تبلیغات
مخزن المعارف و اللطائف - شیعیان واقعى از دیدگاه امام هشتم
یکشنبه هجدهم بهمن 1388

شیعیان واقعى از دیدگاه امام هشتم

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :سیره و روایات معصومین علیهم السلام ،لطائف و حکایات ،

امام رضا(ع ) در خراسان بود و در ظاهر ولى عهد ماءمون به شمار مى آمد، جمعى از شیعیان براى دیدار آنحضرت به خراسان آمده بودند، و از دربان اجازه ورود مى خواستند، دربان براى آنها از آنحضرت اجازه مى طلبید ولى آنحضرت اجازه نمى داد.
آنها دو ماه پى در پى در هر روز دوباره (و جمعا 60 بار) به در خانه آنحضرت آمده و اجازه ورود طلبیدند و به دربان گفتند به امام رضا (ع ) بگو ما جمعى از شیعیان شما هستیم ، وقتى دربان تقاضا و پیام آنها را به امام رضا عرض ‍ مى كرد، امام مى فرمود:
((من فعلا اشتغال دارم به آنها اجازه ورود نده )).
سرانجام آنها به دربان گفتند: از جانب ما به امام عرض كن ، ما از بلاد دور آمده ایم و مكرر اجازه خواسته ایم و جواب منفى داده اید دشمنان ما، ما را شماتت خواهند كرد، اگر بدون ملاقات با شما به وطن باز گردیم ، نزد مردم ، شرمنده و سر افكنده خواهیم شد...
دربان ، پیام آنها را به امام ابلاغ كرد، امام فرمود: به آنها اجازه ورود بده .
دربان به آنها اجازه داد، آنها به محضر آنحضرت رسیدند و پس از احوالپرسى ، عرض كردند:
((اى پسر رسول خدا، چه شده كه ما به این بى مهرى جانكاه و خفّت و خوارى افتاده ایم و پس از آنهمه بى اعتنائى و عدم اجازه شما، دیگر براى ما آبروئى نماند، علّت چیست ؟
امام رضا (ع ) فرمود: این آیه (30 شورى ) را بخوانید:
((و ما اصابكم من مصیبة فبما كسبت ایدیكم و یعفو عن كثیر.))
:
((هر مصیبتى كه به شما رسد به خاطر اعمالى است كه انجام داده اید و بسیارى را نیز عفو مى كند.))
من در مورد شما به پروردگار و به رسول خدا (ص ) و امیرمؤمنان و پدران پاكم پیروى كردم .
آنها عرض كردند: چرا نسبت به ما بى اعتنا هستید؟
امام رضا (ع ) فرمود: به خاطر آنكه شما ادعا مى كنید از شیعیان امیرمؤمنان على (ع ) هسنید، واى بر شما همانا شیعه على (ع )، افرادى مانند حسن و حسین (ع ) و ابوذر و سلمان و مقداد و عمّار و محمّد بن ابوبكر بودند كه هیچگونه مخالفت با اوامر آنحضرت نمى نمودند، و هیچگاه كارى كه مورد نهى آنها بود انجام نمى دادند ولى شما وقتى كه مى گوئید ما شیعه على (ع ) هستیم در بیشتر اعمال ، با دستورات آنحضرت مخالفت مى نمائید و در انجام فرائض كوتاهى مى نمائید، و در رعایت حقوق برادران ، سستى مى كنید، آنجا كه تقیه واجب است تقیه نمى كنید و آنجا كه حرام است تقیه مى كنید، اگر شما به جاى
((شیعه )) بگوئید ما از دوستان اولیاء خدا و دشمن دشمنان آنها هستیم ، شما را در این قول رد نمى كنم ، ولى شما ادعاى مقام ارجمند (شیعه ) مى كنید اما ادعاى شما با اعمال شما سازگار نیست ، شما راه هلاكت را مى پیمائید مگر اینكه با توبه و انابه ، ضایعات گذشته را جبران كنید.
آنها گفتند: ما استغفار و توبه مى كنیم ، و از این پس خود را به عنوان دوستان شما، و دشمن دشمنان شما، عنوان مى نمائیم (نه شیعه شما).
امام رضا (ع ) فرمود:
((آفرین بر شما اى برادران و دوستان من ))، آنگاه امام از آنها احترام شایان كرد و آنها را نزد خود نشانید و سپس به دربان خود فرمود: چند بار از ورود آنها جلوگیرى كردى ؟
او عرض كرد شصت بار.
امام به او فرمود: شصت بار نزد آنها بیا و به آنها سلام كن و سلام مرا به آنها برسان ، خداوند بخاطر دوستیشان با ما، مشمول كرامت و لطف خاصّ قرار داد، و به آنها از غذاها و اموال بطور وفور، بهره مند ساز و گرفتارى آنها را بر طرف نما.