تبلیغات
مخزن المعارف و اللطائف - چند دستورالعمل اخلاقى از حضرت آیت الله العظمى بهجت قدسّ سره
سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388

چند دستورالعمل اخلاقى از حضرت آیت الله العظمى بهجت قدسّ سره

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :مباحث و مقالات معرفتی ،




دستورالعمل نخست


بسم اللّه الرّحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلّهِ وَحْدَهُ وَ الصَّلاةُ عَلى سَیِّدِ الاْنْبیاءِ، مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ سادَةِ الاُْوْصِیاءِ الطّاهِرین ، وَ اللَّعْنُ الدّائِمُ عَلى أَعْدائِهِمْ مِنَ اْلاَوَّلینَ وَ الاّْخِرینَ.
و بعد، مخفى نیست بر اُولِى الاَلباب كه اساسنامه حركت در مخلوقات شناختن محرّك است كه حركت احتیاج به او دارد، و شناختن ما مِنْهُ الْحَرَكة ، وَ ما إِلَیْهِ الْحَرَكَةِ، وَ ما لَهُ الْحَرَكَة ، یعنى بدایت و نهایت و غرض ، كه آنْ به آنْ ممكنات متحرّك به سوى مقصد مى باشند.
فرق بین عالم و جاهل معرفتِ علاجِ حوادث و عدم معرفت است ، و تفاوت منازل آنها در عاقبت به تفاوتِ مراتبِ علم آنها است در ابتداء؛ پس اگر محرِّك را شناختیم و از نظم حركات ، حسن تدبیر و حكمت محرّك را دانستیم ، تمام توجه ما به اراده تكوینیه و تشریعیّه او است .
خوشا به حال شناسنده اگر چه بالاترین شهید باشد! و واى به حال ناشناس اگر چه فرعون زمان باشد! در عواقب این حركات جاهل مى گوید: اى كاش خلق نمى شدم ! عالم مى گوید: كاش هفتاد مرتبه حركت به مقصد نمایم و باز گردم و حركت نمایم و شهید حقّ بشوم !
مبادا از زندگى خودمان پشیمان شده برگردیم .
صریحاً مى گویم : به طور مثال اگر نصف عمر هر شخصى در یاد مُنْعمِ حقیقى است و نصف دیگر در غفلت ، نصف زندگى حیات او محسوب است ، و نصف دیگر مَمات او محسوب است ، با اختلاف موت ، در اضرارِ به خویش و عدم نفع .
خداشناس مطیع خدا مى شود و سركار با او دارد و آنچه مى داند موافق رضاى اوست عمل مى نماید، و در آنچه نمى داند توقّف مى نماید تا بداند و آنْ به آنْ استعلام مى نماید و عمل مى نماید یا توقّف مى نماید. عملش از روى دلیل و توقّفش از روى عدم دلیل .
آیا ممكن است بدون اینكه با سلاح [باشیم بر] اطاعت خداى قادر باشیم و قافله ما به سلامت از این رهگذر پر خطر به مقصد برسد؟
آیا ممكن است وجود ما از خالق باشد و قوّت ما از غیر او باشد؟
پس قوت نافعه باقیه نیست مگر براى خدائیان و ضعفى نیست مگر براى غیر آنها.
حال اگر در این مرحله صاحب یقین شدیم باید براى عملى نمودن صفات و احوال بدانیم كه این حركت محققه از اول تا به آخر مخالفت با محرّك دواعى باطله است كه اگر اِغناء به آنها نكنیم كافى است در سعادت اتصال به رضاى مبدء اعلى : ((أَفْضَلُ زادِ الرّاحِلِ اِلَیْكَ عَزْمُ اِرادَهٍ.
[-ارزشمندترین وبهترین توشه سالكِ به سوى تو، محكمى و استوارى اراده و طلب اوست .]
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ أَوّلاً وَ آخِراً، وَ الصَّلوةُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ، وَ اللَّعْنُ الدّائِمُ عَلى أَعْدائِهِمْ أَجْمَعینَ.
مشهد مقدس
چهارشنبه مرداد ماه 1375 ه‍ .ش .
مطابق با ربیع الاول 1417 ه‍ .ق .
دستورالعمل دوّم :
باسمه تعالى
آقایانى كه طالب مواعظ هستند از ایشان سؤ ال مى شود: آیا به مواعظى كه تا حال شنیده اید عمل كرده اید یا نه ؟
آیا مى دانید كه هر كس به معلوماتِ خود عمل كرد خداوند مجهولات او را معلوم مى فرماید؟
آیا اگر عمل به معلومات -اختیاراً- ننماید شایسته است توقّعِ زیادتى معلومات ؟
آیا باید دعوت به حقّ از طریق لسان باشد؟
آیا نفرموده با اعمال خودتان دعوت به حق بنمایید؟
آیا طریق تعلیم را باید یاد بدهیم یا آنكه یاد بگیریم ؟
آیا جواب این سؤ ال ها از قرآن كریم (وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا، لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا)
[ -و كسانى كه در راه ما بكوشند، مسلّماً آنان را به راههاى خود هدایت مى كنیم .]
و از كلام معصوم علیه السّلام ((مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ، وَرَّثَهُ اللّهُ عِلْمَ ما لَمْ یَعْلَمْ))
و ((مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ، كُفِىَ ما لَمْ یَعْلَمْ))
[روشن نمى شود؟]
خداوند توفیق مرحمت فرماید كه آنچه را مى دانیم زیر پا نگذاریم ، و در آنچه نمى دانیم توقّف و احتیاط نماییم تا معلوم شود.
نباشیم از آنها كه گفته اند:
پى مصلحت مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند

وَ ما تَوْفیقى إِلاّ بِاللّهِ، [عَلَیْهِ] تَوَكَّلْتُ، وَ إِلَیْهِ أُنیبُ، وَ السَّلامُ عَلَیْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ
مشهد مقدس
یكشنبه 21 / 5 / 1375 ه‍ .ش .
مطابق با ربیع الاول 1417 ه‍ .ق .
دستورالعمل سوّم :
باسمه تعالى
همه مى دانیم كه رضاى خداوندِ اجلّ - با آنكه غنّى بالذّات و احتیاج به ایمان بندگان و لوازم ایمان آنها ندارد - در این است [كه ]: بندگان همیشه در مقام تقرب به او باشند.
پس مى دانیم كه براى [ به جهت ] حاجت بندگان به تقرّب به مبدء الطاف و به ادامهتقرّب [خداوند]، محبت به یاد او ادامه یاد او دارد.
پس مى دانیم به درجه اشتغال به یاد او، انتفاع ما از تقرّبِ به او خواهد بود. و در طاعت و خدمت او هر قدر كوشا باشیم به همان درجه مقرِّب و منتفع و به قرب خواهیم بود، و فرق بین ما و سلمان -سلام الله علیه - در درجه طاعت و یاد او كه مؤ ثر در درجه قرب ما است خواهد بود.
و آنچه مى دانیم كه اعمالى در دنیا محلّ ابتلاء ما خواهد شد، باید بدانیم ؛ كه آنها هر كدام مورد رضاى خداست ، ایضاً خدمت و عبادت و طاعتِ او محسوب است .
پس باید بدانیم كه هدف باید این باشد كه تمام عمر، صرف در یاد خدا و طاعت او و عبادت ، باید باشد تا به آخرین درجه قربِ مستعدِّ خودمان برسیم ، و گرنه بعد از آنكه دیدیم بعضى ، به مقامات عالیه رسیدند و ما بى جهت عقب ماندیم پشیمان خواهیم شد.
وَفَّقَنَا اللّهُ لِتَرْكِ الاْشْتِغالِ بِغَیْرِ رِضاهُ، بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعیَن .
مشهد مقدس
چهارشنبه 24/5/1375 ه‍ .ش .
مطابق با ربیع الاول 1417 ه‍ .ق .
دستور العمل چهارم :
باسمه تعالى
گفتم كه الف ، گفت دگر، گفتم هیچ
در خانه اگر كس است یك حرف بس است

بارها گفته ام و بار دیگر مى گویم : كسى كه بداند هر كه خدا را یاد كند خدا همنشین اوست احتیاج به هیچ وَعْظى ندارد. مى داند چه باید بكند و چه باید نكند، مى داند كه آنچه را كه مى داند باید انجام دهد و آنچه كه نمى داند باید احتیاط كند.
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته .
دستورالعمل پنجم :
باسمه تعالى
هیچ ذكرى بالاتر از ذكر عملى نیست . هیچ ذكر عملى بالاتر از ترك معصیت در اعتقادات و عملیّات نیست . و ظاهر این است كه : ترك معصیت به قولِ مطلق بدون مراقبه دائمیّه صورت نمى گیرد.
واللّه الموفّق
العبد محمّد تقى البهجة
دستورالعمل ششم :
باسمه تعالى
كسى كه به خالق و مخلوق متیقّن و معتقد باشد، و با انبیاء و اوصیاء - صلوات الله علیهم - جمیعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسّل اعتقادى و عملى به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حركت و سكون نماید، و در عبادات قلب را از غیر خدا خالى نماید، و فارغ القلب نماز را كه همه چیز تابع آن است انجام دهد، و با مشكوكها تابعِ امام عصر - عجّل الله الفرج - باشد، یعنى هر كه را امام مخالف خود مى داند با او مخالف باشد، و هر كه را موافق مى داند با او موافق [و]، لعن نماید ملعون او را، و ترحّم نماید بر مرحوم او ولو على سبیل الاجمالى ، هیچ كمالى را فاقد نخواهد بود و هیچ وزر و وبالى را واجد نخواهد بود.
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته .
العبد محمد تقى البهجة
دستور العمل هفتم :
باسمه تعالى
جماعتى هستند كه وعظ و خطابه و سخنرانى را كه مقدّمه عملیّاتِ مناسبه مى باشند، با آنها معامله ذِى المقدّمه مى كنند، كاءنّه دستور این است كه ((بگویند و بشنوند براى اینكه بگویند و بشنوند)) و این اشتباه است . تعلیم و تعلم براى عمل مناسب است و استقلال ندارد، براى تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده اند: ((كُونُوا دُعاةً اِلَى اللّهِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ))
با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایى داشته باشید، بعضى مى خواهند معلّم را تعلیم نمایند حتى كیفیّت تعلیم را از متعلّمین یاد بگیرند.
بعضى التماس دعا دارند و مى گوییم براى چه ؟ درد را بیان مى كنند دوا را معرفى مى كنیم به جاى تشكر و به كار انداختن باز مى گویند: دعا كنید! دور است آنچه مى گوییم و آنچه مى خواهند. شرطیّت دعا را با نفسیّت آن مخلوط مى كنند.
ما از عهده تكلیف خارج نمى شویم بلكه باید از عمل نتیجه بگیریم ، و محال است عمل بى نتیجه باشد و نتیجه از غیر عمل حاصل بشود، اینطور نباشد:
پى مصلحت مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند
خدا كند قوّال نباشیم ، فعّال باشیم ، حركت عملیّه بدون علم نكنیم ، توقف با علم بكنیم . آنچه مى دانیم بكنیم در آنچه نمى دانیم ، توقف و احتیاط كنیم تا بدانیم . قطعاً این راه پشیمانى ندارد.
به همدیگر نگاه نكنیم ، بلكه نگاه به ((دفترِ شرع )) نماییم و عمل و ترك را مطابق با آن نماییم .
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته
دستور العمل هشتم :
باسمه تعالى
اَلْحَمْدُ لِلّهِ وَحْدَه ، وَ الصَّلاةُ عَلى سیِّد اَنْبیائِهِ وَ عَلى آلِهِ الطَّیِّبین وَ اللَّعْنُ عَلى أَعْدائِهِمْ أَجْمَعینَ.
جماعتى از مؤ منین و مؤ منات ، طالب نصیحت هستند، بر این مطالبه ، اشكالاتى وارد است ، از آن جمله :
1 - نصیحت در جزئیّات است ، و موعظه اعمّ است از كلیّات و جزئیّات ، ناشناسها همدیگر را نصیحت نمى كنند.
2 - ((مَنْ عَمِلَ بما عَلِمَ، وَرَّثَةُ اللّهُ عِلْمَ ما لَمْ یَعْلَمْ))[و] [مَنْ عَمِلَ بِما عَلِم ] كُفِىَ مالَمْ یَعْلَمْ)) [و] (وَالَّذینَ جاهَدُوا فینا، لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا).
[به ] آنچه مى دانید عمل كنید، و در آنچه نمى دانید احتیاط كنید تا روشن شود. و اگر روشن نشد بدانید كه بعضِمعلومات را زیرپا گذاشته اید، طلب موعظه از غیرِ عامل ، محلّ اعتراض است ، و قطعاً مواعظى را شنیده اید و مى دانید، عمل نكردید وگرنه روشن بودید.
3 - همه مى دانند كه ((رساله عملیّه )) را باید بنگرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص ‍ بدهند؛ پس نمى توانند بگویند: ((ما نمى دانیم چه بكنیم و چه نكنیم .))
4 - كسانى كه به آنها عقیده دارید نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه مى كنند از روى اختیار بكنید، و آنچه نمى كنند از روى اختیار نكنید؛ و این از بهترین راه هاى وصول به مقاصد عالیه است ((كُونُوا دُعاةً إِلَى اللّهِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ))
مواعظ عملیّه بالاتر و مؤ ثّرتر از مواعظ قولیّه است .
5 - از واضحات است كه خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امكنه در تعقیبات و غیر آنها، و كثرت تردّد در مساجد و مشاهد مشرّقه ، و زیارت علما و صُلَحا و همنشینى با آنها، از مرضیّات خدا و رسول صلّى اللّه علیه و آله است و باید روز به روز مراقب زیادتى بصیرت و اُنس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.
و بر عكس ، كثرت مجالست با اهل غفلت ، مزید قساوت و تاریكى قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است ؛ از این جهت است كه احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفاء در ایمان ، به سوء حال و نقصان مبدّل مى شوند؛ پس مجالست با ضعیف الایمان - در غیر اضطرار و براى غیر هدایت آنها - سبب مى شود كه ملكاتِ حسنه خود را از دست بدهد، بلكه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد:
((جالِسُوا مَنْ یُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ، وَ یَزیدُ فى عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ، وَ یُرَغِّبُكُمْ فِى الاَّْخِرَةِ عَمَلُهُ.))
6 - از واضحات است كه ترك معصیت در اعتقاد و عمل بى نیاز مى كند از غیر آن ؛ یعنى غیر محتاج است به آن ، و او محتاجِ غیر نیست ، بلكه مولِّد حسنات و دافع سیّئات است : (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ.)[یعنى ] عبودیّتِ تركِ معصیت در عقیده و عمل .
بعضى گمان مى كنند كه ما از ترك معصیت عبور كرده ایم !! غافلند از اینكه معصیت ، اختصاص به كبائر معروفه ندارد، بلكه اصرار بر صغائر هم كبیره است ؛ مثلاً نگاه تند به مطیع براى تخویف ، إ یذاءِ مُحرَّم است ؛ [و] تبسّم به عاصى براى تشویق ، اعانت بر معصیت است .
محاسن اخلاقِ شرعیّه و مفاسد اخلاق شرعیّه در كتب و رسائل عملیّه متبیّن شده اند.
دورى از علماء و صلحا سبب مى شود كه سارقینِ دین فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمنهاى بَخْس و غیرمبارك ، همه اینها مجرّب و دیده شده است .
از خدا مى خواهیم كه عیدى ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان ، موفقیّتِ به ((عزم راسخِ ثابتِ دائم بر ترك معصیت )) قرار بدهد كه مفتاح سعادت دنیویّه و اُخرویّه است ، تا اینكه ملكه بشود ترك معصیت ؛ و معصیت براى صاحب ملكه ، به منزله زهر خوردن براى تشنه است یا میته خوردن براى گرسنه است .
البتّه اگر این راه تا آخر مشكل بود و به سهولت و رغبت منتهى نمى شد، مورد تكلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمى شد.
وَ ما تَوْفیقى إِلاّ بِاللَّهِ، عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ، وَ إِلَیْهِ أُنیبُ)). وَ الْحَمْدُ لِلّهِ أَوّلاً وَ آخِراً، وَ الصَّلاةُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ، وَ اللَّعْنُ الدّائِمُ عَلى أَعْدائِهِمْ أَجْمَعینَ.
17 ربیع المولود 1419
مطابق با 21/4/1377