تبلیغات
مخزن المعارف و اللطائف - امام خمینی (رحمه الله علیه) از منظر مقام معظم رهبری(دامت برکاته)
سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388

امام خمینی (رحمه الله علیه) از منظر مقام معظم رهبری(دامت برکاته)

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :شرح حال شعرا و بزرگان ،









خمینی(ره) تنها انسان معاصر است که حقیقت اسلام ناب را در خود مجسم ساخته است در میان انسان های غیر معصوم، خمینی(ره) هیچ نظیری ندارد.
هیچ بعد ارزشی وجود ندارد مگر آن که در وجود پربرکتش تابشی کامل یافته است.
آنانی که تاسف می خورند چرا در زمان حضور ائمه معصومین نبودند تا از سرچشمه زلال وحی، قلب و اندیشه و رفتار خویش را تطهیر کنند و همان انسانی شوند که خداوند متعال درباره اشان می فرماید: خداوند از آنان راضی است و آنها نیز از او خشنود هستند...
آنانی که در حسرت دیدار مهدی آل محمد اندوه روز را به اشک شبانه پیوند می زنند...
آنانی که نگرانند که آیا اسلامی که اکنون ارایه می شود با وجود فاصله زمانی زیاد با عصر وحی، چقدر می تواند همان اسلامی باشد که خداوند آن را مظهر نعمت کامل بر بشریت می داند...
خلاصه این که همه آنانی که تشنه حقیقت در سراسر گیتی هستند بدانند خمینی(ره) مژده بزرگ خداوند برای بشریت اکنون و انسان های بعد تا روز ظهور منجی کل است.
این خمینی(ره) است که همه زندگیش جلوی روی ماست و همه نوشته هایش در دسترس ماست. زندگی و سخنانی که انسان هر چه بیشتر در آنها عمیق شود خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ بیشتر شاکر می شود.
آنچه گفتیم نه به معنای انکار بزرگی بزرگان و بیقدر شمردن زحمات و مقامات معنوی آنهاست. هرگز!
منظور این است که خمینی(ره) عصاره همه خوبان پیشین خود است و سخنانش جامع همه حرف های درستی است که هر بزرگی قسمتی از آن را در تارک تاریخ به ثبت رسانده است. خمینی(ره) عصاره همه حقیقت هایی است که پیشینیانش به مقداری از آن دست یافته بودند.
کتاب خمینی(ره) روبروی همه جهانیان تابشی بی سایه دارد. بنابر این در این عصر و روزگاران، عذر هیچ کس برای نفهمیدن، برای تردید کردن، برای فریب خوردن و گمراه گشتن با وجود این کتاب پذیرفته نیست.
سخنان و رفتار او تفسیر قرآن کریم و مرجع فهم احادیث شریف و تکمیل همه حکمت های عمیق است.




بسیاری از زلال خمینی(ره) سیراب شدند و از تابشش همه سایه های درونشان را زدودند.
در این میان تنها یک نفر گوی سبقت را از دیگران ربود و او کسی نیز جز:
مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای
خامنه ای صاف ترین آینه ای است که جلوه تمام نمای خمینی(ره) شده است.
کامل ترین و راست ترین سخنان درتوصیف شخصیت خمینی(ره) را باید از زبان او شنید.
نظر شما را به قسمتی از سخنان ایشان درباره حضرت امام جلب می کنیم.
** مقام معظم رهبری به مناسبت ایام ولادت حضرت زهرا(س) پس از تبیین کوثر بودن حضرت می فرمایند: این فرزند گرامی و عالیقدر هم خود یک کوثر شد! کوثر روح اللهی! یک نفر، یک تنه وارد میدان شد. با جاذبه های عظیمی که خدای متعال به برکت خصوصیات ذاتی و اکتسابی در او قرار داده بود دلها را مجذوب خود کرد.
دستها و پاها را به حرکت وادار کرد. مغزها را به اندیشیدن انداخت. این حرکت عظیم را در این جا و نهضت عظیم جهانی و بیداری اسلامی را در دنیا به وجود آورد. باش تا صبح دولتش بدمد که این هنوز از نتایج سحر است. بعد از این راه امام و حکمت امام و مکتب امام و تفکر امام در دنیا نقش ها خواهد آفرید و نسل ها آن را آزمایش خواهند کرد.
درباره شخصیت حضرت امام واقعا نمی شود حرف زد. وقتی بخواهیم راجع به ابعاد شخصیت این عزیز دوران و یادگار پیامبران، حرف بزنیم، می دانیم که ناقص خواهد ماند. زمان زیادی لازم است تا زبان های گویا بتوانند عظمت این شخصیت را حیطه بندی کنند، بنابر این من نمی خواهم در آن باره واقعا صحبت کنم، زیرا ما کوچک تر از آن هستیم که بتوانیم در این زمینه به بررسی ابعاد شخصیت آن بزرگوار بپردازیم.
سه خصوصیت ممتاز در شخصیت امام به شکل بسیار پیچیده و در هم تنیده ای جذابیت و تاثیر عجیبی در این مرد بزرگ به وجود آورده بود. خصوصیت اول عبارت از خردمندی و دانایی بود او مردی دانا خردمند عاقل و عمیق بود در او به معنای حقیقی کلمه جوهر دانایی وجود داشت...
در هر جایی که از وجود او چیزی بروز کرد نشانه این دانایی و خردمندی در آن دیده شد. خصوصیت دوم دینداری و ایمان روشن بینانه بود او متعبد بود اما تعبدی دور از تحجر و توقف... روشن بینی و نوآوری امام متکی به دین و مبانی دینی بود. خصوصیت سوم شجاعت و دلیری و جان نثاری او بود آمده بود که در آن جایی که او حق می گوید و دنیا باطل می گوید با آن دنیا مواجه بشود.
مکتب سیاسی امام میدانی را باز می کند که گستره آن حتی از تشکیل نظام اسلامی هم وسیع تر است. مکتب سیاسی که امام آن را مطرح و برای آن مجاهدت کرد و آن را تجسم و عینیت بخشید، برای بشریت و برای دنیا حرف تازه دارد و راه تازه پیشنهاد می کند. چیزهایی در این مکتب وجود دارد که بشریت تشنه آنهاست بنابراین کهنه نمی شود. مکتب سیاسی امام دارای شاخص هایی است... 1- عدم جدایی معنویت از سیاست بلکه تنیدگی ایندو در یکدیگر. 2- اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم، هم کرامت انسان، هم تعیین کننده بودن اراده انسان. 3- نگاه بین المللی و جهانی این مکتب و این که مخاطب بشریت است، نه فقط ملت ایران. 4- پاسداری از ارزش ها که مظهر آن ولایت فقیه است. 5- عدالت اجتماعی یعنی در همه برنامه های حکومت- در قانونگذاری، در اجرا در قضا- باید عدالت اجتماعی و پر کردن شکاف های طبقاتی، مورد نظر و هدف باشد.
آن بزرگوار، قوت ایمان را با عمل صالح و اراده پولادین را با همت بلند و شجاعت اخلاقی را با حزم و حکمت و صراحت لهجه و بیان را با صدق و متانت و صفای معنوی و روحانی را با هوشمندی و کیاست و تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیت و ابهت و صلابت رهبری را با رقت و عطوفت و خلاصه بسی خصال نفیس و کمیاب را که مجموعه آن در قرن ها و قرنها به ندرت ممکن است در انسان بزرگی جمع شود همه و همه را با هم داشت. الحق شخصیت آن عزیز یگانه، شخصیتی دست نیافتنی و جایگاه والای انسانی او جایگاهی دور از تصور و اساطیر گونه بود.
ما نمی توانیم عظمت پیامبر(ص)، امیرالمومنین(ع)، سیدالشهدا، امام صادق و بقیه اولیای را حتی درست تصور کنیم ذهن ما کوچکتر از آن است که بتواند عظمت شخصیت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور کند اما وقتی انسان می دید شخصیتی با عظمت امام عزیزمان و با آن همه ابعاد گوناگون، ایمان قوی، عقل کامل، دارای حکمت، هوشمندی، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بی اعتنایی به زخارف دنیا، تقوا و ورع و خداترسی و عبودیت مخلصانه برای خدا، دست نیافتنی است و مشاهده می شود که همین شخصیت عظیم، چگونه در برابر آن خورشیدهای فروزان آسمان ولایت، اظهار کوچکی و تواضع و خاکساری می کند و خودش را در مقابل آنها، ذره ای به حساب می آورد آن وقت انسان می فهمید که پیامبران و اولیای معصومین چقدر بزرگ بودند او اصلا از جنس و خمیره انبیا بود توصیف و ترسیم چهره آن عزیز خدا و عزیز بندگان صالح او، واقعا خیلی مشکل است.
آرمان های بزرگی که امام بیان می کردند، عبارت بود از: مبارزه با استکبار جهانی، حفظ اعتدال قاطع در خط نه شرقی و نه غربی، اصرار فراوان بر استقلال حقیقی و همه جانبه ملت، پافشاری فراوان و تمام نشدنی بر حفظ اصول دینی و شرع و فقه اسلامی، ایجاد وحدت و همبستگی، توجه به ملت های مسلمان و مظلوم دنیا، عزت بخشیدن به اسلام و ملت های اسلامی و مرعوب نشدن در مقابل قدرت های جهانی، ایجاد قسط وعدل در جامعه اسلامی، حمایت بی دریغ و همیشگی از مستضعفان و محرومان و قشرهای پایین جامعه و لزوم پرداختن به آنها. همه ما شاهد بودیم که امام در این خطوط، مصرانه و بدون تعلل حرکتش را ادامه داد. ما باید راه و اعمال صالح و حرکت مداوم او را دنبال کنیم.
فردای آن شبی که امام عزیز به جوار رحمت الهی پیوسته بودند، سحرگاه در حالت التهاب و حیرت تفالی به قرآن زدم این آیه شریفه سوره کهف آمد: "واما من آمن و عمل صالحا فله جزاء الحسنی و سنفول له من امرنا یسرا" دیدم واقعا مصداق کامل این آیه همین بزرگوار است ایمان و عمل صالح و جزای حسنی، بهترین پاداش برای اوست.
امام به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست.
حقیقتا برای انسانی بزرگ و شخصیتی بی نظیر مانند امام خمینی(ره) جا دارد که برگزیده ترین انسان ها و صافترین و پاکترین دل ها از احساس تکریم نسبت به او سرشار شوند.
برای او که راهرو راه پیامبران بود همچون خود پیامبران، مرگ جسم به معنای مرگ شخصیت نیست.
او در بانک تکبیر مبارزان مسلمان، در اراده قهرآمیز ملت های زیر ستم، در ایمان آگاهانه نسل جوان معاصر در دنیای اسلام، در امید روشن مستعضعفان و مظلومان، در سوز و حال معنوی مناجاتیان، در حیات دوباره معنویت و ارزش های اخلاقی در جهان و در همه جلوه های زیبایی که حرکت انقلابی و تاریخ ساز او در دوران معاصر به وجود آورد و بالاخره در دل یکایک عاشقان و مریدانش زنده است.
ولایت فقیه نه یک امر نمادین و تشریفاتی محض و احیانا نصیحت کننده است آن طوری که بعضی از اول انقلاب این را می خواستند و ترویج می کنند نه نقش حاکمیت اجرایی در ارکان حکومت دارد، چون کشور مسوولوان اجرایی، قضایی و تقنینی دارد... نقش ولایت فقیه این است که در این مجموعه پیچیده و در هم تنیده تلاش های گوناگون نباید حرکت نظام، انحراف از هدف ها و ارزش ها باشد؛ ... پاسداری و دیده بانی حرکت کلی نظام به سمت هدف های آرمانی و عالی اش، مهمترین و اساسی ترین نقش ولایت فقیه است. امام بزرگوار این نقش را از متن فقه سیاسی اسلام و از متن فقه سیاسی اسلام و از متن دین فهمید و استنباط کرد، همچنان که در طول تاریخ شیعه و تاریخ فقه شیعی در تمام ادوار، فقهای ما این را از دین فهمیدند و شناختند و به آن اذعان کردند. البته فقها برای تحقق آن فرصت پیدا نکردند، اما این را جزو مسلمات فقه اسلام شناختند و دانستند./