تبلیغات
مخزن المعارف و اللطائف - فرق حسد با غبطه (پرسش و پاسخ از شهید دستغیب)
یکشنبه دهم آبان 1388

فرق حسد با غبطه (پرسش و پاسخ از شهید دستغیب)

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :مباحث اعتقادی و کلامی ،

فرق بین حسد و غبطه را بیان فرمایید؟
ج :
هرگاه كسى اطلاع پیدا كرد كه خداى تعالى به دیگرى نعمتى تازه مرحمت فرموده ، حال او یكى از دو قسم زیر خواهد بود:
قسم اول :
از رسیدن نعمت به آن شخص ناراحت است و آرزو دارد آن نعمت از او گرفته شود كه این حال را ((حسد)) مى گویند، پس حسد، دشمن داشتن رسیدن نعمت است به دیگرى و دوست داشتن زوال نعمت از اوست .
قسم دوم :
آن است كه كراهت ندارد از رسیدن نعمت به دیگرى و دوست ندارد زوال نعمت او را، بلكه دوست دارد كه مثل آن نعمت را خودش دارا شود بدون اینكه از دیگرى گرفته شود و این حال را ((غبطه و منافسه )) مى نامند.
از امام صادق ( علیه السّلام )مروى است :((انّ المؤ من یغبط ولا یحسد والمنافق یحسد ولا یغبط)).
((مؤ من غبطه مى خورد ولى حسد نمى ورزد و منافق حسد مى ورزد و غبطه نمى خورد)).
((حسد)) چهار مرتبه دارد:
اول اینكه :
دوست بدارد زوال نعمت دیگرى را هر چند زوال نعمت از دیگرى براى او نفعى نداشته باشد و این بدترین مراتب حسد است .
دوم اینكه : دوست دارد زوال نعمت دیگرى را به جهت آنكه آن نعمت به او برسد مثل اینكه كسى خانه یا زن جمیله اى دارد و دیگرى مایل باشد كه از دست او خارج شود تا به دست او برسد و در خباثت این مرتبه از حسد و حرمت آن نیز شكى نیست ؛ چنانكه خداى تعالى مى فرماید:
(وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضُكُمْ عَلى بَعْضٍ...).
((و آرزو نكنید چیزى را كه خداوند تفضیل و برترى داده به آن بعضى از شماها را بر بعضى )).
سوم اینكه :
میل نفس او به مثل آنچه دیگرى دارد باشد نه به خود آن چیز، اما چون از رسیدن به آن عاجز باشد میل داشته باشد كه از دست او نیز برود تا با یكدیگر مساوى باشند و اگر قادر باشد كه آن نعمت را از دست او بیرون ببرد سعى مى نماید تا بیرون نماید.
چهارم اینكه :
مثل سوم باشد لیكن اگر متمكن شود از اینكه آن نعمت را از دست او بیرون كند سعى نمى نماید، دین و عقل او مانع مى شود از اینكه چنین كارى كند بلكه بر نفس خود خشمناك مى شود. و صاحب این مرتبه را امید نجات هست و میل نفسانى او چون مورد بغض و خشم اوست و از خودش و حالش بدش ‍ مى آید مورد عفو خداوند خواهد بود و براى مزید اطلاع به اقسام حسد و اسباب آن و طریق علاج آن به كتب اخلاقیه مراجعه شود.
نكته لازم التذكرى است در موضوع غبطه كه غالبا مورد التفات نیست و آن این است كه غبطه مباح یا مستحب در صورتى است كه منجر به بعضى از مراتب حسد نشود و غالبا در مورد غبطه این مخاطره هست ؛ زیرا كسى كه تمنا مى نماید رسیدن به نعمتى ، مثل آنچه به دیگرى رسیده بدون تمناى زوال آن از دیگرى یا این است كه به آن آرزو مى رسد یا نمى رسد و در صورتى كه نرسید و از آن نعمت خود را محروم دید، گاه مى شود كه در این حال میل نفسانیش به زوال آن نعمت از دیگرى ، مى شود تا اینكه با او برابر شود؛ زیرا بر نفس گران است كه ببیند دیگرى مقدم بر اوست و خود را فاقد ببیند و دیگرى را واجد، پس ملحق مى شود به قسم سوم یا چهارم حسد ((نستجیر باللّه ))و كمتر كسى از این مهلكه در امان است مگر كسى كه مهذب بوده و خداوند منت بر او گذاشته و ریشه شجره خبیثه حب دنیا را از دلش بركنده باشد و او را به مقام رضا و تسلیم رسانده باشد و چنین كسى البته در مقام مقدرات الهیه هیچ اعتراضى نخواهد داشت .