تبلیغات
مخزن المعارف و اللطائف - پندهایی از نهج البلاغه
شنبه یکم اسفند 1388

پندهایی از نهج البلاغه

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :سیره و روایات معصومین علیهم السلام ،

DownloadBook.ORG
اتقوا معاصى الله فى الخلوات فان الشاهد هو الحاكم. -ح / 324.

ترجمه:

در خلوت و تنهایى هم، از گناه و نافرمانى بپرهیزید، زیرا همان كسى كه گناه شما را مى‏بیند (یعنى خداوند) خودش نیز درباره آن، داورى خواهد كرد.
شرح:

گروهى از افراد كوته فكر هستند، كه گمان مى‏كنند اگر در خلوت و تنهایى، مرتكب گناه شوند، و كسى شاهد گناه آنها نباشد، از كیفر و مجازات در امان خواهند بود. غافل از آنكه خداوند، در همه جا حاضر است، و در خلوت و تنهایى هم، شاهد اعمال بندگان خویش است.
امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید: كسیكه در تنهایى مرتكب گناه مى‏شوند، مثل كسى است كه در یك كشتى، داخل اطاقك خصوص خود، نشسته است و كف آن را سوراخ مى‏كند. گرچه كسى شاهد این عمل زشت و نادرست نیست، تا از آن جلوگیرى كند، یا آن شخص را به مجازات رساند، ولى چنین كسى، مجازات عمل خود را خواهد دید، زیرا به خاطر كار زشت او، دیگران هم صدمه خواهند دید. چون سرانجام، آب دریا، از سوراخ آن اتاقك بلا خواهد آمد، و همه كشتى را، با تمام سرنشینان آن غرق خواهد كرد.
پس گناه، اگر در خلوت و تنهایى صورت گیرد، هم شخص گناهكار به مجازات خواهد رسانید، هم به روى جامعه اثر بد خواهد گذاشت.
از سوى دیگر، انسان در رابطه با خدا، باید بداند كه: هرچند در خلوت و تنهایى مرتكب گناه شود، و كسى شاهد او نباشد، ولى خداوند، او را مى‏بیند و شاهد گناهان اوست. به این ترتیب، شخص گناهكار، در روز رستاخیز، از داورى خداوند توانا و بینا كه خود آن گناه را دیده است - هیچ راه فرارى نخواهد داشت.
اذا تم العقل نقص الكلام.

ترجمه:

هنگامى كه عقل انسان كامل گردد، گفتارش كوتاه مى‏شود.
شرح:

انسان، هر اندازه كه عقل و شعورش بیشتر شود و به سوى كمال برود، به همان نسبت، كمتر حرف میزند و در عوض بیشتر فكر مى‏كند.
كسانیكه زیاد حرف مى‏زنند و جلوى زبان خود را نمیگیرند، عقلشان كم و فكرشان كوتاه است. بهمین دلیل، هنگام سخن گفتن، درباره آنچه مى‏گویند، فكر نمى‏كنند، و هر چه به زبانشان آید بدون فكر و اندیشه، بیان مى‏كنند.
اما برعكس، افراد عاقل، تا زمانى كه موضوعى را خوب بررسى نكرده‏اند، و درباره خوب و بد آن نیندیشیده‏اند، سخنى بر زبان نمى‏آورند. به همین دلیل، شخص عاقل، كمتر حرف میزند، چون مقدارى از وقت خود را، به فكر كردن درباره گفتارى كه میخواهد بر زبان آورد، مى‏گذراند.
حضرت على علیه‏السلام، در جمله دیگرى میفرماید: (( زبان عاقل، در پشت عقل او قرار دارد)).
یعنى: شخص عاقل، عقل خود را پیش از زبانش به كار مى‏اندازد. در هر كارى، اول فكر مى‏كند، عقل و شعور خود را به كار مى‏گیرد، و هنگامى كه به درستى سخن خود مطمئن شد، زبان به گفتار مى‏گشاید. در حالیكه شخص نادان، پیش از آنكه فكر خود را به كار اندازد، شروع به حرف زدن مى‏كند، و چه بسا كه با سخنان بى‏معنى و حساب نشده‏اش، هم خود و هم دیگران را بزحمت و ناراحتى دچار مى‏سازد.
ما اختلفت دعوتان الا كانت احداهما ضلالة -ح / 183

ترجمه:

هر گاه در مورد امرى واحد، دو ادعاى مختلف وجود داشته باشد، ناچار، یكى از آن دو گمراهى (باطل) است.
شرح:

بسیار دیده مى‏شود كه دو شخص، یا دو گروه، بر سر یك مسئله اختلاف دارند. به این معنى كه هر كدام، در مورد آن مسئله، ادعایى دارد كه با ادعاى دیگرى مخالف است، و هر یك نیز، ادعاى خود را صحیح و بر حق میداند و ادعاى دیگرى را غلط و باطل میشمارد.
اما، از آنجا كه همیشه حق یگانه است، و هر چیزى كه بر حق باشد، نمى‏تواند دو صورت و دو شكل جداگانه داشته باشد و هر دو نیز، درست و بر حق باشند، ناگزیر باید قبول كرد كه دست‏كم، یكى از آن دو ادعا، باطل و گمراهانه است.
روشن‏تر بگوییم: نمى‏شود كه دو نفر، در مورد یك موضوع دو ادعاى مختلف بكنند، و هر دو نیز درست گفته باشند. یعنى اگر، در چنین مواردى، یقین داشته باشیم كه هر دو نفر در اشتباه نیستند، پس باید مطمئن باشیم كه بطور قطع، فقط یكى از آنها ((حق)) میگوید و دیگرى بر باطل است.
وظیفه كسى هم كه با چنین افراد یا گروههایى روبرو میشود، آن است كه سخن و عقیده و ادعاى هر دو را، به دقت بررسى كند، تا آنچه را كه بر حق است دریابد، و با انتخاب و پذیرش حق، از باطل دورى كند.
و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم و ما بینكم. -ح / 313

ترجمه:

سرگذشت نسلهاى پیشین شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آینده شما، و احكام و دستورات به امورى كه بین شما جارى است، همه در قرآن آمده است.
شرح:

آنچه انسان، در زندگى این جهانى خود به آن نیازمند است، بطور كلى، خارج از این سه مورد نیست:
* نخست، میخواهد بداند كه پدران و مادران و نیاكان او، در گذشته، چگونه بوده‏اند، چگونه زیسته‏اند، چه‏ها مى‏اندیشیده‏اند،
* آن گناه مى‏خواهد بداند پس از مرگ او، دنیا چه صورتى خواهد داشت، و نسلهاى آینده در چه اوضاع و شرایطى خواهند زیست، و احوال آنها، در دنیاى آینده چگونه خواهد بود.
* و سپس مى‏خواهند بداند: در حال حاضر، در دوران بین گذشته و آینده، كه خود در آن زندگى میكند، با مردم چگونه باید رفتار كند، و امورى را كه بین او و دیگران جارى است، چگونه سر و سامان دهد، تا به راه نادرست نرود و به طریق آسایش و رستگارى گام بردارد
قرآن مجید، كلام الهى و آسمانى ما مسلمانان، كتاب سازنده و روشنگرى است كه این سه موضوع مهم و حیاتى را، براى ما، به روشنى و بدون تردید یا ابهام، توضیح داده است.
پس ما، اگر مى‏خواهیم با درك و آگاهى زندگى كنیم و در منجلاب و گمراهیها فرو نرویم، و به سوى سعادت گام برداریم، باید قرآن را به دقت بخوانید، معنى آن را درك كنیم، و مفاهیم آن را دستور زندگى خویش قرار دهیم، و احكام آن را به كار بندیم.
الراض بفعل قوم كالداخل فیه معم و على كل داخل فى باطل أثمان اثم العمل به و اثم الرض به. -ح / 154

ترجمه:

هر كس كه به كار گروهى از مردم خرسند باشد، مانند آن است كه در آن كار، با آنها همراهى كرده است، هر كس در كار نادرست همراهى كند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همكارى در آن كار نادرست، و گناه رضایت دادن به انجام آن.
شرح:

اسلام، دینى است كه پیرامون خود را، همواره از زندگى كردن و حصارهاى خلوت و تنهائى و سر بردن در چهار دیواریهاى در بسته، باز میدارد. و در مقابل، همه را به زندگى اجتماعى دعوت میكند. براى یك چنین زندگى اجتماعى برادرانه‏ایى، كه در آن همه نسب به یكدیگر وظایف و مسئولیتهایى دارند قوانین كاملى نیز قرار داده، كه جلوه‏هاى گوناگون آن، در تعالیم درخشان اسلامى دیده مى‏شود.
بر اساس این قوانین، خوب بودن و خوب زیستن، تنها این نیست كه ما، خود را از همه كنار بكشیم، و در خلوت و تنهایى مشغول عبادت شویم و كارى به كار دیگران و سایر افراد جامعه نداشته باشیم. چه، در این صورت، حتى اگر هیچ گناهى از ما سر نزند، باز در گناهى كه دیگران، در كنار ما و مقابل چشمان ما انجام میدهند، شریك و سهیم خواهیم بود. به بیان دیگر، یك مسلمان مؤمن واقعى، نباید در برابر كارهاى باطل و نادرست دیگران نیز، ساكت بنشیند و هیچ اقدامى نكند.چون این سكوت، دلیل آن است كه او، با انجام آن كارهاى باطل مخالفتى ندارد و كسى كه مخالف امرى نباشد، بطور طبیعى، به انجام آن امر، رضایت داده است. و راضى بودن به انجام كار دیگران نیز مانند آن است كه خود او هم در آن كار، شركت و دخالت داشته است.
از این روست كه امام علیه‏السلام میفرماید: مسلمانان مؤمن حق ندارد ساكت بنشیند و شاهد و تماشاگر كارهاى باطل دیگران باشد.چون در آنصورت، از او دو گناه سرزده است. یك گناه همان رضایت دادن به انجام آن كار است، و گناه دیگر آن است كه با چنین رضایتى، خود او نیز، در آن كار نادرست بصورت همكار و همراه در آمده و در حقیقت مثل آن است كه خود نیز، در انجام آن گناه، شركت و همكارى داشته است.