تبلیغات
مخزن المعارف و اللطائف - بلغم چیست؟
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388

بلغم چیست؟

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :طب سنتی و گیاهی ،لطائف و حکایات ،

در مورد بلغم شاید شنیده باشید .  در کتاب های طب سنتی و گیاهی در مورد بلغم زیاد گفته شده که مثلا فلان چیز باعث بلغم می شود و یا رافع بلغم است . در واقع بلغم یک اصطلاح طب سنتی است که شاید معادل مطابقی در طب جدید نداشته باشد و یکی از اخلاط چهارگانه هست که در بدن وجود دارد  . در طب سنتی بلغم اینگونه تعبیر میشود : مایعی است که در بدن به دلیل وجود بخار هایی در بدن ایجاد میشود که باعث کسالت و خواب آلودگی و یا گرفتگی عروق و رخوت بدن باد کردن اعضای بدن   کندی ذهن و تنبلی می شود و از خوردن بیش از حد و مخصوصا خوردن زیاد مایعات و غذا های با طبع سرد و ترو فعالیت کم بدنی و خواب زیاد حادث می شود  . در واقع بلغم مایعی است که در معده ترشح میشود  در خون ودر سراسر بدن وجود دارد والبته وجودش برای بدن لازم است زیرا حرارتی که در بدن ایجاد می کند باعث تحرک فعلی عضلات میشود ولی مانند هر چیز دیگری اگر زیاد شود مشکلاتی که عرض کردیم را باعث میشود ودر غیر موارد فوق در طب جدید هم بیماری ام اس که ازخطرناکترین بیماری ها واز بلاهای عصر جدید است را ناشی از رسوب همین بلغم میدانند که واضح است چرا چنین است زیرا اشاره کردیم که یکی از عوامل بلغم عدم تحرک کافی و همچنین زیاد خوردن است که شغل اصلی اکثر مردم دنیا فعلا همین است . اگر در سر خود سنگینی احساس می کنید و یا بدون دلیل خواب شما زیاد است و به حدی می خوابید که از خستگی ناشی از خواب زیاد بر می خیزید و احساس کندی و بی حالی دارید احتمالا طبع شما بلغمی است . برای درمان بلغم روشهای مختلفی وجود دارد که از آن جمله می توان تعرق و جنبشی بدنی و درونی و کم خوردن و مخصوصا کم آب خوردن و خوردن غذاهای با طبع سرد و خشک واستحمام واستفاده از گیاهانی چون خورنجان شکر هندی  دارچین  هل  بادیان خطایی و عشبه مغربی و...را نام برد  . در منابع اسلامی در رابطه با بلغم روایاتی وجود دارد مانند روایتی که از نبی مکرم اسلام به ما رسیده است که ایشان فرمودند که مسواک زدن باعث از بین رفتن بلغم میشود . بلغم در صورت درمان از طریق مدفوع از بدن دفع میشود .در زیر داستانی از درمان بلغم به عنوان تفنن ذکر خواهد شد                                             


    منصور بن نوح که والی خراسان بود را وجع (درد )مفاصلی روی داد به نحوی که جمله اطباء از معالجه آن عاجز ماندند و بر قصور خود از علاج معترف گشتند. رای دولتمردان بر این افتاد که با محمد زکریای رازی که در ری بود و حاذق ترین طبیب زمان خویش بود مشورت نمایند و او را بر بالین منصور حاضر کنند . هنگامی که به نزد محمد زکریا آمدند وی استنکاف کرد و از همراهی آنها خود داری نمود به ناچار مامورین دست و پای زکریا را بستند و به خراسان بردند  . زکریا گر چه مرض منصور را بلغم تشخیص داده بود ولی  هر چه از تدابیر و نسخ دارویی میدانست انجام داد ولی افاقه نکرد تا  اینکه روزی به پادشاه گفت من هر چه از معالجات جسمانی بلد بودم انجام دادم و فقط یک راه مانده و اگر آن هم افاقه نکند کاری از دست من برنیاید .پس پادشاه را به حمام گرم برد و گفت که هیچ کس داخل نشود و به همراه خود کاردی برد و هنگامی که با پادشاه در حمام تنها شد کارد را بیرون آورد و گفت ای فلان فلان تو مرا به زور و دست و پای بسته به اینجا آورده ای و حرمتم ننهاده ای اکنون به سبب کاری که کردی از تو انتقام خواهم ستاند . پادشاه که چنین دید از جا پرید و برای فرار تقلا کرد و به سبب ترس و گرمای حمام عرق زیادی بر وی نشست و جنبش درونی در وی ایجاد شد . محمد زکریا چون چنین دید به سرعت از حمام برون شد و نسخه ای به دست ملازمان شاه داد که به آن عمل کنند و خود سوار بر مرکبی تیز رو به سرعت از خراسان گریخت . ملازمان آن نسخه را بر روی  شاه  انجام دادند و حال وی خوب شد  چه اینکه مواد بلغمی که عامل بیماری شاه بود به واسطه جنبش درونی و تعرق و گرمای حمام تحلیل یافته بود . پس از آن هر چه منصور محمد زکریا را طلب نمود  ملاقات ننمود و استعذار آورد که گر چه آن کار به خاطر مداوای شاه بوده ولی شاید به هنگام ملاقات   چون پادشاه آن صحنه را یاد آورد بر وی گران آید و از سلاطین به هیچ حال ایمن نتوان بود.