تبلیغات
مخزن المعارف و اللطائف
یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389

پنج راه برای افزایش هوش

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :متفرقه ،


دانشمندان معتقدند كه در زمان تولد تعداد مشخصی سلول های مغزی داریم كه به مرور با پیر شدن تعداد بسیار زیادی از آنها را از دست می دهیم. تحقیقات گسترده در این باره نشان داده اند كه سلولهای مغزی جدید در طول زندگی نیز برخلاف آنچه در گذشته تصور می شد، تولید می شوند و مغز در صورت استفاده هر چه بیشتر از آن ، قابلیت رشد و حجیم تر شدن را دارد. تحقیقات و مطالعات حاكی از آن است كه به عنوان مثال قسمتی از مغز رانندگان كه مربوط به كنترل نقشه یابی تصویری است، رشد بیشتری دارد. همچنین بخشی از مغز پیانیست ها و نوازندگان متبحر هم  كه كنترل و اداره موزیك را در اختیار دارد، حجم بیشتری  دارد. از طرف دیگر، تحقیقاتی كه اخیراً در این مورد انجام شده ، حاكی از آن است كه افرادی با مشغله های مهارتی بالا مانند : مهندسان و معلمان دارای سیناپس ( محل اتصال دو رشته عصبی به یكدیگر) های بیشتری هستند. سیناپس ها همان رابطین بین سلول های مغزی هستند كه به ذخیره سازی اطلاعات كمك می كنند.

شاید در آینده ای نزدیك پزشكان قادر باشند سلول های جنین را كه می توانند به هر نوع سلول های مورد نیاز تبدیل شوند، به مغز بشر تزریق كنند. به این طریق می توان بیماری هایی نظیر آلزایمر و پاركینسون ( بیماری تحلیل اعصاب ، لرزش دست یا پا ) را درمان نمود و برای افراد سالم نیز راهی باز كرد تا بتوانند با فكر سالمشان ارتباط برقرار كنند.

اما تا آن زمان برسد ممكن است فرصت فعلی از دست برود. پس می توانیم با استفاده از چند راه ساده توانایی سلول های مغزی را در حد ماكزیمم آن حفظ كنیم.

1 – با ورزش سلول های مغزی خود را به كار اندازید:

تحقیقات انجام شده نشان می دهند افرادی كه تمرینات فیزیكی انجام می دهند، سلول های مغزی بهتری را پرورش می دهند. دانشمندان در مطالعات مؤسسه تحقیقات بیولوژیكی دریافتند موش های بالغی كه تحت ورزش كردن قرار گرفته اند، سلول های جدید بسیاری را در قسمت هیپوكامپوس مغز خود (بخشی كه مربوط به یادگیری و حافظه است) كسب كرده اند. از طرف دیگر ثابت شده كه انجام حركات ورزشی دلخواه و مورد علاقه تأثیرات چند برابر نسبت به انجام یك سری حركات ورزشی مشخص دارد. این مطلب می تواند به این معنی باشد كه راهی بیابید تا از ورزش كردن لذت ببرید ، نه این كه فقط مجبور به انجام آن باشید. به این طریق هم باهوش تر می شوید و هم شادتر زندگی می كنید.

چه باید كرد؟

یك ورزش را به طور مستمر انجام دهید. مانند: دو ماراتن، دویدن تفریحی و غیره ؛ یا این كه یك  یار در تمرین كردن برای خود در نظر بگیرید تا انجام حركات را جالب تر و ادامه كار را سهل تر كند. هیچكس نمی تواند به درستی مشخص كند كه چه مقدار ورزش برای سلول های مغز كافی و مناسب است، اما در مورد موش ها حدود 4 تا 6 مایل پیاده روی در روز مؤثر بوده است.

2 – ذهن خود را ورزش دهید:

تنها تمرینات فیزیكی نیست كه به رشد سلولهای مغزی كمك می كند، شما نیز مانند راننده ها یا پیانیست ها می توانید با استفاده از سلول های مغز و وادار كردن آنها به كار در زمینه های مختلف، از مغز بخش های گسترده و متفاوتی بسازید. یافتن راههای ساده در استفاده از توانایی مغزی می تواند به رشد و ترمیم سلولهای عصبی و دندریت ها (انشعاب هایی از سلول ها كه اطلاعات را دریافت كرده ، به جریان انداخته و در جهت درست مصرف می كنند) به میزان زیادی كمك كند. درست مانند یك ورزش مخصوص در بدنسازان كه به رشد و كار افتادن ماهیچه ها و عضلات تحتانی بـِلا استفاده كمك می كند . راههای مشخص و درست فكر كردن و دوره كردن كلمات قبلاً یاد گرفته شده می تواند عمل بخش های غیر فعال مغز را بهبود بخشد و آنها را به كار اندازد.

چه باید كرد؟

مزه ها و بوهای جدید را تجربه كنید. كارهای جدید انجام بدهید. مثلاً از راههای جدیدی برای رفتن به سركار استفاده كنید. به جاهای جدید سفر كنید . هنرهای شخصی و جدید خلق كنید. رمان های داستایوفسكی را مطالعه كنید. یك كمدی جدید  بنویسید. بخصوص، سعی كنید تمام كارهایی را تجربه كنید كه به هر طریق شما را وادار می كنند از تمام روش های فیزیكی و روحی دیرینه و یكسان قبلی خود فاصله بگیرید و چیزهایی جدید و ناشناخته را تجربه كنید.

3 – غذاهایی مانند ماهی مصرف كنید:

روغن های امگا – 3  كه در گردو، دانه كتان و به خصوص ماهی كشف شده است ، جزو مواد غذایی سالم و بدون ضرر برای قلب هستند. به علاوه، تحقیقات اخیر نشان داده اند كه این دسته از روغن ها به عنوان تقویت كننده های مغزی نیز شناخته شده هستند و این به دلیل كمك آنها به سیستم انتقال خون است كه اكسیژن را به مغز انسان پمپ می كند. همچنین این مواد عمل كلیه اجزاء سلول های اطراف مغز را بهبود می بخشند. این نشان می دهد چرا افرادی كه به مقدار زیاد ماهی مصرف می كنند، كمتر در معرض ابتلا به فشارهای عصبی، از دست دادن تمركز و كم حافظه شدن هستند. دانشمندان ثابت كرده اند كه اسیدهای چرب اصلی برای رشد مناسب مغز در كودكان بسیار ضرورت دارند ، به همین دلیل امروزه آنها را به فرمول های مواد غذایی مورد استفاده كودكان می افزایند. امكان این امر وجود دارد كه شما نیز با مصرف مناسب این روغن ها، هوش ، استعداد و موقعیت ذهنی خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهید.

چه باید كرد؟

استفاده حداقل سه وعده غذای ماهی مانند سالمون ، ساردین ، ماكرل و تـُن  شروع خوبی خواهد بود. ماهی هایی كه در محیط های آلوده به مواد شیمیایی خطرناك رشد كرده اند، می توانند بسیار خطرناك باشند و اثرات بدی در بدنتان به جای بگذارند بنابراین از مصرف ماهی هایی مانند: اره ماهی ، ماهی های درنده، كوسه ماهی ها و نیز هر نوع ماهی دیگری كه به هر طریقی در معرض آب هایی با آلودگی بالا بوده اند ، حذر كنید. البته تمام انواع ماهی ها كه به طور مشخص عاری از تركیبات شیمیایی مانند جیوه و یا هر نوع سم و مواد خطرناك دیگری می باشند نیز می توانند به جای موارد مذكور مصرف شوند. علاوه بر این می توانید آنها را با روغن های گردو و تخم مرغ هایی كه به طور ویژه تولید می شوند و حجم بالایی از روغن های امگا را در خود دارند ، بپزید. همچنین از دانه های كتان و غلات و حبوبات در سالاد خود استفاده كنید. این نكته مهم را فراموش نكنید كه با وجود این كه دانه های مختلف ایمن و سالم هستند ولی مصرف زیاد روغن دانه كتان  می تواند  خطر ابتلا به سرطان پروستات را افزایش دهد.

4 – مصرف چربی زیاد را متوقف كنید.

آیا چربی ها قادرند شما را كند ذهن كنند؟ در تحقیقات انجام شده در دانشگاه تورنتو، موش هایی كه در معرض یك رژیم غذایی با 40% چربی قرار گرفتند، مهارت های ذهنی خود را در زمینه های مختلف از دست دادند. مانند حافظه ، هوشیاری و تشخیص فاصله و نیز یادگیری قوانین. این مشكلات ، زمانی كه در رژیم غذایی چربی های اشباع به كار گرفته شدند، بیشتر و بدتر شد ( لازم به ذكر است چربی های اشباع در گوشت و محصولات لبنی بسیار فراوانند). این تحقیقات دو دلیل عمده را خاطر نشان می كنند: 1 – این كه چربی می تواند میزان اكسیژن رسانی خون را كاهش داده و كلاً جریان خون غنی از اكسیژن را كـُند كند . در این صورت به مغز به میزان كافی اكسیژن نمی رسد و 2 – می تواند موجب كند شدن متابولیسم گلوكز شود كه نوعی قند مورد نیاز برای تغذیه و كارایی سلول های مغزی می باشد.

چه باید كرد؟

گوشت بی چربی مصرف كنید، مواد لبنی كم چربی به كار ببرید. ماهی ، لوبیا و كلاً بـُنشن (حبوبات ) زیاد مصرف كنید. شما می توانید بدون نگرانی تا 30% از كالری روزانه خود را به شكل چربی دریافت كنید. ولی توجه داشته باشید بیشتر مقدار آن بایستی از ماهی های مذكور، روغن های طبیعی مثل روغن زیتون ، دانه های گیاهی و روغن طبیعی مانند گردو و فندق، كسب شود. هر كاری می خواهید بكنید ولی تا حد امكان از مصرف روغن های متداول و مورد مصرف در پخت غذاهای حاضری پرهیز كنید.

5 – از مصرف نوشیدنی های الكلی بپرهیزید.

مصرف نوشیدنی های الكلی سبب از بین رفتن تدریجی حافظه، زمان عكس العمل بدن و توانایی های دستی و ذهنی مثلاً ضربه زدن و نشانه گیری هدف در انواع و اقسام بازی ها می شود. تحقیقات روی موش ها نشان داده اند كسانی كه الكل مصرف می كنند، در مقایسه با سایر افراد  دارای سلول های مغزی جدید كمتری در هیپوكامپوس خود هستند. این امر نشان می دهد كه الكل و نوشیدنی های الكل دار نه تنها موجب تخریب سلول های مغز می شوند، بلكه از ترمیم و رشد مجدد آنها نیز جلوگیری می كنند.

چه باید كرد؟

یك یا 2 لیون نوشیدنی مخصوص مانند ماءالشعیر كه سرشار از ویتامینB است جایگزین بسیار مناسبی است.

 چنانچه به تمام موارد مذكورعمل كنید، انتظار نداشته باشید یك شبه تبدیل به یك دانشمند شوید. ولی می توانید انتظار داشته باشید كه هوشتان كمی بیشتر شود ، خلاق تر شوید و هر روز از انرژی بدنی بالاتری بهره مند گردید. همچنین می توانید  بقیه دوران عمر خود را بدون از دست دادن توانایی همیشگی تان با آرامش سپری كنید.


پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389

حکایاتی از عیسی بن مریم ( علی نبینا و آله و علیه السلام)

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :لطائف و حکایات ،

. دلیل از بین رفتن شادابی چهره

از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود برادرم حضرت عیسی (ع) وارد شهری شد دید مرد و زنی با یکدیگر نزاع می کنند عیسی (ع) پرسید : چرا دعوا می کنید ؟ مرد گفت : ای پیغمبر خدا این زن من است و بسیار زن خوبی است ولی من او را دوست ندارم و می خواهم از او جدا شوم . عیسی (ع) فرمود چرا می خواهی از او جدا شوی و چرا او را دوست نمیداری ؟ مرد گفت صورت او کهنه شده و طراوتی ندارد بی آنکه پیر شده باشد . حضرت عیسی (ع) به آن زن فرمود : دوست داری طراوت و تازگی صورت تو بر گردد ؟ عرض کرد بلی فرمود : وقتی چیزی می خوری کمتر از قدر سیری بخور چون هنگامیکه غذا در سینه ( معده) زیاد شود می جوشد و روح را کهنه می کند و تازگی آن را از بین می برد .

آن زن به دستور حضرت عیسی عمل کرد پس از آن شادابی چهره اش برگشت و محبوب شوهر خود گردید .

در روایتی نقل شده است : روزی حضرت عیسی (ع) با حوارییون از راهی گذر می کردند ناگاه به مردار گندیده سگی رسیدند حوارییون گفتند چقدر این سگ بوی بدی دارد و متعفن است . حضرت عیسی (ع) فرمود : این سگ چه دندانهای سفید و خوش آیندی دارد . ایشان با این سخن به حوارییون آموختند که در کنار بدی خوبی را نیز می توان دید.

در روایت دیگری نقل شده است روزی حضرت عیسی (ع) نشسته بود و به پیرمردی می نگریست که بیل در دست با كوشش بسیار زمین را برای کشت و کار می کند . آن حضرت عرض کرد خداوندا طول امل را از او بردار چون دعای آن حضرت مستجاب شد پیرمرد بیل را به زمین انداخت و خوابید. عیسی (ع) دوباره دعا کرد خداوندا طول امل را به او برگردان.

پیرمرد همان ساعت برخاست بیل را به دست گرفت و به کار پرداخت . حضرت عیسی (ع) از او پرسید چرا بیل را انداختی و دوباره آن را برداشتی گفت : در میانه کار به ذهنم رسید تا کی می خواهی کار کنی به این مرتبه از پیری رسیده ای و نمی دانی که از عمر تو چه مقدار باقی خواهد بود پس بیل را انداختم و خوابیدم . اما دوباره به ذهنم رسید تا زنده ایم معیشتی می خواهیم . پس برخواستم و به کار پرداختم .

به سند معتبر از نبی اکرم (ص) نقل شده است : حوارییون به عیسی بن مریم (ع) عرض کردند : ای روح الله با چه کسی هم نشینی کنیم ؟

فرمود با کسی بنشینید که دیدار او خدا را به یاد شما آورد و گفتار او بر آگاهی شما بیافزاید و عمل او شما را به آخرت علاقه مند کند .

نبی اکرم (ص) فرمود : روزی حضرت عیسی (ع) از کنار قبری گذشت که صاحب آن را عذاب می کردند سال بعد از کنار همان قبر گذشت ولی دیگر صاحب آن را عذاب نمی کردند . عیسی (ع) به خداوند عرض کرد : خداوندا سال پیش از کنار این قبر گذشتم صاحبش را عذاب می کردند ولی امسال عذاب برداشته شده بود سبب این امر چیست ؟ به آن حضرت وحی رسید ای روح الله صاحب این قبر فرزندی داشت چون به سن بلوغ رسید صالح شد و راهی از راههای موحدان را برای ایشان اصلاح کرد که عبورشان از آن آسان باشد همچنین یتیمی را نزد خود جای داد پس او را برای آنچه فرزند او کرد آمرزیدم .

نبی اکرم (ص) فرمود : روزی عیسی (ع) به یحیی گفت اگر کسی در حق تو صفت بدی را بگوید که در تو باشد بدان آن گناهی است که به یاد تو آورده است . پس از آن گناه توبه و استغفار کن اگر هم در حق تو گناهی را که در تو نباشد بگویند بدان آن حسنه ای است که برای تو نوشته شده است . بی آنکه رنج و سختی بکشی .

روزی حضرت عیسی (ع) برای انجام کاری رهسپار محلی گردید سه تن از اصحابش نیز با او هم سفر شدند در میانه راه به سه خشت طلا رسیدند که بر سر راه افتاده بود . حضرت به اصحاب خود گفت : این طلاها مردم را خواهد کشت . همین که  کمی پیشتر رفتند یکی از اصحاب پیش آمد و عذر خواست و گفت که کاری دارد و مرخص شود و برگردد چند گامی دیگر که رفتند دومی و سومی نیز همین بهانه را آوردند و جدا شدند .

هر سه برگشتند تا خشتهای طلا را بردارند دو نفر از آنها به سومی گفتند تا ما اینها را جمع می کنیم تو برو و طعامی برای همه ما بخر و بیار . او رفت و غذایی خرید آنگاه زهری درون آن ریخت تا آن دو نفر را بکشت و خود همه طلاها را فرا چنگ آورد . از سوی دیگر آن دو نیز با یکدیگر نقشه کشیدند که چون او باز گشت او را بکشند و خود طلاها را تصاحب کنند وقتی او برگشت آن دو نفر برخواستند و او را کشتند سپس از طعامی که وی آورده بود خوردند و هر دو مردند. هنگامی كه حضرت عیسی (ع) از كار خود برگشت، دید هرسه مرده اند. آنان را به امر خدا زنده کرد و گفت نگفتم که این خشت ها مردمان بسیاری را خواهد کشت ؟

ورام ابن ابی فراس می گوید : عیسی (ع) به حوارییون فرمود : ای گروه حوارییون من دنیا را برای شما به رو بر زمین انداختم و شما را از دنیا جدا کردم پس چنان نباشد که پس از من دوباره او را از زمین بلند کنید و به آن علاقه مند گردید زیرا از پستی دنیاست که خدا را در آن نافرمانی کنند و معصیت خداوند در آن انجام شود و از پستی دنیاست که آخرت جز با واگذاردن آن به دست نیاید . پس دنیا را گذرگاه بدانید و آن را بازسازی نکنید و بدانید که اصل و ریشه هر خطائی محبت و دوستی دنیا است و چه بسا شهوتی که برای صاحبش اندوهی دراز به بار آورد.

 

از امام صادق ( ع) روایت شده است عیسی بن مریم به اصحاب خود فرمود برای دنیا کار می کنید در صورتی که بدون کار و عمل در دنیا روزی می خورید و برای آخرت کار نمی کنید با این که در آنجا جز از راه کار و عمل روزی ندارید .

وای بر شما ای دانشمندان بدکار مزد می گیرید ولی کاری انجام نمی دهید . نزدیک است که کار فرما کار خود را بخواهد و زود است که شما از این دنیا به تاریکی قبر بروید .

امام سجاد (ع) فرمود : عیسی بن مریم (ع) به حواریون فرمود: جز این نیست که دنیا مانند پل است پس از آن بگذرید و به آبادانی آن نپردازید .

امام رضا (ع) فرمود عیسی بن مریم (ع) به حواریون گفت ای بنی اسرائیل هنگامی که دین شما سالم بود بر دنیای از دست رفته خود تاسف نخورید . دنیا پرستان هنگامی که دنیایشان سالم است برای آن چه از دینشان رفته است تاسف نمی خورند .

 

حضرت عیسی مسیح (ع) به یاران خود فرمود :

به حق و راستی می گویم اگر دل های خود را با یاد مرگ نرم نکنید و به دشواری عبادت آن را هموار نسازید سنگین و سرکش می شود . خانه تاریک را چه سود می بخشد چراغی که در بامش روشن کنند در حالی که میان خانه تاریک و وحشتناک باشد . به همین ترتیب نور علمی که از دهان های شما بیرون آید و دلهای شما از آن بی بهره باشد به شما سودی نمی رساند پس بشتابید و در خانه های تاریک خود چراغ بر افروزید دل های سنگین و تیره خود را به نور حکمت روشن گردانید پیش از آن که زنگ گناهان بر آن ها بنشیند و از سنگ سخت تر شود چگونه می تواند بارهای سنگین بر دارد کسی که در بر داشتن آن ها از مردم یاری نجوید ؟ چگونه از گناهان سبک می شود کسی که آمرزش آنها را از خداوند نخواهد ؟

چگونه پاکیزه می شود جامه کسی که آن را بپوشد و نشوید ! چگونه از گناهان پاک می شود کسی که آن ها را به حسنات تکفیر نکند ! چگونه از غرق شدن نجات می یابد کسی که از دریا بدون کشتی گذر کند چگونه از فتنه های دنیا رهایی می یابد کسی که در عبادت نکوشد چگونه مسافر بی راهنما به منزل می رسد چگونه به بهشت می رسد کسی که مسائل دین خود را نداند ؟

چگونه به خشنودی خدا می رسد کسی که فرمانبرداری او نکند چگونه عیب روی خود را می بیند کسی که در آیینه نظر نکند چگونه دوستی با دوست خود را کامل می گرداند کسی که بعضی از آن چه را نزد خود دارد در راه او ندهد چگونه محبت پروردگارش را کامل می گرداند کسی که بعضی از آن چه را خدا روزی او قرار داده است به خدا قرض ندهد !

به راستی همان گونه که اگر کشتی در دریا غرق شود به دریا زیانی نمی رساند گناهان شما نیز از بزرگی خدا چیزی نمی کاهد و به او زیانی نمی رساند بلکه به خود زیان می رسانید همان گونه که نور آفتاب با استفاده ی مردم کاهش نمی یابد و همه از آن بهره می برند هر اندازه به بندگان خود بدهد از خزانه خدا چیزی کاسته نمی شود شما به روزی او زندگی می کنید و هر که شکر نعمت او کند خداوند نعمتش را افزون می گرداند .

امام صادق (ع) فرمود عیسی (ع) به اصحاب خود فرمود :

ای فرزندان آدم از دنیا به سوی خود بگریزید و دل هایتان را از آن بردارید زیرا شما شایسته آن نیستید و دنیا نیز شایسته شما نیست شما در آن نخواهید ماند و دنیا برای شما پایدار نمی ماند دنیایی است پر فریب و پر ماجرا فریب خورده کسی است که مغرور آن گردد و زیان کار کسی است که به آن دل ببندد و هلاک شونده کسی است که آن را دوست بدارد و بخواهد به درگاه آفریدگار خود توبه کنید و از پروردگار بترسید، واهمه کنید از روزی که پدر مجازات پسر را نکشد و فرزندی به جای پدر مجازات نشود .

پدرانتان کجا هستند ؟ مادرانتان کجایند ؟ خواهران و برادرانتان کجایند ؟ فرزندانتان کجایند ؟ آنان را خواندند آنان نیز اجابت کردند و این جهان را بدرود گفتند با مردگان همنشین گشتند و در شمار هالکان در آمدند و از دنیا رفتند از دوستان جدا شدند و به آن چه از پیش فرستادند نیازمند گردیدند و از آن چه به جای نهادند بی نیاز گشتند تا به چه کسی پند داده شوید ؟ و تا چند جلوگیری شوید ولی خودداری نکنید و در بی خبری و سرگرمی باشید چرا از کسی که شما را آفریده است شرم ندارید با این که او نافرمان خود را به دوزخ تهدید کرده است و شما تاب آن را ندارید و فرمانبردارش را وعده بهشت و زندگی در فردوس اعلا داده است پس شما در رسیدن به بهشت با یکدیگر رقابت کنید و از بهشتیان باشید و نسبت به خود انصاف دهید و با ناتوانان و نیازمندان مهربان باشید از روی اخلاص به درگاه خدا توبه آرید بندگانی نیکوکار باشید نه پادشاهی ستمکار و فراعنه ای سرکش که در برابر خدایی که آنان را به مرگ در بند کرده است سر کشی می ورزند او جبار جباران پروردگار زمین و آسمان معبود پیشینیان و آیندگان و فرمانروای روز جزا سخت کیفر و دارای عذاب دردناکی است هیچ ستمکاری از دست وی در نرود و چیزی از او فوت نشود هیچ چیز بر وی نهان نماند و چیزی از او نهفته نگردد دانش وی همه چیز را شمارش کرده و به جایگاهش فرود آورد بهشت باشد یا دوزخ .

ای آدمی زاده ی ناتوان به کجا می گریزی از کسی که در تاریکی شب و روشنی روزت،تو را می جوید و در هر حالی از حالت ها تو را می طلبد؟ به خوبی تبلیغ کرد هر که پند داد و رستگار گردید و هر که پند گرفت .

شیخ مفید در کتاب اختصاص از امام صادق روایت کرده است  عیسی بن مریم (ع) فرمود من بیماران را مداوا کردم و به اذن خدا ایشان را شفا دادم . کور مادر زاد و شخص برص دار به اذن خدا بهبودی دادم و مردگان را زنده کردم ولی شخص احمق را نتوانستم اصلاح و درمان کنم

به آن حضرت گفتند : احمق کیست فرمود شخص خود پسند و خود رای کسی که هر فضیلت و بر تری را برای خود می بیند نه برای دیگران و همه جا حق را به خود می دهد نه دیگران این است احمقی که بهبودی و مداوایش ممکن نیست .

 حضرت عیسی (ع) فرمود خوشا به حال کسی که ترک کند شهوت حاضری را برای ثوابی که به او وعده کرده اند و ندیده است .

عیسی بن مریم (ع) فرمود:«سه ویژگی در مال است: یا از راه حرام کسب می کند که عقاب دارد یا از حلال کسب  و در غیر جایگاه مصرفش، خرج می کند که آن نیز عقاب دارد. یا این که از حلال کسب و در جایگاه مصرفش خرج می کند که اصلاح مال، او را به عبادت پروردگارش مشغول می سازد».


یکشنبه هشتم فروردین 1389

نوروز در شعر امام خمینی رحمه الله علیه

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :منتخب اشعار شاعران ،


باد نوروز وزیده است به كوه و صحرا

جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست

نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما

صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند

جام مى گیر ز مطرب، كه روى سوى صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند

من سرمست زمیخانه كنم رو به خدا

عید نوروز مبارك به غنى و درویش

یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا

گرمرا ره به در پیر خرابات دهى

به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا

سالها در صف ارباب عمائم بودم

تا به دلدار رسیدم، نكنم باز خطا [1]

حضرت امام(ره) ضمن مبارك شمردن عید نوروز بر فقیر و غنى و پوشیدن جامه نو در این ایام، و رفتن به كوه وصحرا و باغ و بستان را ستوده و در وصف بهار قصیده ذیل را سروده است:

بهار شد در میخانه باز باید كرد

به سوى قبله عاشق نماز باید كرد

نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد

كه دل ز هردو جهان بى نیاز باید كرد

كنون كه دست به دامان سرو مى نرسد

به بید عاشق مجنون، نیاز باید كرد

غمى كه در دلم از عشق گلعذاران است

دوا به جام مى چاره ساز باید كرد

كنون كه دست به دامان بوستان نرسد

نظر به سرو قدى سرفراز باید كرد [2



[1]. دیوان شعر امام خمینى(ره)، ص 39، چاپ ششم، دفتر نشر آثار حضرت امام(ره)، سال 1374 شمسى.

[2]. همان، ص 80.



شنبه بیست و نهم اسفند 1388

عید نوروز مبارک

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :متفرقه ،

عید نوروز چگونه شکل گرفت

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

پیدایش جشن نوروزی

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

منبع : مجله موفقیت


جمعه بیست و هشتم اسفند 1388

ناگفته‌های نهضت ملی شدن صنعت نفت

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :ایرانشناسی و تاریخ ایران و جهان ،


گفت و گو با حجت الاسلام روح الله حسینیان

 
در آستانه سالگرد ملی شدن صنعت نفت هستیم، معروف است كه شما در مورد عوامل ملی شدن صنعت نفت سخن دیگری غیر از آنچه معروف است دارید؟
بله، من معتقدم آنچه در ملی شدن صنعت نفت شهرت پیدا كرده، و تاریخ نویسان ملی گرا آن را شهرت دارند یا با اسناد و مدارك هم خوانی ندارد به همین جهت معتقدم باید پرونده نهضت ملی شدن صنعت نفت بار دیگر بازخوانی شود.
تحقیقات من نشان می‌دهد طرح اندیشه‌ی ملی شدن صنعت نفت و سپس تبدیل آن به یك خواست عمومی و سپس بسیج توده‌های مردم توسط نیروهای مذهبی به رهبری آیت‌الله كاشانی انجام گرفته است.
آیا اعتقاد شما این است كه مصدق و جبهه‌ی ملی در ملی شدن صنعت نفت نقشی نداشته‌اند ؟
در واقع ملی شدن صنعت یك فرایندی بود كه از بعد از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین آغاز شد. می‌توانیم عوامل مهم ملی شدن صنعت نفت را در نقش طیفی از نیروهای مذهبی به رهبری آیت‌الله كاشانی و طیف آرمانگرا را به رهبری فداییان اسلام از یك طرف نقش نمایندگان مجلس و نقش نیروهای ملی گرا تبیین كنیم كه هر كدام از اینها در زمان خاصی نقشی را ایفا كردند كه هیچ كدام تأثیری مانند نقش نیروهای مذهبی در حوزه‌ی زمانی گسترده نداشته‌اند.
قدری واضح‌تر نقش این سه عامل را بیان کنید؟
اجازه دهید ابتدا به نقش نمایندگان در مجلس شورای ملی بپردازم در این زمان نمایندگان از چند طیف تشكیل می‌شدند. نیروهای چپ گرا و طرفدار سیاست شوروی و به اصطلاح روس فیل‌ها و طیف دیگر از راست گرایان طرفدار انگلیس یا انگلوفیل‌ها این دو طیف در مجلس چهاردهم و پانزدهم فعال بودند. البته در مجلس پانزدهم یك اقلیت قدرت مند در اطراف سید حسین مكی تجمع كردند كه نقش مهمی را در حوزه‌ی نفت ایفا كردند.
عمده‌ی فعالیت چپ گرایان و راست گرایان محدود كردن منافع قدرت‌های شوروی و انگلیس بود. به این معنا كه راست گرایان سعی می‌كردند منافع شوروی را محدود یا مورد ضربه قرار دهند و چپ گرایان منافع انگلیس را مورد هدف قرار می‌دادند به همین جهت چند طرح در مجلس به تصویب رسید كه حائز اهمیت است اولین طرح توسط مصدق تهیه شد. یعنی درست در زمانی كه كافتارادزه معاون كمیساریای ملی امور خارجه برای مذاكره یك قرار داد نفتی دارد ایران شده بود، مصدق با یك طرح دولت از هر گونه مذاكره قانونی در مورد نفت منع كرد. این طرح در یازدهم آذر 1323 به تصویب مجلس رسید.
طرفداران شوروی كه در مجلس از تصویب این طرح یكه خورده بودند درست در فردای آن روز طرح لغو قرارداد 1312 نفتی با انگلیس را به مجلس پیشنهاد كردند. ولی مصدق با آن مخالفت كرد و اعلام نمود قرارداد چون طرفینی است نمی‌شود یك طرفه آن را لغو كرد.
چپ گرایان كه از طرح این ماده واحد شكست خوردند در انتظار فرصت بودند تا مجددا مسئله‌ی مقاوله نامه‌ی نفتی شوروی و احمد قوام در مجلس مطرح شد. این بار چپ گرایان توانستند از فضای موجود استفاده و در طرح رد مقاوله نامه بندی را اضافه كنند كه ضربتی همانند به منافع انگلیس بود. در بند (ه) این طرح دولت موظف شد تا برای احقاق حق ایران از شركت نفت جنوب اقداماتی را به عمل آورد.
بند(ه) سرانجام منجر به قرارداد الحاقی گس – گلشائیان شد. این قرارداد در پایان دوره‌ی مجلس 15 در مجلس مطرح شد، اما اقلیت مجلس پانزدهم با نطق‌های طولانی مانع از تصویب آن شدند. بعد از لایحه گس گلشائیان تمام هم و غم انگلیس، دربار و راست گرایان بر این شد كه این قرارداد را به تصویب برسانند و به همین جهت مثلث قدرت دولت قدرتمند رزم‌آرا را سر كار آوردند تا این لایحه را تصویب كند و رزم‌آرا با تمام قدرت این مأموریت خود را آغاز كرد.
د رمجموع نقش نمایندگان مجلس به ممنوعیت امتیاز نفت به شوروی و اصلاح قرارداد نفتی ایران انگلیس در ضمن لایحه‌ی گس – گلشائیان شد. باید اذعان كرد بحث‌ها ی نفتی در مجلس در مردم و جامعه اثر بسیار مثبت داشت.
از اینجا به بعد نقش نیروهای مذهبی جدی‌تر و مؤثر می‌شود و آیت‌الله كاشانی و روحانیون طیف وابسته به وی در بسیاری از جمعیت‌ها، سخنرانی‌ها، خطبه‌ها اعیاد قربان و فطر شعار «نفت ایران برای ایرانی» را مطرح كرده بودند و آیت‌الله كاشانی به خاطر اطلاعیه‌ای كه در همین زمینه صادر كرد به بهانه‌ی ترور شاه به لبنان تبعید شد. آیت‌الله در لبنان با ارسال نامه‌های سرگشاده بر شعار «نفت ایران برای ایرانی» پای می‌فشرد. وی در بازگشت پیروزمندانه‌ی خود در اولین سخنرانی، سخن از ملی كردن صنعت نفت به بیان آورد و در اولین بیانیه‌ رسمی كه توسط مصدق در مجلس قرائت گردید روی ملی شدن صنعت نفت اصرار كرد و قرارداد الحاقی گس گلشائیان را مردود شمرد.
مهم‌ترین واقعه‌ای كه در این مقطع اتفاق افتاد انتخابات دوره‌ی شانزدهم مجلس بود كه دربار به رهبری هژیر با دخالت در آن مانع شمارش آراء اعضای جبهه ملی می‌شد.
در اینجا بود كه نیروهای آرمانگرای اسلامی وارد كارزار شدند و با دو عملیات سرنوشت ساز دو مانع عمده را بر طرف و موجب به قدرت رسیدن نیروهای جبهه ملی گردیدند.
فداییان اسلام با ترور هژیر رژیم را وادار به عقب نشینی كردند و رژیم مجبور شد نتیجه‌ی انتخابات را مخدوش و باطل اعلام كند و با تجدید انتخابات اعضای جبهه ملی به مجلس راه یافتند.
دومین نقش مهم را باز فداییان اسلام ایفا كردند. بعد از اینكه نیروهای مذهبی توده‌ها و بسیج كرده بودند به اعتقاد اعضای جبهه ملی و سایر مبارزین این رزم‌آرا تنها مانع ملی شدن صنعت نفت بود و فداییان اسلام قدرت مندترین مانع را از سر راه برداشتند و درست یك هفته بعد مجلس مجبور شد رأی به ملی شدن صنعت نفت صادر نماید.

آیت الله کاشانی به دلیل مقبولیتی که بین عالمان بزرگ بلاد داشت،توانست مراجع محلی را به صحنه بکشاند و آنان با حمایت از آیت الله و صدور بیانیه امواج مردمی ایجاد کردند.
آیت الله خوانساری یکی از مراجع بزرگ آیت سید محمد روحانی و آیت الله شاهردی از قم، آیت الله بهاءالدین محلاتی از شیراز، آیت الله چهار سوقی از اصفهان، آیت الله حاج شیخ باقر رسولی از رشت، آیت الله حاج شیخ محمدرضا کلباسی از مشهد همچنین روحانیون مانند حاج سید حسین خادمی اصفهانی، حاج شیخ مرتضی مدرسی اردکانی، حاج سید مصطفی سیدالعراقین، حاج شیخ مهدی نجفی و فقیه سبزواری با صدور بیانیه‌ها‌،فتاوا و سخنرانی‌ها‌ توانستند نیروهای مذهبی را بسیج کنند و هر روز تظاهراتی در شهرهای بزرگ ایران برای ملی شدن صنعت نفت بر پا کنند. جالب اینجاست که ترجح بند همه ی فتواها و بیانیه‌ها‌ حمایت از رهبری آیت الله کاشانی بود. آیت الله خوانساری در بیابان فتوائیه خود افزودند: «با اینکه مثل حضرت مستطاب آیت الله کاشانی دامت برکاته که مجتهد عادل و با شهامت و دلسوز و فداکار برای مصالح دین و دنیای مردم، برای بیداری مردم تلاش می‏کند دیگر مجال عذری برای کسی نمی‏ماند» سایر آیات هم با همین لحن از رهبری آیت الله کاشانی حمایت کردند.

پس مصدق از چه وقتی به نهضت مردمی ملی شدن صنعت نفت پیوست؟
اسنادی که موجود است تا آذرماه 1329 که تقریبا ملی شدن صنعت نفت به یک خواست عمومی تبدیل شده بود، هیچ نشانی از موافقت مصدق با ملی شدن صنعت نفت در دست نیست. صورت مجلس دوره چهاردهم نشان میدهد که مصدق با ملی شدن صنعت نفت مخالفت کرده است و آن را قرار دادی طرفینی می‏داند که یک طرفه نمی‏شود فسخ کرد. در مجلس پانزدهم نیز نامه ی مصدق از احمد آباد به مجلس نشان می‏دهد که مصدق از ملی شدن صنعت نفت سخنی به بیان نمی‏آورد، بلکه متاسفانه با قرار داد استعماری گس – گلشاییان با مختصر اصلاحات که شیلینگ کاغذی به شیلنیگ طلا تبدیل شود موافقت می‏کند.
در مجلس شانزدهم نیز فقط نطقی از مصدق ضبط شده است که صحبت از ملی شدن صنعت نفت دارد که آنهم مربوط به بیانیه آیت الله کاشانی است. آیت الله کاشانی بعد از بازگشت پیروزمندانه بیانیه ای صادر کرد و چون نماینده مجلس بود ولی در مجلس شرکت نمی‏کرد، بیانیه اش را به مصدق داد و مصدق در 29 خرداد در مجلس از طرف ایشان قرائت کرد.
حتی در صورت مذاکرات کمیسیون نفت که مصدق رئیس آن بود نیز صحبتی از مصدق که دلالت بر پیشنهاد ملی شدن نفت توسط او را داشته باشد، ضبط نشده است. برای اولین باز در مهرماه حائری زاده پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را داده است.
جالب این است که خود مصدق هم در خاطراتش پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را به فاطمی نسبت می‏دهد. هر چند این ادعا در جایی ضبط نشده در عین حال نشان می‏دهد که خود مصدق هم ادعایی ندارد.
علت این بود که اصولا مصدق و اکثریت اعضای تشکیل دهند جبهه ملی هدفی ضد استعماری نداشتند، آنها در پی انتخاب آزاد بودند به همین جهت در آبان 1328 که تشکیل جبهه ملی را اعلام کردند هیچ اشاره ای به مبارزه بیرونی نداشتند و سخنی از استعمار به میان نیاوردند.
تنها سندی که درست است و نشان می‏دهد اعضای جبهه ملی و مصدق به دنبال ملی کردن صنعت نفت بودند سندی است که دلالت دارد جلسه ای در منزل حاج محمود نریمان با حضور آیت الله کاشانی، شایگان،مکی، صالح، آزاد، بقایی و مصدق تشکیل شد پیشنهادی مطرح شد و به امضای آقایان رسید که نفت ملی شود، ولی مصدق در آن جلسه از امضا خودداری کرد. به گزارش حائری زاده در 29 اردیبهشت 1332 در مجلس شورای ملی، مصدق در آن جلسه مخالفت کرد و استدلال کرد اگر قرارداد 1933 رضا شاه را لغو کنیم قرارداد دارسی به فوت خود باقی می‏ماند. البته بعدها مصدق را راضی کردند زیر آن ورقه را امضاء کند. به همین خاطر امضای مصدق آخرین امضا و با قلم دیگری است

اینجا یک سوال اساسی مطرح می‏شود و آن اینکه با اینکه مصدق به عنوان رئیس کمیسیون نفت چندان با ملی شدن نفت موافق نبود و سایر اعضای کمیسیون هم به دلیل خاستگاه طبقاتی و وابستگی به قدرت‌ها‌ و دربار علی القاعده نباید با ملی شدن نفت موافق باشند پس چطور کمیسیون نفت روز 17 اسفند پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را در صحن مجلس مطرح کرد؟


سوال بسیار دقیقی است و شاید تحلیل آن بسیاری از تاریکی‌ها‌ی تاریخی را حل کند. شاید بهترین پاسخ به این سوال، تحلیل متن پیشنهاد مذکور است. در متن پیشنهاد چنین آمده است:  «نظر به اینکه ضمن پیشنهادات واصله به کمیسیون نفت پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورد توجه و قبول کمیسیون نفت قرار گرفته....»
این متن نشان می‏دهد که پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت از خارج از کمیسیون نفت وارد شده و واژه واصله این معنا را به خوبی روشن می‏کند.
بنابراین بهتر است حوادث بیرونی قبل از آن روز را مورد مطالعه قرار دهیم.
عرض کردم که بعد از بازگشت پیروزمندانه آیت الله کاشانی و ملی شدن صنعت نفت تبدیل به یک خواست ملی شد. علما وارد صحنه شد. جالب این است که عبارت کمیسیون نفت قبل از آن درست در بیانیه‌ها‌ علما و آمده بود. شما به این عبارت آیت الله شاهرودی در بیانیه اش توجه کنید: «جای هیچ گونه تردیدی نیست که کوتاه کردن دست اجانب از کشور و مسلمین و ملی نمودن صنعت نفت در سراسر کشو بر هر مسلمانی لازم و واجب است. »
عبارت بیانیه آیت الله قمی شاید گویاتر باشد: «چون آیت الله کاشانی در راس این نهضت مقدس قرار گرفته اند و کمال جدیت امر و قیام می‏فرمایند بر ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور راهی برای شبهه باقی نمی‏ماند»

ممکن است اقدامات آیت الله کاشانی را پس از بازگشت به ایران توضیح دهید؟
اتفاقا با اشاره به اقدامات آیت الله کاشانی نقش نیروهای مذهبی در ملی شدن صنعت نفت روشن تر می‏شود.
آیت الله کاشانی علاوه بر سخنرانی‌ها‌، اعزام مبلغ به شهرها، پیام به علما و مردم، چند كار مهم و تعیین كننده كرد. درست یك هفته بعد از ورود به ایران یعنی قبل از حكومت رزم آرا و درست در زمانی كه قرارداد الحاقی در مجلس مورد بحث قرار گرفته بود، پیامی به مجلس فرستاد كه این پیام توسط مصدق در 28 خرداد در مجلس قرائت شد. قبل از طرح ملی شدن در كمیسیون نفت یا صحن مجلس آیت الله در این پیام رسما اعلام كرد كه «مردم با هر قراردادی كه قرارداد 1312 را تثبیت كند مخالف هستند.» آیت الله از طرف مردم اعلام كرد كه: «نفت ایران متعلق به ملت ایران است و به هر ترتیبی كه بخواهد نسبت به آن رفتار می‏كند و قرارداد غیرقانونی كه با اكراه و اجبار تحمیل شود، هیچ نوع ارزش قضایی ندارد.»
بعد از روی كار آمدن رزم آرا و تلاش وی برای تصویب قرارداد الحاقی، آیت الله بیانیه ای صادر كرد كه بازتاب گسترده ای در مطبوعات داخلی و خارجی داشت. آیت الله با برشمردن مصیبت‌ها‌ی مردم تصریح كرد كه: «ملی شدن صنعت نفت در ایران تنها چاره ی بیچارگی‌ها‌ی ماست». آیت الله در همین اطلاعیه با فتوای دینی خطاب به مردم گفتند: «ناچارم این آرزوی عمومی را یك بار دیگر بیان كنم تا با نام سعادت ملت ایران و به منظور كمك به تامین صلح جهانی همه ی افراد مملكت بخواهند كه صنعت نفت ایران در مناطق كشور بدون استثنا ملی اعلام شود.»
یك هفته بعد بود كه كمیسیون نفت قرارداد الحاقی را رد كرد و آن را فاقد توانایی برای استیفای حقوق ملت دانست. بعد از اینكه كمیسیون نفت قرارداد الحاقی را رد كرد آیت الله كاشانی بر اقدامات اجتماعی خود افزود. وی چندین تظاهرات بزرگ را در تهران ترتیب داد.
آیت الله با صدور اطلاعیه از مردم خواست تا اول دی برای درخواست ملی كردن صنعت نفت در مسجد شاه اجتماع كنند و این اولین اجتماع عظیمی می‏باشد كه در آن سخنرانان و مردم خواستار ملی شدن صنعت نفت شدند.
مجددا آیت الله یك هفته بعد را اعلام تظاهرات كرد. مردم عظیمی در میدان بهارستان اجتماع كردند
به قول حسین هیكل كه آن روز شاهد آن تظاهرات بوده چنین گزارش كرده «صدای آیت الله كاشانی در تمام گوشه و كنار دنیا همچنین می‌پیچد.» وی این تظاهرات را صد هزار نفر تخمین زد كه مثل قضا و قدرالهی به سوی پارلمان پیش می‏رفتند و كاخ شاه به نیروهای انتظامی دستور داد در مقابل آیت الله استقامت نكنند.
مجددا آیت الله در ششم بهمن تظاهرات عظیمی را در مسجد شاه ترتیب داد كه خواست سخنرانان و تظاهر كنندگان، ملی شدن صنعت نفت در سراسر كشور بود.
مهمترین حمایت آیت الله از تظاهرات 11 اسفند فداییان اسلام بود كه آیت الله با صدور اطلاعیه از مردم خواست تا در تظاهرات آنها شركت كنند. در همین تظاهرات بود كه سید عبدالحسین واحدی مرد شماره 2 به رزم آرا اتمام جهت كرد یا نفت باید ملی شود یا كشته خواهد شد.
شجاعانه ترین موضع گیری آیت الله روز بعد از قتل رزم آرا بود. با قتل رزم آرا خیلی‌ها‌ وحشت كرده بودند و می‏خواستند به صورت موقت هم كه شده خود را مخفی كنند ولی آیت الله یك روز بعد از قتل وی اعلام راهپیمایی كرد. این تظاهرات درجلو مجلس در میدان بهارستان برقرار گردید و كمیسیون نفت در همان روز تصمیم خود را مبنی بر ملی شدن صنعت نفت اعلام كرد.
سرانجام تصمیم 17 اسفند كمیسون نفت در روز 24 اسفند در مجلس طرح شد و ملی شدن صنعت نفت به تصویب رسید.
شاید تفسیر رادیو لندن توضیح بیشتری بر نقش آیت الله باشد. رادیو لندن با تفسیری بی ادبانه و با لحنی عصبانی همان شب اعلام كرد: این طرح توسط عده‌ای مرتجع همچنین یك عده ملای متعصب كه در رأس آنها سید ابوالقاسم كاشانی است پشتیبانی شده است.

عملیات قتل رزم‌آرا توسط فداییان اسلام چقدر اهمیت داشت و این عمل چه نقشی را ایفا كرد؟
طبق اسناد موجود انگلیس، دربار و شركت نفت همه‌ی تلاش خود را متحد كرده بودند كه لایحه‌ی الحاقی تصویب شود و هر سه نیرو رزم‌آرا را مرد این پیكار یافتند. رزم‌آرا تمام توان خود را به كار برد. طبق اسناد موجود همه‌ی كسانی که در این اواخر یعنی بهمن و اسفند 29 به این نتیجه رسیده بودند كه باید نفت ملی شود به این نتیجه رسیده بودند كه همه‌ی عوامل اجتماعی و زمینه‌ها برای ملی شدن صنعت نفت آماده شده و به اصطلاح مقتضی موجود است، ولی مانع هم موجود است و این تنها مانع باید برداشته شود و این تحلیل درست از كار در آمد و در همین مجلسی كه كمیسیون نفت نمی‌توانست تصمیم بگیرد یک روز بعد از قتل رزم‌آرا كمیسیون تصمیم گرفت و خواستار ملی شدن صنعت نفت شد چون تنها از رزم‌آرا می‌ترسیدند.
جالب است بدانید كه در اواخر آذر ماه یازده نفر از نمایندگان جبهه ملی و غیره طرحی را برای ملی كردن نفت تهیه و یازده امضاء جمع کردند ولی یك نفر دیگر در مجلس نبود كه این طرح را امضا كند كه قابل طرح در مجلس باشد، همین مجلس در 24 اسفند تقریبا به اتفاق آرا ملی شدن صنعت نفت را تصویب كردند، و این می‌تواند نشان دهد كه رفتن رزم‌آرا چقدر نقش‌آفرین بود.


تعداد کل صفحات: 37 1 2 3 4 5 6 7 ...