تبلیغات
مخزن المعارف و اللطائف - مسیحیت از آغاز تا کنون (1)
دوشنبه بیستم مهر 1388

مسیحیت از آغاز تا کنون (1)

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :بررسی ادیان و مذاهب ،

عیسى از آغاز تا انجام
تولد و تبلیغ رسالت الهى
در كتب یهود خبر از ظهور مردى است كه ناجى قوم بنى سرائیل خواهد بود. محققان معتقدند كه قوم یهود بر اثر تماس با ایرانیان به یك منجى موعود اعتقاد پیدا كردند كه مانند سوشیانت در آخرالزمان ظهور خواهد كرد. این فكر در اثر مظالم رومیان در این قوم قوت گرفت .
چنین باورى حوادثى نیز به دنبال داشت ، فردى از یهود به نام یشوع ظهور كرد و خود را مسیح موعود خواند كه گروهى از یهود به او پیوستند و جمعى دیگر او را ((دجال )) نامیدند و در انتظار ظهور ((مسیح )) راستین هستند. ((یشوع )) یا ((یهوشوع )) به زبان عبرى یعنى ((عیسى )) كه به معناى نجات و رستگارى است .
عیسى فرزند مریم است . از زندگى وى اطلاعى در دست نیست . در اناجیل اربعه اشاراتى اندك به زندگى وى شده است . هر چند كه درباره زندگى او كتابهاى بسیارى نوشته شده است .
در اناجیل ((متى )) و ((لوقا)) آمده است كه :
مادر ((عیسى ))، مریم باكره بوده و تولد او خارق العاده و فوق طبیعى مى باشد. ((عیسى )) در زمان حیات به نام فرزند یوسف و مریم شناخته مى شد. ((عیسى )) در ((یهودیه )) بیت لحم چشم به جهان گشود. در شهر جلیل از توابع ناصریه پرورش یافت . او یك طفل خردسال و نمونه یهودى بود.
والدین او از هر جهت مقررات و آداب رایج آئین یهود آن عصر را رعایت مى كردند. عیسى پدر نداشت . در میان همسالان خود كودكى استثنایى بود. در یك خانواده متوسط زندگى مى كرد. هنگامى كه به سن سى سالگى رسید، به نهضت اصلاى اى كه پسر عمویش در كرانه رود اردن آغاز كرده بود پیوست . عیسى در لحظه تعمید به روشنى دریافته بود كه خداوند پدر آسمانى پرعطوفتش او را فرا مى خواند. وقتى یحیى پسر عمویش دستگیر و زندانى شد، عیسى این اتفاق را نشانه اى بر كار بزرگ خود دانست . تبلیغات عیسى در میان مردم اثر بسیار مثبت داشت . در آغاز گروهى از مردم جهت شنیدن سخنان او جمع مى شدند، سپس استقبال مردم بسیار شد. علماء مذهبى یهود دقیقا مى دانستند كه این مرد انقلابى ، همان مسیح موعود تورات و كتب آسمانى یهود است . اما آنان تعلیمات عیسى را خطرناك تشخیص مى دادند. در عین حال ابتدا با كار عیسى مخالفتى نكردند. این سكوت تا زمانى بود كه پایگاه و منافع خود را در خطر نمى دیدند. سپس به مخالفت برخاستند. در آن هنگام عیسى دوازده نفر از یاران خود را برگزید تا به وسیله آنان پیام خود را به مردم برساند. هنوز برخى از مردم و اهالى بسیارى از شهرها سخنان او را باور نداشتند. خانواده عیسى درباره حرفهایش تردید داشت .
عیسى در شهر ناصریه كه محل زندگى او بود، در كنیسه آن شهر رسالت خویش را به مردم رسما ابلاغ كرد: ((روح پروردگار بر من است ، زیرا كه او مرا مسح كرد تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاد تا شكسته دلان را شفا بخشم و اسیران را آزاد و كوران را به بینائى موعظه كنم .))
عیسى به عنوان رسول شفا بخش ، معالجات عجیبى انجام مى داد. او بسیارى از بیماران را بهبود بخشید و بسیارى از افراد را كه حالت دیوانگى داشتند، شفا داد. این گونه اعمال حیرت آور به كمك پروردگار انجام مى شد. و چون سربازان دولتى براى دستگیرى او آمدند، همه اطرافیان او پراكنده شدند. سرانجام كاهنان و روحانیون اورشلیم عیسى را دستگیر كردند. دادگاه عالى یهود در رابطه با این مطلب كه عیسى خود را فرزند خداوند خوانده است ، وى را به مرگ محكوم كرد. حاكم رومى اورشلیم كه باید حكم داگاه مذهبى را تاءیید مى كرد، با اینكه در پرونده عیسى گناهى نیافت ، او را محكوم شناخته ، حكم اعدام را تاءیید نمود. شاگردان عیسى پس از دوازده روز به سراغ استاد آمدند. قبر را خالى از عیسى یافتند. در كتاب اعمال رسولان آمده است : پروردگار درهاى مرگ را پاره كرد و او را برخیزانید. زیرا محال بود كه مرگ او را در بند خود نگهدارد. این زنده شدن یا زنده بودن براى شاگردان او نیز باورش مشكل بود. آخرین كلمات مسیح ، دعاى خیر بود. به آنان گفت كه او براى همیشه حضور روحانى خواهد داشت . به آنان گفت كه یاد و خاطره او و كتاب انجیل را در سراسر جهان زنده نگاه دارند. آنگاه به نظر حواریون رسید كه حضرت عیسى به آسمان بالا مى رود و صعود مى كند.
عیسى در اناجیل موجود خود را این گونه معرفى كرده است : نجات دهنده انسانها، باب نجات ، شبانى دل سوز، درخت تاك حقیقى كه پیروانش ‍ شاخه هاى آن هستند، قیامت و حیات ، راه حقیقت و زندگى ، نماینده خداوند در زمین ، نان زندگى  و بالاخره كسى كه خداوند پدر او است . سخنانى كه او بر زبان مى آورد، از آسمان ها و زمین جاودانه تراند، او قضاوت جهان را بر عهده خواهد داشت .
او خواهان آن است كه انسانها از او پیروى كنند، او در اناجیل اشاره مى كند كه فرزند خدا است و هر كس كه به وى اتهام گناه بزند، وى را به معارضه مى طلبد.
عیسى از سوى مردم زمانش مورد بى مهرى بسیار قرار گرفت و علماء یهود به جنگ با عیسى و تعالیم او پرداختند. او را دیوانه ، ساحر، جادوگر و.. نامیدند تا اعتبار و حقیقت وى را از انظار توده ها بپوشانند. علماء و احبار یهود نمى توانستند اعتراف به حقیقت عیسى موعود تورات كنند، زیرا با سیادت و سرورى آنان در تضاد بود. امپراطورى روم از تعالیم عیسى به شدت نگران بود وجود او را خطرى بزرگ براى ادامه حیات خود مى دانست . لبه تیز حمله عیسى متوجه ((سزار)) امپراطور روم بود. عیسى فقط در میان توده هاى فقیر و گرسنه و برهنه ، در میان كودكان و نوجوانان محبوبیت بسیار داشت .پیروان اولیه عیسى گروهى از یهودیان مؤ من بودند. آنان روش مذهبى خود را ترك نكرده بودند و در تفسیر تورات و تبلیغ باورهاى آئین یهود مى كوشیدند. آنان خود را گروه مؤ منین و قوم برگزیده خداوند مى دانستند. آنان سرانجام باور كرده و ایمان آوردند كه ((عیسى )) همان مسیح موعود تورات است و تدریج از دیگران فاصله گرفتند. این گروه تحت فشار دولت روم و دیگر یهودیان قرار گرفتند. هر چه فشار بیشتر مى شد، ایمان آنان به مسیح كه او را مصلوب مى دانستند به مراتب بیشتر تقویت مى شد. آنان در راه حقانیت عیسى تا آنجا پیش رفتند كه سرانجام او را فرزند خدا دانستند. این اندیشه در همان قرن اول میلادى شكل گرفت و همین باور به عمومیت این دین انجامید، چرا كه دیگر یك آئین قومى و نژادى به حساب نمى آمد. مسیح پسر خداست ؛ پس مال همه مردم دنیا است ، پیامبر عامه مردم است . پیروان اولیه عیسى و كسانى كه در آغاز نهضت او به وى و دین او گرویدند، غلامان و فقیران بودند. بعدها این آئین در میان دیگر طبقات نیز راه یافت . در قرن چهارم میلادى ((كنستانتین )) امپراطور روم آئین عیسى را پذیرفت و از آن پس آیین او در سراسر امپراطورى رسمیت یافت . در آغاز دعوت عیسى سخنى از آئین جدیدى بنام مسیحیت در میان نبود و عیسى تفسیر كننده آئین موسى بشمار مى رفت . از قرن چهارم میلادى به بعد تحولى صورت گرفت و اغلب معتقدات آئین یهود عینا با تغییراتى در دین عیسى دوباره ظاهر شد. ولى پیروان عیسى از قرن چهارم میلادى بكلى از یهودیان جدا شدند.
اقانیم ثلاثه
در آغاز دعوت عیسى سخن از یكتائى پروردگار بود كه به نام پدر توانا و آفریدگار آسمان و زمین خوانده مى شد، ولى بعد عیسى را پسر خدا و در كنار پدر قرار دادند. یهودیان اولیه پیرو عیسى ، وى را مسیحى مى دانستند كه براى نجات قوم یهود آمده است . ولى عیسویان مرقیونى عیسى را خدایى دانستند كه از آسمان به زمین آمده تا جهان را نجات دهد. و مشركین سابق اروپا پس از قبول آئین عیسى ، وى را خدائى دانستند كه از جنس بشر است . و سرانجام : ((پدر + پسر + روح القدس )) یعنى : اقنوم هاى سه گانه عقاید مسیحیت پدیدار شد. كاتولیك ها معتقدند كه ((مریم مقدس )) داراى عصمت بى شائبه اى بوده است . در تثلیث كاتولیك ها: ((عیسى + مریم مقدس + یوسف نجار)) جاى دارند.
محققان معتقدند كه : مسیحیت در پنج قرن اولیه حیات خود با جذب عناصر فلسفى و مذهبى یونانى و شرقى به تطور خود ادامه داد، و مخلوطى از همه معتقدات شرقى بویژه معتقدات مصرى - ایرانى كه در حوالى قرن اول میلادى در اروپا انتشار یافته بود، گردید. آئین مصرى - ایرانى كه در حوالى قرن اول میلادى در اروپا انتشار یافته بود، گردید. آئین مصرى و مهرپرستى ایرانى پیروان فراوانى در میان اروپائیان داشت . اغلب مراسم و آداب و اعمال و مظاهر مذهبى مسیحى و نزاع خیر و شر مربوط به مهرپرستى ایرانیان بوده است . آنان تثلیث تازه اى را به جاى تثلیث قدیم گذاشته و به پرستش آن ادامه دادند. رهبران و قدّیسین مسیحى جاى خدایان فرعى قدیمى را گرفت . یهودیان ارزش و بهاى فراوانى براى ((یهوه )) در نظر دارند و مسیحیان در تقلید از یهودیان براى ((پدر)) احترام و اعتبار بسیار زیادى قائل اند یهودیان براى روز شنبه احترام بسیار قائل اند عیسویان در آغاز این موضوع را كاملا رعایت مى كردند، ولى بعد با فاصله تدریجى از قوم یهود، روز یكشنبه را گرامى داشتند. خلاصه موضوع تثلیث با تفاوتى اندك در میان مصریان و هندیان وجود داشته است . بدون شك عیسویان در این مورد تحت تاءثیر قرار گرفته اند. اهریمن مسیحیت همان انگاره مینوى آئین زرتشت است . عقاید مسیحیان با اندك اختلافى ، همان معتقدات زرتشت است . در آئین عیسى دیوان و ارواح و نفوس ‍ مقدس ، بقایاى آثار روح پرستى اقوام بدوى است . تقدیس ((نان و شراب )) در آئین مسیح همان تقدیس ((خون قربانى توتم مقدس )) در عقاید اقوام ابتدائى است . این عقاید بدوى قبل از مسیحیت در میان اقوام بدوى اروپایى وجود داشته است .
اغلب مراسم و اعمال مذهبى مسیحیت در ادیان و مذاهب سابق مرسوم بوده است . تراشیدن فرق سر و ملبس بودن به قبا كه كشیشان مسیحى امروز انجام مى دهند، در گذشته بخشى از آداب مصریان باستان بوده است . تعطیل یكشنبه مسیحیان قبلا در روز تابوى كلدانیها تعطیل بوده است . نم زدن و دود دادن در كلیساها تقلیدى از یونانیان باستان مى باشد.
عیسویان پس از به صلیب كشیدن شدن عیسى معتقد شدند كه عیسى روزى به زمین باز خواهد گشت . این باور ریشه در عقاید زرتشتى و یهودى دارد. در تاریخ مسیحیت نخستین تجزیه با تشكیل كلیساهاى ارتودوكس ‍ آغاز مى شود. ارتودوكسها مسیحیان شرقى را پدید آوردند. اینان بر اثر اختلافات عقیدتى به تدریج از كلیساى كاتولیك فاصله گرفتند و در اواسط قرن یازدهم میلادى براى همیشه از كاتولیك ها جدا شدند. اختلاف اساسى بر سر تفسیر ((روح القدس )) بود: در باور ارتودوكسها ((روح القدس )) ناشى از ((پدر)) است و در باور كاتولیك ها (یا مسیحیان غربى ) روح القدس ناشى از ((پسر)) است .در صفحات آینده به عقاید فرقه هاى مسیحى خواهیم پرداخت .
فلیسین شاله مى گوید: ((با تركیب طریقه عرفانى شرقى و مسیح موعود یهودیان و افكار یونانى و همگان گرائى رومى ، دین مسیح نمایان مى گردد. شخصیت تصورى عیسى ، تركیبى از عقاید سامیان و مردم اژه و اهالى آسیا است . به گفته ((ماسون اورسل )): یهوه در دین مسیح بدون واسطه نقش ‍ پدر خدا را دارد. عیسى پسر خدا آن دسته از خدایانى را نشان مى دهد كه براى نجات بشر رنج مى برند و مردم اژه و مصر و سوریه از آنها پیروى مى كنند. این دین طرفدار نوعى واحد پرستى و یكتاپرستى است كه خدا را سرآغاز جامعه قرار مى دهد و بشر را بوسیله پسر خدا (عیسى مسیح ) با خدا مربوط مى سازد))
جان ناس مى گوید: ((تاریخ مسیحیت از عقیده به تجسم الهى در شارع و بانى آن ناشى شده و تمام دستورات نصارى در اطراف ایمان به این مطلب دور مى زند كه شخص عیسى روشن ترین ظهور از ذات الوهیت است . هر چند كه در دیگر ادیان و مذاهب عقیده به تجسم الهى با رنگ هاى دیگرى دیده مى شود و اگر چه این دین با عقیده به تجسم الهى آغاز مى شود، ولى در طى تحولات عدیده ، جنبه بشرى پیدا كرده و بشریت با همه امیال و ضعف و قصور در آن متجلى شده است . داستان این مذهب بسیار دراز است و از بس كه مراتب اوج و حضیض و نام و ننگ را طى كرده ، تاریخى پرمعنا و عبرت انگیز بوجود آورده است . و بالاخره این دین از مقاصد عالیه دور مانده ست و در قرن اول میلاد میسح آنقدر كتاب ها بقلم آمده است كه هیچ عصرى از اعصار تاریخ بپاى آن نمى رسد))