سه شنبه بیستم بهمن 1388

مفاهیمی از آیه ملک(26 آل عمران)

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :علوم قرآنی ،

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِی الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (26)
بگو: خداوندا، اى مالك حقیقى هر مملوك، و اى حاكم مطلق بر همه حكومت‏ها، به هر كه خواهى حكومت مى‏بخشى، و از هر كه خواهى حكومت را بازمى‏گیرى، و هر كه را خواهى عزت مى‏دهى، و هر كه را خواهى خوار مى‏گردانى، (حقیقت) خیر در دست توست، حقّا كه تو بر هر چیزى توانایى (26)
سوره مباركه آل عمران


آنچه در این آیه در مورد اعطاى عزّت و ذلّت از جانب خداوند آمده، طبق قوانین و سنّت اوست وبدون جهت ودلیل خداوند كسى را عزّت نمى‏بخشد ویا ذلیل نمى‏سازد. مثلاً در روایات مى‏خوانیم: هر كس براى خداوند تواضع و فروتنى كند، خداوند او را عزیز مى‏كند وهر كس تكبّر نماید، خدا او را ذلیل مى‏گرداند.
بنابراین عزّت و ذلّت از خداست، ولى ایجاد زمینه‏هاى آن به دست خود ماست.

1- مالك واقعى تمامى حكومت‏ها خداست. مُلك براى غیر خدا، موقّتى و محدود است. «مالك الملك»

2- اكنون كه مالك اوست پس دیگران امانتدارى بیش نیستند و باید طبق رضاى مالك اصلى عمل كنند. «مالك الملك»

3- اگر انسان مالك مُلك نیست چرا از داشتن آن مغرور و با از دست دادنش مأیوس شود! «مالك الملك»

4- خداوند به هر كس كه شایسته و لایق باشد، حكومت مى‏دهد. همان گونه كه به سلیمان، یوسف، طالوت و ذوالقرنین عطا نمود. «تؤتى الملك من تشاء»

5 - حكومت و حاكمیّت، دلبستگى‏آور است. «نزع» به معناى كندن است و نشانه یك نوع دلبستگى است.

6- عزّت و ذلّت به دست خداست، از دیگران توقّع عزّت نداشته باشیم. «تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء»

7- توحید در دعا و عبادت یك ضرورت است. «بیدك الخیر»

8 - آنچه از اوست، چه دادن‏ها وگرفتن‏ها، همه خیر است، گرچه در قضاوت‏هاى عجولانه‏ى ما فلسفه‏ى آن را ندانیم. «بیدك الخیر»

9- سرچشمه‏ى بدى‏ها عجز و ناتوانى است. از كسى كه بر هر كارى قدرت دارد چیزى جز خیر سر نمى‏زند. «بیدك الخیر انك على كل شى‏ء قدیر»


یکشنبه هجدهم بهمن 1388

شیعیان واقعى از دیدگاه امام هشتم

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :سیره و روایات معصومین علیهم السلام ،لطائف و حکایات ،

امام رضا(ع ) در خراسان بود و در ظاهر ولى عهد ماءمون به شمار مى آمد، جمعى از شیعیان براى دیدار آنحضرت به خراسان آمده بودند، و از دربان اجازه ورود مى خواستند، دربان براى آنها از آنحضرت اجازه مى طلبید ولى آنحضرت اجازه نمى داد.
آنها دو ماه پى در پى در هر روز دوباره (و جمعا 60 بار) به در خانه آنحضرت آمده و اجازه ورود طلبیدند و به دربان گفتند به امام رضا (ع ) بگو ما جمعى از شیعیان شما هستیم ، وقتى دربان تقاضا و پیام آنها را به امام رضا عرض ‍ مى كرد، امام مى فرمود:
((من فعلا اشتغال دارم به آنها اجازه ورود نده )).
سرانجام آنها به دربان گفتند: از جانب ما به امام عرض كن ، ما از بلاد دور آمده ایم و مكرر اجازه خواسته ایم و جواب منفى داده اید دشمنان ما، ما را شماتت خواهند كرد، اگر بدون ملاقات با شما به وطن باز گردیم ، نزد مردم ، شرمنده و سر افكنده خواهیم شد...
دربان ، پیام آنها را به امام ابلاغ كرد، امام فرمود: به آنها اجازه ورود بده .
دربان به آنها اجازه داد، آنها به محضر آنحضرت رسیدند و پس از احوالپرسى ، عرض كردند:
((اى پسر رسول خدا، چه شده كه ما به این بى مهرى جانكاه و خفّت و خوارى افتاده ایم و پس از آنهمه بى اعتنائى و عدم اجازه شما، دیگر براى ما آبروئى نماند، علّت چیست ؟
امام رضا (ع ) فرمود: این آیه (30 شورى ) را بخوانید:
((و ما اصابكم من مصیبة فبما كسبت ایدیكم و یعفو عن كثیر.))
:
((هر مصیبتى كه به شما رسد به خاطر اعمالى است كه انجام داده اید و بسیارى را نیز عفو مى كند.))
من در مورد شما به پروردگار و به رسول خدا (ص ) و امیرمؤمنان و پدران پاكم پیروى كردم .
آنها عرض كردند: چرا نسبت به ما بى اعتنا هستید؟
امام رضا (ع ) فرمود: به خاطر آنكه شما ادعا مى كنید از شیعیان امیرمؤمنان على (ع ) هسنید، واى بر شما همانا شیعه على (ع )، افرادى مانند حسن و حسین (ع ) و ابوذر و سلمان و مقداد و عمّار و محمّد بن ابوبكر بودند كه هیچگونه مخالفت با اوامر آنحضرت نمى نمودند، و هیچگاه كارى كه مورد نهى آنها بود انجام نمى دادند ولى شما وقتى كه مى گوئید ما شیعه على (ع ) هستیم در بیشتر اعمال ، با دستورات آنحضرت مخالفت مى نمائید و در انجام فرائض كوتاهى مى نمائید، و در رعایت حقوق برادران ، سستى مى كنید، آنجا كه تقیه واجب است تقیه نمى كنید و آنجا كه حرام است تقیه مى كنید، اگر شما به جاى
((شیعه )) بگوئید ما از دوستان اولیاء خدا و دشمن دشمنان آنها هستیم ، شما را در این قول رد نمى كنم ، ولى شما ادعاى مقام ارجمند (شیعه ) مى كنید اما ادعاى شما با اعمال شما سازگار نیست ، شما راه هلاكت را مى پیمائید مگر اینكه با توبه و انابه ، ضایعات گذشته را جبران كنید.
آنها گفتند: ما استغفار و توبه مى كنیم ، و از این پس خود را به عنوان دوستان شما، و دشمن دشمنان شما، عنوان مى نمائیم (نه شیعه شما).
امام رضا (ع ) فرمود:
((آفرین بر شما اى برادران و دوستان من ))، آنگاه امام از آنها احترام شایان كرد و آنها را نزد خود نشانید و سپس به دربان خود فرمود: چند بار از ورود آنها جلوگیرى كردى ؟
او عرض كرد شصت بار.
امام به او فرمود: شصت بار نزد آنها بیا و به آنها سلام كن و سلام مرا به آنها برسان ، خداوند بخاطر دوستیشان با ما، مشمول كرامت و لطف خاصّ قرار داد، و به آنها از غذاها و اموال بطور وفور، بهره مند ساز و گرفتارى آنها را بر طرف نما.


پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388

اربعین حسینی

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :متفرقه ،





بیستم ماه صفر در تاریخ، به عنوان اربعین حسینی مشهور شده است. در برخی از روایات به بزرگداشت این روز اشاره شده است. در حدیثی از امام حسن عسكری زیارت اربعین به عنوان یكی از نشانه‌های مؤمن شمرده شده است
«اربعین» در منابع، بیشتر به دو رویداد اشاره دارد:
1-   روز مراجعت اسرای كربلا از شام به مدینه؛
2-   روزی كه جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر امام حسین(ع) مشرف شد.
  اما در اینكه در این روز اسرای كربلا به كربلا رسیده باشند، تردیدی جدی وجود دارد.
  شیخ مفید در «مسار الشیعه» آورده است:
 «روز اربعین، روزی است كه اهل بیت امام حسین(ع)، از شام به سوی مدینه مراجعت كردند و نیز روزی است كه جابر بن عبدالله برای زیارت امام حسین(ع) وارد كربلا شد».
 
  شیخ طوسی در «مصباح المتهجّد»و ابن اعثم در الفتوح نیز همین مطلب را ذكر كرده‌اند. میرزا حسین نوری می‌نویسد:
«از عبارت شیخ مفید و شیخ طوسی استفاده می‌شود كه روز اربعین روزی است كه اسرا از شام به مقصد مدینه خارج شدند. نه آنكه در آن روز به مدینه رسیدند
 
در این میان سید بن طاوس در «لهوف»، اربعین را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا ذكر كرده است. ایشان می‌نویسد:
 «وقتی اسرای كربلا از شام به طرف عراق بازگشتند به راهنمای كاروان گفتند: ما را به كربلا ببر. بنابراین آن‌ها به محل شهادت امام حسین(ع) آمدند. سپس در آنجا به اقامه عزا و گریه و زاری برای اباعبدالله پرداختند ...»
 
  ابن نما حلی نیز روز اربعین را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا و ملاقات آن‌ها با جابر و عده‌ای از بنی هاشم ذكر كرده است.
میرزا حسین نوری پس از از نقل قول سید بن طاوس به نقد آن پرداخته است
  رسول جعفریان می‌نویسد:
«شیخ مفید در ارشاد، ابومخنّف در مقتل الحسین، بلاذری در انساب الاشراف، دینوری در اخبار الطوال و أبن سعد در الطبقات الكبری، اشاره‌ای به بازگشت اسرا به كربلا نكرده‌اند».
 
  شیخ عباس قمی هم داستان آمدن اسرای كربلا را در اربعین از شام به كربلا بسیار بعید می‌داند
  محمدابراهیم آیتی و شهید مطهری (ره) نیز آمدن اسرای كربلا را در روز اربعین به كربلا، انكار كرده‌اند. شهید مطهری می‌نویسد:
«جز در كتاب لهوف كه آن هم نویسنده‌اش در كتاب‌های دیگرش آن را تكذیب كرده و لااقل تأكید نكرده، در هیچ كتاب دیگری چنین چیزی نیست و هیچ دلیل عقلی هم این را تأیید نمی‌كند»
 
  امّا در خصوص ورود جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین سال 61 هجری به كربلا، به نظر می‌رسد بین منابع تاریخی چندان اختلافی نباشد. شیخ طوسی می‌نویسد:
«روز اربعین روزی است كه جابر بن عبدالله انصاری صحابی رسول خدا(ص) از مدینه برای زیارت قبر امام حسین(ع) به كربلا آمد و او اولین زائری بود كه قبر شریف آن حضرت را زیارت كرد»
  مرحوم آیتی می‌نویسد:
«جابر بیستم ماه صفر، درست چهل روز بعد از شهادت امام وارد كربلا شد و سنت زیارت اربعین امام به دست او تأسیس گردید»
 
  فردی كه به همراه جابر در این روز به كربلا آمده «عطیه بن سعد بن جناده عوفی كوفی» است. آیتی، در خصوصی شخصیت وی می‌نویسد:
«بسیار شده است كه از روی نادانی و بی‌اطلاعی وی را غلام جابر گفته‌اند، در حالی كه او یكی از بزرگترین دانشمندان و مفسران اسلامی است. وی از بزرگان تابعین و از شاگردان عبدالله بن عباس می‌باشد. و تفسیری در پنج مجلّد بر قرآن مجید نوشته و از راویان حدیث محسوب می‌شود
 
  در كتاب بشارة المصطفی آمده است:
عطیه عوفی می‌گوید، به همراه جابر بن عبدالله انصاری به منظور زیارت قبر امام حسین(ع) وارد كربلا شدیم. جابر نزدیك شریعه فرات رفت. غسل كرد و لباس‌های نیكو پوشید ... سپس به طرف قبر مطهر حركت كردیم. جابر هیچ قدمی را بر نمی‌داشت، الا اینكه ذكر خدا می‌گفت. تا به نزدیك قبر رسیدیم. سپس به من گفت مرا به قبر برسان
  من دست او را روی قبر گذاشتم. جابر روی قبر افتاد و غش كرد. سپس من مقداری آب روی صورتش پاشیدم وقتی به هوش آمد سه بار گفت: یا حسین. سپس گفت: ای حسین چرا جواب مرا نمی‌دهی؟! سپس به خودش گفت: چگونه می‌توانی جواب دهی در حالی كه رگ های گلوی تو را بریده‌اند و بین سر و بدنت جدایی افتاده است. شهادت می‌دهم كه تو فرزند خاتم النبین و سید المؤمنین ... و پنجمین فرد از " اصحاب کساء " هستی ...درود و سلام و رضوان الهی بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسین(ع) حركت كرد و گفت: السلام علیكم ایتها الارواح التی حلت بفناء الحسین ... اشهد انكم اقمتم الصلاة و آتیتم الزكاة و امرتم بالمعروف و نهیتم عن المنكر...
  به نظر می‌رسد روز اربعین روزی است كه اهل بیت امام حسین(ع) از شام به قصد مدینه حركت كرده‌اند. به جز «لهوف كه جریان ورود اهل بیت امام حسین(ع) را در این روز به كربلا نقل كرده، و البته در كتاب‌های دیگرش هم آن را تائید نكرده است، در منابع دست اول مطلبی در خصوص ورود اسرای كربلا در روز اربعین به كربلا وجود ندارد.
 
 


سه شنبه سیزدهم بهمن 1388

گیاه نرگس (گل نرگس)

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :متفرقه ،




گیاه نرگس از خانواده نرگسیان (Amaryllidaceae ) و تیره Narcissus می باشد» نرگس گیاهی دائمی و پیازدار می باشد . پیازهای آن درشت و دارای ورقه های فلسی یا مطبق است . به عبارت دیگر پیاز آن می تواند چندین سال متوالی گل دهد و گل آن همه ساله درشت تر گردد. گلهای نرگس به رنگ سفید ، زرد ، نارنجی ، کم پر و پُر پر هستند . برگهای این گیاه از بن ریشه بصورت صاف یا شیاردار بیرون می آیند و در طول ساقه قرار میگیرند.نرگس‌ها به اندازه‌های مختلف یافت می‌شوند از گلهای 5 اینچی روی ساقه‌‌های 2 فوتی گرفته تا گلهای 5/0 اینچی روی ساقه 2 اینچی.

نرگس‌ها شاید آسانترین و مطمئن‌ترین پرورش از میان خانواده تمام گلها هستند و برای افراد مبتدی در باغبانی ایده‌ آل است. پیاز و برگها حاوی کریستالهای سمی هستند که فقط حشرات اصلی می‌توانند بدون آسیب رساندن به آن از آن مصرف کنند هر چند ممکن است جانوران آنها را از زیر خاک بیرون بیاورند.
تکثیر نرگس‌ها
نرگس‌‌ها به دو روش تکثیر می‌شوند. 1- روش تکثیر غیر جنسی (تقسیم پیاز) که دقیقاً نتیجه‌اش گلی است مانند گل پیاز اصلی. 2- روش تکثیر جنسی (دانه) که نتیجه‌اش گلهایی خواهد بود جدید و متفاوت. دانه‌ها در بخش تخمدان ایجاد می‌شوند این بخش متورم در پشت گلبرگهاست. پس از شکوفه کردن بخش تخمدان متورم می‌شود اما خالی از دانه است. گهگاه باد یا حشرات با آوردن گرده‌های جدید از گلهای دیگر می‌توانند باعث گرده افشانی گل در طول مدت گلدهی آن شوند. وقتی این اتفاق روی داد در تخمدان یک یا تعداد کمی دانه ایجاد می‌شود. نرگس‌های دورگه بوسیله گرده افشانی گل‌ها با تماس دادن و مالیدن دانه گرده از یک گل به کلاله گل دیگر بوجود می‌‌آیند در نتیجه تخمدان می‌تواند تا 25 دانه را در خود ایجاد کند. که هر کدام از آنها یک گیاه کامل را بوجود خواهد آورد. اما برای گلدهی گیاهی که از دانه پرورش می‌یابد باید تا 5 سال صبر کرد.
گلدار بودن نرگس از شش هفته تا شش ماه طول می‌کشد که این بستگی به جایی که شما زندگی می‌کنید و همچنین نوع گونه‌ای که پرورش می‌دهید دارد. بعد از گلدهی اجازه دهید تا گیاه نرگس پیازش را برای سال بعد بازسازی کند. برگها تا آن هنگام سبز هستند. هنگامی که برگها زرد شدند شما می‌توانید آنها را قطع کنید اما تا قبل از آن خیر.
رده بندی انواع نرگس
رده بندی یک گونه کشت شده (قابل کشت) نرگس بر پایه توصیف و سنجش یا از یک رده بندی ارائه شده توسط فردی که گونه‌ها را به ثبت می‌رساند، پایه‌ گذاری شده است.
کد رنگ های استفاده شده برای توصیف رنگ نرگس‌ها به قرار زیر است:

در توصیف گل نرگس هر نرگس را به دو بخش تقسیم می‌کنیم
گلبرگ‌ ها
تاج گل
تاج گل و گلبرگ با استفاده از حروف کد رنگ که مناسب هستند توصیف می‌شوند. نحوه نوشتاری مورد استفاده برای توصیف رده بندی نرگس به شرح زیر است.

برای مثال نرگس « زمزمۀ فرشته » از یک نوع 5 –زرد – زرد است. و به صورت زیر نمایش می‌دهند: ( 5-Y-Y)
- در نوع چهارم از تقسیم بندی کلی نرگس‌های دوتایی حروف کد رنگ به توصیف دقیق مخلوط گلبرگ‌ها و شبه گلبرگها که با نظم خاصی قرار گرفته‌اند می‌پردازد. - اگر گلبرگ و تاج گل دارای یک رنگ واحد باشد از یک کد رنگ برای رده بندی آن استفاده می‌‌شود. چه نرگس‌های وحشی و چه نرگس‌‌هایی که قابل کشت و پرورش هستند اگر دارای نامهایی با مشخصات بالا باشند به صورت طبیعی در یکی از تقسیم بندی‌های 1 تا 12 قرار می‌گیرند قسمت سیزدهم مختص نرگس‌ هایی است که دارای اصطلاحات علمی گیاه شناسی هستند.
تقسیمات سیزده گانه نرگس از روی شکل ظاهری نرگس
نوع اول- شیپوری: یک گل روی ساقه، تاجی به شکل شیپور که حدوداً به اندازه گلبرگ‌ها و گاهی بلندتر از گلبرگهاست.
نوع دوم- تاج بلند: یک گل روی ساقه که اندازه تاج آن بین تا یک گلبرگ کامل است.
نوع سوم- تاج کوتاه: یک گل روی ساقه و اندازه تاج آن کمتر از بلندی گلبرگ‌هاست.
نوع چهارم- دوگانه: نرگس‌هایی که دارای گلبرگ‌ها و یا تاج خوشه‌ای هستند. و روی یک ساقه می‌تواند یک یا بیش از یک گل داشته باشد.
نوع پنجم- سه پرچمی: معمولاً بیش از یک گل روی ساقه دارند سرگل افتاده و بخش گلبرگها عموماً به صورت تاب خورده و برگشته و دارای بافتی ابریشمی است. گلهای این نوع نرگس مانند زنگ‌های آویزان است.
نوع ششم- سیکلامینوس: یک گل روی ساقه گلبرگ ها به طور مشخصی برگشته هستند و تاج آن کشیده و باریک است (مثل این می‌ماند که گلبرگها بوسیله باد خم شده‌اند)
نوع هفتم- جانکوئیلا: دارای گلهای کوچک و گلبرگهای پهن است . عموماً چندین گل روی ساقه است. و گلها بسیار معطر هستند ساقه دارای مقطع عرضی گرد و بخش‌های ساقه و برگ آن نازک شبیه به نی است.
نوع هشتم- تا زِ تا: عموماً دارای 3 الی 20 گل روی یک شاخه قوی است. گلها عموماً خوشبو و دارای تاج بسیار کوتاهی هستند. گلبرگ ها گرد و تا حدی مضرس هستند.
نوع نهم- شاعرانه: عموماً یک گل روی ساقه دارد گلبرگهای سفید رنگ که در بعضی موارد با رنگ تاج در محل اتصال رنگین شده با تاج کوچک صافی که دارای بله‌های قرمز رنگ است. این گل معطر است.
نوع دهم- بالبوکدیم دورگه: گلهایی کوچک شبیه « دامن دورچین » دارد.
نوع یازدهم- تاج مضرس (شکاف دار) : لبه‌های تاج آن دارای شکاف عمیق است (معمولاً شکافها به اندازه طول تاج هستند)
نوع دوازدهم- نرگس‌های متفرقه: نرگس‌هایی که در رده‌بندی‌های ذکر شده بناشده. و عموماً جزء نرگسهای دو رگه هستند.
نوع سیزدهم- انواع گونه‌های وحشی و دورگه
مراقبت از نرگسها
نکاتی برای موفقیت در پرورش نرگس
ماههای مرداد و شهریور بهترین زمان برای کشت نرگس در انگلیس هستند تا ریشه‌ها قبل از شروع زمستان قابلیت رشد را پیدا کنند اگر چه پیازها باید تا ماه مهر کشت شوند ولی تا آبان ماه قابل کشت هستند.
برای کشت، آنها را بطور مجزا با فاصله‌های cm 15 در یک خاک با زهکشی خوب و مناسب کشت کنید به طوری که حدود cm 10 خاک روی پیازها باشد. یک مقدار کود معمولی را با خاک مخلوط کنید و در زیر محل کاشت بریزید و اگر خاک رسی و سنگین است مقداری شن با آن مخلوط کنید تا به زهکشی خاک کمک کند. پیازها را در زمینی که از آب اشباع است نکارید.
نرگس‌ها برای گلدهی سال بعد خود نیاز به انرژی سرازیر شده از ساقه و برگ به پیازها دارند. به همین دلیل برگها را از محل طوقه قطع نکنید چون این کار باعث می‌شود آنها ضعیف شوند. هنگامی که 6 هفته سپری شد بعد از گلدهی می‌توانید برگها را قطع کنید چون تأثیری بر گلدهی سال بعد ندارد.
بعد از پژمرده شدن گلها آنها را از بخش زیرین و پشت تخمدان قطع کنید.
هر پیازی را که در ساقه و برگ آن نشانی از بیماری است خارج کرده و آن را بسوزانید.
پس از گلدهی گیاه را هفته‌ای یک بار آبیاری و بوسیله کودهای غنی از تپاس تغذیه کنید تا هنگامی که برگها زرد شوند.
تعداد زیادی از نرگس‌ها، خیلی خوب به طور طبیعی سبز شده و نیاز به جابجایی ندارند. اگر شما باغ کوچکی دارید و دسته‌های نرگس خیلی زیاد و بزرگ شده‌اند می‌توانید آنها را خارج کرده و تقسیم کنید.
پیازهای خارج شده را در مکانی خنک تاریک و با تهویه مناسب تا زمان کشت بعدی ذخیره کنید.
هم قبل از انبار کردن هم قبل از کشت دوباره، تمام پیازهایی را که هنگام لمس کردن حس می‌‌کنید نرم هستند یا حالت اسفنجی پیدا کرده‌اند را جدا کرده و بسوزانید.
پیازهای کشت شده در گلدان (برای 16 الی 20 هفته) باید حداقل در عمق 5 تا 10 سانتی متری کاشته شوند. که این بستگی به شرایط آب و هوایی منطقه دارد.
بهترین گونه‌ها برای پرورش بستگی به مکانی دارد که می‌خواهید کشت کنید. اگر محیط بزرگی از زمین سبز دارید که می‌خواهید در آنجا نرگس‌ها را کشت کنید نوع « نرگس نما » بهترین نتیجه را دارد. گونه‌های مختلف را در یک بخش با هم مخلوط نکنید که این یک نتیجه کشت خوب نیست.
برای حاشیه و کناره‌های کوچک باغهای سنگی بهتر است از انواع کوچک‌تر برای پرورش مانند « دو به دو » یا « پرتاب شعله » استفاده شود.
در طول زمان پرورش، حداقل دوبار بوسیله قارچ کش شاخ و برگ نرگس‌ها را سمپاشی کنید.

تعداد گونه‌های نرگس
گیاه شناسان در این مورد اختلاف نظر دارند اما حداقل 25 گونه وجود دارد که بعضی از آنها با تنوع بسیار زیاد هستند و دارای چندین دورگه طبیعی هستند با توجه به این گونه‌ها لیست بانک اطلاعاتی فعلی نرگس نمایانگر بیش از 13000 دورگه است که در بین تقسیمات رده بندی شده دوازده گانه قرار می‌گیرند.
پرورش نرگس در گلدان
بهتر است شما از گلدانهای دو گالنی به عنوان اندازۀ استاندارد نرگس ها و از گلدانهای یک گالنی برای نرگس های مینیاتوری و پیازهای کوچک استفاده کنید. بهتر است گلدانها را با کلراکس ضدعفونی کرده و اجازه دهید خاکشان به خوبی زهکشی شود. ترکیب خاکی که من استفاده کردم عبارتست است از یک بخش پرلیت و سه بخش خاک استرلیزه. در انتهای گلدان بر روی یک لایۀ نازک خاک یک مشت از کود 0-10-10 بریزید. اجازه ندهید پیاز های نرگس با کود تماس داشته باشند. و سعی کنید پیاز در 3/1 فوقانی قرار گیرد. اگر پیاز را نزدیک سطح خاک بکارید ریشه ها پیاز را به سمت بیرون از خاک هل می دهند. فقط پیاز های متوسط را در گلدانهای یک گالنی بکارید. براساس اندازۀ پیاز ها می توانید سه الی چهار پیاز را در یک گلدان بکارید. اگر ملاحظه کردید که مقداری از یک پیاز به خارج از خاک آمده است خاک را به آرامی و با دقت کنار زده و پیاز ها را در سطوح پایین تری از خاک بکارید. برای نمایش پیاز ها ترجیح دادم که آنها با هم در تماس نباشند. روشی که اتخاذ کردم ای بود که پیاز ها را حداقل به اندازه ی قطر یک پیاز از هم دور قرار دهم و با فاصلۀ برابر از لبه های گلدان. بعد از اول نوامبر گلدان را آبیاری سنگین نمایید و اجازه دهید پیت ماس سطح خاک کاملا از آب اشباع شود. برای هفتۀ اول هر روز آبیاری کنید. اگر ملاحظه کردید که خاک فوقانی گلدان در حال خشک شدن است به آن آب اضافی دهید. اگر خاک شما قلیایی است از آنجایی که نرگس محیط اسیدی را ترجیح می دهد برای حفظ اسیدیتۀ خاک برای گلدانهای یک گالنی یک قاشق چای خوری Iron rite و دو قاشق برای گلدانهای دو گالنی اضافه کنید. بعد از شکوفه زدن یک مشت کود 5-10-10 به گلدان اضافه کنید. این امر با اضافه کردن کمی پتاسیم کمک می کنند که گیاه برای گلدهی سال بعد پیاز خود را بازسازی کند نرگس نیاز به یک دورۀ تابستانۀ گرمایی دارد. پیاز های نرگس در گلدانها و مخازن عمیق که به ریشه ها اجازۀ رشد می دهند بیشتر رشد می کنند. می توانید پیاز را برای 2-3 سال در داخل گلدان نگهداری کنید. می توانید پیاز ها را در آورده تمییز نمایید و در یک کیسۀ کاغذی یا نایلونی ریخته برچسب زده و در یک جای خشگ و خنک تا پاییز نگه داری کنید.
W- سفید (سفید گونه) G- سبز Y- زرد P – صورتی O- نارنجی R- قرمز 1- تقسیم بندی بر اساس شکل ظاهری که از 1 تا 13 شماره گذاری می‌‌شود. 2- حرف یا حروف کد رنگ باید به درستی برگهای گلبرگ را توصیف کند و پس از آن خط تیره قرار می‌دهیم. 3- حرف یا حروف کد رنگ باید به درستی بخش تاج گل را توصیف کند


یکشنبه یازدهم بهمن 1388

پندهای رسول خدا صلی الله علیه و آله به ابوذر

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :مباحث و مقالات معرفتی ،


از این كه كارى را به آینده موكول كنى و كار امروز را به فردا بیفكنى( تسویف )بپرهیز.
تو امروز، در مقابل امروزت هستى ، از آینده چه خبر دارى ؟
اگر فردایى داشتى ، براى فردایت چنان باش كه براى امروز ت بودى .و اگر به فردا نرسیدى ، بر كوتاهى و قصور امروز، اندوه نخواهى داشت .
اى ابوذر!...
چه بسا كسانى كه به استقبال روزى مى شتابند و در انتظار فردایى هستند ولى هرگز به آن نمى رسند. اگر به اجل و سرنوشت آن بیندیشى ، آرزوهاى دور و دراز، و مغرور شدن به آنها را دشمن خواهى دانست ...
(اى ابوذر!
در دنیا چنان باش كه گویى غریبى هستى ، یا یك رهگذر، و خود را از اهل گور به حساب آور...)
دنیا همچون پلى است كه باید از آن عبور كرد تا به سراى جاودان آخرت رسید. دنیا، یك مسافرخانه است . دنیا، یك منزلگاه سر راه است و ما، مسافرى رهگذر...
ما، آخرتى هستیم ، نه دنیایى . باید از این فرودگاه  براى آن قرارگاه  رهتوشه برگیریم . وطن ما خانه ابدى آخرت است . باید فكر كنیم كه ما را در گور گذاشته اند و فرصت از دست رفته ، و باید حساب عملكرد خود را پس بدهیم . بیا رهتوشه برداریم ..
رسول خدا (ص ) در ادامه صحبتهایش مى فرماید:
(... اى ابوذر!
قبل از بیمار شدن ، از سلامتى ات بهره بردارى كن و قبل از مرگ ، از حیات خود، چرا كه ، نمى دانى نام و نشان تو در فردا چیست .
اى ابوذر! بپرهیز از این كه مرگ ، در حال لغزش و خطا تو را دریابد، كه دیگر نه امكان بازگشتى هست و نه پوزش ، پذیرفته مى شود و نه تو را براى آنچه به جا نهاده اى مى ستایند و نه اشتغالات ، عذرى به حساب مى آید...) .
تعهد در برابر فرصتها
حساسیت پیامبر را نسبت به وقت و گذران عمر و سپرى شدن فرصتها و استفاده شایسته نكردن از آن مى بینیم . پیامبر در ادامه سخنانش با ابوذر، روى این مساءله تاءكید فراوان دارد.
سرمایه داشتن و تجارت نكردن ،
فرصت داشتن و زیان بردن ،
زنده بودن و عمر را به بطالت گذراندن ،
كیمیاى عمر را ارزان فروختن ،
اینها چیزهایى است كه پیامبر اسلام ، بشدت نسبت به آنها حساسیت نشان مى دهد و در هدفدارى حیات انسان ، براى پرداختن به آن ، جایى خاص قرار داده است . باز بشنویم از زبان آن حضرت :
(.. اى ابوذر!
بر عمر خویش ، بیش از درهم و دینارت حریص باش !...)
عقل حسابگر، به محاسبه امور مالى ، دخلها و خرجها، موارد مصرف ، سودها و زیانها، به طور جدى مى پردازد، ولى ... آیا عمر و وقت ، ارزش درهم و دینار را هم ندارد؟! آیا به حساب مصرف عمر هم مى پردازیم ؟!
در رابطه با اعمالمان ، آینده اى پرخوف و خطر در پیش ‍ داریم ،
گردنه هایى صعب العبور، ایستگاههایى براى بازرسى و تفتیش دقیق ، توقفگاههایى براى حساب !
پیامبر دلسوز، و تربیت دهنده جانها، اینها را به ابوذر یادآورى مى كند:
(اى ابوذر!...
هر یك از شما منتظر چیست ؟
ثروتى كه طغیان آور است ؟ فقرى كه نسیان آور است ؟ مرضى كه به فساد مى كشد؟ پیرى و كهولتى كه زمین گیر مى كند؟ یا... مرگى كه شتابان به سراغ مى آید؟ یا دجّالى كه بدترین غایب مورد انتظار است ؟ یا فرا رسیدن قیامت را؟
و... ساعت قیامت ، وحشتبارتر و تلختر است !...)
تعهد علم و دانش
دانش ، نور و روشنایى است .
اما آنگاه كه همراه با تقوا و خدابینى باشد. وگرنه ، دانش ‍ بدون دین و علم بدون عمل ، جزوبال بر گردن دانشمند، چیزى نیست .
علم ، باید نافع باشد و دانش باید به حال جامعه مفید افتد، وگرنه آفت جامعه خواهد بود. پیامبر مى فرماید:در قیامت ، بدترین مردم نزد خداوند، ازنظر موقعیت ، عالم و دانشمندى است كه خود و دیگران از علمش نفع نمى برند.
ثمر علم اى پسر عمل است




ورنه تحصیل علم دردسر است




علم باید در خدمت مردم باشد، و وسیله آگاهى دادن ، بصیرت بخشیدن ، راهنمایى كردن ! نه مایه تفاخر... و سرمایه غرور! نه وسیله مباهات و دانش را به رخ دیگران كشیدن .

ادامه سخن رسول خدا (ص ):
(اى ابوذر!...
هركس دانش بطلبد، تا مردم را به طرف خود جلب كند، هرگز بوى بهشت را نخواهد یافت .
هركس دانش بجوید، تا به كمك آن ، مردم را بهتر بفریبد، هرگز بوى بهشت را نخواهد یافت .)
جنگِ تخصّص  وتعّهد و نزاع تكنیك و تقوا ریشه در همین مساءله دارد.
چو دزدى با چراغ آید گزیده تر برد كالا!
پیامبر اسلام ، برحذر مى دارد كه علم ، در جهتِ فریب مردم به كار رود.
تیغ دادن در كف زندگى مست




به كه افتد علم ، نا كس را به دست





غرور علمى
یكى از بزرگترین شهامتها، اعتراف به جهل  است . اگر چیزى را نمى دانیم ، بدون توجیه و تاءویل ، و شیره مالیدن سر خلق اللّه ، بدون چرب زبانى و سالوس بازى و پشت هم اندازى ، صریح و باشجاعت ، بگوئیم : نمى دانم !
این ، مشكلتر از به خاك رساندن پشت حریف در كشتى است و بیش از شكست دادن دشمن در میدان رزم ، نیرو مى طلبد؛ زیرا اینجا ما با دشمنى ، نیرومند، به نام نفس  دست به گریبانیم كه در خانه دلمان جا دارد. هرچیزى آفتى دارد، و آفتِ علم ، غرور است . غرور علمى ، انسان را از اعتراف به جهل و نادانى باز مى دارد.
از رسول خدا بشنویم :
(... اى ابوذر!
وقتى از چیزى سؤ ال شد كه نمى دانى ، بگو: نمى دانم  .
كه هم از پیامدهاى ناجور آنچه نمى دانى نجات یابى ،
و هم از عذاب خداوند در قیامت !...)
آرى ... این ، شجاعت و قهرمانى مى خواهد. دلیرى فقط در تیغ كشیدن و تیر انداختن نیست . میدان رزم ، فقط جبهه بیرونى جنگ با دشمن رویاروى ، نیست . نفس  نیز حریفى است كه براى مبارزه ، حریف مى طلبد.
پیامبر اسلام ، عبور مى كرد. به جمعیتى كه پیرامون یك قهرمان جمع شده و به تماشاى وزنه برداى و زورآزمایى او ایستاده بودند، برخورد. فرمود:
قهرمان كسى است كه بر نفس  خود غالب شود!
اعتراف به جهل ، یكى از این میدانهاست كه قدرت و غلبه و شجاعت انسان ، آزموده مى شود.
خسارت علم بدون عمل
در اسلام ، آنچه تكلیف آور است . دانایى  و توانایى  است . هرچه انسان بیشتر بداند و بتواند مسؤولیتش ‍ سنگینتر است . علم  و قدرت، زمینه مسؤ ولیت انسان مسلمان است . اگر دانش، دست انسان را نگیرد و به نجات  نرساند، وبال گردن است و مایه بدفرجامى .
خسارت ، از آنِ كسى است كه چیزى نمى داند. خسران زده تر، كسى است كه مى داند ولى عمل نمى كند.
حكیمى را پرسیدند: عالم بى عمل به چه ماند؟
گفت : به درخت بى ثمر. (گلستان سعدى )
آنچه بیشتر مایه رسوایى و خسران است ، مربوط به آخرت است . از زبان پیامبر بزرگ بشنویم :
(اى ابوذر!.
در قیامت ، گروهى از بهشتیان به اهل دوزخ رو كرده ، مى پرسند:
ما به كمك تعلیمها و آموزشهاى شما و در سایه تاءدیب و تربیت شما به بهشت وارد شدیم . شما خودتان چرا به دوزخ افتادید؟
مى گویند:
ما به خیر دعوت مى كردیم . ولى خودمان عمل نمى كردیم .)
آیا این خسارت نیست كه انسان ، دارویى براى درمان بیماران یا مشعلى براى هدایت دیگران تهیه كند، ولى خود در كام مرض بمیرد یا در دام ظلمت بماند؟!
هم ندانستن عیب است ، هم به دانسته عمل نكردن .
رسول خدا (ص ) ادامه مى دهد:
(اى ابوذر!...
حقوق پروردگار، بیش از آن است كه بندگانش بتوانند ادا كنند.
نعمتهاى خدا، افزونتر از آن است كه بندگان ، قدرت شمارش آن را داشته باشند.
اى ابوذر!..
تو، در گذشت شب و روز، در حالى به سر مى برى كه اَجَلها كم مى شود، كارها دقیقاً محفوظ است ، مرگ هم ناگهان مى رسد.
هر زارع و كشتكارى ، آنچه را كاشته درو مى كند (گندم از گندم بروید، جو ز جو...)
هركس به هر چیزى برسد، خداوند عطا كرده ، و هركه از گزند و شرّى محفوظ مانده ، خداوند نگهبانش بوده است ...)

سیماى پرهیزكاران
(اى ابوذر!...
پرهیزكاران ، سرورانند. و فقها، رهبران .
همنشینى با اهل تقوا و فقه ، سبب فزونى دانش و دین است .
مؤ من ، گناهش را همچون صخره اى سنگین مى بیند كه مى ترسد بر سرش بیفتد و... كافر، گناه خود را همچون مگسى مى بیند كه بر بینى اش مى گذرد.
اى ابوذر!...
هرگاه خداوند، اراده نیكى به بنده اى بكند، گناهانش را همیشه پیش چشمش قرار مى دهد و هرگاه ، خوبى كسى را نخواهد، گناهانش را از یادش ‍ مى برد...) (كه موفق به توبه نشود).
یكى از بزرگترین گناهان ، كوچك شمردن گناه است . این ، نشانه غرور انسان است . اگر انسان نسبت به معصیتها، بى توجه باشد، موفق به توبه هم نخواهد شد. كسى كه بى توبه بمیرد، در قیامت باید پاسخگوى خطاها و نافرمانیهایش ‍ باشد.
حیف است كه وجود، در باتلاق گناه ، خفه شود.
ظلم است كه هستى ، به گناه آلوده گردد.
ستم بر انسان است و ناسپاسى از خدا، كه انسان گنهكار شود.
انسان براى طاعت آفریده شده .... نه معصیت ! و براى عبادت ، ... نه سركشى ! و براى رحمت ، ... نه عذاب و براى وصال ... نه هجران ! و براى صعود، ... نه هبوط و سقوط!
گرچه گناهان را به صغیره و كبیره  تقسیم كرده اند و كبائر را زشت تر و عذاب آن را دردناكتر از صغائر دانسته اند ولى ... گناه ، گناه است . از این جهت كه نافرمانى است ، كوچك و بزرگ ندارد. وقتى درك كنیم كه سرپیچى از فرمان چه كس ‍ شده است ، آنگاه از گناه كوچك هم هراس خواهیم داشت و گناهان صغیره  را هم ترك خواهیم كرد.
پیامبر اسلام (ص ) در سفارش به ابوذر، ملاك را اینگونه روشن مى كند:
(اى ابوذر!... به كوچكى گناه نگاه مكن .
نگاه به عظمت كسى بنگر كه نافرمانى اش كرده اى ...
اى ابوذر!...
یك انسان ، حتى به خاطر گناه ، از رزق محروم مى شود.
بهره مند، كسى است كه سخنش با عملش یكى باشد. و گرفتار آنكه قول و فعلش با هم ناسازگار باشد.
اى ابوذر!
آنچه به تو مربوط نمى شود و در قبال آن مسؤ ولیتى ندارى رهایش كن . آنچه را به تو مربوط نیست مگو و زبانت را در زندان اختیار خویش قرار بده ...)
(زبان سرخ ، سر سبز مى دهد برباد...) و مگر كم گناهى است كه از طریق زبان انجام مى گیرد؟
دهان چون قفلى است كه اژدهاى زبان را به بند كشیده است . كلید این قفل و درب باید در اختیار تو باشد. هروقت خواستى سخن بگویى ، آنچه را با عقل و ایمان و با شرع و خرد منطبق است بر زبان آورى .
در حدیث است :
شایسته ترین چیزى كه مستحق محبوس ساختن است زبان است . اگر زبان آزاد باشد هر چه بخواهد بگوید، روزى سر از غفلت برخواهیم داشت كه بارى سنگین بر دوشمان است ، بارى سنگین از:
تهمت و افترا، دروغ و شایعه پراكنى ، استهزاء و سخن چینى ، لغویات و یاوه گویى ، غیبت و اهانت ، فحش و ناسزا...
آن وقت ، این جان پاك باید زیر این همه بار ناپاكى خُرد شود و روزى پاسخگوى آن گفته ها و اظهارات باشد. آرى ... از گفته  هم سؤ ال خواهد بود. آیا بهتر نیست كه بر زبان ، مهر بزنیم و با مهار تقوا، آن را كنترل كنیم ؟
مزن بى تاءمل به گفتار، دم




نكو گو، اگر دیر گویى ، چه غم ؟!






تعداد کل صفحات: 31 1 2 3 4 5 6 7 ...
>