج11، ص220
35 - میزان الحکمۀ، ج2، ص636، ح2115.
36 -همان، ج9، ص4354، ح15121
37 - همان، ص4354، ح15122
38 - سوره عنکبوت:آیه69
39 -تفسیر نمونه، ج16، ص213
40 - ابیاری، ابراهیم؛ الموسوعۀ القرآنیۀ، ج 10، ص510 و کاشانی، فتح الله، زبدۀ التفاسیر، ج5، ص245.
41 -طبرسی، فضل بن حسن؛ جوامع الجامع، ج3، ص256.
42 - میزان الحکمۀ، ج 2، ص862، ح2790.
43 -همان، ح2786
44 -همان، ح2788
45 - همان، ح2789
46 - سوره زمر، آیه 10
47 - بابائی، احمدعلی؛ برگزیدۀ تفسیر نمونه، ج4، ص215
48 - خانی و ریاضی؛ ترجمۀ بیان السعادۀ، ج12، ص334
49 - طیّب، عبدالحسین؛ اطیب البیان، ج8، ص214.
50 - سورۀ نحل، آیه 128
51 - اطیب البیان، ج8،ص214.
52 -غرر الحکم و درر الحکم؛ ماده رحم
53 -میزان الحکمۀ، ج3، ص1196، ج3965.
54 - حرّانی، ابومحمد؛ تحف العقول، حسن زاده، ص678، ح137.
55 - شفیعی، سید محمد؛ پرورش روح، ج2 ص436، به نقل از تصنیف نهج‌البلاغه، ص739.
56 - سوره اسراء ، آیه 84
57 - تفسیر نمونه ج12، ص249 به نقل از نورالثقلین، ج3، ص114.
58 - میزان الحکمۀ، ج13، ص6574، ح20983
59 - همان، ح 20985
60 -سوره فرقان، آیه 28 و 29
61 - سخنرانی آیت ا... میانجی به نقل از خبرگزاری فارس.
62 - میزان الحکمۀ، ج2، ص750، ح2404
63 - سوره ص، آیه 82 و 83
64 -تفسیر نور؛ ج 10، ص131
65 -مترجمان؛ تفسیر هدایت؛ ج 11، ص405 به نقل از نرم‌افزار جامع التفاسیر.
66 - دشتی، محمد؛ نهج الحیاۀ، ص 25 ح6
67 - میزان الحکمۀ، ج 3، ص1436، ح4815
68 - سوره ابراهیم؛ آیه 40
69 - غرر الحکم 203، به نقل از سایت «fateh.net»
70 - میزان الحکمۀ، ج4، ص1646، ح5525.
71 - پرورش روح به نقل از مشکات الأنوار، طبرسی، ص330
72 - میزان الحکمۀ، جلد 4، ص1677 ، ح5693
73 - سوره انفال، آیه 46
74 - نهج‌البلاغه، دشتی، محمد؛ خطبۀ 76، ص125
75 - سوره مریم ، آیه 65
76 - میزان الحکمۀ ج3، ص1290، ح4345

منبع : راسخون
]]>
کلمات قصار حضرت علی علیه السلام و معنای منظوم آن 2010-08-01T18:28:08+01:00 2010-08-01T18:28:08+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/181 مسعود اگر پرده به کنار رود، بر یقین من افزوده نمی شود. حال خلد و حجیم دانستم به یقین آن چنان که می باید گر حجاب از میانه برگیرند آن یقین ذره ای نیفزاید رشیدالدین وطواط پرده را گر ز پیش بردارند مر مرا در یقین نیفزاید زانکه امروز کار فردا را آنچنان دیده ام که می باید محمدبن غازی ملطیوی مردم خفتگانند؛ چون بمیرند بیدار می شوند. مردمان غافلند از عُقبی همه گویی به خفتگان مانند ضر اگر پرده به کنار رود، بر یقین من افزوده نمی شود.
حال خلد و حجیم دانستم به یقین آن چنان که می باید
گر حجاب از میانه برگیرند آن یقین ذره ای نیفزاید

رشیدالدین وطواط

پرده را گر ز پیش بردارند مر مرا در یقین نیفزاید
زانکه امروز کار فردا را آنچنان دیده ام که می باید

محمدبن غازی ملطیوی

مردم خفتگانند؛ چون بمیرند بیدار می شوند.

مردمان غافلند از عُقبی همه گویی به خفتگان مانند
ضرر غفلتی که می ورزند چون بمیرند آنگهی دانند

رشیدالدین وطو

از این خواب اگر کوته است ار دراز گِه مرگ بیدار گردیم باز

اسدی طوسی

تا چنین زنده ای تو در خوابی چون بمیری تمام دریابی

اوحدی

گفت مرد خرد در این معنی که سخن های اوست چون فتوی
خفته اند آدمی ز حرص و غلو مرگ چون رخ نمود «فانتبهوا»

حدیقه سنایی

مردم به زمانه خویش شبیه ترند تا به پدران خویش.

خلق را نیست سیرت پدران همه بر سیرت زمانه روند
دوستند آن که را زمانه نواخت دشمنند آن که را زمانه فکند

رشیدالدین وطواط

سربه سرخلق جهان مانند دَورند ای پسر نیستند از صد یکی ماننده جدّ و پدر

عادل بن علی شیرازی

آن که قدر و اندازه خویش بشناسد، هلاک نمی شود.

هرکه مقدار خویشتن بشناخت از همه حادثات ایمن گشت
از مضیق غرور بیرون جست در مقام سرور ساکن گشت

رشیدالدین وطواط

گرفتی از سر غفلت کم خویش نمی دانی بهای یک دم خویش
از این غفلت چو فردا گردی آگاه پشیمانی ندارد سودت آنگاه

عطار نیشابوری

ارزش هرکس به اندازه چیزی است که آن را نیکو می داند.

قیمت تو در آن قَدَر علم است که تن خود بدان بیارایی
خلق در قیمتت بیفزایند چون تو در علم خود بیفزایی

رشیدالدین وطواط

قیمت هرکس به قدر علم اوست همچنین گفته است امیرالمؤمنین

ناصرخسرو

شرف و قیمت و قدر تو به فضل و هنر است نه به دیدار و به دینار و به سود و به زیان

فرّخی

هرکه خود را بشناسد، پروردگار خویش را خواهد شناخت.

بر وجود خدای، عزّ و جلّ هست نفس تو حجتی قاطع
چون بدانی تو نفس را، دانی کوست مصنوع و ایزدش صانع

رشیدالدین وطواط

چون گوهر خویش را ندانستی مر خالق خویش را کجا دانی

ناصرخسرو

چون تو در علم خود زبون باشی عارف کردگار چون باشی

سنایی

مرد در زیر زبانش پنهان است.

مرد پنهان بود به زیر زبان چون بگوید سخن بدانندش
خوب گوید، لبیب گویندش زشت گوید، سفیه خوانندش

رشیدالدین وطواط

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد

سعدی

زبان در دهان ای خردمند چیست کلید درِ گنج صاحب هنر
چون در بسته باشد چه داند کسی که جوهرفروش است یا پیله ور

سعدی

آدمی مخفی است در زیر زبان این زبان پرده است بر درگاه جان

مولوی

با هر سخنی که گفت برهان شده مرد کش پایه به چاه یا به کیهان شده مرد
پس حرف همان است که مولا فرمود «در زیر زبان خویش پنهان شده مرد»

شهریار

پرده گشایِ عقلِ هر آن کس بود سخن بتوان شناخت نیک و بد هرکس از کلام

لامع

هنر به دست بیان است از اختیار سخن چنان که زیر زبان است پایگاه رجال

عنصری

حال متکلم از کلامش پیداست از کوزه همان برون تراود که در اوست

شیخ بهایی

سخن آوای هرچه بردارد مایه خویش از او پدید آرد
بنماید به خلق پایه خویش آگهی شان دهد ز مایه خویش
گرچه مردی بزرگوار بود در معانی سخن گزار بود
تا نگوید سخن ندانندش خیره و عمرسار خوانندش
مرد زیر زبان بود پنهان سایر است این مثل به گرد جهان

هرکه زبان او خوش باشد، برادران او بسیار باشند.

گر زبانت خوش است جمله خلق در مودّت برادران تواند
ور زبانت بدست، در خانه خصمِ جانِ تو چاکرانِ تواند

رشیدالدین وطواط

همی تا توانی سخن نرم دار دل مردمان با سخن گرم دار
کسی را میازار در گفتگوی به کین و زیان کسان ره مپوی

ملک الشعرای بهار

خوب گفتن پیشه کن با هرکسی کاین برون آهنجد از دل بیخ کین
مر سخن را گندمین و چرب کن گر نداری نان چرب و گندمین
خوب گفتار ای پسر بیرون برد از میان ابروی دشمنْت چین

ناصرخسرو

با نیکی کردن آزاد بنده می شود [و راه خدمتکاری می پوید].

گرت باید که پیش تو باشند سروران جهان سرافکنده
مردمی کن که مردمی کردن مرد آزاد را کند بنده

رشیدالدین وطواط

بشارت ده مال بخیل را به میراث خوار یا آفتی از روزگار.

هرکه را مال هست و خوردن نیست او از آن مال بهره کی دارد
یا به تاراج حادثات دهد یا به میراث خوار بگذارد

رشیدالدین وطواط

بخل نخلی است دخل آن همه خار خار آن جان خستگان آزار
بخل نخلی است نوش آن همه نیش جگر خستگان ز نیشش ریش
هیچ گه بر در بخیل مرو به عزیزی او ذلیل مشو

جامی

هرکه بر خویشتن نبخشاید گر نبخشد کسی بر او، شاید

سعدی

گر تو را مال و جاه و تمکین است حادث و وارث از پی این است

سنایی

روز و شب منتظر حادث و وارث باشد هرکجا آزوَری ضابط و زرداری هست

ابن یمین فریومدی

نگاه نکن که می گوید؛ ببین چه می گوید.

شرف قائل و خساسست او در سخن کی کنند هیچ اثر
تو سخن را نگر که حالش چیست در گزارنده سخن منگر

رشیدالدین وطواط

سپردن به گفتار گوینده گوش به تن نوش یابی، به دل رای و هوش
سخنگوی چون برگشاید سَخُن بمان تا بگوید، تو تندی مکن
سخن بشنو و بهترین یادگیر نگر تا کدام آیدت دلپذیر

فردوسی

زاری کردن به وقت بلا، تمامی محنت است؛ [چرا که موجب محرومیت از ثواب الهی می شود].

در بلیت جزع مکن که جزع به تمامی دلت کند رنجور
هیچ رنجی تمام تر زان نیست کز ثواب خدای مانی دور

رشیدالدین

گر هزارت غم بود با کس نگویی زینهار ای برادر تا نبینی غمگسار خویش را

سعدی

با وجود ستم، هیچ پیروزی ای وجود ندارد.

هرکه از راه بَغْی چیزی جُست ظفر از راه او عنان برتافت
ور ظفر یافت منفعت نگرفت پس چنان است آن ظفر که نیافت

رشیدالدین وطواط

با بودن خودخواهی، ستایشی هم نیست؛ [یعنی هرکه خودخواه باشد، مردم ستایش او نمی گویند و دوستی او نمی جویند].

هرکه را کبر پیشه شد همه خلق در محافل جفای او گویند
و ان که بر مَنْهج تواضع رفت همه عالم ثنای او گویند

رشیدالدین وطواط

تا به کی سرْ پر غرور از گفتنِ ما داشتن تا به کی بر دل سرور از گفتنِ من داشتن

اختر خراسانی

با بودن بخل، هیچ نیکویی نیست [یعنی مردم نسبت به آن که بخیل باشد، نیکی نمی کنند، یا بخل و نیکی با هم جمع نمی شوند].

هرکه را بخل پیشه شد، دگران نیست ممکن که طاعتش دارند
حق گزاری است طاعت و او را نبُوَد حق، چگونه بگزارند

رشیدالدین وطواط

بخیلی مکن هیچ اگر مردمی همانا که کم باشی از آدمی

فردوسی

هرکه بر خویشتن نبخشاید گر نبخشد کسی بر او، شاید

سعدی

از بخیل چنان کند پرهیز که خردمندِ پارسا ز حرام

فرخی

بسیار غذا خوردن مانع تندرستی است.

نشود جمع هیچ مردم را تندرستی و خوردنِ بسیار
مذهب خویش ساز کم خوردن گرْت جان عزیز هست به کار

رشیدالدین وطواط

خوردن برای زیستن و ذکر کردن است تو معتقد که زیستن از بهر خوردن است

سعدی

مشو در خورش تند و بسیار خوار به خوان کسان دست کوتاه دار
به هر خوردنی دست منما دراز از آن خور کجا هست پیشت فراز

ملک الشعرای بهار

طعام افزون مخور ناگاه و ناساز که آن افزون تو را بی شک خورد باز

عطار

اشک چون شنگرف اسرار دل است سیر خوردن چیست؟ زنگار دل است

عطار

هرکه بر تن می فزاید نور جان کم می کند می گذارم «فیض» تن تا نور جان آید مرا

فیض کاشانی

سالاری و بزرگی با بی ادبی جمع نمی شود.

بی ادب مرد کی شود مهتر گرچه او را جلالت نسب است
با ادب باش تا بزرگ شوی که بزرگی نتیجه ادب است

رشیدالدین وطواط

بی ادب تنها نه خود را داشت بد بلکه آتش در همه افاق زد

مولوی

سرمایه بزرگی و دولت بود ادب کاهنده مشقت و زحمت بود ادب
چندان که گشته بی ادبی شاهد غرور صد آن قدر دلیل کیاست بود ادب
کی می رسد ز بی ادبی مرد ره به جای چون هادی طریق نبالت بود ادب
می کوش در جهان که عزیز جهان شوی چون منتج فواید عزت بود ادب
داری اگر هوای بزرگی ادیب باش مستلزم فنون کرامت بود ادب

لامع

با ادب را ادب سپاه بس است بی ادب با هزار کس تنهاست

ابوالحسن شهید

مهر محکم شود ز خوش خویی دوستی کم کند تُرُش رویی
خُلق خوش خَلق را شکار کند صفتی بیش از این چه کار کند

اوحدی

]]>
میلاد منجی عالم بشریت خجسته باد 2010-07-26T23:04:23+01:00 2010-07-26T23:04:23+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/180 مسعود ماه نیمه شعبان، دامن فرا می چید و چون عابری بی مركب، عرصه آسمان راترك می گفت. هاله ماه، همچون مروارید اشك، از چشم آسمان بر سینه فلق می غلتید. لحظاتی بعد، در و دیوار سامرا، نقاب شب را به كناری می زد و سپیده سحرگاهان، پیشانی روشن اش را بر ریگزارهای ساكت صحرا می سایید. دروازه سحر اندك اندك باز می شد و جهان با شروع صبحی مبارك، شكوه دیگری به خود می گرفت. هنوز نغمه و نیایش سحرگاهی به پایان نرسیده بود كه در یكی از خانه های گلین شهر، كودكی به دنیا آمد كه او نیز بی درنگ، با زمزمه موحدانه صبح


ماه نیمه شعبان، دامن فرا می چید و چون عابری بی مركب، عرصه آسمان راترك می گفت. هاله ماه، همچون مروارید اشك، از چشم آسمان بر سینه فلق می غلتید. لحظاتی بعد، در و دیوار سامرا، نقاب شب را به كناری می زد و سپیده سحرگاهان، پیشانی روشن اش را بر ریگزارهای ساكت صحرا می سایید. دروازه سحر اندك اندك باز می شد و جهان با شروع صبحی مبارك، شكوه دیگری به خود می گرفت. هنوز نغمه و نیایش سحرگاهی به پایان نرسیده بود كه در یكی از خانه های گلین شهر، كودكی به دنیا آمد كه او نیز بی درنگ، با زمزمه موحدانه صبح همنوا شد. پدر در حالی كه شكر و شادی در چشمانش موج می زد، فرمود: «حمد و سپاس خدای را كه عمرم بخشید تا جانشینم را- كه از من است و در صورت و سیرت شبیه ترین مردم به رسول خداست- ببینم. خدایش در پرده ستر نگاه می دارد و سپس ظاهر می شود و زمین را از عدالت پر می كند آن چنان كه از ستم پر شده است.»
و بدین ترتیب، در آن سپیده دم، شگفت انگیزترین ولادت بر دامان زمین نقش بست و مهدی(عج)؛ آن طفل موعود، پس از چند لحظه، غیبت هفتاد و چهار ساله خود را آغاز كرد و دستی قادر در آستین غیب فرو رفت و از آن پس، چشم انتظاری آدم و عالم آغاز شد.
آنك ای نازدانه نرگس! از آن غیبت مقدر، روزگار درازی است كه می گذرد و ما هر جمعه، چشم راه نشین خود را با سوزن صبر به قدمگاه مشرقی ات می دوزیم و همه جاده های دور و نزدیك را، به صبح جمعه می رسانیم تا جان سرشار از انتظارمان را، به لحظه ظهور ذوالفقار شما برسانیم و با یاد غروب غصه های زینب سلام الله علیها دستی بر یالهای ذوالجناح تان بكشیم.
سالار سبزپوش دل! سالهاست كه بر تخته سنگ صبوری نشسته ایم تا صبح پیشانی شما، از پشت غبار غیبت برآید و چشم منتظران، به جاروب مژگان، خاك غریبی از پیراهنتان بروبد و غبار نعلین شما را، به باران اشك بشوید. اما چه كنیم كه غروب جمعه ها، بی حضور نرگس چشم شما از راه می رسد و عطر عبایتان را، در غربت ما كه به درازای غیبت شماست، می پراكند. آقا! حكایت انتظار ما امروزی نیست. این داغ، پیش از آن كه گل وجود شما در دامان نرگس، به ناز بشكفد و باز روزی دیگر، در غنچه راز غائب شود، بر پیشانی ما نشسته بود. ما وارث اندوه كوفه و كربلاییم، ما چشم به راه رقص ذوالفقار و شیهه ذوالجناحیم.
ای سوار صبح ظهور! بیایید كه دیگر دیر است. دیر از آن رو كه جانمان را دیگر تاب تحمل دوری شما نیست. بیایید و نگاه قبیله انتظار را، از سر راه بردارید. آقا! شما دعا كنید، كه دعای فرج بر زبان شما خوش تر است.
میلاد مبارک باد
]]>
اعمال نیمه شعبان 2010-07-26T23:00:13+01:00 2010-07-26T23:00:13+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/179 مسعود اعمال نیمه شعبانحقیقت عبودیت و بندگی خداوند دعاست. دعا رو آوردن همه نیاز است به درگاه غنی مطلق چه اینكه اعتبار انسان به درگاه خالق بی‌همتا به همین دعاست و هدف از آفرینش تمامی موجودات به بندگی و اطاعت آنان است. اگرچه همه ایام مبارك است اما در بین ایام سال ماه شعبان و و در بین شعبان، نیمه آن به جهت تعلق به شخصیتی كه جان جانان و فرمان فرمای فرامین ممكنات است، اعتبار آن را صد چندان می كند نیمه شعبان لیلة القدر همة اولیاء و عاشقان خداست. آنان كه دل در گرو معبود بسته‌اند و رنج و محنت غ
اعمال نیمه شعبان

حقیقت عبودیت و بندگی خداوند دعاست. دعا رو آوردن همه نیاز است به درگاه غنی مطلق چه اینكه اعتبار انسان به درگاه خالق بی‌همتا به همین دعاست و هدف از آفرینش تمامی موجودات به بندگی و اطاعت آنان است. اگرچه همه ایام مبارك است اما در بین ایام سال ماه شعبان و و در بین شعبان، نیمه آن به جهت تعلق به شخصیتی كه جان جانان و فرمان فرمای فرامین ممكنات است، اعتبار آن را صد چندان می كند نیمه شعبان لیلة القدر همة اولیاء و عاشقان خداست. آنان كه دل در گرو معبود بسته‌اند و رنج و محنت غروب غمبار غیبت را به تن خریده‌اند چشم انتظار صبح صادق صداقت و عدالتند.

امام علی علیه السلام به نقل از پیامبر صل الله علیه و آله می‌فرماید: «خداوند متعال در شب نیمه شعبان فرشته‌ای را نازل فرموده كه از غروب خورشید تا طلوع فجر ندا می‌دهد: «آیا توبه‌كننده‌ای در این شب است تا او را بیامرزم و آیا طالب رزقی است تا او را رزق بدهم»(1)
امام محمد باقر علیه السلام، در فضیلت شب نیمه شعبان می‌فرماید: «شب نیمه شعبان، پس از شب قدر بافضیلت‌ترین شب‌هاست. در آن شب خداوند به بندگان عطا می‌كند و بر آنان منت نهاده و ایشان را می‌بخشد بنابراین در تقرب به خدا در آن شب كوشش كنید، زیرا خداوند به ذات خود قسم یاد كرده هیچ سائلی را در آن شب رد نكند مادامی كه درباره معصیت از خداوند چیزی نخواهد.»(2)
در روایتی دیگر امام رضا علیه السلام هم درباره فضیلت این شب فرمود: «این نیمه شعبان است كه خداوند، بنده‌ها را از آتش جهنم آزاده نموده، گناهان كبیره آنان را می‌آمرزد. بنابراین در این شب ذكر خداوند تبارك و تعالی و دعا و استغفار زیاد داشته باشید زیرا كه پدرم فرمود: دعا در این شب مستجاب است.»(3)

شب نیمه شعبان فضیلت‌های زیادی دارد كه افق آن در تشبیه پیامبر اعظم صل الله علیه و آله نمایان است. ایشان می‌فرماید: «علی بن ابی طالب در میان اهل بیت پیامبر صل الله علیه و آله به مانند فضیلت نیمه شعبان بر سایر ایام است».(4)

برای این شب عزیز و مبارك كه میلاد سلطان عصر و قلوب است، اعمالی است كه این اعمال بر دو قسم است:

1. دعاها و زیارات 2. نماز

اما قسم اول:

1. غسل.
2. احیاء این شب به نماز و دعا واستغفار.
3. زیارت سالار شهیدان مولی الكونین ابا عبدالله الحسین علیه السلام كه افضل اعمال این شب است.

كه اقل زیارت این است كه بر بامی برآید و به طرف راست و چپ نگاه كند پس سر به آسمان بلند كند و به این كلمات آن امام همام را زیارت كند:
«السلام علیك یا ابا عبدالله، السلام علیك و رحمة الله و بركاته».

نقل دیگری در زیارت حضرت سید‌الشهداء علیه السلام

استاد بزرگوار حضرت آیت‌الله العظمی وحید خراسانی دامت‌بركاته می‌فرمودند:

هر كس به این كلمات در هر زمان و مكان اباعبد‌الله الحسین علیه السلام را مورد خطاب قرار دهد برایش ثواب زیارت كامل امام حسین علیه السلام نوشته شود كه همانند زیارت خدا می‌توان در عرش كبریایی است و آن كلمات این است:


سه مرتبه بگویید «السلام علیك یا اباعبدالله و علی المستشهدین بین یدیك و رحمة الله و بركاته».

و البته برای امام حسین علیه السلام در این شب زیارت مخصوص دیگری نقل شده كه در باب زیارات امام حسین علیه السلام حاج شیخ عباس قمی در كتاب شریف مفاتیح الجنان بدان اشاره فرموده است.
4. خواندن دعای كمیل.
5. خواندن این دعا كه بمنزله زیارت امام زمان علیه السلام است. «اللهم بحق لیلتنا هذه و مولودها ... ».
6. دعایی كه امام صادق علیه السلام فرموده‌اند: «اللهم انت الحی القدیم ...».
7. دعایی كه پیامبر اكرم صل الله علیه و آله فرمودند: «اللهم انت الحی القیوم ...».
8. خواندن این دعا: الهی تعرض لك فی هذا اللیل ...».
9. خواندن صلوات كه هر روز بعد از زوال (بعد از نماز ظهر) می‌خوانند: « اللهم صل علی محمد و آل محمد شجرة النبوة ...».
10. هر یك از «سبحان الله و الحمد لله و الله اكبر و لا اله الا الله» را 100 مرتبه بگوید.

و اما نمازها

1. پس از نماز عشاء، دو ركعت نماز بخواند در ركعت اول حمد و سوره قل یا ایها الكافرون و در ركعت دوم سوره مباركه حمد و سوره قل هو الله احد و نماز را تمام كند، بعد از سلام، تسبیحات حضرت زهرا(س).

سپس این دعا را بخواند: «یا من الله ماجأ العباد …».

2. خواندن نماز جناب جعفر طیار كه كیفیت آن چنین است: چهار ركعت است، همانند نماز صبح در نماز اول بعد از سوره مباركه حمد، سوره اذا زلزلت الارض زلزالها و در ركعت دوم بعد از حمد سوره والعادیات. و در نماز دوم ركعت اول بعد از سوره حمد اذا جاء نصر الله والفتح و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره قد هو الله احد. در این چهار ركعت در حالت قیام بعد از تمام شدن حمد و سوره، ذكر سبحان‌الله و الحمد لله و لا اله الا و الله اكبر را 15 مرتبه می گوید و در ركوع 10 مرتبه و پس از ركوع در حالت ایستاده 10 مرتبه و در سجده اول 10 مرتبه و بعد از اینكه سر برداشت و نشست 10 مرتبه و در سجده دوم، 10 مرتبه و پس از آن كه از سجده دوم سر برداشت باز 10 مرتبه كه مجموع این تسبیحات 300 مرتبه می‌شود.

3. خواندن 4 ركعت نماز: در هر ركعت حمد یك مرتبه و پس از حمد قل هو الله احد 100 مرتبه می خواند و بعد از اینكه نماز تمام شد این دعا را می خواند: «اللهم انی الیك فقیر ...».

4. خواندن صد ركعت نماز (50 تا دو ركعتی) در هر ركعت یك مرتبه حمد و 10 مرتبه سوره قل هو الله احد.

5. شش ركعت نماز در هر ركعت بعد از سوره حمد، سوره یس. تبارك الملك و سوره توحید.
--------------------------------------------------------------------------------

[1] . ثواب الاعمال، ج3، ص323؛ بحارالانوار، ج98، ص415.
[2] . مصباح المتهجد، ص831، مصباح الزائر، ص405، مفاتیح الجنان، اعمال
شب نیمه شعبان.
[3] . مصباح المتهجد، ص837. [4] .
بحارالانوار، ج37، ص52.


سفارش آیت الله وحید برای نیمه شعبان

معظم له منتظران حضرت را به دعا و توسل عمومی جهت تعجیل ظهور امام عصر علیه السلام در شب نیمه شعبان توصیه نموده و یادآور شده‌اند.

در آستانه نیمه شعبان حضرت آیت الله وحید توصیه مهمی را برای عموم مردم نمودند متن این توصیه که در پایگاه اطلاع رسانی معظم له موجود است به این قرار می باشد:

با توجه به روایات نقل شده از اهل بیت علیهم السلام در مورد تأثیر دعای همگانی و نیز بر اساس اهمیت فوق العاده شب نیمه شعبان که هم شب میلاد آن امام رحمت و مهربانی و هم با فضیلت ترین شب سال پس از شب قدر است.

آیت‌الله العظمی وحید خراسانی تاکید کرده‌‌اند: سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات در آن شب عزیز پس از قرائت سوره یس و اهداء آن به آستان مقدس ولیعصر ارواحنا فداه و خواندن زیارت سلام علی آل یس، رأس ساعت 11 شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانند و تعجیل ظهور مولود نیمه شعبان را از خداوند متعال درخواست کنند.

همچنین مناسب است تا در تمامی مکان های مقدس و مجالس جشن و سروری که در آن شب تشکیل می‌گردد قرائت سوره یس و دعا و توسل همگانی انجام گیرد.
]]>
شهادت صدیقه طاهره زهرای مرضیه سلام الله علیها تسلیت باد 2010-05-16T23:03:16+01:00 2010-05-16T23:03:16+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/178 مسعود سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها  و ایام فاطمیه  ؛           بر تمام شیعیان و ارادتمندان اهل بیت علیهم السلام تسلیت  می گوییم زهرا ای سرو خمیده قامت ای یاس بنفشه پیکر هم شاخه تو بشکسته هم لاله تو شد پرپر نظاره کن به اشک و آهم به التماس در نگاهم پرستوی مهاجر من صبر و قرار خانه من مرو مرو که بی پناهم پرستوی مهاجر من آه آه آه سینه نیلوفران گشته غم تو می روی و خون من بر گردن تو سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها  و ایام فاطمیه  ؛          

بر تمام شیعیان و ارادتمندان اهل بیت علیهم السلام تسلیت  می گوییم


زهرا ای سرو خمیده قامت

ای یاس بنفشه پیکر

هم شاخه تو بشکسته

هم لاله تو شد پرپر

نظاره کن به اشک و آهم

به التماس در نگاهم

پرستوی مهاجر من

صبر و قرار خانه من

مرو مرو که بی پناهم

پرستوی مهاجر من

آه آه آه سینه نیلوفران گشته غم تو

می روی و خون من بر گردن تو


]]>
بارقه سلوک 2010-05-13T14:33:05+01:00 2010-05-13T14:33:05+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/177 مسعود عامل اصلى عروج و تداوم معراج (هماهنگى شریعت ،طریقت و حقیقت )   راز موفقیت سالك الى الله ،یك چیز بیش نیست و آن عبارت است از (عبادت )سالك با قدم عبادت مى تواند از بیت طبیعت ،به سوى عالم ملكوت عروج و مهاجرت كند. و عبادت براى همه عباد یك ضرورت است ؛زیرا همانگونه كه بدن به آب ،هوا و غذا نیازمند است ، روح نیز به غذا احتیاج دارد و غذاى روح ، عبارت است از (عبادت )و همانگونه كه اثر غذا در بدن عبارت است از ادامه حیات و تاءمین نشاط،اثر غذاى روح (عبادت ) نیز عبارت است از اوج و معراج . ( عامل اصلى عروج و تداوم معراج (هماهنگى شریعت ،طریقت و حقیقت )  
راز موفقیت سالك الى الله ،یك چیز بیش نیست و آن عبارت است از (عبادت )سالك با قدم عبادت مى تواند از بیت طبیعت ،به سوى عالم ملكوت عروج و مهاجرت كند. و عبادت براى همه عباد یك ضرورت است ؛زیرا همانگونه كه بدن به آب ،هوا و غذا نیازمند است ، روح نیز به غذا احتیاج دارد و غذاى روح ، عبارت است از (عبادت )و همانگونه كه اثر غذا در بدن عبارت است از ادامه حیات و تاءمین نشاط،اثر غذاى روح (عبادت ) نیز عبارت است از اوج و معراج . (
در عرفان امام راحل - سلام الله علیه - طریقت و حقیقت جز از راه شریعت حاصل نخواهد شد؛ زیرا ظاهر،طریق باطن است و در واقعى عبادتى كه در ظاهر انجام مى پذیرد معمار باطن است (یعنى ) باطن را براى عروج مهیا مى سازد و انفكاك و جدایى میان عبادت و تاثیر آن در نفس محال است و اگر عبادتى صورت پذیرفت ولى تاثیر معنوى و عرفانى آن مشاهده نگشت ، بدون تردید آن عبادت با توجه به همه ضوابط و شرایط لازم آن انجام نیافته است .
(الطریقه والحقیقة لا تحصلان الا من طریق الشریعة فان الظاهر طریق الباطن بل یفهم منه (ولو انهم اقاموا التوراة والانجیل ) ان الظاهر غیر منفك عن الباطل فمن راى ان الباطن لم یحصل له مع الاعمال الظاهرة و اتباع التكالیف الالهیة فلیعلم انه لم یقم على الظاهر على هو علیه )
توجه بدین حقیقت ضرورى است كه هیچ طایفه و دسته اى از دستجات فوق ،حتى لحظه اى از عبادت ،بى نیاز نخواهد بود
بر همین اساس است كه برترین افتخار پیامبر خاتم (صلى الله علیه و آله ) آن اصل راجع كامل ،عبودیت وانجام عبادت است الهى است .
به طور كلى اساس تكامل معنوى و ارتقاى باطنى ،عبودیت و پیمودن مدارج كمال است . بنابراین ،هر گاه لحظه اى این عمل در كار نباشد سقوط آن واصل ،حتمى است (فان مقام العبد الكامل هو التدلل بین یدى سیده ) .
پس سخن برخى از تصوف پیشگان كه مى گویند:(عبادت ظاهرى طریق است و هر گاه به مقصد رسیدى و اصل شدى و دیگر بدان ضرورتى نیست ). بدون دلیل است و لاطائلاتى بیش نمى باشد (و من اراد ان یصل الى من غیر طریق الظاهر كبعض عوام الصوفیة فهو على غیر بین من ربه )
آرى ،جز از راه عبادت ظاهرى نمى توان در هیچ مقامى پایدار ماند. چنانكه بدون آن نمى توان به هیچ مقامى دست یافت . حتى مقام رسالت حضرت خاتم الانبیاء نیز منوط به عبادت ظاهرى و عبودیت است .
]]>
حکایتی از تذکره الاولیاء عطار(در احوال بایزید بسطامی) 2010-04-29T10:52:59+01:00 2010-04-29T10:52:59+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/176 مسعود بایزید گفت: «مرید را حلاوت طاعت دهند، چون بدآن خُرَّم شود، شادی او حجابِ قرب او گردد». و گفت: «کمترین درجه عارف آن است که صفات حق در وی بود». و گفت: بعد از ریاضات چهل ساله شبی حجاب برداشتند. زاری کردم تا راهم دادند. خطاب آمد که :«با کوزه یی که تو داری و پوستینی، تو را بار نیست». کوزه و پوستین بینداختم. ندایی شنیدم که :«یا بایزید! با این مدعیان بگو که : بایزید بعد از چهل سال مجاهده و ریاضت با کوزه یی شکسته و پوستینی پاره پاره، تا نینداخت، بار نیافت. شما با چندین علایق که به خود



بایزید گفت: «مرید را حلاوت طاعت دهند، چون بدآن خُرَّم شود، شادی او حجابِ قرب او گردد». و گفت: «کمترین درجه عارف آن است که صفات حق در وی بود».

و گفت: بعد از ریاضات چهل ساله شبی حجاب برداشتند. زاری کردم تا راهم دادند. خطاب آمد که :«با کوزه یی که تو داری و پوستینی، تو را بار نیست». کوزه و پوستین بینداختم. ندایی شنیدم که :«یا بایزید! با این مدعیان بگو که : بایزید بعد از چهل سال مجاهده و ریاضت با کوزه یی شکسته و پوستینی پاره پاره، تا نینداخت، بار نیافت. شما با چندین علایق که به خود باز بسته اید و طریقت را دانه دام هوای نفس ساخته، کلّا و حاشا! که هرگز بار نیابید».

و گفت: سی سال بود تا من می گفتم : چنین کن و چنین ده. چون به قدم اول معرفت رسیدم، گفتم: الهی! تو مرا باش و هر چه خواهی کن». و گفت :«یک بار به درگاه او مناجات کردم و گفتم : کیف السلوک الیک؟( سلوک به سوی تو چگونه است) ندایی شنیدم که : ای«بایزید! طلق نفسک ثلثا، ثم قل: الله». نخست خود را سه طلاق ده، و آن گاه حدیث ما کن.

و گفت:«چهل سال روی به خلق آوردم و ایشان را به حق خواندم و کس اجابت نکرد. روی از ایشان بگردانیدم و به حضرت رفتم. همه را پیش از خود آنجا دیدم». یعنی عنایت حق، در حق خلق بیش از عنایت خود دیدم. آنچه می خواستم، حق تعالی به یک عنایت آن همه را پیش از من به خود رسانید.

و گفت:« از بایزیدی بیرون آمدم، چون مار از پوست. پس نگه کردم، عاشق و معشوق را یکی دیدم که در عالم توحید همه یکی توان دید». و گفت:«ندا کردند از من در من که : ای تو،من» ــ یعنی به مقام الفناء فی الله رسیدم ــ و گفت:«چند هزار مقامات از پس کردم، چون نگه کردم خود را در مقام حرف ِ الله دیدم » ــ یعنی به معنی الله که آن کنه است، راه نیست ــ و گفت:«حق ــ تعالی ــ سی سال آینه من بود. اکنون من آینه ی خودم» ــ یعنی آنچه من بودم نماندم. که من و حق شرک بود. چون من نماندم، حق ـ تعالی ـ آینه خویش است. این که می گویم که : اکنون آینه خویشم، حق است که به زبان من سخن می گوید و من در میانه ناپدید ـ و گفت:«سالها بدین درگاه مجاور بودم، به عاقبت جز هیبت و حیرت، نصیب من نیامد». و گفت:«به درگاه عزت شدم، هیچ زحمت نبود. اهل دنیا به دنیا مشغول بودند و محجوب، و اهل آخرت به آخرت، و مدعیان به دعوی، و ارباب طریقت و تصوف قومی به اکل و شرب و قومی به سماع و رقص، و آنها که متقدمان راه بودند و پیش روان سپاه، در بادیه حیرت گم شده بودند و در دریای عجز غرق گشته.

و گفت:«توبت از معصیت یکی است و از طاعت هزار». ــ یعنی عُجب در طاعت بتر از گناه ــ و گفت: «کمال درجه عارف سوزش او بود در محبت». ]]>
پنج راه برای افزایش هوش 2010-04-18T19:20:05+01:00 2010-04-18T19:20:05+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/175 مسعود دانشمندان معتقدند كه در زمان تولد تعداد مشخصی سلول های مغزی داریم كه به مرور با پیر شدن تعداد بسیار زیادی از آنها را از دست می دهیم. تحقیقات گسترده در این باره نشان داده اند كه سلولهای مغزی جدید در طول زندگی نیز برخلاف آنچه در گذشته تصور می شد، تولید می شوند و مغز در صورت استفاده هر چه بیشتر از آن ، قابلیت رشد و حجیم تر شدن را دارد. تحقیقات و مطالعات حاكی از آن است كه به عنوان مثال قسمتی از مغز رانندگان كه مربوط به كنترل نقشه یابی تصویری است، رشد بیشتری دارد. همچنین بخشی از مغز پ

دانشمندان معتقدند كه در زمان تولد تعداد مشخصی سلول های مغزی داریم كه به مرور با پیر شدن تعداد بسیار زیادی از آنها را از دست می دهیم. تحقیقات گسترده در این باره نشان داده اند كه سلولهای مغزی جدید در طول زندگی نیز برخلاف آنچه در گذشته تصور می شد، تولید می شوند و مغز در صورت استفاده هر چه بیشتر از آن ، قابلیت رشد و حجیم تر شدن را دارد. تحقیقات و مطالعات حاكی از آن است كه به عنوان مثال قسمتی از مغز رانندگان كه مربوط به كنترل نقشه یابی تصویری است، رشد بیشتری دارد. همچنین بخشی از مغز پیانیست ها و نوازندگان متبحر هم  كه كنترل و اداره موزیك را در اختیار دارد، حجم بیشتری  دارد. از طرف دیگر، تحقیقاتی كه اخیراً در این مورد انجام شده ، حاكی از آن است كه افرادی با مشغله های مهارتی بالا مانند : مهندسان و معلمان دارای سیناپس ( محل اتصال دو رشته عصبی به یكدیگر) های بیشتری هستند. سیناپس ها همان رابطین بین سلول های مغزی هستند كه به ذخیره سازی اطلاعات كمك می كنند.

شاید در آینده ای نزدیك پزشكان قادر باشند سلول های جنین را كه می توانند به هر نوع سلول های مورد نیاز تبدیل شوند، به مغز بشر تزریق كنند. به این طریق می توان بیماری هایی نظیر آلزایمر و پاركینسون ( بیماری تحلیل اعصاب ، لرزش دست یا پا ) را درمان نمود و برای افراد سالم نیز راهی باز كرد تا بتوانند با فكر سالمشان ارتباط برقرار كنند.

اما تا آن زمان برسد ممكن است فرصت فعلی از دست برود. پس می توانیم با استفاده از چند راه ساده توانایی سلول های مغزی را در حد ماكزیمم آن حفظ كنیم.

1 – با ورزش سلول های مغزی خود را به كار اندازید:

تحقیقات انجام شده نشان می دهند افرادی كه تمرینات فیزیكی انجام می دهند، سلول های مغزی بهتری را پرورش می دهند. دانشمندان در مطالعات مؤسسه تحقیقات بیولوژیكی دریافتند موش های بالغی كه تحت ورزش كردن قرار گرفته اند، سلول های جدید بسیاری را در قسمت هیپوكامپوس مغز خود (بخشی كه مربوط به یادگیری و حافظه است) كسب كرده اند. از طرف دیگر ثابت شده كه انجام حركات ورزشی دلخواه و مورد علاقه تأثیرات چند برابر نسبت به انجام یك سری حركات ورزشی مشخص دارد. این مطلب می تواند به این معنی باشد كه راهی بیابید تا از ورزش كردن لذت ببرید ، نه این كه فقط مجبور به انجام آن باشید. به این طریق هم باهوش تر می شوید و هم شادتر زندگی می كنید.

چه باید كرد؟

یك ورزش را به طور مستمر انجام دهید. مانند: دو ماراتن، دویدن تفریحی و غیره ؛ یا این كه یك  یار در تمرین كردن برای خود در نظر بگیرید تا انجام حركات را جالب تر و ادامه كار را سهل تر كند. هیچكس نمی تواند به درستی مشخص كند كه چه مقدار ورزش برای سلول های مغز كافی و مناسب است، اما در مورد موش ها حدود 4 تا 6 مایل پیاده روی در روز مؤثر بوده است.

2 – ذهن خود را ورزش دهید:

تنها تمرینات فیزیكی نیست كه به رشد سلولهای مغزی كمك می كند، شما نیز مانند راننده ها یا پیانیست ها می توانید با استفاده از سلول های مغز و وادار كردن آنها به كار در زمینه های مختلف، از مغز بخش های گسترده و متفاوتی بسازید. یافتن راههای ساده در استفاده از توانایی مغزی می تواند به رشد و ترمیم سلولهای عصبی و دندریت ها (انشعاب هایی از سلول ها كه اطلاعات را دریافت كرده ، به جریان انداخته و در جهت درست مصرف می كنند) به میزان زیادی كمك كند. درست مانند یك ورزش مخصوص در بدنسازان كه به رشد و كار افتادن ماهیچه ها و عضلات تحتانی بـِلا استفاده كمك می كند . راههای مشخص و درست فكر كردن و دوره كردن كلمات قبلاً یاد گرفته شده می تواند عمل بخش های غیر فعال مغز را بهبود بخشد و آنها را به كار اندازد.

چه باید كرد؟

مزه ها و بوهای جدید را تجربه كنید. كارهای جدید انجام بدهید. مثلاً از راههای جدیدی برای رفتن به سركار استفاده كنید. به جاهای جدید سفر كنید . هنرهای شخصی و جدید خلق كنید. رمان های داستایوفسكی را مطالعه كنید. یك كمدی جدید  بنویسید. بخصوص، سعی كنید تمام كارهایی را تجربه كنید كه به هر طریق شما را وادار می كنند از تمام روش های فیزیكی و روحی دیرینه و یكسان قبلی خود فاصله بگیرید و چیزهایی جدید و ناشناخته را تجربه كنید.

3 – غذاهایی مانند ماهی مصرف كنید:

روغن های امگا – 3  كه در گردو، دانه كتان و به خصوص ماهی كشف شده است ، جزو مواد غذایی سالم و بدون ضرر برای قلب هستند. به علاوه، تحقیقات اخیر نشان داده اند كه این دسته از روغن ها به عنوان تقویت كننده های مغزی نیز شناخته شده هستند و این به دلیل كمك آنها به سیستم انتقال خون است كه اكسیژن را به مغز انسان پمپ می كند. همچنین این مواد عمل كلیه اجزاء سلول های اطراف مغز را بهبود می بخشند. این نشان می دهد چرا افرادی كه به مقدار زیاد ماهی مصرف می كنند، كمتر در معرض ابتلا به فشارهای عصبی، از دست دادن تمركز و كم حافظه شدن هستند. دانشمندان ثابت كرده اند كه اسیدهای چرب اصلی برای رشد مناسب مغز در كودكان بسیار ضرورت دارند ، به همین دلیل امروزه آنها را به فرمول های مواد غذایی مورد استفاده كودكان می افزایند. امكان این امر وجود دارد كه شما نیز با مصرف مناسب این روغن ها، هوش ، استعداد و موقعیت ذهنی خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهید.

چه باید كرد؟

استفاده حداقل سه وعده غذای ماهی مانند سالمون ، ساردین ، ماكرل و تـُن  شروع خوبی خواهد بود. ماهی هایی كه در محیط های آلوده به مواد شیمیایی خطرناك رشد كرده اند، می توانند بسیار خطرناك باشند و اثرات بدی در بدنتان به جای بگذارند بنابراین از مصرف ماهی هایی مانند: اره ماهی ، ماهی های درنده، كوسه ماهی ها و نیز هر نوع ماهی دیگری كه به هر طریقی در معرض آب هایی با آلودگی بالا بوده اند ، حذر كنید. البته تمام انواع ماهی ها كه به طور مشخص عاری از تركیبات شیمیایی مانند جیوه و یا هر نوع سم و مواد خطرناك دیگری می باشند نیز می توانند به جای موارد مذكور مصرف شوند. علاوه بر این می توانید آنها را با روغن های گردو و تخم مرغ هایی كه به طور ویژه تولید می شوند و حجم بالایی از روغن های امگا را در خود دارند ، بپزید. همچنین از دانه های كتان و غلات و حبوبات در سالاد خود استفاده كنید. این نكته مهم را فراموش نكنید كه با وجود این كه دانه های مختلف ایمن و سالم هستند ولی مصرف زیاد روغن دانه كتان  می تواند  خطر ابتلا به سرطان پروستات را افزایش دهد.

4 – مصرف چربی زیاد را متوقف كنید.

آیا چربی ها قادرند شما را كند ذهن كنند؟ در تحقیقات انجام شده در دانشگاه تورنتو، موش هایی كه در معرض یك رژیم غذایی با 40% چربی قرار گرفتند، مهارت های ذهنی خود را در زمینه های مختلف از دست دادند. مانند حافظه ، هوشیاری و تشخیص فاصله و نیز یادگیری قوانین. این مشكلات ، زمانی كه در رژیم غذایی چربی های اشباع به كار گرفته شدند، بیشتر و بدتر شد ( لازم به ذكر است چربی های اشباع در گوشت و محصولات لبنی بسیار فراوانند). این تحقیقات دو دلیل عمده را خاطر نشان می كنند: 1 – این كه چربی می تواند میزان اكسیژن رسانی خون را كاهش داده و كلاً جریان خون غنی از اكسیژن را كـُند كند . در این صورت به مغز به میزان كافی اكسیژن نمی رسد و 2 – می تواند موجب كند شدن متابولیسم گلوكز شود كه نوعی قند مورد نیاز برای تغذیه و كارایی سلول های مغزی می باشد.

چه باید كرد؟

گوشت بی چربی مصرف كنید، مواد لبنی كم چربی به كار ببرید. ماهی ، لوبیا و كلاً بـُنشن (حبوبات ) زیاد مصرف كنید. شما می توانید بدون نگرانی تا 30% از كالری روزانه خود را به شكل چربی دریافت كنید. ولی توجه داشته باشید بیشتر مقدار آن بایستی از ماهی های مذكور، روغن های طبیعی مثل روغن زیتون ، دانه های گیاهی و روغن طبیعی مانند گردو و فندق، كسب شود. هر كاری می خواهید بكنید ولی تا حد امكان از مصرف روغن های متداول و مورد مصرف در پخت غذاهای حاضری پرهیز كنید.

5 – از مصرف نوشیدنی های الكلی بپرهیزید.

مصرف نوشیدنی های الكلی سبب از بین رفتن تدریجی حافظه، زمان عكس العمل بدن و توانایی های دستی و ذهنی مثلاً ضربه زدن و نشانه گیری هدف در انواع و اقسام بازی ها می شود. تحقیقات روی موش ها نشان داده اند كسانی كه الكل مصرف می كنند، در مقایسه با سایر افراد  دارای سلول های مغزی جدید كمتری در هیپوكامپوس خود هستند. این امر نشان می دهد كه الكل و نوشیدنی های الكل دار نه تنها موجب تخریب سلول های مغز می شوند، بلكه از ترمیم و رشد مجدد آنها نیز جلوگیری می كنند.

چه باید كرد؟

یك یا 2 لیون نوشیدنی مخصوص مانند ماءالشعیر كه سرشار از ویتامینB است جایگزین بسیار مناسبی است.

 چنانچه به تمام موارد مذكورعمل كنید، انتظار نداشته باشید یك شبه تبدیل به یك دانشمند شوید. ولی می توانید انتظار داشته باشید كه هوشتان كمی بیشتر شود ، خلاق تر شوید و هر روز از انرژی بدنی بالاتری بهره مند گردید. همچنین می توانید  بقیه دوران عمر خود را بدون از دست دادن توانایی همیشگی تان با آرامش سپری كنید.

]]>
حکایاتی از عیسی بن مریم ( علی نبینا و آله و علیه السلام) 2010-04-07T19:49:57+01:00 2010-04-07T19:49:57+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/174 مسعود . دلیل از بین رفتن شادابی چهره از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود برادرم حضرت عیسی (ع) وارد شهری شد دید مرد و زنی با یکدیگر نزاع می کنند عیسی (ع) پرسید : چرا دعوا می کنید ؟ مرد گفت : ای پیغمبر خدا این زن من است و بسیار زن خوبی است ولی من او را دوست ندارم و می خواهم از او جدا شوم . عیسی (ع) فرمود چرا می خواهی از او جدا شوی و چرا او را دوست نمیداری ؟ مرد گفت صورت او کهن . دلیل از بین رفتن شادابی چهره

از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود برادرم حضرت عیسی (ع) وارد شهری شد دید مرد و زنی با یکدیگر نزاع می کنند عیسی (ع) پرسید : چرا دعوا می کنید ؟ مرد گفت : ای پیغمبر خدا این زن من است و بسیار زن خوبی است ولی من او را دوست ندارم و می خواهم از او جدا شوم . عیسی (ع) فرمود چرا می خواهی از او جدا شوی و چرا او را دوست نمیداری ؟ مرد گفت صورت او کهنه شده و طراوتی ندارد بی آنکه پیر شده باشد . حضرت عیسی (ع) به آن زن فرمود : دوست داری طراوت و تازگی صورت تو بر گردد ؟ عرض کرد بلی فرمود : وقتی چیزی می خوری کمتر از قدر سیری بخور چون هنگامیکه غذا در سینه ( معده) زیاد شود می جوشد و روح را کهنه می کند و تازگی آن را از بین می برد .

آن زن به دستور حضرت عیسی عمل کرد پس از آن شادابی چهره اش برگشت و محبوب شوهر خود گردید .

در روایتی نقل شده است : روزی حضرت عیسی (ع) با حوارییون از راهی گذر می کردند ناگاه به مردار گندیده سگی رسیدند حوارییون گفتند چقدر این سگ بوی بدی دارد و متعفن است . حضرت عیسی (ع) فرمود : این سگ چه دندانهای سفید و خوش آیندی دارد . ایشان با این سخن به حوارییون آموختند که در کنار بدی خوبی را نیز می توان دید.

در روایت دیگری نقل شده است روزی حضرت عیسی (ع) نشسته بود و به پیرمردی می نگریست که بیل در دست با كوشش بسیار زمین را برای کشت و کار می کند . آن حضرت عرض کرد خداوندا طول امل را از او بردار چون دعای آن حضرت مستجاب شد پیرمرد بیل را به زمین انداخت و خوابید. عیسی (ع) دوباره دعا کرد خداوندا طول امل را به او برگردان.

پیرمرد همان ساعت برخاست بیل را به دست گرفت و به کار پرداخت . حضرت عیسی (ع) از او پرسید چرا بیل را انداختی و دوباره آن را برداشتی گفت : در میانه کار به ذهنم رسید تا کی می خواهی کار کنی به این مرتبه از پیری رسیده ای و نمی دانی که از عمر تو چه مقدار باقی خواهد بود پس بیل را انداختم و خوابیدم . اما دوباره به ذهنم رسید تا زنده ایم معیشتی می خواهیم . پس برخواستم و به کار پرداختم .

به سند معتبر از نبی اکرم (ص) نقل شده است : حوارییون به عیسی بن مریم (ع) عرض کردند : ای روح الله با چه کسی هم نشینی کنیم ؟

فرمود با کسی بنشینید که دیدار او خدا را به یاد شما آورد و گفتار او بر آگاهی شما بیافزاید و عمل او شما را به آخرت علاقه مند کند .

نبی اکرم (ص) فرمود : روزی حضرت عیسی (ع) از کنار قبری گذشت که صاحب آن را عذاب می کردند سال بعد از کنار همان قبر گذشت ولی دیگر صاحب آن را عذاب نمی کردند . عیسی (ع) به خداوند عرض کرد : خداوندا سال پیش از کنار این قبر گذشتم صاحبش را عذاب می کردند ولی امسال عذاب برداشته شده بود سبب این امر چیست ؟ به آن حضرت وحی رسید ای روح الله صاحب این قبر فرزندی داشت چون به سن بلوغ رسید صالح شد و راهی از راههای موحدان را برای ایشان اصلاح کرد که عبورشان از آن آسان باشد همچنین یتیمی را نزد خود جای داد پس او را برای آنچه فرزند او کرد آمرزیدم .

نبی اکرم (ص) فرمود : روزی عیسی (ع) به یحیی گفت اگر کسی در حق تو صفت بدی را بگوید که در تو باشد بدان آن گناهی است که به یاد تو آورده است . پس از آن گناه توبه و استغفار کن اگر هم در حق تو گناهی را که در تو نباشد بگویند بدان آن حسنه ای است که برای تو نوشته شده است . بی آنکه رنج و سختی بکشی .

روزی حضرت عیسی (ع) برای انجام کاری رهسپار محلی گردید سه تن از اصحابش نیز با او هم سفر شدند در میانه راه به سه خشت طلا رسیدند که بر سر راه افتاده بود . حضرت به اصحاب خود گفت : این طلاها مردم را خواهد کشت . همین که  کمی پیشتر رفتند یکی از اصحاب پیش آمد و عذر خواست و گفت که کاری دارد و مرخص شود و برگردد چند گامی دیگر که رفتند دومی و سومی نیز همین بهانه را آوردند و جدا شدند .

هر سه برگشتند تا خشتهای طلا را بردارند دو نفر از آنها به سومی گفتند تا ما اینها را جمع می کنیم تو برو و طعامی برای همه ما بخر و بیار . او رفت و غذایی خرید آنگاه زهری درون آن ریخت تا آن دو نفر را بکشت و خود همه طلاها را فرا چنگ آورد . از سوی دیگر آن دو نیز با یکدیگر نقشه کشیدند که چون او باز گشت او را بکشند و خود طلاها را تصاحب کنند وقتی او برگشت آن دو نفر برخواستند و او را کشتند سپس از طعامی که وی آورده بود خوردند و هر دو مردند. هنگامی كه حضرت عیسی (ع) از كار خود برگشت، دید هرسه مرده اند. آنان را به امر خدا زنده کرد و گفت نگفتم که این خشت ها مردمان بسیاری را خواهد کشت ؟

ورام ابن ابی فراس می گوید : عیسی (ع) به حوارییون فرمود : ای گروه حوارییون من دنیا را برای شما به رو بر زمین انداختم و شما را از دنیا جدا کردم پس چنان نباشد که پس از من دوباره او را از زمین بلند کنید و به آن علاقه مند گردید زیرا از پستی دنیاست که خدا را در آن نافرمانی کنند و معصیت خداوند در آن انجام شود و از پستی دنیاست که آخرت جز با واگذاردن آن به دست نیاید . پس دنیا را گذرگاه بدانید و آن را بازسازی نکنید و بدانید که اصل و ریشه هر خطائی محبت و دوستی دنیا است و چه بسا شهوتی که برای صاحبش اندوهی دراز به بار آورد.

 

از امام صادق ( ع) روایت شده است عیسی بن مریم به اصحاب خود فرمود برای دنیا کار می کنید در صورتی که بدون کار و عمل در دنیا روزی می خورید و برای آخرت کار نمی کنید با این که در آنجا جز از راه کار و عمل روزی ندارید .

وای بر شما ای دانشمندان بدکار مزد می گیرید ولی کاری انجام نمی دهید . نزدیک است که کار فرما کار خود را بخواهد و زود است که شما از این دنیا به تاریکی قبر بروید .

امام سجاد (ع) فرمود : عیسی بن مریم (ع) به حواریون فرمود: جز این نیست که دنیا مانند پل است پس از آن بگذرید و به آبادانی آن نپردازید .

امام رضا (ع) فرمود عیسی بن مریم (ع) به حواریون گفت ای بنی اسرائیل هنگامی که دین شما سالم بود بر دنیای از دست رفته خود تاسف نخورید . دنیا پرستان هنگامی که دنیایشان سالم است برای آن چه از دینشان رفته است تاسف نمی خورند .

 

حضرت عیسی مسیح (ع) به یاران خود فرمود :

به حق و راستی می گویم اگر دل های خود را با یاد مرگ نرم نکنید و به دشواری عبادت آن را هموار نسازید سنگین و سرکش می شود . خانه تاریک را چه سود می بخشد چراغی که در بامش روشن کنند در حالی که میان خانه تاریک و وحشتناک باشد . به همین ترتیب نور علمی که از دهان های شما بیرون آید و دلهای شما از آن بی بهره باشد به شما سودی نمی رساند پس بشتابید و در خانه های تاریک خود چراغ بر افروزید دل های سنگین و تیره خود را به نور حکمت روشن گردانید پیش از آن که زنگ گناهان بر آن ها بنشیند و از سنگ سخت تر شود چگونه می تواند بارهای سنگین بر دارد کسی که در بر داشتن آن ها از مردم یاری نجوید ؟ چگونه از گناهان سبک می شود کسی که آمرزش آنها را از خداوند نخواهد ؟

چگونه پاکیزه می شود جامه کسی که آن را بپوشد و نشوید ! چگونه از گناهان پاک می شود کسی که آن ها را به حسنات تکفیر نکند ! چگونه از غرق شدن نجات می یابد کسی که از دریا بدون کشتی گذر کند چگونه از فتنه های دنیا رهایی می یابد کسی که در عبادت نکوشد چگونه مسافر بی راهنما به منزل می رسد چگونه به بهشت می رسد کسی که مسائل دین خود را نداند ؟

چگونه به خشنودی خدا می رسد کسی که فرمانبرداری او نکند چگونه عیب روی خود را می بیند کسی که در آیینه نظر نکند چگونه دوستی با دوست خود را کامل می گرداند کسی که بعضی از آن چه را نزد خود دارد در راه او ندهد چگونه محبت پروردگارش را کامل می گرداند کسی که بعضی از آن چه را خدا روزی او قرار داده است به خدا قرض ندهد !

به راستی همان گونه که اگر کشتی در دریا غرق شود به دریا زیانی نمی رساند گناهان شما نیز از بزرگی خدا چیزی نمی کاهد و به او زیانی نمی رساند بلکه به خود زیان می رسانید همان گونه که نور آفتاب با استفاده ی مردم کاهش نمی یابد و همه از آن بهره می برند هر اندازه به بندگان خود بدهد از خزانه خدا چیزی کاسته نمی شود شما به روزی او زندگی می کنید و هر که شکر نعمت او کند خداوند نعمتش را افزون می گرداند .

امام صادق (ع) فرمود عیسی (ع) به اصحاب خود فرمود :

ای فرزندان آدم از دنیا به سوی خود بگریزید و دل هایتان را از آن بردارید زیرا شما شایسته آن نیستید و دنیا نیز شایسته شما نیست شما در آن نخواهید ماند و دنیا برای شما پایدار نمی ماند دنیایی است پر فریب و پر ماجرا فریب خورده کسی است که مغرور آن گردد و زیان کار کسی است که به آن دل ببندد و هلاک شونده کسی است که آن را دوست بدارد و بخواهد به درگاه آفریدگار خود توبه کنید و از پروردگار بترسید، واهمه کنید از روزی که پدر مجازات پسر را نکشد و فرزندی به جای پدر مجازات نشود .

پدرانتان کجا هستند ؟ مادرانتان کجایند ؟ خواهران و برادرانتان کجایند ؟ فرزندانتان کجایند ؟ آنان را خواندند آنان نیز اجابت کردند و این جهان را بدرود گفتند با مردگان همنشین گشتند و در شمار هالکان در آمدند و از دنیا رفتند از دوستان جدا شدند و به آن چه از پیش فرستادند نیازمند گردیدند و از آن چه به جای نهادند بی نیاز گشتند تا به چه کسی پند داده شوید ؟ و تا چند جلوگیری شوید ولی خودداری نکنید و در بی خبری و سرگرمی باشید چرا از کسی که شما را آفریده است شرم ندارید با این که او نافرمان خود را به دوزخ تهدید کرده است و شما تاب آن را ندارید و فرمانبردارش را وعده بهشت و زندگی در فردوس اعلا داده است پس شما در رسیدن به بهشت با یکدیگر رقابت کنید و از بهشتیان باشید و نسبت به خود انصاف دهید و با ناتوانان و نیازمندان مهربان باشید از روی اخلاص به درگاه خدا توبه آرید بندگانی نیکوکار باشید نه پادشاهی ستمکار و فراعنه ای سرکش که در برابر خدایی که آنان را به مرگ در بند کرده است سر کشی می ورزند او جبار جباران پروردگار زمین و آسمان معبود پیشینیان و آیندگان و فرمانروای روز جزا سخت کیفر و دارای عذاب دردناکی است هیچ ستمکاری از دست وی در نرود و چیزی از او فوت نشود هیچ چیز بر وی نهان نماند و چیزی از او نهفته نگردد دانش وی همه چیز را شمارش کرده و به جایگاهش فرود آورد بهشت باشد یا دوزخ .

ای آدمی زاده ی ناتوان به کجا می گریزی از کسی که در تاریکی شب و روشنی روزت،تو را می جوید و در هر حالی از حالت ها تو را می طلبد؟ به خوبی تبلیغ کرد هر که پند داد و رستگار گردید و هر که پند گرفت .

شیخ مفید در کتاب اختصاص از امام صادق روایت کرده است  عیسی بن مریم (ع) فرمود من بیماران را مداوا کردم و به اذن خدا ایشان را شفا دادم . کور مادر زاد و شخص برص دار به اذن خدا بهبودی دادم و مردگان را زنده کردم ولی شخص احمق را نتوانستم اصلاح و درمان کنم

به آن حضرت گفتند : احمق کیست فرمود شخص خود پسند و خود رای کسی که هر فضیلت و بر تری را برای خود می بیند نه برای دیگران و همه جا حق را به خود می دهد نه دیگران این است احمقی که بهبودی و مداوایش ممکن نیست .

 حضرت عیسی (ع) فرمود خوشا به حال کسی که ترک کند شهوت حاضری را برای ثوابی که به او وعده کرده اند و ندیده است .

عیسی بن مریم (ع) فرمود:«سه ویژگی در مال است: یا از راه حرام کسب می کند که عقاب دارد یا از حلال کسب  و در غیر جایگاه مصرفش، خرج می کند که آن نیز عقاب دارد. یا این که از حلال کسب و در جایگاه مصرفش خرج می کند که اصلاح مال، او را به عبادت پروردگارش مشغول می سازد».

]]>
نوروز در شعر امام خمینی رحمه الله علیه 2010-03-27T20:37:27+01:00 2010-03-27T20:37:27+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/173 مسعود باد نوروز وزیده است به كوه و صحرا جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند جام مى گیر ز مطرب، كه روى سوى صفا همه در عید به صحرا و گلستان بروند من سرمست زمیخانه كنم رو به خدا عید نوروز مبارك به غنى و درویش یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا گرمرا ره به در پیر خرابات دهى به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا سالها در صف ارباب عمائم بودم تا به دلدار رسیدم، نكنم با


باد نوروز وزیده است به كوه و صحرا

جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست

نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما

صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند

جام مى گیر ز مطرب، كه روى سوى صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند

من سرمست زمیخانه كنم رو به خدا

عید نوروز مبارك به غنى و درویش

یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا

گرمرا ره به در پیر خرابات دهى

به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا

سالها در صف ارباب عمائم بودم

تا به دلدار رسیدم، نكنم باز خطا [1]

حضرت امام(ره) ضمن مبارك شمردن عید نوروز بر فقیر و غنى و پوشیدن جامه نو در این ایام، و رفتن به كوه وصحرا و باغ و بستان را ستوده و در وصف بهار قصیده ذیل را سروده است:

بهار شد در میخانه باز باید كرد

به سوى قبله عاشق نماز باید كرد

نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد

كه دل ز هردو جهان بى نیاز باید كرد

كنون كه دست به دامان سرو مى نرسد

به بید عاشق مجنون، نیاز باید كرد

غمى كه در دلم از عشق گلعذاران است

دوا به جام مى چاره ساز باید كرد

كنون كه دست به دامان بوستان نرسد

نظر به سرو قدى سرفراز باید كرد [2



[1]. دیوان شعر امام خمینى(ره)، ص 39، چاپ ششم، دفتر نشر آثار حضرت امام(ره)، سال 1374 شمسى.

[2]. همان، ص 80.


]]>
عید نوروز مبارک 2010-03-20T14:58:19+01:00 2010-03-20T14:58:19+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/172 مسعود عید نوروز چگونه شکل گرفتانسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذی عید نوروز چگونه شکل گرفت

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

پیدایش جشن نوروزی

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

منبع : مجله موفقیت

]]>
ناگفته‌های نهضت ملی شدن صنعت نفت 2010-03-19T19:41:28+01:00 2010-03-19T19:41:28+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/171 مسعود گفت و گو با حجت الاسلام روح الله حسینیان  در آستانه سالگرد ملی شدن صنعت نفت هستیم، معروف است كه شما در مورد عوامل ملی شدن صنعت نفت سخن دیگری غیر از آنچه معروف است دارید؟بله، من معتقدم آنچه در ملی شدن صنعت نفت شهرت پیدا كرده، و تاریخ نویسان ملی گرا آن را شهرت دارند یا با اسناد و مدارك هم خوانی ندارد به همین جهت معتقدم باید پرونده نهضت ملی شدن صنعت نفت بار دیگر بازخوانی شود.تحقیقات من نشان می‌دهد طرح اندیشه‌ی ملی شدن صنعت نفت و سپس تبدیل آن به یك خواست عمومی و سپس بسیج توده‌ه


گفت و گو با حجت الاسلام روح الله حسینیان

 
در آستانه سالگرد ملی شدن صنعت نفت هستیم، معروف است كه شما در مورد عوامل ملی شدن صنعت نفت سخن دیگری غیر از آنچه معروف است دارید؟
بله، من معتقدم آنچه در ملی شدن صنعت نفت شهرت پیدا كرده، و تاریخ نویسان ملی گرا آن را شهرت دارند یا با اسناد و مدارك هم خوانی ندارد به همین جهت معتقدم باید پرونده نهضت ملی شدن صنعت نفت بار دیگر بازخوانی شود.
تحقیقات من نشان می‌دهد طرح اندیشه‌ی ملی شدن صنعت نفت و سپس تبدیل آن به یك خواست عمومی و سپس بسیج توده‌های مردم توسط نیروهای مذهبی به رهبری آیت‌الله كاشانی انجام گرفته است.
آیا اعتقاد شما این است كه مصدق و جبهه‌ی ملی در ملی شدن صنعت نفت نقشی نداشته‌اند ؟
در واقع ملی شدن صنعت یك فرایندی بود كه از بعد از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین آغاز شد. می‌توانیم عوامل مهم ملی شدن صنعت نفت را در نقش طیفی از نیروهای مذهبی به رهبری آیت‌الله كاشانی و طیف آرمانگرا را به رهبری فداییان اسلام از یك طرف نقش نمایندگان مجلس و نقش نیروهای ملی گرا تبیین كنیم كه هر كدام از اینها در زمان خاصی نقشی را ایفا كردند كه هیچ كدام تأثیری مانند نقش نیروهای مذهبی در حوزه‌ی زمانی گسترده نداشته‌اند.
قدری واضح‌تر نقش این سه عامل را بیان کنید؟
اجازه دهید ابتدا به نقش نمایندگان در مجلس شورای ملی بپردازم در این زمان نمایندگان از چند طیف تشكیل می‌شدند. نیروهای چپ گرا و طرفدار سیاست شوروی و به اصطلاح روس فیل‌ها و طیف دیگر از راست گرایان طرفدار انگلیس یا انگلوفیل‌ها این دو طیف در مجلس چهاردهم و پانزدهم فعال بودند. البته در مجلس پانزدهم یك اقلیت قدرت مند در اطراف سید حسین مكی تجمع كردند كه نقش مهمی را در حوزه‌ی نفت ایفا كردند.
عمده‌ی فعالیت چپ گرایان و راست گرایان محدود كردن منافع قدرت‌های شوروی و انگلیس بود. به این معنا كه راست گرایان سعی می‌كردند منافع شوروی را محدود یا مورد ضربه قرار دهند و چپ گرایان منافع انگلیس را مورد هدف قرار می‌دادند به همین جهت چند طرح در مجلس به تصویب رسید كه حائز اهمیت است اولین طرح توسط مصدق تهیه شد. یعنی درست در زمانی كه كافتارادزه معاون كمیساریای ملی امور خارجه برای مذاكره یك قرار داد نفتی دارد ایران شده بود، مصدق با یك طرح دولت از هر گونه مذاكره قانونی در مورد نفت منع كرد. این طرح در یازدهم آذر 1323 به تصویب مجلس رسید.
طرفداران شوروی كه در مجلس از تصویب این طرح یكه خورده بودند درست در فردای آن روز طرح لغو قرارداد 1312 نفتی با انگلیس را به مجلس پیشنهاد كردند. ولی مصدق با آن مخالفت كرد و اعلام نمود قرارداد چون طرفینی است نمی‌شود یك طرفه آن را لغو كرد.
چپ گرایان كه از طرح این ماده واحد شكست خوردند در انتظار فرصت بودند تا مجددا مسئله‌ی مقاوله نامه‌ی نفتی شوروی و احمد قوام در مجلس مطرح شد. این بار چپ گرایان توانستند از فضای موجود استفاده و در طرح رد مقاوله نامه بندی را اضافه كنند كه ضربتی همانند به منافع انگلیس بود. در بند (ه) این طرح دولت موظف شد تا برای احقاق حق ایران از شركت نفت جنوب اقداماتی را به عمل آورد.
بند(ه) سرانجام منجر به قرارداد الحاقی گس – گلشائیان شد. این قرارداد در پایان دوره‌ی مجلس 15 در مجلس مطرح شد، اما اقلیت مجلس پانزدهم با نطق‌های طولانی مانع از تصویب آن شدند. بعد از لایحه گس گلشائیان تمام هم و غم انگلیس، دربار و راست گرایان بر این شد كه این قرارداد را به تصویب برسانند و به همین جهت مثلث قدرت دولت قدرتمند رزم‌آرا را سر كار آوردند تا این لایحه را تصویب كند و رزم‌آرا با تمام قدرت این مأموریت خود را آغاز كرد.
د رمجموع نقش نمایندگان مجلس به ممنوعیت امتیاز نفت به شوروی و اصلاح قرارداد نفتی ایران انگلیس در ضمن لایحه‌ی گس – گلشائیان شد. باید اذعان كرد بحث‌ها ی نفتی در مجلس در مردم و جامعه اثر بسیار مثبت داشت.
از اینجا به بعد نقش نیروهای مذهبی جدی‌تر و مؤثر می‌شود و آیت‌الله كاشانی و روحانیون طیف وابسته به وی در بسیاری از جمعیت‌ها، سخنرانی‌ها، خطبه‌ها اعیاد قربان و فطر شعار «نفت ایران برای ایرانی» را مطرح كرده بودند و آیت‌الله كاشانی به خاطر اطلاعیه‌ای كه در همین زمینه صادر كرد به بهانه‌ی ترور شاه به لبنان تبعید شد. آیت‌الله در لبنان با ارسال نامه‌های سرگشاده بر شعار «نفت ایران برای ایرانی» پای می‌فشرد. وی در بازگشت پیروزمندانه‌ی خود در اولین سخنرانی، سخن از ملی كردن صنعت نفت به بیان آورد و در اولین بیانیه‌ رسمی كه توسط مصدق در مجلس قرائت گردید روی ملی شدن صنعت نفت اصرار كرد و قرارداد الحاقی گس گلشائیان را مردود شمرد.
مهم‌ترین واقعه‌ای كه در این مقطع اتفاق افتاد انتخابات دوره‌ی شانزدهم مجلس بود كه دربار به رهبری هژیر با دخالت در آن مانع شمارش آراء اعضای جبهه ملی می‌شد.
در اینجا بود كه نیروهای آرمانگرای اسلامی وارد كارزار شدند و با دو عملیات سرنوشت ساز دو مانع عمده را بر طرف و موجب به قدرت رسیدن نیروهای جبهه ملی گردیدند.
فداییان اسلام با ترور هژیر رژیم را وادار به عقب نشینی كردند و رژیم مجبور شد نتیجه‌ی انتخابات را مخدوش و باطل اعلام كند و با تجدید انتخابات اعضای جبهه ملی به مجلس راه یافتند.
دومین نقش مهم را باز فداییان اسلام ایفا كردند. بعد از اینكه نیروهای مذهبی توده‌ها و بسیج كرده بودند به اعتقاد اعضای جبهه ملی و سایر مبارزین این رزم‌آرا تنها مانع ملی شدن صنعت نفت بود و فداییان اسلام قدرت مندترین مانع را از سر راه برداشتند و درست یك هفته بعد مجلس مجبور شد رأی به ملی شدن صنعت نفت صادر نماید.

آیت الله کاشانی به دلیل مقبولیتی که بین عالمان بزرگ بلاد داشت،توانست مراجع محلی را به صحنه بکشاند و آنان با حمایت از آیت الله و صدور بیانیه امواج مردمی ایجاد کردند.
آیت الله خوانساری یکی از مراجع بزرگ آیت سید محمد روحانی و آیت الله شاهردی از قم، آیت الله بهاءالدین محلاتی از شیراز، آیت الله چهار سوقی از اصفهان، آیت الله حاج شیخ باقر رسولی از رشت، آیت الله حاج شیخ محمدرضا کلباسی از مشهد همچنین روحانیون مانند حاج سید حسین خادمی اصفهانی، حاج شیخ مرتضی مدرسی اردکانی، حاج سید مصطفی سیدالعراقین، حاج شیخ مهدی نجفی و فقیه سبزواری با صدور بیانیه‌ها‌،فتاوا و سخنرانی‌ها‌ توانستند نیروهای مذهبی را بسیج کنند و هر روز تظاهراتی در شهرهای بزرگ ایران برای ملی شدن صنعت نفت بر پا کنند. جالب اینجاست که ترجح بند همه ی فتواها و بیانیه‌ها‌ حمایت از رهبری آیت الله کاشانی بود. آیت الله خوانساری در بیابان فتوائیه خود افزودند: «با اینکه مثل حضرت مستطاب آیت الله کاشانی دامت برکاته که مجتهد عادل و با شهامت و دلسوز و فداکار برای مصالح دین و دنیای مردم، برای بیداری مردم تلاش می‏کند دیگر مجال عذری برای کسی نمی‏ماند» سایر آیات هم با همین لحن از رهبری آیت الله کاشانی حمایت کردند.

پس مصدق از چه وقتی به نهضت مردمی ملی شدن صنعت نفت پیوست؟
اسنادی که موجود است تا آذرماه 1329 که تقریبا ملی شدن صنعت نفت به یک خواست عمومی تبدیل شده بود، هیچ نشانی از موافقت مصدق با ملی شدن صنعت نفت در دست نیست. صورت مجلس دوره چهاردهم نشان میدهد که مصدق با ملی شدن صنعت نفت مخالفت کرده است و آن را قرار دادی طرفینی می‏داند که یک طرفه نمی‏شود فسخ کرد. در مجلس پانزدهم نیز نامه ی مصدق از احمد آباد به مجلس نشان می‏دهد که مصدق از ملی شدن صنعت نفت سخنی به بیان نمی‏آورد، بلکه متاسفانه با قرار داد استعماری گس – گلشاییان با مختصر اصلاحات که شیلینگ کاغذی به شیلنیگ طلا تبدیل شود موافقت می‏کند.
در مجلس شانزدهم نیز فقط نطقی از مصدق ضبط شده است که صحبت از ملی شدن صنعت نفت دارد که آنهم مربوط به بیانیه آیت الله کاشانی است. آیت الله کاشانی بعد از بازگشت پیروزمندانه بیانیه ای صادر کرد و چون نماینده مجلس بود ولی در مجلس شرکت نمی‏کرد، بیانیه اش را به مصدق داد و مصدق در 29 خرداد در مجلس از طرف ایشان قرائت کرد.
حتی در صورت مذاکرات کمیسیون نفت که مصدق رئیس آن بود نیز صحبتی از مصدق که دلالت بر پیشنهاد ملی شدن نفت توسط او را داشته باشد، ضبط نشده است. برای اولین باز در مهرماه حائری زاده پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را داده است.
جالب این است که خود مصدق هم در خاطراتش پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را به فاطمی نسبت می‏دهد. هر چند این ادعا در جایی ضبط نشده در عین حال نشان می‏دهد که خود مصدق هم ادعایی ندارد.
علت این بود که اصولا مصدق و اکثریت اعضای تشکیل دهند جبهه ملی هدفی ضد استعماری نداشتند، آنها در پی انتخاب آزاد بودند به همین جهت در آبان 1328 که تشکیل جبهه ملی را اعلام کردند هیچ اشاره ای به مبارزه بیرونی نداشتند و سخنی از استعمار به میان نیاوردند.
تنها سندی که درست است و نشان می‏دهد اعضای جبهه ملی و مصدق به دنبال ملی کردن صنعت نفت بودند سندی است که دلالت دارد جلسه ای در منزل حاج محمود نریمان با حضور آیت الله کاشانی، شایگان،مکی، صالح، آزاد، بقایی و مصدق تشکیل شد پیشنهادی مطرح شد و به امضای آقایان رسید که نفت ملی شود، ولی مصدق در آن جلسه از امضا خودداری کرد. به گزارش حائری زاده در 29 اردیبهشت 1332 در مجلس شورای ملی، مصدق در آن جلسه مخالفت کرد و استدلال کرد اگر قرارداد 1933 رضا شاه را لغو کنیم قرارداد دارسی به فوت خود باقی می‏ماند. البته بعدها مصدق را راضی کردند زیر آن ورقه را امضاء کند. به همین خاطر امضای مصدق آخرین امضا و با قلم دیگری است

اینجا یک سوال اساسی مطرح می‏شود و آن اینکه با اینکه مصدق به عنوان رئیس کمیسیون نفت چندان با ملی شدن نفت موافق نبود و سایر اعضای کمیسیون هم به دلیل خاستگاه طبقاتی و وابستگی به قدرت‌ها‌ و دربار علی القاعده نباید با ملی شدن نفت موافق باشند پس چطور کمیسیون نفت روز 17 اسفند پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را در صحن مجلس مطرح کرد؟


سوال بسیار دقیقی است و شاید تحلیل آن بسیاری از تاریکی‌ها‌ی تاریخی را حل کند. شاید بهترین پاسخ به این سوال، تحلیل متن پیشنهاد مذکور است. در متن پیشنهاد چنین آمده است:  «نظر به اینکه ضمن پیشنهادات واصله به کمیسیون نفت پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورد توجه و قبول کمیسیون نفت قرار گرفته....»
این متن نشان می‏دهد که پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت از خارج از کمیسیون نفت وارد شده و واژه واصله این معنا را به خوبی روشن می‏کند.
بنابراین بهتر است حوادث بیرونی قبل از آن روز را مورد مطالعه قرار دهیم.
عرض کردم که بعد از بازگشت پیروزمندانه آیت الله کاشانی و ملی شدن صنعت نفت تبدیل به یک خواست ملی شد. علما وارد صحنه شد. جالب این است که عبارت کمیسیون نفت قبل از آن درست در بیانیه‌ها‌ علما و آمده بود. شما به این عبارت آیت الله شاهرودی در بیانیه اش توجه کنید: «جای هیچ گونه تردیدی نیست که کوتاه کردن دست اجانب از کشور و مسلمین و ملی نمودن صنعت نفت در سراسر کشو بر هر مسلمانی لازم و واجب است. »
عبارت بیانیه آیت الله قمی شاید گویاتر باشد: «چون آیت الله کاشانی در راس این نهضت مقدس قرار گرفته اند و کمال جدیت امر و قیام می‏فرمایند بر ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور راهی برای شبهه باقی نمی‏ماند»

ممکن است اقدامات آیت الله کاشانی را پس از بازگشت به ایران توضیح دهید؟
اتفاقا با اشاره به اقدامات آیت الله کاشانی نقش نیروهای مذهبی در ملی شدن صنعت نفت روشن تر می‏شود.
آیت الله کاشانی علاوه بر سخنرانی‌ها‌، اعزام مبلغ به شهرها، پیام به علما و مردم، چند كار مهم و تعیین كننده كرد. درست یك هفته بعد از ورود به ایران یعنی قبل از حكومت رزم آرا و درست در زمانی كه قرارداد الحاقی در مجلس مورد بحث قرار گرفته بود، پیامی به مجلس فرستاد كه این پیام توسط مصدق در 28 خرداد در مجلس قرائت شد. قبل از طرح ملی شدن در كمیسیون نفت یا صحن مجلس آیت الله در این پیام رسما اعلام كرد كه «مردم با هر قراردادی كه قرارداد 1312 را تثبیت كند مخالف هستند.» آیت الله از طرف مردم اعلام كرد كه: «نفت ایران متعلق به ملت ایران است و به هر ترتیبی كه بخواهد نسبت به آن رفتار می‏كند و قرارداد غیرقانونی كه با اكراه و اجبار تحمیل شود، هیچ نوع ارزش قضایی ندارد.»
بعد از روی كار آمدن رزم آرا و تلاش وی برای تصویب قرارداد الحاقی، آیت الله بیانیه ای صادر كرد كه بازتاب گسترده ای در مطبوعات داخلی و خارجی داشت. آیت الله با برشمردن مصیبت‌ها‌ی مردم تصریح كرد كه: «ملی شدن صنعت نفت در ایران تنها چاره ی بیچارگی‌ها‌ی ماست». آیت الله در همین اطلاعیه با فتوای دینی خطاب به مردم گفتند: «ناچارم این آرزوی عمومی را یك بار دیگر بیان كنم تا با نام سعادت ملت ایران و به منظور كمك به تامین صلح جهانی همه ی افراد مملكت بخواهند كه صنعت نفت ایران در مناطق كشور بدون استثنا ملی اعلام شود.»
یك هفته بعد بود كه كمیسیون نفت قرارداد الحاقی را رد كرد و آن را فاقد توانایی برای استیفای حقوق ملت دانست. بعد از اینكه كمیسیون نفت قرارداد الحاقی را رد كرد آیت الله كاشانی بر اقدامات اجتماعی خود افزود. وی چندین تظاهرات بزرگ را در تهران ترتیب داد.
آیت الله با صدور اطلاعیه از مردم خواست تا اول دی برای درخواست ملی كردن صنعت نفت در مسجد شاه اجتماع كنند و این اولین اجتماع عظیمی می‏باشد كه در آن سخنرانان و مردم خواستار ملی شدن صنعت نفت شدند.
مجددا آیت الله یك هفته بعد را اعلام تظاهرات كرد. مردم عظیمی در میدان بهارستان اجتماع كردند
به قول حسین هیكل كه آن روز شاهد آن تظاهرات بوده چنین گزارش كرده «صدای آیت الله كاشانی در تمام گوشه و كنار دنیا همچنین می‌پیچد.» وی این تظاهرات را صد هزار نفر تخمین زد كه مثل قضا و قدرالهی به سوی پارلمان پیش می‏رفتند و كاخ شاه به نیروهای انتظامی دستور داد در مقابل آیت الله استقامت نكنند.
مجددا آیت الله در ششم بهمن تظاهرات عظیمی را در مسجد شاه ترتیب داد كه خواست سخنرانان و تظاهر كنندگان، ملی شدن صنعت نفت در سراسر كشور بود.
مهمترین حمایت آیت الله از تظاهرات 11 اسفند فداییان اسلام بود كه آیت الله با صدور اطلاعیه از مردم خواست تا در تظاهرات آنها شركت كنند. در همین تظاهرات بود كه سید عبدالحسین واحدی مرد شماره 2 به رزم آرا اتمام جهت كرد یا نفت باید ملی شود یا كشته خواهد شد.
شجاعانه ترین موضع گیری آیت الله روز بعد از قتل رزم آرا بود. با قتل رزم آرا خیلی‌ها‌ وحشت كرده بودند و می‏خواستند به صورت موقت هم كه شده خود را مخفی كنند ولی آیت الله یك روز بعد از قتل وی اعلام راهپیمایی كرد. این تظاهرات درجلو مجلس در میدان بهارستان برقرار گردید و كمیسیون نفت در همان روز تصمیم خود را مبنی بر ملی شدن صنعت نفت اعلام كرد.
سرانجام تصمیم 17 اسفند كمیسون نفت در روز 24 اسفند در مجلس طرح شد و ملی شدن صنعت نفت به تصویب رسید.
شاید تفسیر رادیو لندن توضیح بیشتری بر نقش آیت الله باشد. رادیو لندن با تفسیری بی ادبانه و با لحنی عصبانی همان شب اعلام كرد: این طرح توسط عده‌ای مرتجع همچنین یك عده ملای متعصب كه در رأس آنها سید ابوالقاسم كاشانی است پشتیبانی شده است.

عملیات قتل رزم‌آرا توسط فداییان اسلام چقدر اهمیت داشت و این عمل چه نقشی را ایفا كرد؟
طبق اسناد موجود انگلیس، دربار و شركت نفت همه‌ی تلاش خود را متحد كرده بودند كه لایحه‌ی الحاقی تصویب شود و هر سه نیرو رزم‌آرا را مرد این پیكار یافتند. رزم‌آرا تمام توان خود را به كار برد. طبق اسناد موجود همه‌ی كسانی که در این اواخر یعنی بهمن و اسفند 29 به این نتیجه رسیده بودند كه باید نفت ملی شود به این نتیجه رسیده بودند كه همه‌ی عوامل اجتماعی و زمینه‌ها برای ملی شدن صنعت نفت آماده شده و به اصطلاح مقتضی موجود است، ولی مانع هم موجود است و این تنها مانع باید برداشته شود و این تحلیل درست از كار در آمد و در همین مجلسی كه كمیسیون نفت نمی‌توانست تصمیم بگیرد یک روز بعد از قتل رزم‌آرا كمیسیون تصمیم گرفت و خواستار ملی شدن صنعت نفت شد چون تنها از رزم‌آرا می‌ترسیدند.
جالب است بدانید كه در اواخر آذر ماه یازده نفر از نمایندگان جبهه ملی و غیره طرحی را برای ملی كردن نفت تهیه و یازده امضاء جمع کردند ولی یك نفر دیگر در مجلس نبود كه این طرح را امضا كند كه قابل طرح در مجلس باشد، همین مجلس در 24 اسفند تقریبا به اتفاق آرا ملی شدن صنعت نفت را تصویب كردند، و این می‌تواند نشان دهد كه رفتن رزم‌آرا چقدر نقش‌آفرین بود.

]]>
دستورالعمل عرفانی _امام خمینی 2010-03-14T18:10:05+01:00 2010-03-14T18:10:05+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/170 مسعود بسم الله الرحمن الرحیم هان اى عزیز! از خواب بیدار شو، از غفلت تنبه پیدا كن دامن همت بر كمر زن و تا وقت است فرصت را غنیمت بشمار، و تا عمر باقى است و قواى تو در تحت تصرف تو است ، و جوانى برقرار است و اخلاق فاسده بر تو غالب نشده ، و ملكات رذیله بر تو چیره نگردیده ، چاره اى كن ! و دوائى براى رفع اخلاق فاسده و قبیحه پیدا كن ، و راهى براى اطفاء نائره (فرونشاندن شعله ) شهوت و غضب پیدا نما. بهترین علاج ها كه ((علماى اخلاق و اهل سلوك )) از براى این مفاسد اخلاقى فرموده اند، این اس بسم الله الرحمن الرحیم

هان اى عزیز! از خواب بیدار شو، از غفلت تنبه پیدا كن دامن همت بر كمر زن و تا وقت است فرصت را غنیمت بشمار، و تا عمر باقى است و قواى تو در تحت تصرف تو است ، و جوانى برقرار است و اخلاق فاسده بر تو غالب نشده ، و ملكات رذیله بر تو چیره نگردیده ، چاره اى كن ! و دوائى براى رفع اخلاق فاسده و قبیحه پیدا كن ، و راهى براى اطفاء نائره (فرونشاندن شعله ) شهوت و غضب پیدا نما.
بهترین علاج ها كه ((علماى اخلاق و اهل سلوك )) از براى این مفاسد اخلاقى فرموده اند، این است كه هر یك از این ملكات زشت را كه در خود مى بینى ، در نظر بگیرى ، و بر خلاف آن تا چندى ، مردانه قیام و اقدام كنى ، و همت بگمارى برخلاف نفس تا مدتى ، و بر ضد خواهش آن رذیله ، رفتار كنى ؛ و از خداى تعالى در هر حال ، توفیق طلب كنى كه با تو اعانت كند در این مجاهده .
مسلما، بعد از مدت قلیلى ، آن خلق زشت ، رفع شده و شیطان و جندش ‍ (لشكریانش ) از این سنگر، فرار كرده ؛ جنود رحمانى به جاى آنها، بر قرار مى شود.
مثلا: یكى از ذمائم اخلاق كه اسباب هلاكت انسان است ، و موجب فشار قبر است ، و انسان را در دو دنیا، معذب دارد، بد خلقى با اهل خانه یا همسایگان یا هم شغل یا اهل بازار و محله ، است كه این زائیده غضب و شهوت است .
اگر انسان مجاهد، مدتى در صدد برآید كه هر وقت ناملائمى پیش آمد مى كنى از براى او، و آتش غضب شعله ور مى شود، و بناى سوزاندن باطن را مى گذارد، و دعوت مى كند او را به ناسزا گفتن و بدگوئى كردن ؛ برخلاف نفس اقدام كرده ، عاقبت بد و نتیجه زشتى این خلق را یاد بیاورد، در عوض ‍ ملائمت به خرج دهد، و در باطن شیطان را لعن كند، و به خدا از او پناه ببرد. من به شما قول مى دهم كه اگر چنین رفتار كنى ، بعد از چند مرتبه تكرار آن ، به كلى ((خلق )) عوض شده و ((خلق نیكو)) در مملكت باطن شما منزل ، مى كند.
ولى اگر مطابق میل نفس رفتار كنید! اولا: در همین عالم ، ممكن است شما را نیست و نابود كند.
((پناه مى برم به خداى تعالى از غضب )) كه مى شود در یك آن ، انسان را در دو دنیا هلاك كند؛ خداى نخواسته موجب قتل نفس بشود. ممكن است ، انسان در حال غضب به نوامیس الهیه ، ناسزا بگوید؛ چنانكه دیده ایم ، مردم در حال غضب كه ((رده )) (سخنى كه سبب ارتداد مى شود) گفتند و مرتد شدند.
حكماء فرموده اند: ((كشتى بى ناخدا كه در موج هاى سخت دریا گرفتار شود، به نجات نزدیك تر است از انسان در حال غضب )).
یا اگر خداى نخواسته اهل جدال و مراء، در مباحثه علمیه ، هستى ، كما اینكه بعضى از ما طلبه ها گرفتار این سریره زشت هستیم ، مدتى برخلاف نفس ، اقدام كن . در مجالس رسمى كه مشحون به علماء و عوام است ، مباحثه پیش آمد كرد، دیدى طرف صحیح مى گوید، معترف به اشتباه خودت بشو، و تصدیق آن طرف را، بكن .
امید است در اندك زمانى رفع شود این رذیله . خدا نكند كه حرف بعضى از اهل علم و مدعى مكاشفه درست باشد، مى گوید: ((براى من در یكى از مكاشفات كشف شد كه تخاصم اهل نار كه خداى تعالى اطلاع مى دهد، مجادله اهل علم و حدیث است .)) انسان اگر احتمال صحت هم بدهد، باید خیلى در صدد رفع این خصلت باشد.
((روى عن عدة من الاصحاب ، انهم قالوا: خرج علینا رسول الله صلى الله علیه و آله )) یوما و نحن نتمارى فى شیى ء من امر الدین ، فغضب غضبا شدیدا لم یغضب مثله ! و قال : انما هلك من كان قبلكم بهذا. ذروا المراء؛ فان المؤ من لا یمارى ، ذروا المراء فان المؤ من لا یمارى ؛ ذروا المراء فان الممارى قدتمت خسارته . ذروا المراء قان الممارى لا اشفع . ذروا المراء فانى زعیم بثلاث ابیات فى الجنه فى ریاضها و اوسطها و اعلاها، لمن ترك المراء و هو صادق . ذروا المراء فان اول مانهانى عنه ربى ، بعد عباده الاوثان المراء)).
و عند ((صلى الله علیه و آله )): ((لا یستكمل عبد حقیقة الایمان حتى یدع المراء و ان كان محقا)).


(از گروهى از یاران پیامبر روایت شده است : روزى پیامبر(ص ) بر ما درآمد در حالیكه ما مشغول جدل و مراء در مسئله اى از مسائل دینى بودیم آن حضرت به گونه اى خشمگین شد كه همانندش را ندیده بودیم ؛ سپس با همان حالت خشم فرمود: پیشینیان شما به همین ((مراء)) تباه شدند، رها كنید مراء را همانا مؤ من مراء و ستیزه گوئى نمى كند. مراء را رها كنید، مؤ من ((مراء)) نمى كند رها كنید مراء را، زیان كارى و خسران انسان ستیزه گوبه نهایت رسیده است . واگذارید ((مراء را)) من در روز قیامت شفاعت او نكنم . مراء را رها كنید كه من براى آنانیكه این صفت پست را رها كنند و راست كردار باشند در بهشت سه خانه را در سه جاى آن گلزار، وسط، و بالاى آن ضامنم . از مراء دورى كنید كه پروردگار من مرا پس از بت پرستى از او خوى نكوهیده نهى كرده است .)
نیز از آن حضرت نقل شده است : ((هیچ بنده ایمانش به كمال حقیقى نرسد تا آنگاه كه ((مراء)) را ترك كند، گرچه حق با او باشد.))
احادیث در این باب ، بسیار است . چقدر زشت است كه انسان به واسطه یك مغالبه جزئى كه هیچ ثمرى و اثرى ندارد، از شفاعت رسول اكرم (ص ) محروم بماند و مذاكره علم را كه افضل عبادات و طاعات است اگر با قصد صحیح باشد به صورت اعظم معاصى در آورد، و تالى عبادت اوثانش ‍ كند.
در هر حال ، انسان باید، یك یك اخلاق قبیحه فاسده را در نظر گرفته به واسطه خلاف نفس از مملكت روح خود بیرون كند. وقتى غاصب بیرون رفت ، صاحب خانه خودش مى آید محتاج به زحمت دیگرى نیست ، و عده خواهى نمى خواهد.
چون كه مجاهده نفس در این مقام به اتمام رسید، و انسان موفق شد كه جنود ابلیس را از این مملكت خارج كند و مملكتش را سكناى ملائكه الله و معبد ((عبادالله صالحین )) قرار داد؛ كار ((سلوك الى الله )) آسان مى شود؛ و راه مستقیم انسانیت روشن و واضح مى گردد؛ و ابواب بركات و جنات به روى او مفتوح مى گردد و خداى تبارك و تعالى به نظر لطف و مرحمت به او نظرى مى كند و در سلك اهل ایمان منخرط مى شود؛ و از اهل سعادت و اصحاب یمین مى شود، و راهى از ((باب معارف الهیه )) كه غایت ایجاد جن و انس است ؛ بر او باز مى شود، و خداى تبارك و تعالى در آن راه پر خطر از او دستگیرى مى فرماید. (ان شاءالله )
]]>
لطائف وحکایت 2010-03-09T08:58:57+01:00 2010-03-09T08:58:57+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/169 مسعود پادشاهى روزى به وزیر خویش گفت : چه خوبست پادشاهى ! اگر جاودانه باشد. و وزیر گفت : اگر جاودانه باشد، نوبت به تو نمى رسیداز (ابن اثیر)  احوال مردى را پرسیدند كه چون قرآن بر او خوانند بیهوش شود گفت میان ما و او پیمان ! كه او بر دیوار بنشانند و تمامى قرآن از آغاز تا انجام را بر او فرو خوانند. اگر فرو افتد، (از دیوار)چنانست كه او دعوى مى كنند.عارفى گفته است :چون پدر ما - آدم - پس از آن كه به او گفته شد:(اسكن انت و زوجك الجنة )(تو و همسرت ، در بهشت آرام گیرید - سوره 2 - آیه 35) از او یك گناه س پادشاهى روزى به وزیر خویش گفت : چه خوبست پادشاهى ! اگر جاودانه باشد. و وزیر گفت : اگر جاودانه باشد، نوبت به تو نمى رسید


از (ابن اثیر)  احوال مردى را پرسیدند كه چون قرآن بر او خوانند بیهوش شود گفت میان ما و او پیمان ! كه او بر دیوار بنشانند و تمامى قرآن از آغاز تا انجام را بر او فرو خوانند. اگر فرو افتد، (از دیوار)چنانست كه او دعوى مى كنند.


عارفى گفته است :
چون پدر ما - آدم - پس از آن كه به او گفته شد:(اسكن انت و زوجك الجنة )(تو و همسرت ، در بهشت آرام گیرید - سوره 2 - آیه 35) از او یك گناه سر زد و از بهشت رانده شد. ما چگونه امید داریم كه با گناه ورزى هاى پى در پى ، به بهشت رویم ؟
مؤلف ، این ابیات را در همین مضمون در كتاب (سفر حجاز) به فارسى سروده است :
جد تو، آدم ، بهشتش جاى بود
قدسیان كردند بهر او سجود
یك گنه چون كرد، گفتندش تمام
مذنبى ، مذنب ، برو! بیرون خرام
تو طمع دارى كه با چندین گناه
داخل جنت شوى اى رو سیاه


ابو حنیفه در بارگاه خلیفه - مهدى -مؤمن الطاق (وزیر مهدی که شیعه بود) را گفت : پیشواى تو درگذشت - یعنى : امام جعفر صادق (ع ) - (مؤمن الطاق ) گفت : اما پیشواى تو را تا روز رستاخیز مهلت داده اند - یعنى شیطان - مهدى خندید و دستور داد تا (مؤمن الطاق ) را ده هزار درهم دادند



(حجاج )، بادیه نشینى را دید و او را گفت : در دستت چیست ؟ گفت : عصایم است كه براى تعیین وقت نماز، آن را به زمین مى نشانم . و بدان با دشمنانم مى ستیزم . چهار پایم را با آن مى رانم . در سفر با آن نیرو مى گیرم . در راه رفتن ، بدان تكیه مى كنم ، تا گامهایم را فراخ ‌تر بردارم . با آن ، از نهر مى پرم ، تا سپر افتادنم باشد. عباى خویش را بدان مى آویزم ، و مرا از سرما و گرما، نگه مى دارد. با آن ، آن چه را كه از من دور است ، به سوى خود مى كشم . سفره و ابزار دیگر را به آن مى آویزم . با آن مى آویزم . با آن ، كك هاى گزنده را مى رانم . نبرد به جاى نیزه به كارش مى گیرم . و در مبارزه به منزله شمشیرم است .
آن را از پدرم به ارث برده ام ، و پس از من ، به پسرم به ارث مى رسد. با آن ، برگ درختان را براى گوسفندانم مى ریزم و در موارد دیگر نیز آن را به كار مى گیرم . حجاج مبهوت شد و به راه خود رفت .



یكى از سودگران (تاجران)نیشابور، كنیزك خویش را نزد ابوعثمان حمیرى به امانت سپرد روزى نگاه شیخ بر او افتاد و فریفته او شد. پس ، احوال خویش را به مراد خویش (ابو حفص حدّاد) نوشت . و او، در پاسخ ، وى فرمان داد، تا به رى ، به نزد(شیخ یوسف ) برود. ابو عثمان ، چون به رى رسید، و از مردم ، نشان شیخ یوسف را جویا شد، او را به نكوهش ‍ گرفتند(بدگویی شیخ یوسف کردند) كه : مرد پرهیزگار چون تو، چگونه جویاى خانه بدكارى همچون اوست ؟ که شیخ یوسف مرد شراب خوار  غلامباره (کسی که با پسران مراوده و معاشقه دارد) است که در کوی می فروشان خانه دارد . پس ، به نیشابور بازگشت و آن چه گذشته بود، به شیخش باز گفت : و بار دیگر ماءمور شد تا به رى برود و شیخ یوسف را ملاقات كند. پس ، بار دیگر به رى رفت و نشانى خانه او، در كوى میفروشانست . پس ، به نزد او آمد و سلام كرد. شیخ یوسف ، جوابش باز داد و تعظیم كرد و در كنار او كودكى زیبا روى نشسته بود و بر جانب دیگرش شیشه اى نهاده بود كه پر از چیزى همچون شراب بود. ابو عثمان ، او را گفت : چرا در این كوى منزل گزیده اى ؟ گفت : ستمگرى ، خانه هاى یاران ما خرید و به میخانه بدل كرد. اما به خانه من نیازى نداشت . ابو عثمان پرسید: این پسر، كیست ؟ و این شراب چه ؟ گفت : این پسر، فرزند منست و این شیشه سركه است  که نان خورشت من است . ابو عثمان گفت : چرا خویش در محل تهمت افكنده اى ؟ گفت : تا مردم ، گمان نبرند، كه من امین و مورد اعتمادم و كنیزكشان به ودیعه به من نپرسند و به عشق آنان دچار نیابم . ابو عثمان ، بسیار گریست و مقصود شیخ خویش دریافت .


]]>
رعایت حقوق برادران (وظایف منتظران) 2010-03-07T10:05:39+01:00 2010-03-07T10:05:39+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/168 مسعود از مهمترین امور در زندگى محبان و منتظران قائم (عجل الله تعالی فرجه) رعایت حقوق برادران و مسلمانان است . در این باره بهتر است پاى سخن پر مغز و دلنشین حضرت امام صادق علیه السلام و امام باقر بنشینیم . امام باقر علیه السلام به جابر جعفى رحمة اللّه فرمود: ((اى جابر آیا كسى كه ادعاى تشیع مى كند، براى او این قول كه دوست اهل بیت علیهم السلام هستم كافى است ؟ سوگند به خدا شیعه ما نیست مگر كسى كه پرهیزكار بوده و اطاعت از خداوند كند، شیعیان ما را به این صفات بشناسید: تواضع ، خشوع امانت
از مهمترین امور در زندگى محبان و منتظران قائم (عجل الله تعالی فرجه) رعایت حقوق برادران و مسلمانان است .
در این باره بهتر است پاى سخن پر مغز و دلنشین حضرت امام صادق علیه السلام و امام باقر بنشینیم .
امام باقر علیه السلام به جابر جعفى رحمة اللّه فرمود:
((اى جابر آیا كسى كه ادعاى تشیع مى كند، براى او این قول كه دوست اهل بیت علیهم السلام هستم كافى است ؟
سوگند به خدا شیعه ما نیست مگر كسى كه پرهیزكار بوده و اطاعت از خداوند كند، شیعیان ما را به این صفات بشناسید: تواضع ، خشوع امانت دارى ، بسیار در یاد خدا بودن ،اهل نماز و روزه بودن ، احترام به پدر و مادر كردن ، مهربانى كردن به همسایگان مستمند و بدهكار و یتیمان ، راستگو بودن ، آنها تلاوت قرآن مى كنند، و زبانشان را كنترل مى نمایند، و براى خودشان در همه چیز امین هستند...))
(( اى جابر! ((مایُنال و لا یتنا الا بالعمل و الورع ؛))
به ولایت و دوستى ما جز از راه عمل و پرهیزكرى نمى توانى برسى .))
امام باقر علیه السلام روزى به یكى از یارانش به نام سعید بن حسن رحمة اللّه فرمود:
((آیا در میان شما این روش هست كه كسى از شما به حضور برادر دینى اش ‍ برود دست در جیب او كند و به اندازه احتیاج خود از آن ، پول بردارد و صاحب پول از آن جلوگیرى نكند؟
سعید عرض كرد: نه چنین كسى را سراغ ندارم .
امام باقر علیه السلام فرمود: بنابراین اخوت و برادرى در كار نیست .
سعید عرض كرد: آیا در این صورت ما در هلاكت هستیم ؟
امام علیه السلام فرمود: عقل این مردم هنوز تكمیل نشده است
(یعنى تكلیف به حساب اختلاف درجات عقل ، مختلف مى شود.)
امام صادق علیه السلام در ضمن گفتار مى فرماید:
(( ما اقل و اللّه من یتبع جعفرا منكم ، انما اصحابى من اشتد ورعه و عمل لخالقه و رجا ثوابه فهؤ لاء اصحابى ؛))
((سوگند به خدا چقدر پیروان جعفر از شما كم شده اند، بدانید كه یاران من كسانى هستند كه در پاكى و پرهیزكارى محكم باشند، و كارهایشان را براى خدا انجام دهند و امید به پاداش خدا داشته باشند، اینها اصحاب و یاران من هستند.))
در مورد حقوق برادران دینى به حدیث جالب و جامع ذیل كه امام صادق علیه السلام براى یكى از یارانش (معلى بن خنیس ) در موارد هفتگانه زیر شرح داده اند توجه كنید:
معلى بن خنیس رحمة اللّه مى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض كردم حق مسلمان چیست ؟
فرمود:
((هفت حق واجب است كه اگر یكى از آنها را تباه كند از ولایت و اطاعت خداوند خارج شده و خداوند از او بهره (طاعت و بندگى ) ندارد.
عرض كردم آنها چیسیت ؟
فرمود: من بر تو نگرانم ، مى ترسم آنها را تباه سازى و بدانى و عمل نكنى .
عرض كردم : (( لا قوة الا باللّه ))  فرمود: آشانترین آنها این است كه :
1- آنچه را براى بردار مسلمانت دوست بدارى كه خود دوست مى دارى ، و نپسندى براى او آنچه را كه براى خود نمى پسندى .
2- از خشمگین كردن برادر مسلمانت (یا از خشم ) دورى كنى ، و آنچه را كه مورد رضایتش است انجام دهى و او امرش را اطاعت كنى .
3- با جان و مال و زبان و دوست و پاى خود او را یارى كنى .
4-چشم و راهنما و آئینه او باشى .
5- تو سیر نباشى و او گرسنه ، تو سیراب نباشى و او تشنه و تو پوشیده نباشى و او برهنه .
6- اگر داراى خدمتكار باشى و بردار مسلمانت خدمتكار نداشته باشد، بر تو واجب است كه خدمتكارت را بفرستى تا لباسهاى او را بوید و غذایش را آماده كند و فرشش را بگستراند.
7- او را از مسئولیتهاى سوگندهایش رهاسازى ، دعوتش را اجابت كنى ، در بیمارى او را عیادت نمائى ، بر جنازه اش حاضر شوى ، اگر دانستى كه او حاجتى دارد در اداى حاجب او شتاب كنى ، تاءخیر در رواى حاجت او نكنى كه او اظها آن كند، بلكه زودتر به رفع نیازش بپردازى ، سپس امام صادق علیه السلام گفتارشان را با این جملات پایان دادند.
(( فاذا فعلت ذلك و صلت ولایتك بولایته و ولایته بولایتك ؛))
((وقتى كه چنین كردى دوستى او و دوستى او را به دوستى خود پیوند داده اى .))
]]>
میلاد رسول اکرم و امام جعفرصادق علیهم السلام مبارک باد 2010-03-03T13:15:55+01:00 2010-03-03T13:15:55+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/167 مسعود ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نروید باعتدال محمد قدر فلك را كمال و منزلتى نیست در نظر قدر با كمال محمد وعده دیدار هر كسى بقیامت لیلة الاسراء شب وصال محمد آدم ونوح و خلیل و موسى عیسى آمده مجموع در ظلال محمد عرصه دنیا مجال همت او نیست روز قیامت مگر مجال محمد شمس و قمر در زمین حشر نتابند نور نتابد مگر جمال محمد وان همه پیرایه بست ج


ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نروید باعتدال محمد

قدر فلك را كمال و منزلتى نیست

در نظر قدر با كمال محمد

وعده دیدار هر كسى بقیامت

لیلة الاسراء شب وصال محمد

آدم ونوح و خلیل و موسى عیسى

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه دنیا مجال همت او نیست

روز قیامت مگر مجال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابند

نور نتابد مگر جمال محمد

وان همه پیرایه بست جنت فردوس

بو، كه قبولش كند بلال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابد

پیش دو ابروى چون هلال محمد

چشم مرا تا بخواب دید جمالش

خواب نمى گیرد از خیال محمد

«سعدى» اگر عاشقى كنى و جوانى

عشق محمد بس است و آل محمد


]]>
دانستنیها در باره مقام معظم رهبری مد ظله العالی 2010-02-28T09:40:56+01:00 2010-02-28T09:40:56+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/166 مسعود *55 سال است که عینک روی چشم های مقام معظم رهبری نشسته است ؛از 13سالگی .*رهبر در جوانی از جمله به ورزش والیبال علاقه داشتند و قلم به دست زمان خود در مشهد بوده است .*رهبر شش فرزند دارد ؛ مصطفی ، مجتبی ، مسعود ، میثم ، بشری سادات و هدی سادات ، شش نوه هم 5 شنبه و جمعه خانه پدربزرگ را شلوغ می کند .*خانه رهبر حدود 100 قدم با حسینیه ای که دیدارهای عمومی در آن برگزار می شود ، فاصله دارد و دفتر کار ایشان نیز با حسینیه کمتر از 60 قدم .  رهبر سه روز در هفته جلسه درس خارج دارد و روزهای دوشنبه

*55 سال است که عینک روی چشم های مقام معظم رهبری نشسته است ؛از 13سالگی .
*رهبر در جوانی از جمله به ورزش والیبال علاقه داشتند و قلم به دست زمان خود در مشهد بوده است .
*رهبر شش فرزند دارد ؛ مصطفی ، مجتبی ، مسعود ، میثم ، بشری سادات و هدی سادات ، شش نوه هم 5 شنبه و جمعه خانه پدربزرگ را شلوغ می کند .




*خانه رهبر حدود 100 قدم با حسینیه ای که دیدارهای عمومی در آن برگزار می شود ، فاصله دارد و دفتر کار ایشان نیز با حسینیه کمتر از 60 قدم .



 
رهبر سه روز در هفته جلسه درس خارج دارد و روزهای دوشنبه نیز معمولاً دیدارهای مردمی و عمومی که از قبل ثبت نام کرده اند و کاری دارند .
*سفرهای مشهد رهبر ، عموماً با پروازهای عادی و در میان مردم انجام می گیرد و اصولاً هم با ترافیک درخواست ها و دیدارهای خصوصی مسافران آن پرواز با رهبر همراه است .
*رهبر تنها برای زوج هایی خطبه عقد می خوانند که مهریه مقرر شده ، 14 عدد سکه باشد و همیشه هم خود را وکیل عروس خانم قرار می دهند.
*سوره « عصر » از جمله سوره هایی است که همواره در نمازهای یومیه قرائت می کنند .
*رهبر ساعتی به اذان صبح مانده از خواب برمی خیزند و بعد از دعا و نیایش و نماز صبح مطالعه می کنند . مطالعات ایشان در چندین بخش دسته بندی می شود ، مطالعات مربوط به تدریس ، مطالعه اخبار و اطلاعات ، مطالعه گزارش های رسیده ، مطالعه تازه های نشر و ...
*رهبر برای نگارش پیام های مختلف - مثل پیام به کنگره عظیم حج - چند ساعت مطالعه و تحقیق انجام می دهند ، این اتفاق برای سخنرانی های مهم و دیدارهای ماندگار - مانند دیدار با دانشجویان و نخبگان - نیز تکرار می شود .
*رهبر علاوه بر تسلط به عربی و ترکی - زبان پدری - با اغلب لهجه های ایران عزیزمان نیز آشنایی دارند .
*چای در استکان کمرباریک پذیرایی رهبر از هر مهمانی است ؛ همان که خودشان با یک قند کوچک میل می کند .
* رهبر اهل شعر و غزل سرایی هم هست ؛ آن هم با تلخص « امین » ...
لب باز نکردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمریست پشیمان ز پشیمانی خویشم
از شوق شکر خنده لبش جان نسپردم
شرمنده جانان ز گران جانی خویشم
و ...
*غیر از کتاب مشهور صلح امام حسن (ع) ، آینده در قلمرو اسلام و ادعانامه علیه تمدن غرب از تألیفات سید قطب و مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان نوشته عبدالمنعم نمری نصری از جمله آثار ترجمه شده به قلم رهبر است .
]]>
هفته وحدت 2010-02-26T16:31:02+01:00 2010-02-26T16:31:02+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/164 مسعود وحدت و یكپارچگى مسلمانان و لزوم اتحاد و اتفاق كلمه میان ایشان بلكه ضرورت توحید كلمه بر محور كلمه توحید براى همه موحدان و خداپرستان روى زمین، از تعالیم و آموزشهاى اساسى آیین اسلام و از اصول فرهنگ قرآنى است.       و بر همین اساس، قرآن كریم یكى از عمده ‏ترین و سازنده ‏ترین اهداف رسالت رسول اكرم صلى الله علی


وحدت و یكپارچگى مسلمانان و لزوم اتحاد و اتفاق كلمه میان ایشان بلكه ضرورت توحید كلمه بر محور كلمه توحید براى همه موحدان و خداپرستان روى زمین، از تعالیم و آموزشهاى اساسى آیین اسلام و از اصول فرهنگ قرآنى است.

     

و بر همین اساس، قرآن كریم یكى از عمده ‏ترین و سازنده ‏ترین اهداف رسالت رسول اكرم صلى الله علیه و آله را تالیف قلوب و ایجاد انس و تفاهم به جاى خصومت و دشمنى بیان مى‏دارد و اگر كسى در تاریخ، به دیده عبرت بنگرد این معنى را از شاهكارهاى رسالت محمدى‏ صلى الله علیه و آله مى‏یابد.
«واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا»
همگى به حبل و رشته خداوندى چنگ بزنید و پراكنده نگردید.
بعد از رحلت پیامبر عظیم ‏الشان اسلام اوصیاى معصوم او كوشیدند تا آن وحدت و یكپارچگى را حفظ كنند و آنان از حقوق شخصى خویش چشم پوشیدند و در طول تاریخ، دانشمندان مصلح و همه تلاشگران راستین انسانیت، هم خودشان از عوامل اختلاف و تجزیه گریختند و از دامن زدن به آتش خصومت ‏بین مسلمانان، بركنار زیستند و هم دیگران را به اتحاد و تفاهم فراخواندند.
ما مسلمانان به این آیه زیباى قرآن، بیشتر باید بیندیشیم:
«فتقطعوا امرهم بینهم زبرا كل حزب بمالدیهم فرحون‏»
 اهل كتاب و پیروان ادیان آسمانى و اتباع رسولان الهى، گروه، گروه شدند، ضد و دشمن هم گشتند و هر یك به آنچه نزد اوست‏ خرسند و شادمان گردیدند. (المؤمنون /53)
طرح اندیشه «وحدت جهان اسلام‏» یكى از مشغولیت‏ هاى فكرى دیرینه و اساسى حضرت امام (ره) بود كه او در طول دوران فعالیت اجتماعى - سیاسى خود چه قبل ازپیروزى «انقلاب‏» اسلامى و چه بعد از آن لحظه ‏اى از آن غفلت نورزید. وفادارى صادقانه امام به «وحدت‏» نه تنها او را به برجسته‏ ترین شخصیت انقلابى جهان اسلام تبدیل نمود، بلكه او توانست در میان فرقه ‏هاى اسلامى مختلف نیز جایگاه بس رفیعى كسب نماید.
استراتژى مبارزاتى امام (ره); درجهت ایجاد بستر و شرایط لازم براى تحقق وحدت و همیارى در جهان اسلام، اصولا روى دو محور عمده تمركز یافته است:
«حركت فكرى - فرهنگى‏» و «حركت‏ سیاسى - عملى‏». امام (ره) با توجه به مراحل مبارزه، «تعلیم وتربیت‏» سیاسى را زیربناى حركت ‏سیاسى دانسته و اولین وظیفه مردم را در تحقق و توسعه، امر «تبلیغ‏» و «تعلیم‏» قرار داده است.
امام خمینى (ره) به عمق نقش اجتماعات دینى چه در بعد اندیشه ‏سازى و چه در بعد اجتماع ‏سازى به خوبى پى‏برده بود. او اجتماعات و مراسم دینى را صرفا به منظور كاربرد تعلیمى و آموزشى آن در مقولات فكرى، مورد تشویق قرار نمى‏دهد بلكه مهم‏تر از آن به نقش اجتماع ‏سازى و شکل ‏دهى روابط اجتماعى جدید از طریق گردهمایى‏ها و نیز آگاهى یافتن مسلمین از قدرت و نیروى ارادى و انسانى‏شان هم اشاره دارد. به همین جهت است كه «روز قدس‏» به عنوان سمبل وحدت جهان اسلام از سوى ایشان در سطح جهان اسلام پیشنهاد گردید و همچنین بزرگداشت «هفته وحدت‏» میلاد حضرت رسول (ص) (از 12 ربیع الاول به روایت اهل تسنن تا 17 ربیع الاول) مورد حمایت وى قرار گرفت; چه این‏كه از دیدگاه او روند وحدت بین مسلمین، ضرورت ایجاد سمبل‏ها و نهادهاى تازه ‏اى را مى‏طلبد كه فراتراز زمان و مكان قرار دارد.

    ]]>
خواص جادویی آلوئه ورا (صبر زرد) 2010-02-24T08:11:27+01:00 2010-02-24T08:11:27+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/163 مسعود اسامی دیگر گیاه صبرزرد (آلوئه ورا)، “صبر تلخ” یا “شاخ بزی” است که در استان بوشهر با نام‌های محلی گل سگله، گل قبر یا چادروا شناخته می‌شود.نام های دیگر این گیاه “لاله بیابان”  و «گیاه جاودانگى»، «گیاه دارویى»، «گیاه ملکه» است.گیاه صبر زرد دارویی با نام علمی ‪ Aloe Vera‬از جمله گیاهان دارویی با ارزش دنیا است که در فضای باز و در برخی مناطق دیگر کشور در گلخانه کاشت می‌شود.صبر زرد گیاهی است با ظاهر بوته‌ای انبوه، پایا، همیشه سبز، شاداب و پر طراوت و ارتفاع حدود ‪ ۶۰‬سانتی متراست که دارا


اسامی دیگر گیاه صبرزرد (آلوئه ورا)، “صبر تلخ” یا “شاخ بزی” است که در استان بوشهر با نام‌های محلی گل سگله، گل قبر یا چادروا شناخته می‌شود.نام های دیگر این گیاه “لاله بیابان”  و «گیاه جاودانگى»، «گیاه دارویى»، «گیاه ملکه» است.

گیاه صبر زرد دارویی با نام علمی ‪ Aloe Vera‬از جمله گیاهان دارویی با ارزش دنیا است که در فضای باز و در برخی مناطق دیگر کشور در گلخانه کاشت می‌شود.صبر زرد گیاهی است با ظاهر بوته‌ای انبوه، پایا، همیشه سبز، شاداب و پر طراوت و ارتفاع حدود ‪ ۶۰‬سانتی متراست که دارای ساقه چوبی کوتاه به ضخامت ‪ ۵‬الی ‪ ۱۰‬سانتی متر و برگ‌های نیزه‌ای شکل که مستقیما به محور ساقه متصل هستند می‌باشد.

گیاه دارویی صبر زرد با اقلیم جنوبی کشور ایران سازگار است و به خوبی در استان‌های جنوبی که دارای منابع آبی کمی هستند قابل پرورش است.

این گیاه بومی مناطق گرم و خشک است که در استان‌های جنوبی کشور ایران به خصوص استان بوشهر و استان هرمزگان رشد می‌کند.

Aloe Vera چیست؟

این گیاه، خاص مناطق آفریقایى است که به آن زنبق بیابانى یا صحرایى هم مى گویند. در برخى کشورها با نام هایى چون «گیاه جاودانگى»، «گیاه دارویى»، «گیاه ملکه» و… نیز نامیده مى شود.
وقتى برگ آن بریده شود، ژلى از داخل گیاه خارج مى شود که اثر دارویى خارق العاده اى دارد. نام این گیاه از زبان عربى به سایر زبان ها آمده است. در زبان عربى Aloe به معناى «تند و تیز و تلخ» است. علت این نامگذارى به طعم و مزه مایع داخل برگ گیاه مربوط مى شود. نخستین بار مصرى ها این گیاه را براى درمان زخم ها، سوختگى ها و عفونت ها به کار مى گرفتند. پس از آنها یونانى ها، اسپانیایى ها و آفریقایى به شیوه ها و منظورهاى مختلف از این گیاه استفاده مى کردند. براى مثال شکارچیان آفریقایى از ژل آن بر بدن خود مى مالیدند تا عرق نکنند و بدنشان بوى بد نگیرد!

از دهه ۱۹۳۰ به بعد تحقیقات علمى و وسیعى بر روى ترکیبات و خواص دارویى این گیاه انجام شد و دریافتند ژل صاف شده این گیاه قدرت عجیبى در درمان زخم ها و سوختگى ها دارد.

تاریخچه :

آلوئه ورا سابقه ای بسیار طولانی و درخشان دارد. اولین گزارش مکتوب که در آن به آلوئه ورا شده است متعلق به چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح است و در غارنوشته ها و کنده کاری های روی ظروف در معابد باستانی مصر کشف شده است. در افسانه های به جای مانده از مصر باستان آمده است که آلوئه گیاهی چنان گرامی بوده که افراد برای حضور در مراسم پس از مرگ یک فرعون باید تحفه ای از برگ های آلوئه ورا تقدیم می کردند. داستان هایی نیز درباره استفاده کلئوپاترا و نفرتی تی از آلوئه ورا، عسل و شیر برای حفظ زیبایی افسانه ای شان گفته می شود.کلئوپاترا ملکه مصر پوست خود را هر روزه با آن ماساژ می داد که از شر آفتاب مصر در امان باشد وحتی مصریان آنرا برای مومیائی مردگان خود بکار می بردند . در کتاب مقدس نام این گیاه به کرات آمده است . اولین گزارش مکتوب که در آن به آلوئه ورا شده است متعلق به چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح است و در غارنوشته ها و کنده کارى هاى روى ظروف در معابد باستانى مصر کشف شده است. در افسانه هاى به جاى مانده از مصر باستان آمده است که آلوئه گیاهى چنان گرامى بوده که افراد براى حضور در مراسم پس از مرگ یک فرعون باید تحفه اى از برگ هاى آلوئه ورا تقدیم مى کردند.اما مصریان باستان تنها ملتى نبودند که آلوئه ورا را مى شناختند براساس منابع قدیمى ارسطو یکى از طرفداران بسیار معتقد خواص آلوئه ورا بوده است.

اما مصریان باستان تنها ملتی نبودند که آلوئه ورا را می شناختند براساس منابع قدیمی ارسطو یکی از طرفداران بسیار معتقد خواص آلوئه ورا بوده است. او رایزن الکساندر کبیر نیز بوده است. قدر و ارزشی که او برای آلوئه ورا قائل بود چنان بوده است که در سال ۳۳۳ قبل از میلاد الکساندر را متقاعد کرد جزیره سوکوترا در اقیانوس هند را تصرف کند. این جزیره به دلیل رویش آلوئه در آن شهرت داشت و در آن زمان برای درمان زخم های سربازان در سپاه الکساندر از آلوئه ورا استفاده می شد.

ترکیب شگفت آور این گیاه چیست؟

باید گفت در کمال شگفتی ۹۶ درصد ساختمان ژل آلوئه ورا از آب تشکیل شده است. ۴ درصد باقی مانده اما حاوی مواد فراوانی است که ۷۵ نوع آن شناخته شده اند. ترکیباتی که در ژل آلوئه یافت شده اند از پلی ساکاریدها هستند که قادر به کاهش و ترمیم التهاب هستند. این ترکیب همچنین دارای ویژگی آنتی باکتریال و ضدمیکروب است. آنتی اکسیدان هایی در قالب ویتامین های آ، ب، ث، ای، آمینواسیدها، روی و اسیدهای چرب ضروری نیز در این ترکیب یافت می شوند. کلسیم و آلوئین نیز در آلوئه ورا موجود هستند، آلوئین ملینی بسیار قوی است.

حدود ۹۶ درصد از وزن آن را آب تشکیل داده است و مابقى شامل چربى هاى ضرورى آمینواسیدها، ویتامین ها، املاح، آنزیم وگلیکوپروتئین است!

این گیاه حداقل داراى ۳ اسید چرب با خاصیت ضدالتهابى است که براى معده ، روده کوچک و روده بزرگ مفید است.

ویتامین هاى تشکیل دهنده آن عبارتند از ویتامین C ، B12 ، B6 ، B2 ، B1 ، A و E. «آلوئه ورا» با خاصیت اعجاب انگیز خود مى تواند تمام اسید آمینه هاى ضرورى بدن را در اختیار شخص مصرف کننده قرار دهد.

هیچ چیز این گیاه به تنهایى شگفت انگیز و خارق العاده نیست. بلکه همراهى و یک جا جمع شدن تمام مواد مورد نیاز بدن از گروههاى مختلف غذایى است که آن را منحصر به فرد کرده است. تجمع این مواد در درون یک گیاه واحد را مى توان به جمع شدن تعدادى نوازنده در یک گروه بزرگ موسیقى تشبیه کرد. (همان طور که هر کدام آنها، هرگز و به تنهایى اثر و جاذبه اجراى گروهى و دسته جمعى را ندارند.)

ژل Aloe حاوی گلیکوپروتئین است که از تورم و درد جلوگیری و روند بهبود را تسریع می کند و همچنین حاوی پلی ساکارید است که رشد و ترمیم پوست را تحریک می کند. “آنتراکوئین” موجود در شیرة Aloe به عنوان مسهل مؤثر عمل می کند. این مواد شیمیایی در مقادیر کم، می توانند از تشکیل سنگ کلیه جلوگیری کنند.از ژل Aloe برای درمان زخمهای درونی و بیرونی نیز می تواند استفاده کرد. این ماده روند درمان بسیاری از جراحات پوستی از جمله زخمها، سوختگیها و یخ زدگی را تسریع می کند.

شیرة ‌این گیاه مسهل مفیدی است، اما چون می تواند سبب گرفتگی دردناک عضلات شود، غالباً استفاده نمیشود. با میزان مصرف کمتر، شیرة Aloe می تواند از سنگ کلیه پیشگیری یا اندازة سنگ را کوچکتر کند. این ماده به عنوان تسهیل کننده دفع مدفوع به ویژه در افرادی که مبتلا به وبواسیر هستند ماده مفیدی است.

عصارة Aloe شکل ژل این گیاه است که مصارف داخلی دارد و چون دارای خواص ضد میکروبی است، از آن برای درمان عفونتهای میکروبی مجاری معده ای-روده ای نیز می توان استفاه کرد. چون این ماده اسیدهای معده را که سبب تشدید زخمها میشود کاهش می دهد برای درمان زخمهای معده نیز مؤثر است.تحقیقات اخیر نشان داده که “مانوز استیله” به عنوان یک ترکیب ضد ویروسی، دارای خواص درمانی ضد ویروس ایدز است. مانور استیله خود ویروس را مورد حمله قرار می دهد اما مهمتر اینکه، میزان تأثیر AZT را (یک داروی مؤثر در درمان عفونت ویروس HIV) تا حد زیادی بالا میربرد. اگر این ترکیب دارویی با Aloe مصرف شود، میزان AZT مورد استفاده برای HIV را می توان تا ۹۰% تقلیل داد که این امر از هزینه ها و عوارض جانبی AZT تا حد زیادی خواهد کاست.

ژل خوراکی آلوئه ورا شامل بیش از ۷۵ مواد مغذی از لحاظ غذایی و ۲۰۰ ترکیب فعال، ۲۰ نوع ماده معدنی، ۱۸ آمینو اسید و ۱۲ نوع ویتامین است. این ژل بی نهایت مطبوع است.

در منابع دارویی فهرست مصارف آلوئه ورا تقریباً به اندازه فهرست مواد تشکیل دهنده آن طویل است. از بارزترین خواص آلوئه ورا جلوگیری از ضایعات پوستی و ترمیم آنها است. مصرف خوراکی آلوئه ورا نیز به گوارش غذا کمک می کند، سلامتی قلب و عملکرد کبد را بهبود می بخشد، قند و کلسترول خون را کنترل می کند، تولید انرژی را افزایش داده، درد مفاصل را تسکین می دهد، شش ها را پاک می سازد، سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند و زخم ها و جراحات را ترمیم می نماید. اما با وجود خواص بسیار آلوئه ورا و با آنکه تاکنون هیچ عوارضی از مصرف آن گزارش نشده است پزشکان مصرف خوراکی آن در طول دوران بارداری و شیردهی را برای خانم ها منع می کنند. آلوئه ورا چنان خواص چشمگیر و متعددی دارد که نام ها و القاب زیادی برای خود کسب کرده است از جمله: گیاه درمانگر، گیاه سوختگی، دکتر گلدانی و گرز بهشتی.

 در حال حاضر محصولات مختلفی از این گیاه در صنایع مختلف غذایی، آرایشی و بهداشتی دارویی در دنیا تولید و عرضه می‌شود.

در حال حاضر این گیاه دارویی در صنایع مختلف غذایی شامل انواع نوشابه‌ها، کمپوت، دوغ و غیره و همچنین در صنایع آرایشی و بهداشتی شامل انواع کرم‌ها، لوسیون‌ها، شامپوها، صابون‌ها، شوینده‌ها و در صنایع دارویی در کپسول ها، قرص‌های جوشان و غیره مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اندام مورد استفاده این گیاه دارویی برگهای آن است.



مرور کلی خواص داروئی :

 

صبر زرد از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است شیرابه آن به مصرف طبی می رسد .

۱)تقویت کننده بدن است

 ۲)یبوست را برطرف می کند و روده ها را تمیز می کند

 ۳)برای معالجه آسم مفید است

۴)سوء هاضمه را برطرف می کند

 ۵)در معالجه صرع مفید است

 ۶)اثر ضد کرم درد

 ۷)خون را تصفیه می کند

۸)برای برطرف کردن خارش ناشی از گزیدگی حشرات شیرابه آنرا روی پوست بمالید

 ۹)اگزما را درمان می کند

 ۱۰)برای معالجه اسهال خونی مفید است

 ۱۱)برای رفع ریزش مو ، شیرابه آنرا به سر مالیده و موها را با آن ماساژ دهید

 ۱۲)گرفتگی کبدی را برطرف می کند

 ۱۳)برای التیام زخم ها شیرابه آنرا روی زخم بمالید

 ۱۴)صبر زرد بهترین کرم مرطوب کننده است برگها را بشکنید و ژله آنرا به پوست بمالید

 ۱۵)مبتلایان به بیماری قند می توانند با مصرف این گیاه قند خون خود را کنترل کنند

 ۱۶)برای شستن چشم و زخم ها شیرابه صبر زرد را با آب مخلوط کرده و استفاده کنید

 


خواص درمانی گیاه صبر زرد :


قرنهاست که برگ‌های گیاه صبر زرد به طور گسترده‌ای در کشورهای مختلف به عنوان دارو مصرف می‌شود اثرات درمانی مختلفی که برای این گیاه عنوان شده غالبا بر اساس سابقه طب سنتی است اما مطالعات بالینی نیز در سالهای اخیر روی آن صورت گرفته است.

در یک مطالعه گسترده استفاده موضعی از ژل این گیاه موجب التیام زخم‌های به جا مانده از آکنه روی صورت شد.

این گیاه دارویی در درمان آرتریت، آسم، سندرم خستگی مزمن، سوء هاضمه و اختلالات روده‌ای، اختلالات پوستی، آسیب‌های ورزشی و زخم‌های داخلی و خارجی اثر بخش است.

ژل گیاه صبر زرد بصورت موضعی برای درمان سوختگی‌های خفیف، آفتاب سوختگی، بریدگی ها، آکنه و التهاب مخاط دهان کاربرد دارد.

کاربرد موضعی الوئه ورا بر روی زخم‌های جراحی مجاز نیست زیرا بهبود زخم‌ها را به تاخیر می‌اندازد.

برگ بوته‌های گیاه دارویی صبر زرد یا آلوئه ورا معمولا بعد از گذشت دو سال از زمان کاشت و هنگامی که بوته‌ها به اندازه کافی رشد کردند برداشت می‌شود.

جزیره قشم به دلیل قرار گرفتن در منطقه گرمسیری یکی از مکانهای مناسب و دارای پتانسیل بالا برای تولید گیاه معجزه‌آسای “آلوئه‌ورا” است.

آلوئه ورا از جمله گیاهانی است که در صفر درجه می‌میرد و محیط رشد آن معمولا باید بالاتر از دو درجه باشد و به‌همین دلیل‌مناطق جنوبی کشور که درجه حرارت دراین مناطق به صفر درجه‌نمی‌رسد از مناطق مستعد برای تولید این گیاه محسوب می‌شوند.

این گیاه از جمله گیاهانی است که یک سال کاشته می‌شود و تا شش سال مورد استفاده قرار می‌گیرد، بیماری این گیاه نسبت به دیگر گیاهان بسیار کم است و آب بسیار ناچیزی مصرف می‌کند.

براساس مطالبی که توسط دانشگاه فلوریدا منتشر شده ، منشاء این گیاه که به علت رویش آن در مناطق بیابانی به ” لاله بیابان ” مشهور است آفریقا بوده و در ایران باستان از آن استفاده می‌شد.

در کشورهای کارائیب آلوئه‌ورا فقط به‌صورت برگ فروخته می‌شود و در خانه‌ها مردم به عنوان کمکهای اولیه از آن نگهداری می‌کنند.

یکی از دلایلی که این گیاه از آفریقا به مناطق دیگر جهان منتقل شده است موثر بودن آن در درمان برخی بیماریها بود و مسافرانی که با لنجها به سفر دریایی می‌پرداختند این گیاه را به‌ عنوان کمکهای ‌اولیه به‌همراه خود می‌بردند.

آلوئه ورا دارای هورمونها و ترکیباتی است که بلافاصله زخم را ترمیم می کند و برای بیماریهای گوارشی از جمله زخم معده موثر است.

هم اینک ‪ ۲۰۰ماده دارویی از گیاه آلوئه‌ورا تولید شده است و از پوست آن نیز مواد آنتی کانسر جدا شده است.

به‌گفته برخی اساتید و متخصصان از این گیاه به عنوان یک داروخانه در یک گیاه نام برده می‌شود و به همین دلیل است که این گیاه تا این اندازه اهمیت پیدا کرده است.

مصرف آلوئه ورا و تغییرات تاریخى:

همان طور که ذکر شد نخستین بار این گیاه در کشور مصر مورد استفاده قرار گرفت. حدود سال ۱۵۵۲ پیش از میلاد بود که ملکه زیباى مصرى «کلئوپاترا» اعلام کرد زیبایى خود را مدیون استفاده از این گیاه معجزه گر است!!
شهرت این گیاه به همین جا ختم نشد! بلکه این گیاه باعث ایجاد جنگ و خونریزى هم شد!!
مى گویند وقتى اسکندر در سال ۳۳۳ پیش از میلاد مصر را فتح کرد، چیزهاى زیادى از قدرت شگفت انگیز درمانى آلوئه ورا شنید. به همین خاطر در جست وجوى آن به جزیره Socotra رسید و بدون کوچکترین معطلى ارتش را روانه آنجا کرد تا براى درمان زخم افراد سپاه خود از این گیاه استفاده کند.

موارد مصرف رایج این گیاه:

بسیارى از مردم با اثر دارویى این گیاه بر روى پوست بریده یا سوخته آشنایى دارند. گرچه مکانیسم دقیق آن مشخص نیست. اما تحقیقات نشان مى دهد که ۵ فاکتور طبیعى ضدالتهابى در آن موجود است که باعث رفع درد و بهبود زخم مى شود.

در مورد کسانى که از نظر هضم غذاى مصرفى با مشکل روبرو هستند نیز مصرف و نوشیدن آن پیش از هر وعده غذایى باعث تحریک شیره گوارشى و ایجاد جریان طبیعى آن و در نتیجه کمک به شکسته شدن موادغذایى جهت جذب توسط سلولها مى شود. از طرف دیگر از آن در درمان «آکنه» یا جوش هاى صورت هم استفاده مى شود. نوشیدن مایع «آلوئه ورا» قبل از غذا و یا مصرف ژل درمانى آن بعد از شست وشوى صورت و بدن براى سلامت پوست مفید است.

همچنین اشخاص مبتلا به سرطان که مشغول شیمى درمانى هستند، ادعا مى کنند مصرف این گیاه تهوع و سایر مشکلات مربوط به این درمان را مى کاهد.

نحوه مصرف:

بهترین نوع ژل Aloe شکلی است که تازه از گیاه گرفته شده باشد. بسیاری از افراد این گیاه را برای درمان سوختگیها و بریدگیهای جزئی در آشپزخانه خود نگه می دارند. این گیاه برای درمان کهیر و پیچک سمی نیز می تواند مؤثر واقع شود.به منظور استفاده از ژل Aloe، برگ آنرا به صورت طولی برش دهید و ژل داخل آنرا خارج سازید. سپس آنرا به صورت آزاد روی قسمت آسیب دیده بمالید.شیره Aloe از قدیم به عنوان مسهل مورد استفاده بوده است، اما در ایالات متحده مصرف چندانی ندارد. چون این ماده سبب بروز گرفتگیهای دردناک عضلات می گردد، لذا ابتدا مصرف سایر مسهل های گیاهی نظیر “کاسکارا و فلوس” توصیه میشود.

برای درمان سنگهای کلیه و به عنوان مسهل شیرة Aloe خشک را که در اندازه های ۰/۰۵ تا ۰/۲ گرم قابل دسترسی است، مصرف کنید.

برای درمان HIV، روزانه به میزان ۸۰۰ الی ۱۶۰۰ میلی گرم مانوز استیله مصرف کنید. این میزان از مادة مزبور، برابر با نیم تا یک لیتر آب Aloe است، هر چند میزان مانوز استیله می تواند در فرآورده های مختلف متفاوت باشد.

 


 نکات احتیاطی:

 

-  ژل Aloe برای استعمال خارجی ماده بی خطری است، اما در موارد نادری سبب واکنش آلرژیک می شود. اگر پوست شما تحریک می شود مصرف آنرا ادامه ندهید.ژل Aloe برای درمان زخمهای عمیق مؤثر نیست.

- شیره آن می تواند سبب گرفتگی یا اسهال روده ای شدید گردد،

- زنان باردار یا شیرده نباید این ماده را مصرف کنند زیرا ممکن است سبب انقباضهای رحمی گردیده و سقط جنین را تحریک کند. مصرف مسهل Aloe برای درمان بیماریهای معده ای- روده ای، انسداد روده ای، آپاندیسیت یا درد معده مبهم تجویز می شود.

-  این ماده ممکن است سبب تشدید اولسرها، بواسیر، دیورتیکولوز، التهاب دیورتیکول، کولیت یا سندرم روده تحریک پذیر (IBS) گردد.

- مصرف طولانی مدت این ماده سبب وابستگی به آن می شود یا تعادل الکترولیتی را مختل می سازد. این ماده ممکن است سبب تغییر رنگ ادرار به رنگ قرمز بی ضرر گردد. کودکان زیر ۱۲ سال نباید گیاه Aloe مصرف کنند.

ترکیبات شیمیایی:

صبر زرد موادی نظیر آلوئین ‌فامودین ، آنترا کیون ،‌ایزوباربالوئین و مقداری در حدود ۱۲ درصد صمغ می باشد .

تداخل های احتمالی: 

 مصرف طولانی و مزمن شیره Aloe می تواند سبب کمبود پتاسیم گردد که می تواند با پاره ای معالجات قلبی تداخل کند. احتمال کمبود پتاسیم در بدن در صورتی که شیره Aloe را با ادرار آورهای (مدرهای) تیازید، شیرین بیان یا کورتیکو استروئید مصرف کنید، بیشتر است.

مضرات : 

 صبر زرد اگر باندازه مصرف شود خطری ندارد ولی مقدر زیاد آن باعث اسهال خونی می شود ضمناً زنان شیرده نباید از آن استفاده کنند زیرا صبر زرد از طریق شیر و در بدن طفل می شود و ایجاد اسهال می کند . این گیاه نیز برای زنان حامله خوب نیست زیرا ممکن است باعث سقط جنین شود.



]]>
پندهایی از نهج البلاغه 2010-02-20T17:58:28+01:00 2010-02-20T17:58:28+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/162 مسعود DownloadBook.ORG BODY { FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; LIST-STYLE-TYPE: circle; BACKGROUND-COLOR: #fbfbf4; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-DECORATION: none } A:link { FONT-WEIGHT: lighter; FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #3300ff; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-DECORATION: none } .NormalText { FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 13px; COLOR: #000000; TEXT-INDENT: 5pt; FONT-FAMILY: DownloadBook.ORG
اتقوا معاصى الله فى الخلوات فان الشاهد هو الحاكم. -ح / 324.

ترجمه:

در خلوت و تنهایى هم، از گناه و نافرمانى بپرهیزید، زیرا همان كسى كه گناه شما را مى‏بیند (یعنى خداوند) خودش نیز درباره آن، داورى خواهد كرد.
شرح:

گروهى از افراد كوته فكر هستند، كه گمان مى‏كنند اگر در خلوت و تنهایى، مرتكب گناه شوند، و كسى شاهد گناه آنها نباشد، از كیفر و مجازات در امان خواهند بود. غافل از آنكه خداوند، در همه جا حاضر است، و در خلوت و تنهایى هم، شاهد اعمال بندگان خویش است.
امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید: كسیكه در تنهایى مرتكب گناه مى‏شوند، مثل كسى است كه در یك كشتى، داخل اطاقك خصوص خود، نشسته است و كف آن را سوراخ مى‏كند. گرچه كسى شاهد این عمل زشت و نادرست نیست، تا از آن جلوگیرى كند، یا آن شخص را به مجازات رساند، ولى چنین كسى، مجازات عمل خود را خواهد دید، زیرا به خاطر كار زشت او، دیگران هم صدمه خواهند دید. چون سرانجام، آب دریا، از سوراخ آن اتاقك بلا خواهد آمد، و همه كشتى را، با تمام سرنشینان آن غرق خواهد كرد.
پس گناه، اگر در خلوت و تنهایى صورت گیرد، هم شخص گناهكار به مجازات خواهد رسانید، هم به روى جامعه اثر بد خواهد گذاشت.
از سوى دیگر، انسان در رابطه با خدا، باید بداند كه: هرچند در خلوت و تنهایى مرتكب گناه شود، و كسى شاهد او نباشد، ولى خداوند، او را مى‏بیند و شاهد گناهان اوست. به این ترتیب، شخص گناهكار، در روز رستاخیز، از داورى خداوند توانا و بینا كه خود آن گناه را دیده است - هیچ راه فرارى نخواهد داشت.
اذا تم العقل نقص الكلام.

ترجمه:

هنگامى كه عقل انسان كامل گردد، گفتارش كوتاه مى‏شود.
شرح:

انسان، هر اندازه كه عقل و شعورش بیشتر شود و به سوى كمال برود، به همان نسبت، كمتر حرف میزند و در عوض بیشتر فكر مى‏كند.
كسانیكه زیاد حرف مى‏زنند و جلوى زبان خود را نمیگیرند، عقلشان كم و فكرشان كوتاه است. بهمین دلیل، هنگام سخن گفتن، درباره آنچه مى‏گویند، فكر نمى‏كنند، و هر چه به زبانشان آید بدون فكر و اندیشه، بیان مى‏كنند.
اما برعكس، افراد عاقل، تا زمانى كه موضوعى را خوب بررسى نكرده‏اند، و درباره خوب و بد آن نیندیشیده‏اند، سخنى بر زبان نمى‏آورند. به همین دلیل، شخص عاقل، كمتر حرف میزند، چون مقدارى از وقت خود را، به فكر كردن درباره گفتارى كه میخواهد بر زبان آورد، مى‏گذراند.
حضرت على علیه‏السلام، در جمله دیگرى میفرماید: (( زبان عاقل، در پشت عقل او قرار دارد)).
یعنى: شخص عاقل، عقل خود را پیش از زبانش به كار مى‏اندازد. در هر كارى، اول فكر مى‏كند، عقل و شعور خود را به كار مى‏گیرد، و هنگامى كه به درستى سخن خود مطمئن شد، زبان به گفتار مى‏گشاید. در حالیكه شخص نادان، پیش از آنكه فكر خود را به كار اندازد، شروع به حرف زدن مى‏كند، و چه بسا كه با سخنان بى‏معنى و حساب نشده‏اش، هم خود و هم دیگران را بزحمت و ناراحتى دچار مى‏سازد.
ما اختلفت دعوتان الا كانت احداهما ضلالة -ح / 183

ترجمه:

هر گاه در مورد امرى واحد، دو ادعاى مختلف وجود داشته باشد، ناچار، یكى از آن دو گمراهى (باطل) است.
شرح:

بسیار دیده مى‏شود كه دو شخص، یا دو گروه، بر سر یك مسئله اختلاف دارند. به این معنى كه هر كدام، در مورد آن مسئله، ادعایى دارد كه با ادعاى دیگرى مخالف است، و هر یك نیز، ادعاى خود را صحیح و بر حق میداند و ادعاى دیگرى را غلط و باطل میشمارد.
اما، از آنجا كه همیشه حق یگانه است، و هر چیزى كه بر حق باشد، نمى‏تواند دو صورت و دو شكل جداگانه داشته باشد و هر دو نیز، درست و بر حق باشند، ناگزیر باید قبول كرد كه دست‏كم، یكى از آن دو ادعا، باطل و گمراهانه است.
روشن‏تر بگوییم: نمى‏شود كه دو نفر، در مورد یك موضوع دو ادعاى مختلف بكنند، و هر دو نیز درست گفته باشند. یعنى اگر، در چنین مواردى، یقین داشته باشیم كه هر دو نفر در اشتباه نیستند، پس باید مطمئن باشیم كه بطور قطع، فقط یكى از آنها ((حق)) میگوید و دیگرى بر باطل است.
وظیفه كسى هم كه با چنین افراد یا گروههایى روبرو میشود، آن است كه سخن و عقیده و ادعاى هر دو را، به دقت بررسى كند، تا آنچه را كه بر حق است دریابد، و با انتخاب و پذیرش حق، از باطل دورى كند.
و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم و ما بینكم. -ح / 313

ترجمه:

سرگذشت نسلهاى پیشین شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آینده شما، و احكام و دستورات به امورى كه بین شما جارى است، همه در قرآن آمده است.
شرح:

آنچه انسان، در زندگى این جهانى خود به آن نیازمند است، بطور كلى، خارج از این سه مورد نیست:
* نخست، میخواهد بداند كه پدران و مادران و نیاكان او، در گذشته، چگونه بوده‏اند، چگونه زیسته‏اند، چه‏ها مى‏اندیشیده‏اند،
* آن گناه مى‏خواهد بداند پس از مرگ او، دنیا چه صورتى خواهد داشت، و نسلهاى آینده در چه اوضاع و شرایطى خواهند زیست، و احوال آنها، در دنیاى آینده چگونه خواهد بود.
* و سپس مى‏خواهند بداند: در حال حاضر، در دوران بین گذشته و آینده، كه خود در آن زندگى میكند، با مردم چگونه باید رفتار كند، و امورى را كه بین او و دیگران جارى است، چگونه سر و سامان دهد، تا به راه نادرست نرود و به طریق آسایش و رستگارى گام بردارد
قرآن مجید، كلام الهى و آسمانى ما مسلمانان، كتاب سازنده و روشنگرى است كه این سه موضوع مهم و حیاتى را، براى ما، به روشنى و بدون تردید یا ابهام، توضیح داده است.
پس ما، اگر مى‏خواهیم با درك و آگاهى زندگى كنیم و در منجلاب و گمراهیها فرو نرویم، و به سوى سعادت گام برداریم، باید قرآن را به دقت بخوانید، معنى آن را درك كنیم، و مفاهیم آن را دستور زندگى خویش قرار دهیم، و احكام آن را به كار بندیم.
الراض بفعل قوم كالداخل فیه معم و على كل داخل فى باطل أثمان اثم العمل به و اثم الرض به. -ح / 154

ترجمه:

هر كس كه به كار گروهى از مردم خرسند باشد، مانند آن است كه در آن كار، با آنها همراهى كرده است، هر كس در كار نادرست همراهى كند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همكارى در آن كار نادرست، و گناه رضایت دادن به انجام آن.
شرح:

اسلام، دینى است كه پیرامون خود را، همواره از زندگى كردن و حصارهاى خلوت و تنهائى و سر بردن در چهار دیواریهاى در بسته، باز میدارد. و در مقابل، همه را به زندگى اجتماعى دعوت میكند. براى یك چنین زندگى اجتماعى برادرانه‏ایى، كه در آن همه نسب به یكدیگر وظایف و مسئولیتهایى دارند قوانین كاملى نیز قرار داده، كه جلوه‏هاى گوناگون آن، در تعالیم درخشان اسلامى دیده مى‏شود.
بر اساس این قوانین، خوب بودن و خوب زیستن، تنها این نیست كه ما، خود را از همه كنار بكشیم، و در خلوت و تنهایى مشغول عبادت شویم و كارى به كار دیگران و سایر افراد جامعه نداشته باشیم. چه، در این صورت، حتى اگر هیچ گناهى از ما سر نزند، باز در گناهى كه دیگران، در كنار ما و مقابل چشمان ما انجام میدهند، شریك و سهیم خواهیم بود. به بیان دیگر، یك مسلمان مؤمن واقعى، نباید در برابر كارهاى باطل و نادرست دیگران نیز، ساكت بنشیند و هیچ اقدامى نكند.چون این سكوت، دلیل آن است كه او، با انجام آن كارهاى باطل مخالفتى ندارد و كسى كه مخالف امرى نباشد، بطور طبیعى، به انجام آن امر، رضایت داده است. و راضى بودن به انجام كار دیگران نیز مانند آن است كه خود او هم در آن كار، شركت و دخالت داشته است.
از این روست كه امام علیه‏السلام میفرماید: مسلمانان مؤمن حق ندارد ساكت بنشیند و شاهد و تماشاگر كارهاى باطل دیگران باشد.چون در آنصورت، از او دو گناه سرزده است. یك گناه همان رضایت دادن به انجام آن كار است، و گناه دیگر آن است كه با چنین رضایتى، خود او نیز، در آن كار نادرست بصورت همكار و همراه در آمده و در حقیقت مثل آن است كه خود نیز، در انجام آن گناه، شركت و همكارى داشته است.
]]>
فکم لله من لطفٍ خفیٍ 2010-02-18T07:41:26+01:00 2010-02-18T07:41:26+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/161 مسعود مطلبی که امروز برای شما قرار میدهم  شعری است که منسوب به امیرالمومنین علی علیه السلام است که در هنگام شدائد و سختی ها اثرات عجیبی دارد و معروف است نزد علماء که اگر کسی در کاری در مانده باشد و با توجه بخواند بی شک مطلبش اجابت خواهد شد و بسیار تجربه شده است و خود من دیشب برای موضوعی که مستأصل شده بودم خواندم که باور کنید همان دقائق مطلبم بر آورده شد و همیشه از این شعر در شگفت بودم اکنون بیشتر . لذا حیفم آمد که برای دوستان قرار ندهم هرچند ظاهرا کسی از این قبیل مباحث استقبال مطلبی که امروز برای شما قرار میدهم  شعری است که منسوب به امیرالمومنین علی علیه السلام است که در هنگام شدائد و سختی ها اثرات عجیبی دارد و معروف است نزد علماء که اگر کسی در کاری در مانده باشد و با توجه بخواند بی شک مطلبش اجابت خواهد شد و بسیار تجربه شده است و خود من دیشب برای موضوعی که مستأصل شده بودم خواندم که باور کنید همان دقائق مطلبم بر آورده شد و همیشه از این شعر در شگفت بودم اکنون بیشتر .
لذا حیفم آمد که برای دوستان قرار ندهم هرچند ظاهرا کسی از این قبیل مباحث استقبال نمیکند و تجربه من در وب نویسی اینچنین بوده و ابتدای وب نویسی قصدم این بود که از دقائق علوم و فنون اسلامی بنویسم و ادعیه و اذکار خاص تجربه شده ام را نقل کنم که احساس کردم کمتر کسی متوجه  اینها میشود و اسراف در تبلیغ است و شاهد حرفم هم این است که پست های اذکار و ادعیه من در این وبلاگ کمترین نظرات را داشته اند در حالی که در بعضی وبلاگ ها که میروم میبینم برای یک شعر عاشقانه چند بیتی مزخرف که نه وزن دارد و نه قافیه چند صد نظر گذاشته شده . بد نگفته اند که « کلِّم النّاس علی قَدر عُقولِهِم»


باتوجه به درخواست دوستان ترجمه شعر اضافه شد

فَکَم ِلِله مِن لُطـفٍ خَفـــــّىٍ
چه بسیار برای خداوند لطف های نهان است

یَدُّقُّ خِفاهُ عَن فَهمِ الَّذكـــــــــىِ
که  مقدار پنهان بودنش از فهم افراد باهوش بیشتر است( حتی انسان های زیرک و تیزهوش آن ها را متوجه نمی شوند)


وكَم یُسرٍ أَتى ِمن بَعدِ عُسرٍ
چه بسیار آسانی ها که بعد از سختی می آید
فَفَّرَّجَ كُربَةَ القلبِ الشّجـــىِ
و ناراحتی قلب اندوهناک را برطرف می کند

وكَم أَمرٍ تُساءُ به صَباحـــــــاً
چه بسیار کاری که صبح گاه تو را ناراحت می کند
فتَاتیكَ المَسَرَّةُ فى العَشّىِ
ودر شبانگاه خوشحالی به سوی تو می آید

إذا ضاقَت بك الأَحوالُ یومـــاً
اگر روزی روزگار بر تو تنگ(سخت) گرفت
فَثِق بالواحدِ الفردِ العلـــــىِ
پس به خدای یگانه بی همتای بلند مرتبه اطمینان داشته باش

تَوَسَّل بالنَبی فکُلُّ خَطبٍ
به رسول خدا توسل کن زیرا هر مشکل ناراحت کننده ای
یَهونُ اذا تُوُسِّلَ بالنبیِّ
آسان می شود هنگامی که به پیامبر توسل شود

ولا تَجزَع إذا ما نابَ خَطـــبٌ
واگر مشکلی(ناراحتی) باز دوباره به سوی تو آمد ناله و بی تابی نکن
فَكَم لِله مِن لُطفٍ خفــــــــىٍ
(زیرا) چه بسیار است از طرف خدا لطف های نهان(یعنی چه بسا در همین هم خیری  ولطفی است از الطاف پنهان الهی)
]]>
چند دستورالعمل اخلاقى از حضرت آیت الله العظمى بهجت قدسّ سره 2010-02-16T09:12:59+01:00 2010-02-16T09:12:59+01:00 tag:http://ganjinah.mihanblog.com/post/160 مسعود دستورالعمل نخستبسم اللّه الرّحمن الرحیماَلْحَمْدُ لِلّهِ وَحْدَهُ وَ الصَّلاةُ عَلى سَیِّدِ الاْنْبیاءِ، مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ سادَةِ الاُْوْصِیاءِ الطّاهِرین ، وَ اللَّعْنُ الدّائِمُ عَلى أَعْدائِهِمْ مِنَ اْلاَوَّلینَ وَ الاّْخِرینَ.و بعد، مخفى نیست بر اُولِى الاَلباب كه اساسنامه حركت در مخلوقات شناختن محرّك است كه حركت احتیاج به او دارد، و شناختن ما مِنْهُ الْحَرَكة ، وَ ما إِلَیْهِ الْحَرَكَةِ، وَ ما لَهُ الْحَرَكَة ، یعنى بدایت و نهایت و غرض ، كه آنْ به آنْ ممكنات متحرّك به س


دستورالعمل نخست


بسم اللّه الرّحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلّهِ وَحْدَهُ وَ الصَّلاةُ عَلى سَیِّدِ الاْنْبیاءِ، مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ سادَةِ الاُْوْصِیاءِ الطّاهِرین ، وَ اللَّعْنُ الدّائِمُ عَلى أَعْدائِهِمْ مِنَ اْلاَوَّلینَ وَ الاّْخِرینَ.
و بعد، مخفى نیست بر اُولِى الاَلباب كه اساسنامه حركت در مخلوقات شناختن محرّك است كه حركت احتیاج به او دارد، و شناختن ما مِنْهُ الْحَرَكة ، وَ ما إِلَیْهِ الْحَرَكَةِ، وَ ما لَهُ الْحَرَكَة ، یعنى بدایت و نهایت و غرض ، كه آنْ به آنْ ممكنات متحرّك به سوى مقصد مى باشند.
فرق بین عالم و جاهل معرفتِ علاجِ حوادث و عدم معرفت است ، و تفاوت منازل آنها در عاقبت به تفاوتِ مراتبِ علم آنها است در ابتداء؛ پس اگر محرِّك را شناختیم و از نظم حركات ، حسن تدبیر و حكمت محرّك را دانستیم ، تمام توجه ما به اراده تكوینیه و تشریعیّه او است .
خوشا به حال شناسنده اگر چه بالاترین شهید باشد! و واى به حال ناشناس اگر چه فرعون زمان باشد! در عواقب این حركات جاهل مى گوید: اى كاش خلق نمى شدم ! عالم مى گوید: كاش هفتاد مرتبه حركت به مقصد نمایم و باز گردم و حركت نمایم و شهید حقّ بشوم !
مبادا از زندگى خودمان پشیمان شده برگردیم .
صریحاً مى گویم : به طور مثال اگر نصف عمر هر شخصى در یاد مُنْعمِ حقیقى است و نصف دیگر در غفلت ، نصف زندگى حیات او محسوب است ، و نصف دیگر مَمات او محسوب است ، با اختلاف موت ، در اضرارِ به خویش و عدم نفع .
خداشناس مطیع خدا مى شود و سركار با او دارد و آنچه مى داند موافق رضاى اوست عمل مى نماید، و در آنچه نمى داند توقّف مى نماید تا بداند و آنْ به آنْ استعلام مى نماید و عمل مى نماید یا توقّف مى نماید. عملش از روى دلیل و توقّفش از روى عدم دلیل .
آیا ممكن است بدون اینكه با سلاح [باشیم بر] اطاعت خداى قادر باشیم و قافله ما به سلامت از این رهگذر پر خطر به مقصد برسد؟
آیا ممكن است وجود ما از خالق باشد و قوّت ما از غیر او باشد؟
پس قوت نافعه باقیه نیست مگر براى خدائیان و ضعفى نیست مگر براى غیر آنها.
حال اگر در این مرحله صاحب یقین شدیم باید براى عملى نمودن صفات و احوال بدانیم كه این حركت محققه از اول تا به آخر مخالفت با محرّك دواعى باطله است كه اگر اِغناء به آنها نكنیم كافى است در سعادت اتصال به رضاى مبدء اعلى : ((أَفْضَلُ زادِ الرّاحِلِ اِلَیْكَ عَزْمُ اِرادَهٍ.
[-ارزشمندترین وبهترین توشه سالكِ به سوى تو، محكمى و استوارى اراده و طلب اوست .]
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ أَوّلاً وَ آخِراً، وَ الصَّلوةُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ، وَ اللَّعْنُ الدّائِمُ عَلى أَعْدائِهِمْ أَجْمَعینَ.
مشهد مقدس
چهارشنبه مرداد ماه 1375 ه‍ .ش .
مطابق با ربیع الاول 1417 ه‍ .ق .
دستورالعمل دوّم :
باسمه تعالى
آقایانى كه طالب مواعظ هستند از ایشان سؤ ال مى شود: آیا به مواعظى كه تا حال شنیده اید عمل كرده اید یا نه ؟
آیا مى دانید كه هر كس به معلوماتِ خود عمل كرد خداوند مجهولات او را معلوم مى فرماید؟
آیا اگر عمل به معلومات -اختیاراً- ننماید شایسته است توقّعِ زیادتى معلومات ؟
آیا باید دعوت به حقّ از طریق لسان باشد؟
آیا نفرموده با اعمال خودتان دعوت به حق بنمایید؟
آیا طریق تعلیم را باید یاد بدهیم یا آنكه یاد بگیریم ؟
آیا جواب این سؤ ال ها از قرآن كریم (وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا، لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا)
[ -و كسانى كه در راه ما بكوشند، مسلّماً آنان را به راههاى خود هدایت مى كنیم .]
و از كلام معصوم علیه السّلام ((مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ، وَرَّثَهُ اللّهُ عِلْمَ ما لَمْ یَعْلَمْ))
و ((مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ، كُفِىَ ما لَمْ یَعْلَمْ))
[روشن نمى شود؟]
خداوند توفیق مرحمت فرماید كه آنچه را مى دانیم زیر پا نگذاریم ، و در آنچه نمى دانیم توقّف و احتیاط نماییم تا معلوم شود.
نباشیم از آنها كه گفته اند:
پى مصلحت مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند

وَ ما تَوْفیقى إِلاّ بِاللّهِ، [عَلَیْهِ] تَوَكَّلْتُ، وَ إِلَیْهِ أُنیبُ، وَ السَّلامُ عَلَیْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ
مشهد مقدس
یكشنبه 21 / 5 / 1375 ه‍ .ش .
مطابق با ربیع الاول 1417 ه‍ .ق .
دستورالعمل سوّم :
باسمه تعالى
همه مى دانیم كه رضاى خداوندِ اجلّ - با آنكه غنّى بالذّات و احتیاج به ایمان بندگان و لوازم ایمان آنها ندارد - در این است [كه ]: بندگان همیشه در مقام تقرب به او باشند.
پس مى دانیم كه براى [ به جهت ] حاجت بندگان به تقرّب به مبدء الطاف و به ادامهتقرّب [خداوند]، محبت به یاد او ادامه یاد او دارد.
پس مى دانیم به درجه اشتغال به یاد او، انتفاع ما از تقرّبِ به او خواهد بود. و در طاعت و خدمت او هر قدر كوشا باشیم به همان درجه مقرِّب و منتفع و به قرب خواهیم بود، و فرق بین ما و سلمان -سلام الله علیه - در درجه طاعت و یاد او كه مؤ ثر در درجه قرب ما است خواهد بود.
و آنچه مى دانیم كه اعمالى در دنیا محلّ ابتلاء ما خواهد شد، باید بدانیم ؛ كه آنها هر كدام مورد رضاى خداست ، ایضاً خدمت و عبادت و طاعتِ او محسوب است .
پس باید بدانیم كه هدف باید این باشد كه تمام عمر، صرف در یاد خدا و طاعت او و عبادت ، باید باشد تا به آخرین درجه قربِ مستعدِّ خودمان برسیم ، و گرنه بعد از آنكه دیدیم بعضى ، به مقامات عالیه رسیدند و ما بى جهت عقب ماندیم پشیمان خواهیم شد.
وَفَّقَنَا اللّهُ لِتَرْكِ الاْشْتِغالِ بِغَیْرِ رِضاهُ، بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعیَن .
مشهد مقدس
چهارشنبه 24/5/1375 ه‍ .ش .
مطابق با ربیع الاول 1417 ه‍ .ق .
دستور العمل چهارم :
باسمه تعالى
گفتم كه الف ، گفت دگر، گفتم هیچ
در خانه اگر كس است یك حرف بس است

بارها گفته ام و بار دیگر مى گویم : كسى كه بداند هر كه خدا را یاد كند خدا همنشین اوست احتیاج به هیچ وَعْظى ندارد. مى داند چه باید بكند و چه باید نكند، مى داند كه آنچه را كه مى داند باید انجام دهد و آنچه كه نمى داند باید احتیاط كند.
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته .
دستورالعمل پنجم :
باسمه تعالى
هیچ ذكرى بالاتر از ذكر عملى نیست . هیچ ذكر عملى بالاتر از ترك معصیت در اعتقادات و عملیّات نیست . و ظاهر این است كه : ترك معصیت به قولِ مطلق بدون مراقبه دائمیّه صورت نمى گیرد.
واللّه الموفّق
العبد محمّد تقى البهجة
دستورالعمل ششم :
باسمه تعالى
كسى كه به خالق و مخلوق متیقّن و معتقد باشد، و با انبیاء و اوصیاء - صلوات الله علیهم - جمیعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسّل اعتقادى و عملى به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حركت و سكون نماید، و در عبادات قلب را از غیر خدا خالى نماید، و فارغ القلب نماز را كه همه چیز تابع آن است انجام دهد، و با مشكوكها تابعِ امام عصر - عجّل الله الفرج - باشد، یعنى هر كه را امام مخالف خود مى داند با او مخالف باشد، و هر كه را موافق مى داند با او موافق [و]، لعن نماید ملعون او را، و ترحّم نماید بر مرحوم او ولو على سبیل الاجمالى ، هیچ كمالى را فاقد نخواهد بود و هیچ وزر و وبالى را واجد نخواهد بود.
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته .
العبد محمد تقى البهجة
دستور العمل هفتم :
باسمه تعالى
جماعتى هستند كه وعظ و خطابه و سخنرانى را كه مقدّمه عملیّاتِ مناسبه مى باشند، با آنها معامله ذِى المقدّمه مى كنند، كاءنّه دستور این است كه ((بگویند و بشنوند براى اینكه بگویند و بشنوند)) و این اشتباه است . تعلیم و تعلم براى عمل مناسب است و استقلال ندارد، براى تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده اند: ((كُونُوا دُعاةً اِلَى اللّهِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ))
با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایى داشته باشید، بعضى مى خواهند معلّم را تعلیم نمایند حتى كیفیّت تعلیم را از متعلّمین یاد بگیرند.
بعضى التماس دعا دارند و مى گوییم براى چه ؟ درد را بیان مى كنند دوا را معرفى مى كنیم به جاى تشكر و به كار انداختن باز مى گویند: دعا كنید! دور است آنچه مى گوییم و آنچه مى خواهند. شرطیّت دعا را با نفسیّت آن مخلوط مى كنند.
ما از عهده تكلیف خارج نمى شویم بلكه باید از عمل نتیجه بگیریم ، و محال است عمل بى نتیجه باشد و نتیجه از غیر عمل حاصل بشود، اینطور نباشد:
پى مصلحت مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند
خدا كند قوّال نباشیم ، فعّال باشیم ، حركت عملیّه بدون علم نكنیم ، توقف با علم بكنیم . آنچه مى دانیم بكنیم در آنچه نمى دانیم ، توقف و احتیاط كنیم تا بدانیم . قطعاً این راه پشیمانى ندارد.
به همدیگر نگاه نكنیم ، بلكه نگاه به ((دفترِ شرع )) نماییم و عمل و ترك را مطابق با آن نماییم .
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته
دستور العمل هشتم :
باسمه تعالى
اَلْحَمْدُ لِلّهِ وَحْدَه ، وَ الصَّلاةُ عَلى سیِّد اَنْبیائِهِ وَ عَلى آلِهِ الطَّیِّبین وَ اللَّعْنُ عَلى أَعْدائِهِمْ أَجْمَعینَ.
جماعتى از مؤ منین و مؤ منات ، طالب نصیحت هستند، بر این مطالبه ، اشكالاتى وارد است ، از آن جمله :
1 - نصیحت در جزئیّات است ، و موعظه اعمّ است از كلیّات و جزئیّات ، ناشناسها همدیگر را نصیحت نمى كنند.
2 - ((مَنْ عَمِلَ بما عَلِمَ، وَرَّثَةُ اللّهُ عِلْمَ ما لَمْ یَعْلَمْ))[و] [مَنْ عَمِلَ بِما عَلِم ] كُفِىَ مالَمْ یَعْلَمْ)) [و] (وَالَّذینَ جاهَدُوا فینا، لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا).
[به ] آنچه مى دانید عمل كنید، و در آنچه نمى دانید احتیاط كنید تا روشن شود. و اگر روشن نشد بدانید كه بعضِمعلومات را زیرپا گذاشته اید، طلب موعظه از غیرِ عامل ، محلّ اعتراض است ، و قطعاً مواعظى را شنیده اید و مى دانید، عمل نكردید وگرنه روشن بودید.
3 - همه مى دانند كه ((رساله عملیّه )) را باید بنگرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص ‍ بدهند؛ پس نمى توانند بگویند: ((ما نمى دانیم چه بكنیم و چه نكنیم .))
4 - كسانى كه به آنها عقیده دارید نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه مى كنند از روى اختیار بكنید، و آنچه نمى كنند از روى اختیار نكنید؛ و این از بهترین راه هاى وصول به مقاصد عالیه است ((كُونُوا دُعاةً إِلَى اللّهِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ))
مواعظ عملیّه بالاتر و مؤ ثّرتر از مواعظ قولیّه است .
5 - از واضحات است كه خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امكنه در تعقیبات و غیر آنها، و كثرت تردّد در مساجد و مشاهد مشرّقه ، و زیارت علما و صُلَحا و همنشینى با آنها، از مرضیّات خدا و رسول صلّى اللّه علیه و آله است و باید روز به روز مراقب زیادتى بصیرت و اُنس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.
و بر عكس ، كثرت مجالست با اهل غفلت ، مزید قساوت و تاریكى قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است ؛ از این جهت است كه احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفاء در ایمان ، به سوء حال و نقصان مبدّل مى شوند؛ پس مجالست با ضعیف الایمان - در غیر اضطرار و براى غیر هدایت آنها - سبب مى شود كه ملكاتِ حسنه خود را از دست بدهد، بلكه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد:
((جالِسُوا مَنْ یُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ، وَ یَزیدُ فى عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ، وَ یُرَغِّبُكُمْ فِى الاَّْخِرَةِ عَمَلُهُ.))
6 - از واضحات است كه ترك معصیت در اعتقاد و عمل بى نیاز مى كند از غیر آن ؛ یعنى غیر محتاج است به آن ، و او محتاجِ غیر نیست ، بلكه مولِّد حسنات و دافع سیّئات است : (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ.)[یعنى ] عبودیّتِ تركِ معصیت در عقیده و عمل .
بعضى گمان مى كنند كه ما از ترك معصیت عبور كرده ایم !! غافلند از اینكه معصیت ، اختصاص به كبائر معروفه ندارد، بلكه اصرار بر صغائر هم كبیره است ؛ مثلاً نگاه تند به مطیع براى تخویف ، إ یذاءِ مُحرَّم است ؛ [و] تبسّم به عاصى براى تشویق ، اعانت بر معصیت است .
محاسن اخلاقِ شرعیّه و مفاسد اخلاق شرعیّه در كتب و رسائل عملیّه متبیّن شده اند.
دورى از علماء و صلحا سبب مى شود كه سارقینِ دین فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمنهاى بَخْس و غیرمبارك ، همه اینها مجرّب و دیده شده است .
از خدا مى خواهیم كه عیدى ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان ، موفقیّتِ به ((عزم راسخِ ثابتِ دائم بر ترك معصیت )) قرار بدهد كه مفتاح سعادت دنیویّه و اُخرویّه است ، تا اینكه ملكه بشود ترك معصیت ؛ و معصیت براى صاحب ملكه ، به منزله زهر خوردن براى تشنه است یا میته خوردن براى گرسنه است .
البتّه اگر این راه تا آخر مشكل بود و به سهولت و رغبت منتهى نمى شد، مورد تكلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمى شد.
وَ ما تَوْفیقى إِلاّ بِاللَّهِ، عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ، وَ إِلَیْهِ أُنیبُ)). وَ الْحَمْدُ لِلّهِ أَوّلاً وَ آخِراً، وَ الصَّلاةُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ، وَ اللَّعْنُ الدّائِمُ عَلى أَعْدائِهِمْ أَجْمَعینَ.
17 ربیع المولود 1419
مطابق با 21/4/1377

]]>